• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6312 -
  • 1405 يکشنبه 13 ارديبهشت

جنگ نابرابر و انسجام ملي در ايران

محمد نوذري

در نبرد فرسايشي كنوني، آنچه ميان ايران و جبهه غربي- صهيونيستي جريان دارد، نه رويارويي كلاسيك قدرت‌هاي نظامي، كه سايه‌اي سنگين از يك «جنگ ادراكي و ساختاري» است. از منظر حقوق بين‌الملل، تحريم‌هاي يكجانبه اقتصادي، ترورهاي هدفمند و عمليات رواني گسترده، مصاديق بارز نقض منشور ملل متحد و برهم ‌زننده صلح پايدار محسوب مي‌شوند. اما شكاف عميق ميان «نُرم» و «واقعيت» در نظام جهاني، جايي كه قدرتمندان خود را فراتر از پاسخگويي مي‌بينند، قانون را به سايه‌اي بي‌روح بدل كرده است. با اين حال، معادله ميدان صرفا با محوريت زور حل نمي‌شود؛ چراكه اين فشارِ نامتقارن، برخلاف محاسبات مهاجمان، موتور محرك نوعي «انسجام واكنشي» در ايرانِ امروز شده است. در ادبيات جامعه‌شناسي سياسي، پديده‌اي كه امروز در ايران شاهد آن هستيم، فراتر از ملي‌گرايي صرف و ذيل مفهوم «انسجام در برابر تهديد برون‌گروهي» قابل تحليل است. اينجا «سرمايه اجتماعي» در بزنگاه تاريخي، از دل شكاف‌هاي سياسي و نسلي عبور كرده و به يك سپر هويتي تبديل مي‌شود. ريشه اين تاب‌آوري را بايد نه در محاسبات مقطعي، كه در حافظه تاريخي ايران و الگوي ازلي «مقاومت نامتقارن» جست‌وجو كرد. از تجربه سخت جنگ‌هاي تحميلي عصر قاجار گرفته تا حماسه 8 سال دفاع مقدس، مردم ايران نشان داده‌اند كه در غياب تقارن سخت‌افزاري، مي‌توانند معادله را با «ايثار مدني» و «خلاقيت بومي» تغيير دهند. بحران كنوني، حلقه‌اي نو از اين زنجيره بلند تاريخي است. صفحه حوادث امروز تنها روایتگر سايه‌هاي سنگين معيشت بر سفره‌هاي مردم نيست؛ بلكه تصويرگر يك ديالكتيك تاريخي نيز هست. همان فشار تحريمي كه مي‌كوشيد جامعه را به زانو درآورد، ناخواسته زمينه‌ساز «جهش درونزاي علمي» و شكوفايي اقتصاد مقاومتي شده است. حضور مردم در راهپيمايي‌ها، كمك‌هاي مومنانه و جنبش‌هاي داوطلبانه، همگي نشانه‌هايي از برساخته شدن يك نظم مدني جديد در سايه تهديد است. 

دولت چهاردهم با درك اين گزاره جامعه‌شناختي، نقشي موثر در اين ميان ايفا كرده است: پرهيز راهبردي از ماجراجويي تنش‌زا در عين واكنش قاطع كه هزينه نقض حاكميت ملي را براي دشمن بالا مي‌برد؛ صورت‌بندي گفتماني از مقاومت نه به مثابه يك انتخاب ايدئولوژيك خشك، بلكه به عنوان پاسخي ناگزير به سلطه‌گري سيستماتيك غرب و مديريت اقتصادي تعادل‌گرا كه مي‌كوشد از طريق شبكه‌هاي حمايتي و يارانه‌اي، لبه تيز بحران را از گلوي دهك‌هاي پايين درآمدي دور نگه دارد.
اين شيرازه اجتماعي، با همه استحكامش، نيازمند مراقبت‌هاي پيوسته براي پايداري بلندمدت است. انسجام مبتني بر تهديد، ماهيتي «پايان‌پذير» دارد؛ اگر مردم در ميانه توفان، تصويري روشن از آرامش پس از بحران نبينند، اميد به تدريج جاي خود را به بي‌تفاوتي مي‌دهد. همچنين شكاف‌هاي نسلي و طبقاتي، هر قدر هم امروز در پرتو همبستگي ملي كم‌رنگ باشند، نيازمند مديريتي عالمانه براي آينده‌اند؛ چراكه اين شكاف‌ها محو نشده‌اند، بلكه تا فرونشستن صداي آژير قرمز، موقتا بي‌صدا شده‌اند.
براي اينكه اين همبستگي از يك واكنش موقت به كنشي ماندگار بدل شود، چاره‌اي جز بازسازي «قرارداد اجتماعي» بر پايه حكمراني خوب نداريم. دولت بايد نه‌تنها در برابر دشمن، بلكه در برابر افكار عمومي نيز سينه‌اش را گشوده نگه دارد؛ پنهان‌سازي ناكامي‌ها يا بزرگنمايي غيرواقعي موفقيت‌ها، سمّ مهلكي براي سرمايه اجتماعي است. تحريم هر چند ظالمانه است، اما توزيع بار ناشي از آن بر دوش مردم بايد عادلانه باشد؛ رانت و فساد در اين شرايط، خيانت به امنيت ملي محسوب مي‌شود. بايد از «آرمان‌پردازي گنگ» پرهيز و در عوض، مسيري گام‌به‌گام به سوي توسعه، تعامل هوشمند بين‌المللي و رفاهي كه مردم خود را شريك آن بدانند، ترسيم كرد.
امروز در جمهوري اسلامي ايران، «انسجام ملي» نه يك شعار سياسي، كه گران‌ترين دارايي راهبردي ماست. سياست مقاومت، تنها وقتي به يك پروژه تمدني بدل مي‌شود كه اين سرمايه اجتماعي را از جنس طلا بداند؛ يعني با ديپلماسي هوشمندانه، مشاركت اقتصادي عموم مردم و تنش‌زدايي توأم با عزت، اين دژ مستحكم را در برابر تندبادهاي آينده بيمه كند. در جنگ نابرابرِ اراده‌ها، اين ايران است كه الگوي پيچيده بقا را بهتر از دشمنانش مي‌شناسد، مشروط بر آنكه حافظان اين خاك، حافظ اعتماد ساكنان آن نيز باشند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون