آزمون دشوارترِ حكمراني
اميرعباس ميرزاخاني
حماسه اخير ملت ايران در دفاع از وطن، كه در قالب پيروزي قاطع در «جنگ رمضان» متجلي شد، نقطهعطفي غرورآفرين در تاريخ معاصر ماست. اين موفقيت نهتنها اقتدار دفاعي ايران را به رخ جهانيان كشيد، بلكه بار ديگر عزم پولادين ملتي را نشان داد كه در برابر تهديدها تسليمناپذير است. با اين همه، در سايه اين پيروزي درخشان، پرسشي بنيادين پديد ميآيد: اكنون كه نبرد در ميدان به سود ما پايان يافته، آيا خود را براي آزمون دشوارترِ حكمراني مهيا كردهايم؟ هويت امروز ايران، مرهون ايستادگي و فداكاري نيروهاي مسلح، دولت پاي كار، دانشمندان و مردمي است كه در سختترين شرايط از كيان ميهن دفاع كردند. دستاوردهاي دفاعي كشور ـ از موشكهاي پيشرفته تا سامانههاي پدافندي ـ گواهي روشن بر نبوغ ملي است. در كنار اين كاميابي، تجربه تلخ بدعهدي قدرتهاي جهاني، بهويژه ايالات متحده در مذاكرات گذشته، بارها به ما آموخته كه اتكا به توان داخلي و حفظ استقلال، بنياديترين راهبرد بقا و پيشرفت است. اكنون كه گرد و غبار نبرد رمضان تا حدودي فرو نشسته و طنين پيروزي در فضاي كشور پيچيده، وظيفه اصلي ما گذار از ميدان جنگ به ميدان حكمراني است؛ عرصهاي ظريفتر و دشوارتر كه در آن بلوغ سياسي، عقلانيت اجتماعي و توان مديريت ملي سنجيده ميشود. نخستين شرط اين مرحله، پرهيز از سرمستي و دوري از غرور بيمهار است؛ چراكه تاريخ گواه آن است كه فروغ پيروزي، بيفروتني و خردورزي، ديري نميپايد. در اين مسير، بيش از هر زمان ديگر انتظار ميرود حاكميت با تواضعي واقعي در برابر ملت بايستد و خود را نه برتر از مردم، كه در كنار آنان بداند؛ همان مردمي كه سالها بار دشواريها را بر دوش كشيدهاند. پيروزي رمضان تنها زماني به سرمايهاي پايدار بدل ميشود كه با حكمراني عادلانه، قانونمدار و مردممحور همراه باشد؛ آنگاه كه حق مظلومان بازستانده شود و صاحبان قدرت، هر كه باشند، در برابر قانون پاسخگو بمانند. آشتي دولت و ملت، توجه به رنجهاي مردم و جبران نارواييهاي گذشته، ميتواند آغازي بر ترميم اعتماد عمومي باشد.
در ميانه اين راه، هشداري مهم نيز درخور تأمل است: چه در فروكشكردن آتش اين نبرد و چه در صورت گسترش بحران، اگر برخي بيخبران درون كشور همچنان به نغمههاي يأس، خودكمبيني و شيفتگي به مظاهر تمدن غرب يا برجهاي شيشهاي همسايگان جنوبي ادامه دهند، شايسته آن است كه دستكم سكوت پيشه كنند و بيش از اين بر طبل ياوهگويي نكوبند؛ چراكه پرده از وابستگي و حرص سيريناپذير به قدرت و ثروت، سالهاست از فراز خليجفارس فرو افتاده است. در عين حال بايد هوشيار ماند تا مبادا با بازگشت آرامش، برخي محافل به نام صيانت و با عناويني از اين دست، بار ديگر تيغ سختگيري بر چهره جامعه فرود آورند و حضور پيگير و فداكارانه همين مردم را در روزهاي دشوار به فراموشي بسپارند؛ چنانكه پس از جنگ دوازدهروزه نشانههايي از آن پديدار شد. در جنگ شناختي و نبرد روايتها نيز، اگر يار شاطر رزمندگان نيستيم، دستكم بارِ خاطر مردم رنجديده نباشيم. اگر از پستوي بازار دستمالفروشان گلهاي داريم، قيصريه را به آتش نكشيم و نگذاريم كژفهمي يا تنگچشمي، تلاشها و ايستادگي اين ملت رشيد را مخدوش سازد. پيروزي در نبرد رمضان همچنين آشكار ساخت كه دانشمندان و متخصصان ايراني از ظرفيتي عظيم برخوردارند. همان مغزهاي توانمندي كه ايران را در برابر تهديدها مصون داشتند، ميتوانند در مسير توسعه علمي و اقتصادي نيز نقشآفرين باشند؛ بهشرط آنكه فضايي فراهم شود كه عقلانيت جايگزين رويكردهاي قهري شود و نخبگان در تصميمسازي و تصميمگيري مشاركت واقعي داشته باشند. بازگشت نخبگان خارج از كشور، تقويت دانشگاهها به عنوان كانونهاي خلاقيت و ايجاد محيطي امن و آزاد براي پژوهش و نوآوري، ميتواند آيندهاي روشنتر براي ايران رقم زند. پس از تجربه جنگ رمضان، دورهاي تازه در برابر كشور گشوده شده است؛ دورهاي كه اگر با تدبير، عدالتخواهي و بهرهگيري از سرمايه انساني اداره شود، ايران قادر خواهد بود نهتنها بر پاي خود بايستد، بلكه الگويي از ثبات، پيشرفت و عدالت براي منطقه ارايه كند. ملت ايران، با همه دشواريها، ملتي است صبور، فداكار و اميدآفرين؛ مردماني كه هرگاه فرصت يافتهاند، ظرفيتهاي شگفتانگيز خود را شكوفا كردهاند. اميد آنكه با پرهيز از غرور، تقويت عدالت و اتكا بر انسان ايراني، آيندهاي روشنتر و باثباتتر فراروي اين سرزمين گشوده شود. اكنون اما صحنه پيش رو پيچيدهتر از هميشه است. چه در جنگ دوازدهروزه و چه در نبرد چهل روزه، واداشتن ايالات متحده به گذار از بمباران بيوقفه به پذيرش آتشبس، محاصره و گفتوگوي سياسي، موفقيتي بزرگ بهشمار ميآيد. با اين همه، بازي به پايان نرسيده است. نهتنها شبيخون سوم، كه هيچ تحول پيشبينيناپذيري در دو سال و نيم آينده ترامپ تا پايان دولتش دور از انتظار نيست؛ چراكه امريكا بهآساني از جنگي كه اعتبار و جايگاه ابرقدرتياش بدان گره خورده، دست نخواهد شست.