صرفهجويي در مصرف انرژي
محسن بيگلربيگي
در روزهايي كه خبرهايي از آسيب ديدن زيرساختهاي توليدي كشور بهويژه در قطبهاي راهبردي پتروشيمي مانند عسلويه و ماهشهر، نگرانيها را افزايش داده، يك واقعيت بيش از هميشه خودنمايي ميكند: پايداري توليد ملي، تنها به توان صنعتي وابسته نيست؛ بلكه به رفتار مصرفي ما نيز گره خورده است. صنعت پتروشيمي به عنوان يكي از ستونهاي اصلي اقتصاد كشور، وابستگي عميقي به زيرساختهايي دارد كه كمتر ديده ميشوند، اما حياتياند؛ واحدهاي يوتيليتي شامل برق، بخار، آب صنعتي و هواي فشرده. هرگونه اختلال در اين بخشها، عملا به توقف كامل زنجيره توليد ميانجامد. تجربههاي جهاني نيز نشان دادهاند كه در صنايع فرآيندي، حتي چند ساعت وقفه در تامين انرژي ميتواند خسارتهاي چند ميليوني و آثار بلندمدت بر بازار برجاي بگذارد. در چنين شرايطي همزماني دو عامل، وضعيت را حساستر ميكند: از يك سو افزايش دماي هوا و رشد مصرف برق و از سوي ديگر محدوديت در برخي زيرساختهاي توليدي. نتيجه اين همزماني، فشار مضاعف بر شبكه برق كشور است؛ شبكهاي كه در سالهاي اخير با شكاف ميان توليد و مصرف مواجه بوده و در اوج تابستان با كمبود قابل توجهي روبهرو ميشود. اما نكته كليدي اينجاست: بخش خانگي، سهمي قابل توجه در مصرف برق كشور دارد و بهويژه در ساعات اوج، تعيينكننده است. به بيان ساده، هر كاهش در مصرف خانگي، مستقيما به آزادسازي ظرفيت براي بخش توليد منجر ميشود. اين يعني روشن ماندن يك كولر كمتر در يك خانه ميتواند به روشن ماندن يك واحد صنعتي كمك كند. در شرايطي كه برخي مجتمعهاي پتروشيمي براي راهاندازي مجدد يا حفظ حداقل توليد، نيازمند تامين پايدار انرژي هستند، همين صرفهجوييهاي به ظاهر كوچك، نقشي بزرگ ايفا ميكند. اگر اين همراهي شكل نگيرد، پيامدها تنها محدود به صنعت نخواهد بود، بلكه به سرعت به زندگي روزمره مردم منتقل ميشود. كاهش توليد در پتروشيمي، به معناي كاهش عرضه مواد اوليه براي طيف گستردهاي از صنايع است. از بستهبندي مواد غذايي گرفته تا توليد كودهاي كشاورزي، از دارو و تجهيزات پزشكي تا لوازم خانگي و مصالح ساختماني همه به اين زنجيره وابستهاند.
اختلال در اين چرخه، نتيجهاي جز افزايش قيمتها، كمبود كالا و فشار بيشتر بر معيشت خانوارها نخواهد داشت. در چنين فضايي دعوت به كاهش مصرف انرژي، يك توصيه معمولي نيست، بلكه يك ضرورت ملي است. اين اقدام در عمل ميتواند آثار اختلالات وارد شده به زيرساختهاي توليدي را كاهش دهد و از گسترش بحران جلوگيري كند. به تعبير دقيقتر، صرفهجويي در مصرف انرژي، نوعي «پدافند اقتصادي» است؛ واكنشي هوشمندانه و كمهزينه كه آثار فشارها بر توليد را خنثي ميكند. امروز هر شهروند ميتواند نقشي فراتر از يك مصرفكننده داشته باشد. با اقداماتي ساده از تنظيم دماي وسايل سرمايشي تا پرهيز از مصرف همزمان تجهيزات پرمصرف در ساعات اوج، ميتوان سهمي واقعي در حفظ پايداري توليد ايفا كرد. در نهايت بايد پذيرفت كه عبور از شرايط سخت، تنها با اتكا به ظرفيتهاي صنعتي ممكن نيست. اين يك مسير مشترك است؛ مسيري كه از خانههاي ما آغاز ميشود و به كارخانهها و بازارها ميرسد. صرفهجويي در مصرف انرژي، امروز نه يك انتخاب، بلكه يك مسووليت ملي است.
من نيز به دعوت رييسجمهور، مسعود پزشكيان لبيك ميگويم؛ با اين باور كه اگر چرخ صنعت بچرخد، چرخ خانهها نيز خواهد چرخيد و اگر همراهي كنيم، ايرانمان استوارتر از هميشه خواهد ماند.
رييس كميته پتروشيمي اتاق بازرگاني ايران