چرا رسانهاي براي شنيدن صداي جوانان نداریم
شاهپور محمدي
بالغ بر 20ميليون جوان ايراني در اين كشور زندگي ميكنند كه در حدود يك چهارم جمعيت ايران را تشكيل ميدهند.اما پتانسيل به اين بزرگي يك كانال تلويزيوني مستقل براي خود ندارند تا با حضور در آن، حرفهاي خود را بزنند و احساس غرور و شخصيت كنند. آيا زمان آن نيست از 50 كانال تلويزيون نهاد رسانه، يكي از آنها را براي طيف به اين بزرگي اختصاص دهيم تا همه گرايشها و سلايق فكري، مكاني براي حرفهاي خود داشته باشند؟ آيا اين خواسته و انتظار بزرگي از نهادهاي مسوول است ؟ جوان ايراني نميداند كجا و از چه تريبون رسمي بايد مسائل و مشكلات خود را مطرح كند. اينكه شبكههاي مختلف تلويزيوني هر از گاهي سراغ جوانان كشور رفته و از آنها در مورد مسائل جاري كشور سوال و جواب كند، قطعا مفيد است، اما هم كافي نيست و هم اينكه بحث ما صرف ديده شدن و اظهارنظر هرازگاهي و محدود آنها در اين رسانه نيست. بحث بر سر يك جمعيت كثيري است كه هزاران دغدغه و گرفتاري و حرفهاي ناگفته دارند و معلوم نيست در كجا و پشت چه تريبوني بايد گفته شوند. مشكل جوان بايد گفته و مطرح شود. اين جوان مشكل ازدواج دارد. مشكلات اقتصادي و تهيه مسكن دارد. سن او در حال بالارفتن است و نيازمند آن است تا هرچه سريعتر سر و سامان بگيرد. اما چه كساني و كدامين ارگان رسمي دولتي بايد حرفهاي او را بهطور مداوم بشنوند تا بتوانند براي او چارهجويي كنند؟ محل اين حرفها كجاست؟ اگر جوان ايراني متعلق به اين سرزمين است، بايد احساس كند محلي براي ابراز وجود دارد. از طرفي اگر جوان را خودي فرض نكنيم و سراغ او نرويم و با او به گفتوگو نپردازيم، طبيعتا غير خوديها و رسانههاي بيگانه به سراغش رفته و آنها را با انواع و اقسام روشهاي جذاب رسانهاي و تبليغاتي از طريق پيامرسانهاي مختلف، به سمت خود جذب خواهند نمود كه تبعات و هزينههاي بعدي آن براي كشور، كم نخواهد بود . جوان ايراني در حوزه رسانه ملي سهمي دارد و اين نهاد رسانهاي بايد بهگونهاي برنامهريزي كند كه همه جوانان، با هر ظاهر و لباسي و با هر نوع نگرشي در آن ديده شوند.
رسانه بايد به اين باوربرسد كه همه اين افراد، با هر نوع سليقهاي، فرزندان همين سرزميناند. آنها نبايد در كشور خود احساس غريبي، بلاتكليفي و سرگرداني كنند. اين جوان بايد ديده شود. بايد بتواند حرف بزند. مشكلاتش را بگويد. با ديدن خود از تريبونهاي رسمي كشور احساس غرور كند. يك سازوكار گفتمانسازي وسيع و فراگير از طريق رسانه ملي براي اين طيف عظيم فكري بايد در جامعه رسانه كشور نهادينه شود. بعضا در رسانههاي اجتماعي ديده ميشود كه برخي از نهادها از جذب اين جوانان به مراكز غيرقانوني ديگر كشورها خبر ميدهند، اما اشاره نميكنند كه چرا چنين اتفاقاتي ميافتد!!. به كمكاري نهادهاي مسوول و دلايل آن اشاره نميكنند. يا صرف دادن آمار از آسيبها و گرفتاريها و معضلات اجتماعي مربوط به جوانان كشور كه هنر نيست، هنر در جذب آنهاست. هنر در ايجاد ميدان فعاليت براي شنيدن صداي آنهاست. حواسمان باشد كه اگر ما نتوانيم بستر فرهنگي براي حضور آنها در جامعه، كه مهمترين بخش آن امكان ديده شدن در فضاهاي رسانهاي رسمي در كشور است، مهيا كنيم، سرويسهاي بيگانه بيكار ننشسته و بهدنبال اهداف تخريبي خود، از طريق همين جوانان خواهند بود. آنها بهدنبال فرصتي براي چنين لابيهايي هستند تا روي مغز و ذهن و جيب و لباس جوانان كشورمان كار كنند. آنها چهل سال است به دنبال چنين فرصتهايي ميگردند. و چه فرصتي بهتر از كار فرهنگي...!! كه بهراحتي بتوانند روي فرهنگ اين جوان با انواع و اقسام روشها كار كنند. وقتي ببينند ما كاري براي جوانان كشورمان انجام نميدهيم و آنها را به امان خدا رهايشان كردهايم، همين كم كاري ما بهترين فرصت را براي فعاليتهاي آنها فراهم خواهد ساخت. پس چه بهتر كه از هماكنون به فكر سرمايههاي انساني اين كشور باشيم.مستندساز و منتقد