استراتژي مرد ديوانه
كوروش احمدي در گفتوگو با «اعتماد» رفتار رییسجمهور امریکا را بررسی میکند
ترامپ اگر در ازاي جنگ پرهزينهاي كه به كشور خود و كشورهاي منطقه تحميل كرده، نتواند امتيازي بگيرد، بسيار غيرمحتمل است كه وادار به عقبنشيني شود و جنون او ممكن است حتي عود كند.
در سياست داخلي امريكا، ترامپ به دنبال توافقي با ايران است كه بتواند آن را بهتر از توافق برجام در دولت اوباما معرفي كند
حديث روشني
براساس اخبار و مواضعي كه رييسجمهوري ايالاتمتحده اتخاذ كرده و ميكند ظاهرا حيات سياسياش به دو متغير سرنوشت برنامه هستهاي ايران و ذخاير غنيسازي شده در خاك كشورمان منوط است؛ بدين معنا كه ترامپ تلاش دارد تا با كسب امتيازهاي حداكثري از ايران به توافقي كاملا متفاوت از برجام دست يابد در غير اين صورت بعيد نيست كه دوباره درگير جنون شده و جنگ ديگري را عليه ايران، منطقه و جهان با هزينه بالا تحميل كند. ارسال طرح پيشنهادي جديد ايران در پاسخ به اصلاحيههاي پيشنهادي ايالاتمتحده درباره طرح پايان جنگ، بار ديگر نشانههايي از تداوم مسير ديپلماسي ميان تهران و واشنگتن بعد از تمديد توقف آتش را آشكار كرده است؛ مسيري كه به ادعاي ناظران هر چند شكننده، اما هنوز متوقف نشده است. به ادعاي اكسيوس، اين پاسخ از طريق ميانجيگري پاكستان به واشنگتن منتقل شده؛ گفتني است همزمان با آن، جزييات ادعايي يك پيشنهاد ۱۴ مادهاي نيز ازسوي رسانههايي چون والاستريت ژورنال منتشر شده كه بر يك فرآيند دو مرحلهاي براي پايان درگيري تاكيد دارد؛ تمركز فوري بر بازگشايي تنگه هرمز و توقف حملات و در گام بعدي ورود به پرونده هستهاي و تحريمها. اين درحالي است كه استيو ويتكاف، فرستاده ويژه كاخ سفيد، با ارسال اصلاحيههايي خواستار بازگشت صريح موضوع هستهاي به متن توافق شده و شروطي ازجمله توقف انتقال اورانيوم غنيشده را مطرح كرده است. همزمان، دونالد ترامپ با استناد به توقف تبادل آتش، مدعي پايان خصومتها شده تا از فشار ضربالاجل قانوني كنگره عبور كند؛ ادعايي كه با ترديد فزاينده در ميان قانونگذاران امريكايي به واسطه نزديك شدن به انتخابات مياندورهاي همراه شده است. با اين همه برخي تحليلگران معتقدند اين تحولات همزمان نشان ميدهد كه هر چند دوطرف همچنان در تاكتيكها و اولويتها اختلاف دارند، از تقدم پرونده هستهاي گرفته تا نحوه رفع تحريمها، اما چارچوبي حداقلي براي ادامه گفتوگو شكل گرفته است. لذا پيشنهاد مرحلهبنديشده ايران تلاشي براي تفكيك بحران فوري امنيت انرژي و تنگه هرمز از مناقشه راهبردي برنامه هستهاي است، اين درحالي است كه واشنگتن ميكوشد اين دو را بههم گره بزند تا اهرم فشار خود را حفظ كند. در اين ميان هستند گروهي كه همچنان باور دارند نقش پاكستان به عنوان ميانجي و همزمان فشارهاي داخلي در امريكا ميتواند مسير مذاكرات را تعيينكنندهتر كند. با اين همه به نظر ميرسد برآيند اين روند حاكي از آن است كه نه جنگ بهطور واقعي پايان يافته و نه ديپلماسي به بنبست كامل رسيده، بلكه هر دو در وضعيتي معلق قرار دارند كه آينده آن بيش از هر چيز به تصميمات سياسي در واشنگتن و ميزان انعطافپذيري متقابل طرفين بستگي دارد. در همين راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي سناريوهاي احتمالي سرنوشت تنش ميان تهران و واشنگتن به واسطه تحركات روزهاي اخير با كوروش احمدي، ديپلمات پيشين كشورمان در نيويورك گفتوگو كرده است. مشروح اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد:
كوروش احمدي، ديپلمات پيشين كشورمان در پاسخ به پرسش «اعتماد» در رابطه با سناريوهاي احتمالي پيرامون پيشنهادات جديد ايران كه اخيرا از طرق ميانجي پاكستاني به واشنگتن ارسال شده است، گفت: خبر چنداني از محتواي طرح جديد ايران كه پنجشنبه از طريق پاكستان به امريكا منتقل شده، نداريم. در هر صورت نشريات اكسيوس و وال استريت ژورنال گزارشاتي را در مورد اين طرح جديد منتشر كردهاند، اما به واقع نميدانيم درست است يا خير. در هر حال آقاي بقايي، سخنگوي دستگاه ديپلماسي هم در مصاحبهاي خاطرنشان كردند خاتمه جنگ و صلح پايدار، اولويت تهران در مذاكره با امريكا است. لذا روشن نيست كه معني اين گزاره چيست و آيا طرف مقابل باتوجه به خوي تجاوزكارانهاي كه از اين كشور سراغ داريم، ميپذيرد كه اول بين دو كشور صلح پايدار برقرار و تضمينهاي لازم داده شود و بعد در مورد بحث غنيسازي كه به ادعاي امريكا دليل اصلي تجاوزاتش بوده، مذاكره كنند يا خير.
به باور احمدي مشكل اين است كه مقامات ايراني توضيح چنداني در مورد مواضعي كه طي يكي، دو هفته گذشته مبناي كارشان بوده است، نميدهند و بهرغم اينكه طرحهايي كه به امريكا ارايه ميشود و امريكا هم طبيعتا بلافاصله آن را دراختيار اسراييل قرار ميدهد، اطلاعاتي به مردم در داخل كشور نميدهند و اين در شرايطي است كه مردم بهحق نگران شرايط و تداوم وضعيت معلق و بلاتكليفي حاكم و شرايط اقتصادي كشور هستند. به هر حال اميدواريم كه امريكا طرح جديد ايران را بپذيرد و مذاكرات از سر گرفته شود و طي آن همه موضوعات موردبحث قرار گيرد.
اين تحليلگر ارشد مسائل سياست خارجي در ادامه و در رابطه با اين گمانهزني كه گفته ميشود واشنگتن همچنان بر حل مساله هستهاي خواهان امتيازهاي حداكثري است به «اعتماد» گفت: طي يكي، دو هفته اخير شايعاتي در فضاي سياسي كشور مطرح شد با اين مضمون كه ايران حاضر به مذاكره با امريكا در مورد غنيسازي و محموله 440 كيلو اورانيوم 60درصد نيست. به واقع همچنان نميدانم اين شايعات درست است يا خير. اما به نظر ميرسد واقعيت روي زمين و خارج از ذهن ما اين است كه ترامپ حداقل در اين مرحله حيات سياسي خود را با همين دو موضوع گره زده است، يعني اگر در ازاي جنگ پرهزينهاي كه به كشور خود و كشورهاي منطقه تحميل كرده، نتواند امتيازي در اين رابطه بگيرد، بسيار غيرمحتمل است كه وادار به عقبنشيني شود و جنون او ممكن است حتي عود كند. به گفته احمدي در سياست داخلي امريكا، ترامپ به دنبال توافقي با ايران است كه بتواند آن را بهتر از توافق برجام در دولت اوباما معرفي كند. از آنجا كه برجام بر دو محور غنيسازي حداقلي در ايران و رفع تحريمهاي هستهاي عليه ايران استوار بود، توافقي با ايران كه متضمن تداوم حداقلي غنيسازي در ايران و حفظ ساختار غنيسازي باشد، براي ترامپ در حكم شكستي فاحش خواهد بود و موجب خواهد شد كه او در درون امريكا مضحكه شود و كل دوران رياستجمهوري او و ميراث سياسي او تحت الشعاع اين موضوع قرار گيرد. لذا او تمام تلاش خود را خواهد كرد كه به توافقي بهتر از برجام تن دهد. اين ديپلمات پيشين كشورمان در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره محاصره دريايي كشورمان و ايجاد كريدوري از طريق ميانجي پاكستاني به منظور انتقال محمولههاي ايران به كشور ثالث و جزييات برقراري اين كريدور جادهاي در مقطع كنوني گفت: واقعيت اين است كه تخصصي در ارتباط با حمل و نقل جادهاي و جايگزين كردن راههاي زميني به جاي راههاي دريايي نداريم. اما اين را ميدانيم كه در شرايط عادي حدود 90درصد واردات و صادرات ايران از مسير دريا و به ويژه بنادر امام خميني و شهيد رجايي انجام ميشود، لذا كارشناسان اتفاقنظر دارند كه راههاي زميني قطعا نميتواند جايگزين راههاي دريايي شود. البته بخشي از كالاهاي اساسي و مواد غذايي و خوراك دام و طيور را از كريدوري كه ذكر شد و شايد در مراحل بعد از شهر «مرسين» تركيه و «فاو» عراق ميتوان وارد كرد. اما هم ظرفيت محدود است و هم هزينه بسيار بالا خواهد بود. به باور احمدي اينكه چرا پاكستان در مقطع فعلي دست به احداث چنين كريدوري زده تصور ميكنم دو دليل ميتواند داشته باشد: اولا روابط ايران و پاكستان هميشه به لحاظ تاريخي و همجواري بسيار دوستانه بوده و علاقه به ايران در مردم پاكستان ريشهدار است. ثانيا در حقوق بينالملل محاصره دريايي بايد با رعايت اصول عام حقوق بشردوستانه و نيز حقوق كشورهاي بيطرف همراه باشد. بدان معنا كه امريكا به لحاظ حقوقي ملزم است كه مانع انتقال اقلام بشردوستانه مانند غذا و دارو نشود. احتمالا به همين علت امريكا طبعا امكان مخالفت با ايجاد كريدوري از طريق پاكستان را نداشته است. اين ديپلمات پيشين كشورمان در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در ارتباط با سناريوهاي احتمالي تداوم محاصره دريايي توسط واشنگتن گفت: به واقع صورت مساله اين است كه ادامه بسته ماندن تنگه هرمز از يك طرف و ادامه محاصره دريايي امريكا از طرف ديگر تا چه بازه زماني ميتواند ادامه يابد و اثرات آن بر اقتصاد جهاني چه خواهد بود. اساسا مشكلي كه در اين رابطه وجود دارد اين است كه عواقب سوء ادامه اين وضعيت عمدتا متوجه جنوب جهاني است و ميتواند اين سرزمينها را با بحران غذايي مواجه كند، چراكه كشورهاي آسيايي و آفريقايي از توان اقتصادي و توان مديريتي محدودتري برخوردارند و مشكلتر ميتوانند عوارض اين بحران در آبهاي منطقه ما را مديريت كنند. به گفته احمدي ترامپ در اين دوره مدعي است كه نه تنها به تنگه هرمز نيازي ندارد، بلكه توليد و صدور نفت امريكا طي دو ماه گذشته رو به افزايش گذاشته و روزانه حدود 5 و نيم ميليون بشكه نفت از امريكا صادر ميشود. به لحاظ كود شيميايي و مواد اوليه توليد كود نيز امريكاييها مدعي اندكه عمده واردات آنها از كانادا و ترينيداد انجام ميشود، ضمن اينكه كشاورزان امريكايي به طور معمول قبل از آغاز فصل ملزومات خودرا انبار ميكنند. حتي در صورت درستي اين ادعاها، اما ترديدي نيست كه بهاي كود و مواد غذايي جهاني است و با افزايش قيمت آن در دنيا در امريكا نيز افزايش قيمت رخ ميدهد و اين موجب اختلال در اقتصاد از جمله الزام بانك مركزي به بالا بردن نرخ بهره با هدف كنترل تورم ميشود و اين امر ميتواند روي سرمايهگذاري و نهايتا رشد اقتصادي تاثير سوء بگذارد. اين البته دورنمايي است كه مربوط به كوتاهمدت نيست و ممكن است موجب شود تمركز ترامپ بر اولويتهاي سياسي امروز و فردايش ادامه نداشته باشد.
احمدي در ادامه اين گفتوگو و در ارتباط با تبعات اين محاصره دريايي براي ايران بالاخص صادرات نفت كشورمان خاطرنشان كرد: در كوتاهمدت فكر ميكنم ايران متوجه تلاش براي واردات كالاهاي اساسي از طريق زميني از مسير كشورهاي همسايه خواهد بود. در مورد صدور نفت به چين از طريق راهآهن هم صحبت ميشود اما روشن است كه صدور نفت از اين طريق بسيار گران تمام خواهد شد و حجم نفت صادراتي بسيار محدود خواهد بود. لذا، اگر به واقع صادرات نفت از ايران كاهش جدي داشته باشد، اين خطر وجود دارد كه استخراج نفت به تدريج دشوار شود و از اين جهت به چاههاي نفت صدمه وارد گردد. به گفته اين تحليلگر مسائل بينالملل اگر چه راههايي مانند صادرات و واردات زميني وجود دارد، اما ممكن است اين راهها چندان افاقه نكند. البته برخي نيز با توجه به اين سخن درست كه محاصره دريايي در حكم اعلان جنگ است، توصيه ميكنند كه ايران به اقدام نظامي براي شكستن محاصره متوسل شود. اما اين توصيه در صورتي ميتواند درست باشد كه ايران از امكانات نظامي لازم و كافي برخوردار باشد. چالش ديگر اين است كه در صورت شروع حمله ازسوي ايران، ترامپ بهانهاي به دست خواهد آورد كه هم مشكلات حقوقي ادامه جنگ در كنگره را كاملا برطرف كند و هم باتوجه به نيروي هوايي امريكا و اسراييل تهديداتي جدي ممكن است متوجه زيرساختهاي ايران شود.
احمدي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» در اين رابطه كه شرايط داخلي ايالاتمتحده چقدر ميتواند دونالد ترامپ را وادار به عقبنشيني كند، گفت: به طور كلي بسيار بعيد ميدانم كه اعمال فشارهايي از جانب كنگره تاثير چنداني بر سياستها و برنامههاي ترامپ داشته باشد. مطابق قانون اساسي امريكا، رييسجمهور اختيارات بسيار گستردهاي در هدايت سياست خارجي امريكا و استفاده از نيروهاي مسلح اين كشور دارد و روساي جمهور هميشه توانستهاند با توسل به ابزارها و راه فرارهاي حقوقي و فني كنگره را دور بزنند. در آخرين تحول ترامپ طي نامهاي به كنگره، اعلام كرده كه جنگ از 7 آوريل به بعد متوقف شده و ترك مخاصمه انجام شده است و آن مهلت 60 روز رعايت شده است. حال اگر در تئوري، كنگره اين استدلال را با توجه به ادامه حالت خصمانه موجود و محاصره دريايي نپذيرد، اولا باتوجه به اكثريت جمهوريخواه در كنگره، بسيار بعيد است كه تصويب طرحي در رد موضع ترامپ ممكن باشد. به باور احمدي ثانيا حتي در صورت رد استدلال ترامپ نيز او ميتواند هر مصوبهاي از كنگره را وتو كند و در اين صورت كنگره تنها با دوسوم ميتواند وتوي رييسجمهور را بياثر كند. لذا، بسيار بعيد است كه از اين روياروييهاي بين حزب اقليت و كاخ سفيد خروجي مفيدي در جهت مهار تجاوزگريهاي ترامپ حاصل شود. احمدي در پاسخ به سوال ديگر «اعتماد» در رابطه با آثار و تبعات جهاني انسداد تنگه هرمز تشريح كرد: در مورد تنگه هرمز، بر اين باورم كه اقدامات ايران در شرايط جنگي در مقام دفاع از خود كاملا درست و مشروع بوده است. اما در ارتباط با شرايط بعد از خاتمه جنگ، ايران بايد به جهات حقوقي، توجه لازم را مبذول نمايد. رژيم حقوقي تنگهها در كنوانسيون حقوق درياها تثبيت شده و اگرچه ايران عضو اين كنوانسيون نيست و به اين رژيم حقوقي متعهد نميباشد، اما 170 كشور اين كنوانسيون را امضا و تصويب كردهاند و ترديدي در اينكه ادامه اين رژيم حقوقي براي دنيا مهم است، وجود ندارد. به گفته اين ديپلمات پيشين كشورمان يك دليل فرعي اين است كه هر گونه تغييري در رژيم حقوقي تنگه هرمز بدعتي براي تضعيف رژيم حقوقي همه 15 تنگه استراتژيك و حياتي ديگر در دنيا خواهد بود. رعايت اين كنوانسيون براي كشورهاي دوست ما به ويژه چين نيز بسيار مهم است، چراكه بيش از 95درصد صادرات حدودا 4 تريليون دلاري چين از راه دريا انجام ميشود. وابستگي چين به خليجفارس و تنگه هرمز هم بسيار زياد است و به همين دليل چين طي دو ماه گذشته بارها خواستار «بازگشت وضعيت تنگه هرمز به وضعيت قبل از جنگ» شده است. احمدي در پايان به «اعتماد» گفت: اين موضوع براي كشورهاي خليجفارس هم كه 6 كشور از 8 كشور ساحلي اين پهنه آبي كنوانسيون را تصويب كردهاند، حياتي است. به علاوه، عمان كه كشور ساحلي ديگر تنگه هرمز است نيز كنوانسيون مذكور را تصويب كرده و به آن پايبند است. اين نكات و بسياري نكات ديگر ايجاب ميكند كه ايران هر تغييري كه براي تنگه هرمز در شرايط صلح درنظر دارد، حتما از راه تفاهم با جامعه بينالمللي باشد؛ چراكه در غير اين صورت يك اجماع جهاني عليه ايران شكل خواهد گرفت كه مقدمه آن را نيز انگليس و فرانسه مهيا كردهاند و بستر حقوقي براي آن نيز در قالب قطعنامه 2817 تدارك ديده شده است.