سوهان فناوری اطلاعات بر روح شهروندان
مهدی دهقانمنشادی
پیدایش فناوری اطلاعات و اینترنت به دهههای 1950و 1960 برمیگردد. آدمها در تاریخ دراز تمدنی خود بعد از گذراندن فراز و نشیبهای موج کشاورزی و صنعت، سوار بر موج سوم تمدنی که همان فناوری اطلاعات است، شدند و بیش از هفتاد سال است که این موج در سرتاسر سیاره زمین در جریان است و مانند نسیمی بر سر و روی جوامع وزیده و زندگی بسیاری از مردمان را تحت تاثیر خود قرار داده است. فناوری اطلاعات و اینترنت چون جادویی توانسته است جوامع سنتی را به استحاله بکشاند و مظاهر زندگی را به گونهای شکل و سامان داده که چهره شهرها و روستاها نسبت به قرن پیش به کلی دگرگون شده است. دهه 1370 شمسی زمانی بود که این موج با تاخیری حدود سه دهه به ایران رسید و نطفه آن در سرزمین ما به گونهای بسته شد که اکثر مردم با موجودی ناقص و بیمار مواجه شدند. دانشگاههای ایران به عنوان نخستین مکان و قلمروی پذیرای این موج با واژه «جستوجو» در بستر صفر و یک آشنا شدند و خود را خوشبختتر از نسلهای پیشینی دانستند که جستوجو را در میان کتابهای کتابخانه انجام میدادند. گویا تقدیر چنین خواسته بود که از همان زمان ورود اینترنت به ایران و در ادامه مسیرش تا زمان حاضر با معضل دیوانهکنندهای به نام اضافه وزن و کم بودن تحرک (کندی سرعت) دچار باشد و این کندی در جریان اطلاعات همواره چون سوهانی روح کاربران را به عذاب کشانده است. گویا دستِ بیدادِ تقدیر چنین میخواست تا جریان پرسرعت اینترنت جهانی هنگام ورود به ایران روی سرعتگیرهای ساخت وطن دچار سرگیجه شده و به اصطکاک کشیده شود و با ایجاد اشکال در بارگیری و بارگذاری اطلاعات، روح و روان ایرانیها را به سخره بگیرد. با ظهور و رواج پستهای الکترونیکی، پیامرسانها و شبکههای اجتماعی جدید بر بستر شبکه جهان گستر، زندگی و عادات مردم به گونهای دیگر جریان یافت. با همهگیری استفاده از پلتفرمهای اجتماعی بستر نوینی جهت کار، سرگرمی و ارتباطات اجتماعی شکل گرفت و مردم با وجود سرعت پایین اینترنت به کندی و اختلال آن انس گرفتند و علاوه بر رواج ارتباطات فردی و جمعی، خرید و فروش نیز رنگ صفر و یک به خود گرفت و مشاغل اینترنتی سربرآورد و عده زیادی به کسب و کار پرداختند. گذر زمان اما نشان داد این ارتباطات و مشاغل اینترنتی چندان پایدار نیستند و با کمترین بحرانی در سطح سیاسی و اجتماعی دچار افول و رکود میشوند.
طی دهه گذشته همواره در بحرانهای سیاسی و اجتماعی و در هیاهوی اعتراضات، پای سیاستمداران روی سیم اینترنت قرار گرفته و جریان ضعیف آن را به کندی منتهی کردهاند: کندی بایتهای ارسالی به کاربران و روابط مجازی و مشاغل اینترنتی. برای حکمرانی معاصر ایران در بحبوحه ناآرامیها عادت شده است تا اسب چموش جریان اطلاعات را لگام زده و با عمل فیلترینگ یا محدودیت اینترنت، پوزه آن را به خاک بکشاند. در برههای از تاریخ معاصر ما در حالی عمل فیلترینگ توسط حاکمیت، ترمز شبکههای اجتماعی را کشید که عشق خدمتگزاری نزدیکان آنها به ملتِ دورمانده از پلتفرمهای خارجی موجب شد تا با ایجاد شرکتهای دانشبنیان در داخل و خارج از کشور به حل مساله مبادرت کنند. عدهای به فکر راهاندازی اینترنت ملی، ساخت مرورگرهای ایرانی و طراحی پیامرسانها و شبکههای اجتماعی ساخت وطن افتادند و عدهای دیگر با ساخت فیلترشکن و فروش آن در بازار داخلی هم مشکل مردم را حل کردند و هم خود به نان و نوایی رسیدند.
در شرایط بومیسازی اینترنت و شبکههای ارتباط مجازی همان اتفاقی افتاد که برای کالاهای مشابه خارجی به وجود آمده است: بیکیفیت و پرهزینه. فلان مرورگر ساخت کشور در جستوجوهای ساده خود سردرگم است و اگر به طور مثال «کتاب آبنشینها» را جستوجو کنی با تعداد محدودی قرارداد اجارهنشینی و آگهی اجاره ملک روبهرو خواهی شد. بهرغم هیاهوی رسانهای، اینترنت ملی همچنان کم سرعت است گویی با اضافهوزن خود قصد دارد کاربران را بچزاند و آنها را به وزن کم کردن دچار سازد. فلان پلتفرم پیامرسان ساخت ایران در ارسال فایل هیچ عجلهای ندارد و معتقد است دنیا را با صبر ساختهاند. بعد از ارسال فایل به یک مخاطب چنین مینماید که فایل ارسال شده به مقصد رسیده و مشاهده شده است در حالی که در واقع هنور به دست مخاطب نرسیده و گویی اشباح بالای سر آن شبکه آن را ملاحظه فرمودهاند.
سوهان فناوری اطلاعات ساخت وطن چنان با روح و روان شهروندان بازی میکند که آدمها مجبور میشوند با ایجاد ارتباطاتی دوستانه با عدهای خواص، به اینترنت سفید دست یابند اگر هم رابطه دوستانه برقرار نشد، مجبورند در شرایط تورمهای کمرشکن، هزینه بالایی پرداخت کنند تا این بار به جای خرید فیلترشکن از آن دانشبنیانهای خاص، اینترنت آزاد و طبقاتیِ دانشبنیان را خریده و با خیال راحت به شبکه جهانگستر وصل شوند. در زمانهای که جهان با جریان آزاد اطلاعات، قرن بیست و یکم را سیر میکند و اینترنت پرسرعت و ارزان چرخ زندگی بسیاری از آدمهای سیاره زمین را میچرخاند، شهروندان ایرانی روی چاله چولهها و دستاندازهای شبکهای که نه ملی است و نه جهانی دچار سرگیجه شده و برای تسهیل امورات زندگی خود مجبورند در یک اقدام غیرقانونی بستههای اینترنت با ارزش افزوده قانونی تهیه کنند و در پیچِ گردنه فناوری اطلاعات پول زور بپردازند. دهه 1370 شمسی زمانی بود که موج اینترنت با تاخیری حدود سی ساله به ایران رسید که ای کاش هرگز نرسیده بود. سوهان فناوری اطلاعات بومی شده در حالی با روح و روان شهروندان بازی میکند که کاربران خسته و بیحوصله از کیفیت پایین و ناکارآمدی بالای آن آرزو میکنند کاش این پدیده ناقصالخلقه ناکارآمد و دارای سنگینی وزن هیچگاه بر موج سوم تمدنی بشریت سوار نشده بود و هیچگاه به زمین ایران ننشسته بود تا تکلیف مردم با خودشان روشن بود و به مشاغل و روابط اجتماعی سنتی عصر پدران و پدربزرگان خود ادامه میدادند.