• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6352 -
  • 1405 دوشنبه 1 تير

صلح و احیای سرمایه‌های اجتماعی

سرمايه گرانبهاي پساجنگ

ماني جهانپور

جنگ رمضان، با تمام تلخي و ويراني‌اش، براي جامعه ايراني يك پديده شگفت‌انگيز به همراه داشت؛ پديده‌اي كه شايد بسياري از تحليلگران سياسي و اجتماعي پيش از آن ، وقوعش را ناممكن مي‌پنداشتند. انسجام ملي و همبستگي اجتماعي كم‌سابقه‌اي كه در روزهاي پرتنش اين جنگ، در جامعه ايران شكل گرفت، نه تنها معادلات دشمن را برهم زد، بلكه تصويري تازه از قدرت نرم و سرمايه اجتماعي اين سرزمين به نمايش گذاشت.
در روزهايي كه انتظار مي‌رفت بمباران‌ها و تهديدهاي نظامي، جامعه را به سمت چندپارگي و هراس سوق دهد، آنچه رخ داد، دقيقا نقطه مقابل پيش‌بيني‌ها بود. مردم ايران، وحدت و همدلي خود را به نمايش گذاشتند. حضور حداقل صد و ده شب متوالي مردم در خيابان‌ها در حمايت از كشور و نيروهاي مسلح، بازگشت داوطلبانه ايرانيان مقيم خارج از جمله ورزشكاران زن تيم ملي، تداوم فعاليت‌هاي اداري در شرايط بحران و ادامه حيات مدني و حضور خانواده‌ها در فضاهاي عمومي، همگي نشانه‌هايي از يك انسجام ملي بود كه دشمنان اين سرزمين را غافلگير كرد.
اين همبستگي، زاييده يك باور عميق و ريشه‌دار در هويت ملي و حس تعلق به اين سرزمين بود. مردمان اين ديار، بار ديگر ثابت كردند كه در مواجهه با تهديدات خارجي، نه تنها نمي‌شكنند، بلكه با تكيه بر سرمايه‌هاي نمادين و فرهنگي خود، به مقاومتي هوشمندانه و ماندگار دست مي‌يابند. اين همان دستور زبان اخلاقي و نمادين مقاومت و شهادت است كه در فرهنگ ايران ريشه دوانده و در لحظات بحران، به مثابه بزرگ‌ترين اهرم قدرت اجتماعي عمل مي‌كند. اما اين انسجامِ ارزشمند و اين سرمايه گرانبهاي اجتماعي، اگر به فرصتي براي بازتعريف رابطه دولت و حاكميت با مردم و گروه‌هاي اجتماعي تبديل نشود، به گنجي زير خاكستر بدل خواهد شد. تجربه تاريخي نشان داده است كه انسجام‌هاي بحران‌زده، اگر در شرايط عادي، به مسيرهاي تعاملي ميان دولت و ملت متصل نشوند، به تدريج رنگ مي‌بازند و جاي خود را به سرخوردگي و دل‌زدگي مي‌دهند. اينجاست كه نقش دولت و حاكميت، در روزهاي پساجنگ، نقشي تعيين‌كننده و بي‌بديل مي‌شود.
دولت و حاكميت، پس از اين آزمون بزرگ و پس از تعريف و فعاليت ساختارها و مسيرهايي كه قانونمند به نقد و توسعه مشاركت مردم بپردازند، وظيفه‌اي خطير بر دوش دارند؛ تداوم و استمرار اين اعتماد اجتماعي كه در دلِ جنگ و به قيمتِ سنگيني آن به دست آمده است. اين تداوم، نه از طريق بيانيه‌هاي رسمي و سخنراني‌هاي تقديرآميز كه از طريق گشودنِ مسيرهاي واقعي و قانوني براي مشاركت اجتماعي و سياسي مردم، به ويژه نسل جوان و گروه‌هاي فعال جامعه محقق مي‌شود. مردمي كه در سخت‌ترين شرايط، پاي دولت و كشور خود ايستادند، حق دارند كه در شرايط عادي نيز نقش و جايگاه خود را در فرآيندهاي تصميم‌سازي و اجرايي كشور به شكلي ملموس و اثربخش احساس كنند.
گشودن مسيرهاي قانوني نقد، يكي از نخستين و مهم‌ترين گام‌ها در اين مسير است. نقدِ سازنده و در چارچوبِ قانون، نه تنها تهديدي براي ثبات و امنيت كشور نيست، بلكه روحيه‌دهنده و اصلاح‌گر بدنه مديريتي و اجرايي است. جواناني كه در روزهاي جنگ، با خلاقيت و ابتكار خود، زيرساخت‌هاي جايگزين علمي و فناورانه ايجاد و با ابزارهاي بومي، كمبودها را جبران كردند، قطعا در شرايط عادي نيز نگاه‌هاي تازه و راه‌حل‌هاي نوآورانه‌اي براي مسائل پيچيده كشور دارند. اما اين ظرفيت عظيم، زماني شكوفا مي‌شود كه ساختارهاي رسمي، پذيراي نقدها و پيشنهادهاي آنها باشند و آنها را نه به عنوان معترضانِ بي‌مسووليت كه به عنوان همكارانِ دغدغه‌مند و توانمند ببينند.
به موازاتِ نقدپذيري، مشاركت اجتماعي و سياسي گروه‌هاي مختلف، يكي ديگر از اركانِ تداومِ سرمايه اجتماعي پساجنگ است. جنگ نشان داد كه جامعه ايران، در لايه‌هاي مختلف خود، از ظرفيت‌هاي عظيمي براي همياري، همدلي و كنشگري جمعي برخوردار است. اين ظرفيت‌ها، اگر در قالبِ نهادهاي مدني، شوراهاي صنفي، تشكل‌هاي دانشجويي و ساختارهاي مشاركتي رسمي، سازماندهي و هدايت شوند، مي‌توانند به موتور محركه‌اي براي توسعه و پيشرفت كشور تبديل شوند. دولت مي‌تواند با تسهيلِ تشكيل اين نهادها، حمايت از فعاليت‌هاي مدني و صنفي و سپردنِ بخشي از مسووليت‌هاي اجرايي به گروه‌هاي مردمي، فضايي را ايجاد كند كه در آن، مشاركت اجتماعي، نه يك شعار تشريفاتي كه يك رويه جاري و اثربخش باشد.
با اين حال، تحقق اين چشم‌انداز، مستلزم باور و اراده‌اي جدي در لايه‌هاي مختلف حاكميت است. اين باور كه مردم و گروه‌هاي اجتماعي، نه موضوعِ مديريت كه ركن اصلي و شريك راهبردي نظام در همه عرصه‌ها هستند. اين اراده كه مسيرهاي قانوني نقد و مشاركت، نه از سرِ ناچاري و در مقاطعِ خاص كه به عنوان يك اصل پايدار و مستمر در ساختارهاي حكمراني تعريف و اجرا شوند. بدونِ اين باور و اراده، هرگونه اقدامي در اين زمينه، صوري و بي‌اثر خواهد بود و نمي‌تواند اعتمادِ به دست‌آمده را به سرمايه‌اي ماندگار براي آينده كشور تبديل كند.
در نهايت، آنچه پس از جنگ رمضان بيش از هر چيز ديگري نياز است، هوشمندي و درايتِ دولت و حاكميت در بهره‌گيري از اين انسجامِ بي‌سابقه ملي است. سرمايه‌اي كه در دلِ بحران به دست آمده، اگر به سرانگشتانِ حكمراني مشاركتي و نقدپذير متصل شود، مي‌تواند آغازگرِ فصلي نوين در تاريخ ايران باشد؛ فصلي كه در آن، اعتماد مردم و دولت، نه در شعار كه در عمل و نه در بحران كه در زندگي روزمره، به استمرار و تعميق دست مي‌يابد. دشمنان اين سرزمين هرگز نمي‌توانند شكست سنگين‌ خود را در جنگ نظامي جبران كنند، مگر آنكه ما از اين سرمايه گرانبها غافل شويم.
دبير شوراي مشاوران نسل زد

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون