گزارش «اعتماد» از سرقت دو مغازه در ميدان امام حسين و بلوار اندرزگو
دستگيري سارق سريالي طلافروشي
گروه حوادث
بيستم ارديبهشتماه جاري، انتشار خبر سرقت مسلحانه از طلافروشي در بلوار اندرزگو تهران با واكنشهاي زيادي مواجه ميشود. پيش از اين نيز در دوازدهم ارديبهشت، خبر سرقت مسلحانه ديگري از طلافروشي در ميدان امام حسين منتشر ميشود. سه روز پس از آخرين سرقت مسلحانه، كارآگاهان متوجه ميشوند كه سارق اين دو طلافروشي مردي بوده كه با ماشين آريزوي مشكي اين اقدامات را انجام داده است؛ مرد جوان شناسايي و دستگير ميشود. يك منبع آگاه در مورد عدم نقش همدست در اين پرونده به «اعتماد» ميگويد: «متهم هر دو سرقت را به تنهايي انجام داده است و همدست ندارد.»
بيست و سوم ارديبهشت؛ مركز اطلاعرساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ در مورد اين دو فقره سرقت مسلحانه اعلام ميكند: «در پي وقوع دو فقره سرقت مسلحانه طلافروشي در تاريخ ۱۲ و ۲۰ ارديبهشت در ميدان امام حسين و بلوار اندرزگو، موضوع با دستور مستقيم فرماندهي انتظامي تهران بزرگ و پيگيري پليس آگاهي فاتب در دستور كار كارآگاهان اداره مبارزه با سرقتهاي مسلحانه قرار ميگيرد. بر اساس تحقيقات ميداني، پس از وقوع سرقت اول، با بررسي تصاوير دوربينهاي اطراف، سرنخهايي از سارق به دست ميآيد و استفاده از يك دستگاه خودرو سواري آريزو مشكي در سرقتها شناسايي ميشود. ادامه بررسيها و اقدامات ويژه پليسي منجر به شناسايي فردي ميشود كه طي يك عمليات توسط كارآگاهان معاونت جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ در محدوده درياچه چيتگر دستگير و به ارتكاب دو فقره سرقت مذكور اعتراف ميكند. متهم در تحقيقات اوليه اظهار كرده كه بخشي از طلاهاي مسروقه را به فروش رسانده است. سلاح گرم كمري مورد استفاده در سرقتها نيز در مخفيگاه او كشف شده است. با اين حال تحقيقات تكميلي پليس در اين خصوص ادامه دارد.»
متهم سابقه سرقت نداشته و اولينبار بوده كه اين جرايم را مرتكب شده است
دوازدهم ارديبهشتماه جاري، صاحب يك طلافروشي در ميدان امامحسين وحشت زده از مغازهاش بيرون ميدود و فرياد ميزند: «دزد! طلاهايم را بردند.» در همان لحظه شاهدان و مغازهداران ديگر مرد جوان مسلحي را ميبينند كه ماسك به صورت داشته و با سرعت در حال فرار بوده است. اين سرقت به ماموران پليس گزارش و تيمي از ماموران به محل حادثه اعزام ميشوند. صاحب مغازه در توضيح ماجرا به ماموران ميگويد: «مردي به بهانه خريد طلا وارد مغازهام شد. او ماسك به صورت داشت و به من گفت كه قصد دارد براي تولد همسرش طلا بخرد و به او كادو بدهد. من هم چند سيني طلا روي پيشخوان گذاشتم تا انتخاب كند. مرد جوان هم سرويسهاي طلا را نگاه كرد، اما ناگهان اسلحه كمري از جيبش بيرون آورد و به سمت من گرفت و تهديدم كرد كه هيچ حركتي نكنم. در همين لحظه چند سرويس طلا برداشت و به سرعت از مغازه خارج شد. من پشت سر او به خيابان رفتم و از مردم كمك خواستم، اما او فرار كرد و سوار يك ماشين شد. او ۱۵۰ گرم طلا از مغازه من سرقت كرد.» با شكايت اين مرد طلافروش، پرونده به دستور بازپرس براي بررسي در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس قرار گرفت. ماموران با بررسي دوربينهاي مداربسته متوجه ميشوند كه سارق مسلح پس از سرقت به سرعت خود را به آن طرف خيابان رسانده و سوار ماشين آريزوي مشكي رنگي كه پلاكش مخدوش است، شده و فرار كرده است. تحقيقات در مورد اين حادثه ادامه پيدا ميكند. حتي ماموران با بررسيهاي فني و بازبيني آلبوم مجرمان سابقهدار، هيچ ردي از سارق مسلح پيدا نميكنند و ماموران احتمال ميدهند كه او براي اولينبار بوده كه اقدام به سرقت كرده است. تا اينكه بيستم ارديبهشت خبر دومين سرقت مسلحانه از طلافروشي در بلوار اندرزگو به ماموران اطلاع داده ميشود. وقتي ماموران به محل حادثه ميروند، پي ميبرند كه سارق مسلح با اسلحه كمري طلافروش را تهديد و ۱۰۰ گرم طلا از مغازه او سرقت و سپس فرار كرده است. صاحب مغازه در مورد اين حادثه به ماموران ميگويد: «اين مرد در حالي كه ماسك به صورت داشت براي خريد طلا وارد مغازهام شد. من هم چند سيني طلا براي انتخاب او روي پيشخوان گذاشتم، اما سارق ناگهان اسلحه به سمتم گرفت و طلاها را سرقت و بعد هم فرار كرد.» ماموران با دومين سرقت حدس ميزنند كه سرقت از اين دو طلافروشي توسط يك سارق انجام شده است. كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهي با بررسي دوربينهاي مداربسته، ماشين آريزوي متهم را شناسايي و آن را به صورت دوربينبهدوربين رديابي ميكنند. پس از ردزنيهاي دقيق، كارآگاهان متوجه ميشوند كه سارق چند خيابان آنطرفتر از ماشين پياده شده و براي خريد به داخل يك مغازه سوپرماركت رفته است. طبق فيلم دوربينهاي مداربسته متهم وقتي از مغازه سوپرماركت بيرون آمده، برگهاي كه با آن پلاك ماشين را پوشانده بود، برميدارد و به راهش ادامه ميدهد. در بررسي پلاك اين ماشين، صاحب آن كه مرد جواني بوده، شناسايي ميشود. همچنين استعلام شماره حسابي كه او از مغازه سوپرماركت خريد كرده بود، نشان ميداد كارت هم متعلق به همين فرد است. ماموران متوجه ميشوند كه اين فرد با ماشين خود دست به سرقتهاي سريالي از طلافروشيها زده است. محل زندگي سارق مسلح شناسايي ميشود و ماموران او را هنگام ورود به خانهاش بازداشت ميكنند. در بازرسي از محل زندگي او، مقداري از طلاهاي سرقتي نيز كشف ميشود. متهم پس از انتقال به اداره آگاهي، به سرقت از اين دو طلافروشي اعتراف ميكند.
اظهارات متهم پرونده
او كه مردي حدودا ۴۰ ساله است در مورد اين پرونده به سوالات «اعتماد» پاسخ ميدهد.
در پرونده شما قيد شده در رشته پيراپزشكي تحصيل كردهايد، چه شد كه تصميم گرفتيد اقدام به سرقت مسلحانه آن هم از طلافروشي انجام دهيد؟
مشكلات مالي داشتم. با اينكه تحصيلات دانشگاهي دارم، اما شغل ثابت و مناسبي نداشتم. مدتي به عنوان نيروي خدماتي كار كردم، اما كارم دايمي نبود؛ يك روز سركار بودم و چند روز بيكار. همين بيكاري باعث شد وضع ماليام به هم بريزد و تصميم به سرقت بگيرم، اما تا قبل از اين ماجرا حتي پايم به كلانتري باز نشده بود.
شما با ماشين آريزو كه متعلق به خودتان هم بوده مرتكب اين سرقتها شدهايد. در حالي كه ميگوييد وضع مالي مناسبي نداشتهايد. پول اين ماشين را چگونه تهيه كردهايد؟
هميشه دوست داشتم خودم را فردي پولدار نشان بدهم. من خيلي بلندپرواز هستم. دلم ميخواهد همه تصور كنند پولدارم. مردم براي آنهايي كه پولدارند، احترام خاصي قائل هستند. به همينخاطر مدتي قبل ماشين آريزو كه ماشين لوكسي هم است را به صورت اقساطي خريدم، اما بعد دچار مشكلات مالي شدم. اقساط عقب افتاد و پولي براي پرداخت نداشتم. همين شد كه تصميم گرفتم از طلافروشيها سرقت كنم تا هم اقساط خودرو را بدهم و هم پولي براي خودم پسانداز كنم.
طلافروشيها را چگونه انتخاب كردهايد؟
در خيابانها پرسه ميزدم و طلافروشيهايي را كه تجهيزات امنيتي ضعيفتري داشتند، زيرنظر ميگرفتم و براي سرقت انتخاب ميكردم. چند روز قبل از سرقت هم يك فيلم هاليوودي ديدم كه در آن سرقت مسلحانه انجام ميدادند. با خودم فكر كردم طلافروشيها هدف بهتري هستند و ميتوانم با يك سرقت پول قسطهايم را جور كنم، چون قيمت طلا بالاست و با يك سرقت ميشود پول زيادي به دست آورد.
اگر دستگير نميشديد به سرقتها ادامه ميداديد؟
بله، قصد داشتم تا زماني كه قسطهاي ماشينم را جور كنم به سرقتها ادامه دهم. البته با اين گران شدن طلا، بخش عمده قسطهايم جور ميشد. تازه ميخواستم برآورد كنم كه سومين سرقت مسلحانه را انجام بدهم يا نه كه دستگير شدم، اما راستش اصلا فكر نميكردم دستگير شوم.
چرا فكر نميكرديد كه دستگير شويد؟
چون همه مراحل سرقت را با نقشه انجام ميدادم. ماسك ميزدم، پلاك ماشين را مخدوش ميكردم و از همه مهمتر سابقهاي نداشتم. فكر نميكردم شناسايي و دستگير شوم.
اين اسلحه را از كجا تهيه كردهايد؟
از طريق يكي از صفحات غيرقانوني در فضاي مجازي با فردي آشنا شدم و اسلحه كلتكمري را به قيمت ۴۰ ميليون تومان از او خريداري كردم.