• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6307 -
  • 1405 دوشنبه 7 ارديبهشت

اقتصاد پرهزینه و فشار بر اشتغال

ساسان باقرپناه

تعادل گمشده میان کارگر، کارفرما و دولت
در شرایطی که طی ماه‌های اخیر «عدم تعدیل نیرو» به یکی از مطالبات پرتکرار در میان نهادها، تحلیلگران و افکار عمومی تبدیل شده، یک پرسش اساسی همچنان پابرجاست: بنگاه‌ها با چه ظرفیتی و بر اساس چه واقعیت‌هایی می‌توانند این انتظار را محقق کنند؟ واقعیت این است که بخش قابل توجهی از کسب‌ و کارها، در این دوره با کاهش سطح فعالیت یا حتی توقف موقت مواجه بوده‌اند، در حالی که هزینه‌های ثابت آنها - ازجمله حقوق، بیمه، مالیات و سایر تعهدات جاری - بدون تغییر باقی مانده است. این وضعیت، نمونه‌ای از فشردگی سود (Profit Squeeze) در بنگاه‌هاست؛ جایی که هزینه‌ها افزایش می‌یابد، اما درآمدها متناسب با آن رشد نمی‌کند. در این میان، سیاست‌های دستمزدی نیز نقش مهمی در تشدید یا تعدیل این فشار دارند. افزایش قابل توجه سطح حقوق، اگرچه با هدف بهبود قدرت خرید نیروی کار انجام می‌شود، اما در صورتی که با رشد بهره‌وری و ظرفیت واقعی تولید همراه نباشد، می‌تواند به افزایش هزینه‌های تولید منجر شود. این پدیده در ادبیات اقتصادی، بخشی از ساز و کار «تورم فشار هزینه»      (Cost-Push Inflation) تلقی می‌شود.  از سوی دیگر، افزایش دستمزد تنها به افزایش پرداخت مستقیم محدود نمی‌شود، بلکه تعهدات بیمه‌ای کارفرما را نیز به‌ صورت همزمان افزایش می‌دهد؛ چرا که مبنای محاسبه حق بیمه، سطح دستمزد است. در نتیجه رشد حقوق، به‌ طور ترکیبی فشار بیشتری بر ساختار هزینه بنگاه وارد می‌کند. این افزایش هزینه‌ها، در بسیاری از موارد به قیمت تمام‌ شده کالاها و خدمات منتقل می‌شود. در نتیجه، اگر این روند بدون افزایش بهره‌وری ادامه یابد، می‌تواند به شکل‌گیری چرخه‌ای از افزایش دستمزد و افزایش قیمت‌ها - موسوم به «مارپیچ دستمزد- قیمت» - منجر شود؛ چرخه‌ای که در نهایت، بخشی از اثر مثبت افزایش حقوق بر قدرت خرید را نیز خنثی می‌کند. در سطح کلان، این تحولات به سیاست‌های مالی دولت نیز گره می‌خورد. افزایش هزینه‌های جاری، ازجمله حقوق، در صورتی که با رشد پایدار درآمدهای دولت همراه نباشد، می‌تواند به افزایش فشارهای مالی منجر شود. 

در چنین شرایطی دولت‌ها معمولا برای جبران این عدم توازن به سمت تقویت منابع درآمدی - به‌ویژه مالیات -حرکت می‌کنند. این روند، اگر بدون توجه به ظرفیت واقعی بنگاه‌ها اجرا شود، می‌تواند فشار مضاعفی بر شرکت‌ها وارد کرده و توان آنها برای حفظ اشتغال را تضعیف کند. در چنین فضایی، انتظار افزایش «تاب‌آوری» از بنگاه‌ها، بدون کاهش فشارهای هزینه‌ای و ایجاد ثبات در محیط اقتصادی می‌تواند به شکاف میان انتظار و توان واقعی منجر شود. تاب‌آوری مفهومی واقعی است، اما نیازمند پیش‌شرط‌هایی است که بدون آنها صرفا به یک مطالبه تبدیل می‌شود. در کنار این عوامل اقتصادی نباید از نقش فضای روانی بازار کار نیز غافل شد. در برخی بسترهای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی، روایت‌هایی شکل گرفته که روابط میان کارگر و کارفرما را به ‌صورت تقابلی و یک‌طرفه ترسیم می‌کند. تکرار چنین روایت‌هایی - حتی زمانی که از درون برخی سازمان‌ها بازتاب پیدا می‌کند - می‌تواند به تضعیف اعتماد، کاهش انگیزه و افت روحیه همکاری در محیط‌های کاری منجر شود. در حالی که در شرایط اقتصادی پیچیده، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تقویت سرمایه اجتماعی درون سازمانی و حفظ اعتماد متقابل است. روابط کاری زمانی پایدار می‌ماند که هر دو طرف، تصویر واقع‌بینانه‌تری از شرایط یکدیگر داشته باشند.  از این رو، راه‌حل در شرایط فعلی، نه در تقابل، بلکه در بازتعریف روابط کاری و ایجاد انعطاف در تصمیم‌هاست. تجربه برخی بنگاه‌ها نشان می‌دهد که توافق‌های موقت - مانند کاهش ساعات کاری، تنظیم مجدد پرداخت‌ها یا بازطراحی تعهدات - می‌تواند به حفظ اشتغال کمک کند و هزینه‌ها را در کوتاه‌مدت مدیریت‌پذیرتر سازد. در سطح سیاستگذاری نیز حمایت موثر از اشتغال، نیازمند ابزارهایی فراتر از تعویق در دریافت‌ مالیات است. طراحی مشوق‌های واقعی - مانند تخفیف در هزینه‌های بیمه‌ای یا مالیاتی در قبال حفظ نیروی کار - می‌تواند اثربخشی بیشتری در پایداری اشتغال داشته باشد. همچنین افزایش انعطاف در مقررات بیمه‌ای در دوره‌های خاص می‌تواند به کاهش فشار بر بنگاه‌ها کمک کند. در نهایت حفظ اشتغال در شرایط فعلی یک مساله صرفا اجتماعی نیست، بلکه یک موضوع اقتصادی و سیستمی است. این هدف تنها در صورتی محقق می‌شود که میان سه ضلع اصلی این معادله- کارگر، کارفرما و دولت- نوعی تعادل برقرار شود. اقتصاد پرهزینه، بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌های متوازن نیاز دارد؛ تصمیم‌هایی که نه بر پایه تقابل، بلکه بر اساس درک متقابل و هماهنگی میان اجزای مختلف اقتصاد شکل گرفته باشد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون