• 1405 پنج‌شنبه 12 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6345 -
  • 1405 يکشنبه 24 خرداد

دارند ذوب مي‌شوند!

نيوشا طبيبي

 از آن زمان كه پس از وقفه‌اي، پاي ايرانيان به فرنگ باز شد و چشمشان به دنيايي جديد و پيشرفته‌تر از آنچه تصور مي‌كردند، افتاد، افسانه‌اي از دقت و نظم آهنين و دانش وسيع اروپايي‌ها بين ما شكل گرفت. ما متقاعد شديم كه سخت‌كوشي و هوش آنها، عامل استيلايشان بر شرق و غرب جهان شده است. حيرت‌زدگي ما از پيشرفت‌هاي اروپايي به ويژه پس از شكست در مصاف با روسيه تزاري و از دست دادن سرزمين‌هاي ايراني قفقاز و شرايط خاص روحي و رواني آن دوره، احساس حقارتي عميق در ما به وجود آورد. اين حس، طعم شكست و فروافتادگي را براي قريب يك قرن و نيم در كام ما باقي گذاشت (از تركمانچاي تا انقلاب اسلامي) . اگرچه روح ايراني زنده بود و گاه به گاه با سر باز شدن خشم و عصيان تلاش مي‌كرد بزرگي و استقلال از دست رفته گذشته خود را بازيابد، اما همچنان احساس نياز به غرب استكباري و استعماري در ذهن حاكمان ايران زنده بود.  انقلاب اسلامي، افسانه نيازمندي به غرب و خدشه‌ناپذيري قدرت و نظم آنها را شكست. در همان سال‌هاي اوليه كه ايران به ‌شدت درگير جنگ تحميلي و پيامدهاي انقلاب بود، رهبر انقلاب در حسينيه ساده و فقيرانه جماران گفتند: «ما خوفي از ابرقدرت‌ها نداريم...» و ملت در پيش چشم حيرت‌زده جهانيان، با دست خالي در ميدان‌هاي نبرد مي‌جنگيد. پشتيباني همه‌جانبه و بي‌وقفه شرق و غرب آن روز عالم - كه در حمايت از صدام، اختلافات خود را موقتا فرو گذاشته بودند - هم، كاري از پيش نبرد. جوانان آن روز با خون خود از ميهن و راهي كه ملت در بهمن ۱۳۵۷ در پيش گرفته بود، دفاع كردند. 
در دو جنگ تحميلي دوم و سوم، ديگر معادله تغيير كرده بود و با تدبير و پشتكار بي‌وقفه سي و هفت ساله امام شهيد انقلاب و فرماندهان و سربازان همرزمش، ايران توانست محكم‌تر از هر زمان ديگري در طول سيصد سال گذشته به مطامع بيگانگان پاسخي درخور داده، بزرگ‌ترين ماشين جنگي جهان را متوقف و بي‌اثر كند. 
واقعيت پيشرفت‌هاي غرب چنين است كه در روزگار قديم، از آن زماني كه پرتغالي‌ها پيش‌قراول فتح سرزمين‌هاي شرقي شدند، غارت ثروت‌هاي ملل آسيايي و مردم بومي امريكا، چندان سرمايه گزافي را براي آنان فراهم آورد كه براي چندين قرن تا امروز، مايه پيشرفت و برپايي صنعت و تحقيق و توليد آنها شد. غربي‌ها تا نيمه‌هاي قرن پيشين به غارت مستقيم و استعمار كشورهاي آفريقايي و آسيايي ادامه دادند و تا آنجا كه مي‌توانستند، بدون هيچ تعارفي، منابع سرزمين‌هاي ديگر را به نفع خود تاراج كردند. 
وقتي در ۱۵۱۰ ميلادي آلفونسو دِ آلبوكرك پرتغالي به هند حمله و گوآ را تصرف كرد، مردم تمامي اين منطقه، سرگرم كار و تجارت و زندگي خود بودند. آنا براي قرن‌ها بود كه با كسي سر جنگ نداشتند و به جاي ارتش‌هاي خونريز و وحشي، ناوگان‌هاي تجاري و بنادر پر رونق و صنايع خود را برپا كرده بودند. حمله خونين و وحشيانه پرتغالي‌ها به بنادر هند و بعد تصرف جزيره ايراني هرمز و چند نقطه ديگر، سرآغاز رويارويي بلندمدتي شد كه تا امروز ادامه دارد.  اروپايي‌هاي استعمارگر با وحشي‌گري و حقه‌بازي و دورويي توانستند سرزمين‌هاي ثروتمند بسياري را در آسيا و آفريقا به تصرف درآورند، مردم را به بردگي و بيگاري بكشانند و آنچه غير اروپايي‌ها از گنجينه و دانش طي تاريخ اندوخته بودند را بار كشتي‌هايشان كنند و به مغرب زمين ببرند. 
پديده‌اي كه در اين روزها و تحت عنوان افول اروپا شاهد آن هستيم، به پايان رسيدن دوره استيلاي آنان است. واقعيت اروپا امروز بيش از هر زمان ديگري در پانصد سال اخير خود را نشان مي‌دهد. آنها حكومت‌هايي هستند كه در نبود امكان استعمار و غارت كشورهاي ديگر ذوب مي‌شوند و در ناكارآمدي و گسستگي خود فرو مي‌روند و از پا مي‌افتند. افسانه نظم و ترتيب و همه ‌چيز داني اروپايي‌هاي غربي ترك برداشته، آنها كه با شيفتگي به اين قاره مهاجرت كرده بودند تا كيفيت برتري را در زندگي تجربه كنند و از مواهب جوامع پيشرفته اروپايي برخوردار شوند، اكنون با موقعيت‌هاي غيرمنتظره‌اي روبه‌رو شده‌اند.  كشورهاي امروز اروپايي، ديگر قدرتي ندارند تا با آن نقايص ذاتي خود را بپوشانند. اروپاي غربي امروز درگير بحران‌هاي عميق ناكارآمدي است. نظام اداري به‌ شدت كند، پر از غلط و اسير روندهاي پيچ در پيچ و عقب‌افتاده، وقت و نيروي بسياري را از شهروندان ضايع مي‌كند. نظام رفاهي و درماني كه روزگاري سبب شهرت كشورهاي اروپايي بود، به‌ شدت كهنه و ناكارآمد شده است. ساكنان اين كشورها دعا مي‌كنند كه دچار بيماري نشوند كه اگر بشوند، اميدي براي نجات نيست. در دورافتاده‌ترين شهرهاي ايران يا حداقل در مراكز شهرستان‌ها و به ويژه در مراكز استان‌ها، روند درمان‌هاي تخصصي براي نيازمندان به درمان فوري يا جراحي‌هاي حياتي، وقت چنداني نمي‌گيرد. دانش پزشكي و تبحر كادر درماني در سطحي است كه تشخيص و آغاز روند درمان به ويژه براي عارضه‌هاي حاد، به سرعتي قابل قبول انجام مي‌شود. اما در مورد مشابه و در يكي از چهار، پنج پايتخت ممتاز اروپاي غربي، براي رسيدن به معاينه توسط پزشك متخصص، ماه‌ها وقت لازم است. انجام يك تصويربرداري ساده يا سي‌تي‌اسكن، ممكن است تا شش ‌ماه به طول بينجامد! و بدتر از همه اينكه معمولا تشخيص پزشك، مبهم و موكول به آينده و بررسي‌هاي بيشتري است كه البته كمتر به نتيجه درماني مي‌رسد. ناكارآمدي و سخت‌گيري‌ها و وجود چرخه‌هاي غيرمنطقي در امور اداري و خدمات‌رساني معمول حاكميتي، هر مراجعه به سازمان‌ها و نهادهاي دولتي را تبديل به دوندگي‌هاي بي‌پايان مي‌كند. اگر در اين كشورها زندگي كنيد، استيلاي بي‌چون و چراي شركت‌هاي بيمه، بانك‌ها و شركت‌هاي توزيع‌كننده انرژي و مخابرات بر زندگي و سرنوشت مردم نگون‌بخت را مي‌توانيد با تمام وجود حس كنيد. اينها را بگذاريد كنار بحران‌هاي عميقي چون مصرف گسترده الكل و پيامدهاي وحشتناك اجتماعي و فردي آن، مسائل جنسي و رواج سردرگمي‌هاي جنسيتي در مدارس از سنين پايين و هزار مضيقه ديگر كه در اين ستون نمي‌گنجد. 
مردم اين كشورها، شبانه‌روز با ترس و بيم‌زدگي زندگي مي‌كنند. به ظاهر پر زرق و برق و آراسته نگاه نكنيد، زندگي در بطن اجتماع اروپايي، لبريز از نااميدي و عدم اطمينان به آينده است. آنها در دو، سه تجربه بحران‌هاي جهاني چند سال اخير به خوبي متوجه شده‌اند كه قدرت تاب‌آوري در مقابل سختي‌ها را ندارند و به ‌شدت آسيب‌پذير هستند، اگرچه هنوز هم رييس‌جمهور فرانسه و صدراعظم آلمان و نخست وزير بريتانيا نمي‌توانند از به كار بردن واژه «بايد» و تعيين دستور كار براي كشورهاي ديگر خودداري كنند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون