• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6312 -
  • 1405 يکشنبه 13 ارديبهشت

معلم از منزلت تا معيشت

بابك كاظمي

در هفته بزرگداشت مقام معلم، بيش از آنكه يك عنوان نمادين باشد، فرصتي براي بازخواني يك مساله مزمن در نظام حكمراني آموزشي كشور است؛ مساله‌اي كه در آن شكاف ميان «شأن ادعايي» و «وضعيت واقعي» معلمان به‌تدريج به يك بحران ساختاري تبديل شده است. در گفتمان رسمي، معلم همواره در جايگاه رفيع «معمار آينده»، «پرورش‌دهنده نسل‌ها» و «محور توسعه انساني» معرفي مي‌شود، اما در واقعيت سياستگذاري، همين معلم با چالش‌هاي جدي معيشتي، بي‌ثباتي اقتصادي و كاهش منزلت اجتماعي مواجه است؛ تناقضي كه نه‌تنها يك مساله صنفي، بلكه يك خطاي راهبردي در حكمراني آموزشي محسوب مي‌شود. منزلت اجتماعي معلم زماني معنا پيدا مي‌كند كه جامعه، نظام پرداخت و ساختار سياستگذاري به ‌صورت همزمان آن را به رسميت بشناسند، اما آنچه امروز شاهد آن هستيم، فاصله‌اي عميق ميان «تقدير نمادين» و «حمايت واقعي» است؛ فاصله‌اي كه در آن، هفته معلم به جاي آنكه فرصتي براي اصلاح ساختارها باشد، اغلب به مجموعه‌اي از پيام‌هاي تبريك و مراسم‌هاي تشريفاتي تقليل مي‌يابد. در سوي ديگر اين معادله، معيشت معلمان قرار دارد كه به عنوان يكي از بنيادي‌ترين مولفه‌هاي كرامت حرفه‌اي، طي سال‌هاي اخير تحت فشارهاي تورمي و سياست‌هاي جبراني ناكافي، به ‌شدت تضعيف شده؛ معلمي كه بايد ذهن و انرژي خود را صرف آموزش، تربيت و نوآوري كند، ناگزير درگير دغدغه‌هاي معيشتي، شغل‌هاي دوم و سوم و ناامني اقتصادي شده است، و اين وضعيت به‌طور مستقيم بر كيفيت آموزش اثر مي‌گذارد. نمي‌توان از «آموزش باكيفيت» سخن گفت در حالي كه نيروي انساني اصلي آن در وضعيت فرسودگي اقتصادي قرار دارد؛ اين يك تناقض روشن در سياستگذاري عمومي است كه نشان مي‌دهد درك پيوند ميان اقتصاد معلم و كيفيت آموزش هنوز در سطح تصميم‌گيري نهادينه نشده است. از منظر نظريه‌هاي سياستگذاري عمومي، معلم نه يك عامل اجرايي ساده، بلكه يك «سرمايه انساني راهبردي» است كه بازدهي آن در بلندمدت بر كل نظام توسعه اثر مي‌گذارد..  

 اما در عمل، نگاه هزينه‌اي به آموزش موجب شده است كه معيشت معلمان در اولويت‌هاي پايين تخصيص منابع قرار گيرد. نتيجه چنين رويكردي، كاهش جذابيت حرفه معلمي، افت انگيزه نيروهاي توانمند براي ورود به آموزش و در نهايت تضعيف سرمايه اجتماعي نظام تعليم و تربيت است. از سوي ديگر، منزلت اجتماعي معلم تنها به درآمد محدود نمي‌شود، بلكه به احساس احترام، امنيت شغلي، مشاركت در تصميم‌گيري و جايگاه فرهنگي او در جامعه نيز وابسته است؛ اما در سال‌هاي اخير، اين مولفه‌ها نيز به‌تدريج دچار فرسايش شده‌اند و معلم از يك «مرجع اجتماعي» به يك «كارمند درگير معيشت» تقليل يافته است. اين تغيير جايگاه، پيامدهاي عميقي براي آينده آموزش دارد، زيرا نظام آموزشي بدون معلمي كه از منزلت اجتماعي برخوردار باشد، قادر به توليد سرمايه انساني باكيفيت نخواهد بود. نقد اصلي در اينجا متوجه سياستگذاري‌هايي است كه به ‌جاي اصلاح ساختارهاي بنيادين، به اقدامات مقطعي و جبراني بسنده كرده‌اند؛  اقداماتي كه نه مساله معيشت را حل كرده و نه منزلت را بازسازي كرده‌اند. در چنين شرايطي، هفته معلم اگر صرفا به بزرگداشت‌هاي نمادين محدود شود، نه‌تنها كمكي به حل مساله نمي‌كند، بلكه فاصله ميان واقعيت و گفتمان رسمي را بيشتر نمايان مي‌سازد. آنچه امروز ضرورت دارد، بازتعريف جدي نسبت دولت و جامعه با حرفه معلمي است؛ از يك‌سو بايد نظام پرداخت به سمت عدالت مزدي و تناسب با هزينه‌هاي واقعي زندگي حركت كند و از سوي ديگر، سازوكارهاي ارتقاي منزلت اجتماعي معلمان از طريق مشاركت در سياستگذاري، امنيت شغلي پايدار و بهبود تصوير اجتماعي اين حرفه تقويت شود. بدون اين اصلاحات، هرگونه سخن از تحول آموزشي يا ارتقاي كيفيت يادگيري، در سطح شعار باقي خواهد ماند. در نهايت، بايد پذيرفت كه بحران معلم، صرفا بحران يك قشر نيست، بلكه نشانه‌اي از يك مساله عميق‌تر در حكمراني آموزشي است؛ مساله‌اي كه در آن پيوند ميان منزلت و معيشت گسسته شده و تا زماني كه اين پيوند بازسازي نشود، نظام آموزشي همچنان با چالش‌هاي مزمن مواجه خواهد بود. هفته معلم، اگر قرار است معنايي فراتر از مناسبت‌هاي تقويمي داشته باشد، بايد به نقطه آغاز يك بازنگري جدي در سياستگذاري آموزشي تبديل شود؛  بازنگري‌اي كه معلم را نه در سطح شعار، بلكه در سطح  واقعيات اقتصادي، اجتماعي و نهادي بازتعريف كند.دكتراي سياستگذاري عمومي

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون