• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6386 -
  • 1405 چهارشنبه 14 مرداد

بازخوانی قرارداد ۱۹۱۹ در آینه امروز

ضرورت دیپلماسی هوشمندانه

ثریا عباسی قیداری

در تاریخ معاصر ایران، برخی اسناد صرفا قراردادهای سیاسی نیستند، بلکه پنجره‌ای به سازوکار رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر منافع ژئوپلیتیکی و اقتصادی به شمار می‌روند. قرارداد ۱۹۱۹ ایران و بریتانیا از همین دست است؛ قراردادی که اگرچه با عنوان اصلاح امور مالی، نظامی و اداری ایران ارائه شد، اما در عمل به یکی از مهم‌ترین نقاط تقابل قدرت‌های جهانی بر سر آینده ایران و منابع انرژی خاورمیانه تبدیل شد.
در سال‌های پس از جنگ جهانی اول، بریتانیا که خود را پیروز اصلی جنگ می‌دانست، درصدد تثبیت برتری خود در خاورمیانه برآمد. ایران نیز به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و ظرفیت‌های اقتصادی، به ‌ویژه منابع نفتی، جایگاهی راهبردی در این سیاست پیدا کرد. از همین رو، لندن کوشید قرارداد ۱۹۱۹ را نه به عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ، بلکه به عنوان برنامه‌ای برای تضمین استقلال و ساماندهی ساختارهای حکمرانی ایران معرفی کند.
ارنست کاکس، از مقامات ارشد بریتانیا، در مکاتبات خود با رجال ایرانی، از جمله نامه‌ای خطاب به «جناب مستطاب اشرف ارفع‌افخم» تاکید می‌کرد که روح حاکم بر قرارداد، حفظ استقلال کامل داخلی و خارجی ایران است و دولت بریتانیا تنها در پی فراهم کردن مقدمات تقویت دولت ایران است. او حتی از برداشت‌های نادرست و تفسیرهایی که این قرارداد را مغایر با استقلال ایران معرفی می‌کرد، ابراز نگرانی می‌کرد و خواستار رفع این سوءبرداشت‌ها می‌شد. با این حال، واقعیت‌های سیاسی آن روزگار نشان می‌داد که نفوذ گسترده بریتانیا در امور مالی، نظامی و اداری ایران، چنین ادعاهایی را با تردیدهای جدی روبه‌رو ساخته بود.
در سوی دیگر، مخالفت ایالات‌متحده با قرارداد ۱۹۱۹ نیز بیش از آنکه ناشی از دغدغه استقلال ایران باشد، ریشه در رقابت‌های اقتصادی و نفتی داشت. دولت امریکا نگران بود که تصویب این قرارداد، راه را برای انحصار هر چه بیشتر بریتانیا بر منابع نفتی منطقه هموار کند و فرصت حضور شرکت‌های امریکایی در بازار نفت ایران و خاورمیانه را محدود سازد. به همین دلیل، انستیتوی نفت امریکا نسبت به این قرارداد واکنش نشان داد و آن را مانعی برای رقابت آزاد شرکت‌های امریکایی دانست. این نگرانی در موضع رسمی وزارت خارجه امریکا نیز بازتاب یافت؛ به‌گونه‌ای که در ۱۷ مارس ۱۹۲۰ اعلام شد اجرای قرارداد می‌تواند موانع تازه‌ای بر سر راه فعالیت شرکت‌های نفتی امریکا در منطقه ایجاد کند.
این مخالفت‌ها زمانی معنای روشن‌تری پیدا می‌کند که تحولات نفتی خاورمیانه در همان دوره مورد توجه قرار گیرد. در دسامبر ۱۹۱۸، بریتانیا و فرانسه درباره تقسیم منافع نفتی مناطق تحت نفوذ خود، به ‌ویژه عراق و سوریه به توافق رسیدند و سهمی معادل ۲۵درصد از منافع نفتی این مناطق برای فرانسه درنظر گرفته شد؛ توافقی که در کنفرانس سان‌رمو در آوریل ۱۹۲۰ رسمیت یافت. از نگاه واشنگتن، این روند چیزی جز تثبیت انحصار نفتی قدرت‌های اروپایی و کنار گذاشتن امریکا از معادلات انرژی خاورمیانه نبود.
از این منظر، قرارداد ۱۹۱۹ تنها سندی درباره روابط ایران و بریتانیا نبود، بلکه بخشی از رقابت گسترده قدرت‌های جهانی بر سر کنترل منابع انرژی، مسیرهای راهبردی و موازنه قدرت در خاورمیانه به شمار می‌رفت. ایران نیز ناخواسته در کانون این رقابت قرار گرفت؛ رقابتی که در آن، منافع قدرت‌های بزرگ بیش از هر چیز تعیین‌کننده رفتار آنان بود.
بازخوانی این تجربه تاریخی، امروز نیز اهمیت خود را از دست نداده است. تاریخ نشان می‌دهد هرگاه ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی یا منابع راهبردی خود به صحنه رقابت قدرت‌های خارجی تبدیل شده، شعارهای سیاسی جای خود را به محاسبات مبتنی بر منافع داده‌اند. از این رو، قرارداد ۱۹۱۹ صرفا روایتی از گذشته نیست، بلکه هشداری تاریخی است که یادآور می‌شود در مناسبات بین‌المللی، آنچه پایدار می‌ماند نه وعده قدرت‌ها، بلکه حفظ منافع ملی از مسیر دیپلماسی هوشمند، انسجام داخلی و بهره‌گیری از تجربه‌های تاریخی است.
هیات علمی دانشگاه فرهنگیان

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون