• 1405 سه‌شنبه 31 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6304 -
  • 1405 پنج‌شنبه 3 ارديبهشت

چرخش زباني و تفوق قدرت معنايي

بهمن اكبري

اعصابي كه طي هفته‌ها و ماه‌هاي اخير از طريق توييت‌هاي گاه و بي‌گاه ترامپ، خرد شده در واقع ناشي از يك تحول بنيادين در قدرت معنايي است كه با ظهور ترامپ در نظام بين‌الملل ايجاد شده است. نوع خاصي از رفتارهاي آنارشيك كه هيچ اسلوب و روشي براي آن نمي‌توان درنظر گرفت. يك روز با زباني غيرمتعارف ايران را تهديد به بمباران و از بين بردن تمدن پارسي كرده و روز ديگر بدون هيچ دليل خاصي صحبت از قهرمان بودن ملت ايران مي‌كند. اين بحث در واقع بازتابي است از يكي از عميق‌ترين و كلاسيك‌ترين مناظرات در نظريه روابط بين‌الملل، يعني تقابل ميان «واقع‌گرايي» (Realism) و «سازه‌انگاري» (Constructivism). اين يادداشت آكادميك با تمركز بر قدرت نرم، اقتدار و نقش مفاهيم در روابط بين‌الملل تدوين شده است. در تحليل سنتي سياست بين‌الملل، قدرت غالبا در ابعاد مادي (نظامي و اقتصادي) خلاصه مي‌شود. ديدگاه واقع‌گرايانه (Realism) با فرض «آنارشيك» بودن نظام بين‌الملل، مفاهيمي چون اخلاق، حسن نيت و اعتماد را روساختي و بي‌اعتبار مي‌انگارد. اما با ظهور رويكردهاي نوين، به‌ويژه «سازه‌انگاري» و نظريات «قدرت نرم» مشخص شد كه قدرت مادي بدون پشتوانه معنايي و مفاهيم مشروعيت‌ساز، نه تنها ناپايدار، بلكه پرهزينه و ناكارآمد است.
اول، واژگان به مثابه كالبد؛ مفاهيم به مثابه جان: برخلاف اين تصور كه واژگان در سياست بين‌الملل صرفا ابزارهاي تزييني است، «چرخش زباني» (Linguistic Turn) در علوم سياسي نشان مي‌دهد كه زبان، واقعيت‌هاي سياسي را «خلق» مي‌كند. مفاهيمي مانند «عدالت»، «حق حاكميت» يا «تروريسم» واژگان صرف نيست، بلكه بسترهايي است كه كنشگري قدرت را ممكن يا ناممكن مي‌سازد. قدرت بزرگ، قدرتي است كه بتواند «تعاريف برساختي» و واژگان ويژه آن معاني خود را به نظام بين‌الملل تحميل كند. كسي كه واژگان را تعريف مي‌كند، مرزهاي مشروعيت را نيز تعيين و بازآفريني مي‌كند، بنابراين مفهوم‌سازي نه يك امر حاشيه‌اي، بلكه جوهره قدرت در عرصه جهاني است.
دوم، از قدرت عريان (Power) تا اقتدار مشروع 
(Authority): تفاوت ظريفي ميان «قدرت» و «اقتدار» وجود دارد. قدرت عريان (Hard Power) بر اجبار و پاداش استوار است، اما اقتدار (Authority) زماني حاصل مي‌شود كه زيردستان يا ديگر بازيگران، پيروي از يك قدرت را «درست» و «مشروع» بدانند. 
در دنياي امروز، هزينه اعمال قدرت عريان به‌ شدت افزايش يافته است. اگر قدرتي نتواند رفتار خود را در قالب مفاهيمي چون «منطق»، «حسن‌نيت» و «نظم بين‌الملل» صورت‌بندي (Framing) كند با مقاومت سيستمي روبه‌رو و فرسوده مي‌شود. در واقع، «حسن‌نيت» و «اعتماد» نه تنها مفاهيمي اخلاقي، بلكه «دارايي‌هاي استراتژيك» است كه هزينه تراكنش‌هاي بين‌المللي را كاهش مي‌دهد.
سوم، نبرد شناختي و چهره نرم قدرت: جوزف ناي معتقد است قدرت نرم، توانايي دستيابي به مطلوب از طريق «جذابيت» به جاي «اجبار» است. در پارادايم نبرد شناختي (Cognitive Warfare)، هدف نهايي «تغيير محاسبات ذهني رقيب» است. در اينجاست كه «وجه نرم قدرت» اهميت مي‌يابد. اگر «تنِ» واژگان (ديپلماسي) با «جانِ» مفاهيم (اقتدار و اقناع) همراه نباشد، قدرت سخت در بن‌بست‌هاي راهبردي گرفتار مي‌ماند. ديپلماسي نه در خلأ، بلكه در بستري از «اعتبارسازي» عمل مي‌كند. بدون اعتبار (Credibility)، هيچ پيامي در محيط بين‌الملل شنيده نمي‌شود و قدرت نظامي صرف به انزواي سياسي مي‌انجامد. اگرچه قدرت سخت شالوده بقا در نظام آنارشيك است، اما آنچه به اين بقا جهت، تداوم و «ارزش» مي‌بخشد، قدرت نرم و توانمندي در مديريت معنا و ساخت مفاهيم است. تقليل سياست بين‌الملل به مادي‌گرايي صرف، ناديده گرفتن موتور محرك تاريخ يعني «نظريه‌ها» و «هويت‌ها» است. قدرت واقعي در قرن جديد نه در توان تخريب، بلكه در توان «ساختن روايت‌هاي موردپذيرش» و تبديل قدرت به اقتدار است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون