• 1405 جمعه 3 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6401 -
  • 1405 سه‌شنبه 3 شهريور

پنجاه سال با «شعله» محصول ۱۹۷۵ به كارگرداني رامش سيپي

وقتي آميتاباچان هنوز فرمانروايي مي‌كند

ناصر سهرابي

در روزگاري كه هنوز خبري از پلتفرم‌هاي نمايش آنلاين، سالن‌هاي چندمنظوره و جلوه‌هاي ويژه ديجيتال نبود، سينما با نور لرزان آپارات و صداي خش‌دار پروژكتور جان مي‌گرفت. نسلي با فيلم‌هاي 8 ميلي‌متري عاشق سينما شد؛ نسلي كه با ديدن چهره جوان مردي به نام آميتاباچان فهميد قهرمان فقط در افسانه‌ها زندگي نمي‌كند. حالا، 50 سال پس از تولد «شعله» اين شاهكار جاودانه دوباره بر پرده نقره‌اي بازمي‌گردد تا ثابت كند بعضي فيلم‌ها هرگز پير نمي‌شوند.

عشق به سينما در هندوستان معنايي كاملا متفاوت با بسياري از نقاط جهان دارد. در هند، سينما تنها يك هنر يا صنعت سرگرمي نيست، بخشي از زندگي روزمره مردم است. ستاره‌هاي سينما فقط بازيگر نيستند، بلكه اسطوره‌هايي هستند كه ميليون‌ها نفر با آنها زندگي مي‌كنند، براي موفقيت‌شان دعا مي‌كنند و ديالوگ‌هاي‌شان را از حفظ هستند. در ميان تمام اين ستاره‌ها، نامي وجود دارد كه هنوز با احترام و تحسين بر زبان‌ها  جاري است؛ آميتا  باچان.

براي چند نسل، او تنها يك بازيگر نبود؛ نماد قدرت، عدالت، شجاعت و مردانگي بود. صداي نافذ، نگاه نافذتر و كاريزمايي كه كمتر ستاره‌اي در تاريخ سينما توانسته به آن دست پيدا كند، از آميتاباچان چهره‌اي ساخت كه مرزهاي هند را پشت سر گذاشت و به محبوب ميليون‌ها علاقه‌مند سينما در سراسر جهان تبديل شد.

براي بسياري از سينمادوستان ايراني، خاطره آشنايي با آميتاباچان به سال‌هايي بازمي‌گردد كه فيلم‌ها با آپارات‌هاي خانگي و حلقه‌هاي 8 ميلي‌متري نمايش داده مي‌شدند. روزگاري كه تماشاي يك فيلم، خودش يك مراسم بود؛ پرده‌اي سفيد، خاموش شدن چراغ‌ها و صداي آشناي چرخيدن حلقه  فيلم.

نگارنده نيز نخستين‌بار در همان سال‌ها با اين ستاره ارزشمند و يگانه سينماي هند آشنا شد؛ با فيلم «قانون» و دوبله فراموش‌نشدني زنده‌ياد خسرو خسروشاهي در نقش «ويجي». دوبله‌اي كه هنوز هم براي بسياري از علاقه‌مندان سينماي هند، يكي از بهترين دوبله‌هاي تاريخ سينماي ايران محسوب مي‌شود و شخصيت «ويجي» را براي هميشه در ذهن مخاطبان ماندگار كرده است.

اما اگر قرار باشد تنها يك فيلم را به عنوان نماد سينماي هند معرفي كنيم، بدون ترديد «شعله» در صدر فهرست قرار مي‌گيرد؛ فيلمي كه كمتر سينمادوستي در جهان پيدا مي‌شود آن را نديده باشد.

«شعله» كه در سال ۱۹۷۵ ساخته شد، تنها يك فيلم اكشن يا وسترن هندي نبود؛ اثري بود كه قواعد فيلمسازي در سينماي هند را دگرگون كرد. داستان دو دوست، «جي» و «ويرو» با بازي درخشان آميتاباچان و درمندرا، در كنار شخصيت افسانه‌اي گبر سينگ، به اثري تبديل شد كه هنوز هم پس از نيم قرن، الهام‌بخش فيلمسازان  و محبوب  دوستداران  سينماست.

اما «شعله» تنها با داستان پركشش و شخصيت‌هاي ماندگارش جاودانه نشد. يكي از خاطره‌انگيزترين لحظات فيلم، ترانه مشهور «يه دوستي، هم نهي تودِنگه» بود؛ صحنه‌اي كه آميتاباچان و درمندرا در نقش «جي» و «ويرو» سوار بر يك موتورسيكلت، دوستي و رفاقت را با شور و نشاطي وصف‌ناپذير جشن مي‌گيرند. اين ترانه در طول پنج دهه گذشته به نمادي از رفاقت در سينماي هند تبديل شده و هنوز هم با شنيدن نخستين نت‌هايش، ميليون‌ها نفر در هند و ديگر كشورهاي جهان، خاطرات شيرين گذشته را مرور مي‌كنند. كمتر فيلمي را مي‌توان يافت كه يك ترانه آن تا اين اندازه در حافظه جمعي مردم ماندگار شده  باشد.

در كنار اين دو قهرمان دوست‌داشتني، نمي‌توان از حضور خيره‌كننده هما ماليني در نقش «بسنتي» گذشت؛ دختر كالسكه‌راني كه با روحيه شاد، پرحرفي‌هاي دوست‌داشتني و بازي سرشار از انرژي هما ماليني، به يكي از محبوب‌ترين شخصيت‌هاي تاريخ سينماي هند تبديل شد. اما اوج هنرنمايي او در سكانسي رقم مي‌خورد كه هنوز هم از تاثيرگذارترين لحظات تاريخ سينماي هند به شمار مي‌رود؛ جايي كه گبر سينگ، براي نجات جان «ويرو» بسنتي را وادار مي‌كند بي‌وقفه برقصد. آن رقص، نمايشي از شادي نبود؛ رقصي بود از سر استيصال، عشق و اميد. هر حركت بسنتي، تلاشي براي خريدن چند لحظه بيشتر از زندگي مردي بود كه دوستش داشت. سكوت سنگين اطراف، خنده‌هاي هولناك گبر سينگ، نگاه‌هاي ملتمسانه ويرو و چهره آميخته به ترس و جسارت هما ماليني، يكي از فراموش‌نشدني‌ترين سكانس‌هاي تاريخ سينما را خلق كرد. هنوز هم پس از گذشت 50 سال، با مرور نام «شعله» بسياري پيش از هر چيز آن رقص پرالتهاب و بازي درخشان هما ماليني را به ياد مي‌آورند؛ صحنه‌اي كه نشان داد اين شاهكار تنها با قهرمانان مردش جاودانه نشد، بلكه بسنتي نيز سهمي انكارناپذير در ماندگاري آن داشت.

خاطره تماشاي اين فيلم براي نگارنده رنگ و بوي ديگري دارد. در سال‌هايي كه براي ادامه تحصيل در شهر دهلي هندوستان اقامت داشتم، اين فرصت فراهم شد تا «شعله» را روي پرده عريض سينما تماشا كنم؛ تجربه‌اي كه هيچ نسخه خانگي، هيچ صفحه تلويزيون و هيچ نمايش ديجيتالي نمي‌تواند جاي آن را بگيرد. تشويق‌هاي ممتد تماشاگران، همخواني ديالوگ‌هاي مشهور فيلم توسط مردم و شور وصف‌ناپذير سالن، نشان مي‌داد كه «شعله» براي هندي‌ها صرفا يك فيلم نيست، بخشي از حافظه جمعي آنهاست. اكنون، پنجاه سال از توليد اين شاهكار گذشته است و اين مناسبت، بهانه‌اي شده تا نسخه مرمت ‌شده فيلم بار ديگر بر پرده سينما بدرخشد. قرار است اين نسخه در قالب مجموعه‌اي از آثار ماندگار آميتاباچان، از سوم تا نهم جولاي در سينما عقيل دوبي واقع در مجموعه فرهنگي السركال اونيو به نمايش درآيد. قيمت بليت براي علاقه‌مندان ۹۴ درهم اعلام شده است.

اين برنامه تنها يك اكران ساده نيست؛ جشن باشكوه نيم‌قرن زندگي فيلمي است كه هنوز هم نفس مي‌كشد. پس از اين نمايش‌ها، نسخه مرمت ‌شده «شعله» به مناسبت پنجاهمين سال توليدش در كشورهاي ديگر نيز اكران خواهد شد تا نسل تازه‌اي از مخاطبان، اين شاهكار را آن‌گونه كه بايد، روي پرده سينما تجربه كنند.

اين مجموعه، نگاهي دوباره به بيش از دو دهه از درخشان‌ترين سال‌هاي كارنامه بازيگري آميتاباچان دارد؛ سال‌هايي كه او با ايفاي نقش‌هاي ماندگار، جايگاه خود را به عنوان يكي از تاثيرگذارترين چهره‌هاي تاريخ سينماي هند تثبيت كرد و پيوندي عميق با ميليون‌ها تماشاگر در سراسر جهان ساخت. شايد امروز فناوري، كيفيت تصوير را بهتر كرده باشد و سالن‌هاي مدرن امكانات بيشتري در اختيار تماشاگران قرار دهند، اما هيچ فناوري‌اي نمي‌تواند جاي حس و حال روزهايي را بگيرد كه سينما با سادگي‌اش جادو مي‌كرد؛ روزهايي كه يك حلقه فيلم، خانواده‌اي را دور هم جمع مي‌كرد، دوبله‌هاي طلايي ايراني به شخصيت‌ها جان تازه‌اي مي‌بخشيدند و قهرمانان روي پرده، روياهاي يك نسل را مي‌ساختند.

50 سال از تولد «شعله» گذشته، اما شعله عشق مخاطبان به اين فيلم همچنان روشن است؛ همان آتشي كه نه گذر زمان خاموشش كرده و نه تغيير نسل‌ها. شايد راز ماندگاري آثار بزرگ نيز همين باشد؛ آنها هرگز متعلق به گذشته نمي‌شوند، بلكه در هر نسل، دوباره متولد مي‌شوند.

و براي ما كه روزي با نور لرزان آپارات، صداي جادويي خسرو خسروشاهي، چهره جوان آميتاباچان، صميميت «جي» و «ويرو»، لبخندهاي بسنتي و هيبت فراموش‌نشدني گبر سينگ عاشق سينما شديم، بازگشت «شعله» به پرده نقره‌اي تنها يك اكران نيست؛ ديداري دوباره با بخشي از جواني، خاطرات و روياهايي است كه هنوز در گوشه‌اي از ذهن و قلب‌مان زنده‌اند و هرگز رنگ كهنگي به خود نخواهند گرفت.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون