• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6308 -
  • 1405 سه‌شنبه 8 ارديبهشت

آيا مذاكرات فايده دارد؟

عباس عبدي

يادداشت‌هايم درباره جنگ را با دفاع از اصل مذاكره آغاز مي‌كنم. چرا اين مساله مهم است؟ چون با يك مغلطه رايج عليه آن مواجهيم كه عده‌اي با استناد به آن در صدد نفي مذاكره هستند. آنان مي‌گويند كه ايالات متحده دنبال مذاكره نيست و در صدد اتلاف وقت يا خريدن فرصت است. تجربه مذاكرات بهار سال گذشته (پيش از جنگ ۱۲ روزه) و مذاكرات پيش از جنگ رمضان نيز نشانه درستي اين ادعا است. در تاييد اين ادعا حتي شواهدي را از مذاكرات اخير هم ارايه مي‌دهند. هر سه مورد يا حداقل دو مورد اول كاملا درست است، ولي اين نافي فايده‌مند بودن مذاكرات نيست. اتفاقا در هر دو مورد قبلي برنده اصلي مذاكرات ايران بوده است، هر چند گفت‌وگوها در عمل به نتيجه‌اي نرسيد و جنگ شد؟ چرا اين ادعا مي‌شود؟ فرض كنيم كه بهار سال گذشته پيشنهاد امريكا درباره مذاكره را نمي‌پذيرفتيم و انجام نمي‌شد. چه دستاورد مثبتي براي ايران حاصل مي‌شد؟ هيچ.  به معناي دقيق هيچ. هيچ كمكي هم به افزايش آمادگي رزمي ايران نمي‌كرد، چون مسير آن مستقل از مذاكرات بود. هيچ نفع اقتصادي براي ايران نداشت،  فقط قدري هزينه رفت و آمد مذاكره‌كنندگان را كم مي‌كرد.  در مقابل نتايج رد كردن پيشنهاد گفت‌وگو،  همگي منفي بود. ترامپ مي‌گفت ايران نمي‌خواهد مذاكره كند، لذا براي حمله اسراييل و امريكا مشروعيت‌تراشي مي‌كرد. دنيا هم مخالفت با مذاكره را نمي‌پذيرد. از همه بدتر اينكه در داخل اختلاف مي‌افتاد و به‌طور قطع افراد زيادي معتقد مي‌شدند كه اگر مذاكره مي‌كرديم، چنين و چنان مي‌شد و در نهايت جنگ را محصول مخالفت ايران با مذاكره مي‌دانستند. پذيرش مذاكره نتايج كاملا معكوسي داشت. همه پذيرفتند كه ايران مي‌خواهد حل كند، هم در داخل كشور و هم در سطح جهاني چنين برداشتي مشهود بود. به ويژه آثار آن در داخل بسيار گسترده و عميق بود. يكي از مهم‌ترين دلايل واكنش مناسب مردم در جنگ ۱۲ روزه، همين بود  كه ايران وارد مذاكرات شده بود و حتي تاريخ دور بعدي مذاكرات هم تعيين شده بود، ولي بدون هيچ اعلان قبلي و برخلاف اصول متعارف جنگي و در ميانه مذاكرات به ايران حمله كردند. شايد رهبري نظام نيز متوجه اين نكته بودند كه متفاوت از نظرات پيشين خود، اجازه مذاكرات را دادند.  

جالب اينكه حتي پيش از جنگ اخير نيز اين اجازه صادر شد، به‌رغم آنكه تجربه مذاكرات پيش از جنگ ۱۲ روزه نيز وجود داشت. چرا؟ براي اينكه آن مذاكرات كه معلوم شد از طرف امريكا صوري بوده، در نهايت به سود ايران شد. چرا امريكا چنين سياستي را پيش مي‌برد؟ آيا متوجه تبعات منفي اين كار نيستند؟ آنان هم محدوديت‌هاي خود را دارند. در واقع بدون پيشنهاد مذاكره و مستقيما حمله كردن، در جهان محكوم است. آنان هم نياز دارند كه بگويند ما پيشنهاد مذاكره داديم، طرف مقابل نپذيرفت يا پذيرفت ولي به توافق مورد نظر ما نرسيد. بنابراين هر دو طرف در برابر اصل مذاكره، مجبورند كوتاه بيايند، هر چند ممكن است يكي يا هر دو طرف با آن صوري و شكلي برخورد كنند و هدف‌شان جنگ باشد. عجيب اينكه در دوره جليلي ايران بود كه مذاكرات نمايشي و صوري دور دنيا را انجام مي‌داد و طرف مقابل هم آن را رد نمي‌كرد و مخالفان امروز مذاكره آن زمان از آن مذاكرات بي‌فايده و نمايشي دفاع مي‌كردند. جالب است كه علي‌رغم دو تجربه قبلي، باز هم در اين دور، ايران مذاكره را پذيرفت و جالب‌تر اينكه هم سطح آن را بالاتر برد و هم مستقيم انجام داد. شايد از ابتدا هم مي‌دانستند به نتيجه نمي‌رسند. پس نفي مذاكره هيچ نتيجه‌اي ندارد جز اينكه خود را در موضع ضعيف‌تر قرار مي‌دهيد. طبعا مذاكره نبايد مانع آمادگي‌هاي ديگر شود، بلكه برعكس بايد آنها را تقويت كند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون