• 1405 شنبه 14 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6409 -
  • 1405 شنبه 14 شهريور

« اعتماد»در گفت‌وگو با غلامرضا كريمي بررسي می کند

سراب ائتلاف امریکایی

امريكا با تكيه بر فشار اقتصادي بهجاي اتكاي صرف به اهرم نظامي، در پي تغيير محاسبات راهبردي تهران و افزايش اهرم فشار پيش از مذاكرات احتمالي است. هدف اين رويكرد، فرسايش بازدارندگي چندلايه ايران و تغيير معادله هزينه-فايده تهران از طريق فشار اقتصادي، رواني و محدودسازي منابع درآمدي است.با اين حال، فقدان ائتلاف بينالمللي منسجم، واگرايي منافع قدرتهاي شرقي و هزينههاي ژئوپليتيكي فشار حداكثري، ظرفيت راهبرد مهار ايران را محدود كرده است. غلامرضا كريمي، دانشيار روابط بينالملل دانشگاه خوارزمي و كارشناس روابط بينالملل، در ارزيابي دور تازه تحريمهاي امريكا عليه ايران به «اعتماد» گفت: براي تحليل اين تحريمها بايد آنها را در بستر تحولات شش ماه اخير بررسي كرد. امريكا پس از ماهها درگيري نظامي، به اهداف اوليه خود نرسيد و در «بنبست نظامي» قرار گرفت؛ از اين رو، ناگزير به تغيير راهبرد شد. او افزود: آنچه واشنگتن از آن با عنوان «روز دي اقتصادي» ياد كرد، در واقع اذعان تلويحي به محدوديت گزينه نظامي و حركت تاكتيكي به سوي ابزاري بود كه براي دولت ترامپ، بهويژه در آستانه انتخابات مياندورهاي، هزينه سياسي كمتري دارد. كريمي ادامه داد: دامنه تحريمهاي جديد از دورههاي پيشين گستردهتر بود. امريكا ذيل عملياتي كه آن را «طرد اقتصادي» ناميد، علاوه بر صادرات نفت، حوزههايي مانند داراييهاي ديجيتال، فناوري، طلا، هوانوردي و كشتيراني را هدف گرفت و بيش از ۶۰ نهاد، شخص و كشتي را به فهرست تحريمها افزود. واشنگتن همچنين از اعمال تحريمهاي بانكي جديد بهصورت هفتگي خبر داد. اين كارشناس روابط بينالملل در ادامه خاطر نشان كرد: كارزار تازه امريكا سه هدف داشت؛ نخست، قطع منابع درآمدي ايران از طريق مسدود كردن كانالهاي مالي و فشار بر شبكههاي دور زدن تحريم؛ دوم، اعمال فشار بر كشورهاي ثالث، بهويژه چين، براي كاهش يا توقف همكاري اقتصادي با ايران و سوم، ايجاد «جنگ شناختي» در داخل كشور با هدف القاي نااميدي اقتصادي و فشار بر تهران در مذاكرات احتمالي آينده. اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: با اين حال، طراحي هدفمند اين كارزار به معناي موفقيت آن نيست. مهمترين مانع، نقش چين است كه روايت امريكا درباره تنگه هرمز را نپذيرفت و مخالفت خود با برخي بندهاي مرتبط را در نشست گروه ۲۰ نشان داد. ازسوي ديگر، تحريم بانكهاي بزرگ چيني هزينههاي سنگين اقتصادي و ديپلماتيك براي واشنگتن دارد و احتمال اقدام مستقيم امريكا در اين سطح را كاهش ميدهد.

راهبرد ايران براي درهم شكستن جنگ سرد امريكا

كريمي در ادامه و در پاسخ به استراتژي ايران در برابر جنگ سرد واشنگتن افزود: ايران طي چهار دهه تحريم، تجربه و شبكههايي براي كاهش آثار محدوديتها ايجاد كرده و دولت برنامهاي دو ساله براي مقابله با تحريمها اعلام كرده است. افزون بر اين، تشديد فشار اقتصادي ميتواند ايران را به واكنشهاي متقابل در منطقه سوق دهد و هزينههاي بيشتري را به كشورهاي حاشيه خليجفارس تحميل كند.او ادامه داد: اعتبار سياسي ترامپ نيز يكي از موانع اين راهبرد است، زيرا بخشي از تهديدها و وعدههاي پيشين او درباره صلح يا پيروزي، محقق نشد و همين مساله موجب شده متحدان و رقباي امريكا، ادعاي اجراي «شديدترين عمليات اقتصادي» را با ترديد دنبال كنند. كريمي در پايان گفت: آنچه پيش روي ايران قرار دارد، نه يك «ضربه فلجكننده»، بلكه فاز تازهاي از جنگ فرسايشي اقتصادي است. همانگونه كه شش ماه فشار نظامي نتوانست ايران را به پذيرش خواستههاي امريكا وادارد، بعيد است فشار اقتصادي نيز بدون ائتلافي گسترده و در شرايط وجود موانع ساختاري، واشنگتن را به اهداف اعلامياش برساند. در اين ميان، «تابآوري اقتصادي، انسجام داخلي و بهرهگيري ديپلماتيك از شكافهاي موجود در ائتلاف فشار عليه ايران» اهميت تعيينكننده دارد.

ناكامي واشنگتن در مسير ائتلافسازي عليه ايران

غلامرضا كريمي، دانشيار روابط بينالملل دانشگاه در پاسخ به اين پرسش كه آيا واشنگتن در كنار فشار اقتصادي بهدنبال شكلدهي ائتلافي عليه ايران است و در اين زمينه توانسته موفقيتهايي را از آن خود كند، گفت: واقعيتهاي ميداني و ديپلماتيك نشان ميدهد تلاش امريكا براي ايجاد ائتلافي منطقهاي و بينالمللي عليه ايران، با ابهام و ناكامي روبهرو شده است. او افزود: شكستهاي نظامي امريكا و «شخصمحور بودن سياستهاي ترامپ» موجب شده كشورهاي اروپايي و برخي متحدان سنتي واشنگتن، مانند گذشته آمادگي پذيرش هزينههاي درگيري مستقيم با ايران يا مشاركت در يك ائتلاف فراگير را نداشته باشند. از اين منظر، عمليات اخير امريكا عليه ايران نيز عمدتا بدون مشاركت مستقيم ديگر كشورها انجام شد. كريمي ادامه داد: ائتلافي كه ناتو و متحدان سنتي امريكا در آن حضور موثر نداشته باشند، بهسختي ميتواند يك ائتلاف واقعي تلقي شود. درنتيجه، واشنگتن بيش از آنكه از پشتوانه يك ائتلاف فراگير برخوردار باشد، با «خلأ راهبردي» مواجه است.

اين كارشناس روابط بينالملل در ادامه افزود: امريكا تلاش كرد روايتي يكطرفه از بحران خاورميانه و بهويژه تحولات تنگه هرمز ارايه و ايران را عامل انحصاري مشكلات معرفي كند، اما چين اين روايت را نپذيرفت. پكن در عين مخالفت با بستهشدن تنگه هرمز، بر نقش امريكا و اسراييل در آغاز و گسترش جنگ تاكيد داشت و با تبديل اختلال در اين آبراه به مطالبهاي صرفا عليه ايران مخالفت كرد.اين استاد دانشگاه افزود: موضع چين لزوما حمايت كامل از ايران نيست، بلكه رد روايت امريكا به عنوان «روايت رسمي جهان» است. كشورهاي حاشيه خليجفارس نيز باتوجه به هزينههاي سنگين درگيري و وابستگي اقتصادي رو به افزايش به شرق، بهويژه چين، ديگر مانند گذشته تمايلي به انزواي مطلق ايران ندارند. كريمي در ادامه اذعان كرد: اولويت دولتهاي منطقه بيش از هر چيز بر تنوعبخشي به مسيرهاي انرژي و روابط اقتصادي متمركز شده، نه تبديلشدن به سكوي يك جنگ نيابتي تمامعيار ازسوي امريكا. بنابراين، تلاش واشنگتن براي اعمال فشار همهجانبه اقتصادي عليه ايران، الزاما به نتيجه نميرسد. او تاكيد كرد: هدف امريكا شكلدهي ائتلافي عليه ايران است، اما تجربه جنگ ۴۰ روزه و تغيير موازنههاي قدرت در سطح منطقهاي و جهاني، اين هدف را به «سراب ديپلماتيك» تبديل كرده است. به باور او، مهمترين نقطهضعف راهبرد فشار حداكثري تازه امريكا، ناتواني آن در تشكيل يك ائتلاف بينالمللي واقعي عليه ايران خواهد بود.

چين، روسيه و هند براساس منافع خود تصميمسازي ميكنند

اين كارشناس روابط بينالملل در پاسخ به اين پرسش كه چين، روسيه و هند به عنوان قدرتهاي برجسته محور شرق چه راهبردي در برابر فشارهاي امريكا عليه ايران در پيش خواهند گرفت، گفت: در كارزار فشار حداكثري، محاسبات سه قدرت شرقي -چين، روسيه و هند- اهميت تعيينكننده دارد، زيرا هر يك براساس منافع ملي خود عمل ميكنند و خطاي محاسباتي درباره رويكرد آنها ميتواند براي تهران هزينهزا باشد.

او افزود: چين، به عنوان خريدار اصلي نفت ايران و «مهمترين روزنه تنفسي اقتصاد ايران» در برابر تحريمها، با تثبيت روايت يكطرفه امريكا از بحران مخالفت كرده است. با اين حال، اين موضع به معناي حمايت بيقيد و شرط از ايران نيست، زيرا پكن به باز بودن تنگه هرمز نياز دارد و در صورت تداوم بحران، ممكن است براي حفظ امنيت انرژي خود بر تهران فشار وارد كند.

كريمي ادامه داد: روسيه از نظر سياسي و نظامي به ايران نزديكتر است، اما در موضوع تنگه هرمز محاسبات مستقلي دارد. مسكو نياز كمتري به اين آبراه دارد و اختلال در عبور انرژي از آن ميتواند فروش نفت و گاز روسيه را با قيمت بالاتر تسهيل كند. روسيه همچنين براي پيگيري اهداف خود در اوكراين، به حفظ رابطهاي قابل پيشبيني با دولت ترامپ نياز دارد. اين كارشناس روابط بينالملل در ادامه گفت: با وجود اين، همكاري روسيه و ايران ادامه خواهد داشت. مسكو اعلام كرده تحريمهاي امريكا عليه ايران را اجرا نميكند و ميتواند زيرساختهاي مالي و لجستيكي جايگزين دراختيار تهران قرار دهد؛ هرچند در عرصه ديپلماتيك، لزوما همسو با منافع ايران عمل نميكند.

او افزود: هند بازيگري محتاط و عملگراست كه هم روابط خود با امريكا را حفظ ميكند و هم به نفت ايران، امنيت انرژي و تداوم تجارت از مسير تنگه هرمز توجه دارد. از اين رو، دهلينو در «وضعيت خاكستري» عمل ميكند و ميكوشد همكاري اقتصادي با ايران را بدون بهخطر انداختن روابطش با واشنگتن ادامه دهد. كريمي در پايان تاكيد كرد: حمايت چين، روسيه و هند از ايران دايمي و نامحدود نيست و هر سه كشور منافع ملي خود را در اولويت قرار ميدهند، اما در مجموع، ميتوانند «پنجرههاي عبور ايران از تحريمهاي گسترده امريكا» باشند و بخشي از آثار اين فشارها را كاهش دهند.

تهران به دنبال بازتعريف بازدارندگي چندلايه

غلامرضا كريمي، در پاسخ به اين پرسش كه تهران، فراتر از تنگه هرمز، چه اهرمهايي براي تعديل فشارها و افزايش بازدارندگي دراختيار دارد، گفت: اهرمهاي ايران به تنگه هرمز محدود نيست و در شش ماه گذشته، «منظومهاي از بازدارندگي چندلايه» شامل ابزارهاي نظامي، اقتصادي و ديپلماتيك شكل گرفته است.  به باور كريمي مهمترين اهرم ايران، توان تحميل هزينه به طرف مقابل در سطوح مختلف است. ايران با توسعه دكترين جنگ نامتقارن، به جاي رويارويي مستقيم با برتري نظامي امريكا، بر افزايش هزينههاي درگيري براي طرف مقابل تكيه كرده است. كريمي ادامه داد: شبكه گروههاي همسو در منطقه، ازجمله در يمن، لبنان، عراق و سوريه، ميتواند ميدان درگيري را از مرزهاي ايران دور كند. در اين ميان، ظرفيت گروههاي يمني براي اثرگذاري بر امنيت تردد در بابالمندب، به عنوان يكي از گلوگاههاي مهم انرژي جهان، بخشي از اين موازنه بازدارنده است. اين كارشناس روابط بينالملل در ادامه خاطرنشان كرد: توان موشكي و پهپادي ايران نيز امكان هدف قراردادن منافع و اهداف امريكا در فواصل دورتر را فراهم كرده و بازدارندگي از مسير «هزينهسازي و تنبيه» را تقويت كرده است. او افزود: ايران در حوزه اقتصادي نيز با وجود فشار بر معيشت مردم، توانسته از مسيرهاي دورزدن تحريم بخشي از نيازهاي خود را تامين كند؛ ظرفيتي كه به حفظ تابآوري اقتصادي و سياسي كشور كمك كرده است. در حوزه ديپلماسي نيز روابط تهران با شماري از كشورهاي منطقه، مانع از تحقق كامل روايت واشنگتن درباره انزواي ايران شده است. كريمي خاطرنشان كرد: «تهديد» نيز بهخوديخود يك اهرم بازدارنده مهم است. تهران لزوما نيازي ندارد كه تنگه هرمز يا بابالمندب را مسدود كند؛ كافي است شركتهاي كشتيراني، بيمهگران و واردكنندگان انرژي احتمال ناامني در مسيرهاي دريايي را جدي بگيرند. چنين وضعيتي ميتواند هزينه بيمه، حملونقل و قيمت انرژي را افزايش دهد و فشار اقتصادي بيشتري بر امريكا و متحدانش وارد كند. اين استاد دانشگاه در ادامه تاكيد كرد: ايران ميتواند از موقعيت بابالمندب و پويايي خطوط لوله منطقهاي به عنوان «كارتهاي بازينشده» استفاده كند و در صورت ضرورت، فشار بر امريكا را به سطح تازهاي منتقل سازد. به باور او، اين ابزارها در معادله قدرت و ميز مذاكره، بهويژه با نزديكشدن به انتخابات مياندورهاي امريكا و نياز ترامپ به يك دستاورد قابل عرضه، اهميت بيشتري پيدا  ميكنند.

تلاش بينتيجه امريكا براي پايان دادن به حلقه بازدارندگي ايران

غلامرضا كريمي، در پاسخ به اين پرسش كه هدف امريكا از همزماني فشارهاي اقتصادي، حملات محدود و جنگ رواني عليه ايران چيست، گفت: هدف اصلي واشنگتن از راهبرد چندلايه، «شكستن حلقه بازدارندگي ايران» و تغيير معادله هزينه- فايده تهران است.او افزود: امريكا دريافته كه رويارويي مستقيم و تمامعيار نظامي با ايران، هزينههاي سنگيني براي آن به همراه دارد و تجربه جنگ ۴۰ روزه نيز نشان داد واشنگتن نتوانست معادلات را به سود خود تغيير دهد، از اين رو، تلاش ميكند از چند جبهه فشار وارد كند و نقاط آسيبپذير ايران را هدف قرار دهد.

كريمي ادامه داد: فشار اقتصادي، زيرساختهاي مالي و معيشتي را هدف ميگيرد؛ حمله به بنادر و تاسيسات نفتي ظرفيت صادرات و درآمدزايي را تحت فشار قرار ميدهد و جنگ رواني نيز با هدف افزايش نااميدي و ترديد در داخل كشور دنبال ميشود.  اين كارشناس روابط بينالملل گفت: نخستين هدف راهبردي امريكا، فرسايش تدريجي توان نظامي و نظارتي ايران در خليجفارس و كاهش قدرت كنترل تهران بر تنگه هرمز است. حملات به بنادر جنوبي و تاسيسات نظامي نيز در همين چارچوب، تلاشي براي «كور كردن چشم و گوش ايران» در منطقه ارزيابي ميشود؛ هر چند تحولات بعدي، ناكامي كامل اين هدف را نشان داد.

او افزود: هدف دوم، تشديد فشار رواني و شكلدادن به نارضايتي داخلي است. به گفته كريمي، امريكا ميكوشد از فشارهاي ارزي و اقتصادي براي افزايش فشار بر جامعه و واداشتن ايران به عقبنشيني در مذاكرات احتمالي استفاده كند. از منظر اين استاد دانشگاه هدف سوم، كسب اهرم بيشتر پيش از آغاز هر گفتوگوي جدي است. واشنگتن با تركيب تهديد نظامي، محاصره اقتصادي و جنگ رواني، ميكوشد تهران را به ميز مذاكرهاي بكشاند كه در آن امتيازهاي بيشتري مطالبه كند؛ ازجمله پذيرش تفاهم اسلامآباد با شروط تازه يا توافقي جديد شامل محدوديتهاي بيشتر در برنامه موشكي و نقش منطقهاي ايران. او تاكيد كرد: اين راهبرد با چالشهاي مهمي مواجه است. ايران نيز براي مذاكرات احتمالي اهرمهايي دراختيار دارد؛ ازجمله توان هدف قراردادن زيرساختهاي نظامي و اقتصادي امريكا در منطقه و ظرفيت ايجاد اختلال در تنگه هرمز. تجربه تاريخي نيز نشان داده ايران در برابر چنين فشارهايي عقبنشيني نميكند، بلكه ميكوشد با «خلاقيت راهبردي» راههايي براي تعديل فشارها و افزايش هزينه طرف مقابل بيابد.  كريمي در ادامه گفت: ميدان تقابل امروز صرفا نظامي نيست، بلكه عرصههاي اقتصاد، ديپلماسي، افكار عمومي و تابآوري را نيز دربر ميگيرد؛ بنابراين، ميزان موفقيت راهبرد چندلايه امريكا به توان دو طرف در مديريت اين ابعاد وابسته است.

تفاهم اسلامآباد در كما

غلامرضا كريمي، در پاسخ به اين پرسش كه آيا تفاهم اسلامآباد پايان يافته يا امكان آغاز دور تازهاي از ديپلماسي وجود دارد، گفت: بايد ميان راهبرد اعلامي و راهبرد عملياتي امريكا تفاوت گذاشت. مواضع اخير ترامپ، در ظاهر، از نبود تمايل واشنگتن براي كشاندن ايران به مذاكره حكايت داشت، اما واقعيتهاي ميداني و تحولات پشتپرده تصويري متفاوت ارايه ميدهد.او افزود: تفاهم اسلامآباد در وضعيت «كما» قرار دارد، اما پايان آن رسما اعلام نشده است.  به گفته كريمي، اگر ترامپ قصد خاتمه اين چارچوب را داشت، ميتوانست با يك اقدام اجرايي آن را اعلام كند. ايران نيز براي احياي تفاهم اعلام آمادگي كرده و پاكستان، به عنوان يكي از ميانجيها، اجراي صادقانه آن را راهي براي حلوفصل تنشها دانسته؛ بنابراين
اين تفاهم همچنان ميتواند «چارچوبي مرجع» باشد، هر چند در وضعيت شكنندهاي قرار دارد. اين كارشناس روابط بينالملل ادامه داد: اولويت امريكا تغيير كرده است. اگر واشنگتن پيشتر بر توافقي جامع درباره برنامه هستهاي ايران تمركز داشت، اكنون بازگشايي كامل و بدون قيدوشرط تنگه هرمز را در اولويت قرار داده است؛ زيرا ناامني در اين آبراه ميتواند قيمت انرژي و هزينه سياسي دولت ترامپ را در آستانه انتخابات مياندورهاي افزايش دهد.

كريمي گفت: امريكا با تركيبي از فشار نظامي، محاصره اقتصادي و تهديد ميكوشد ايران را به عقبنشيني در تنگه هرمز و پذيرش چارچوبي تازه براي مذاكره وادار كند. با اين حال، اين چارچوب از نگاه واشنگتن گفتوگويي برابر نيست، بلكه بر «ديكتهكردن خواستههاي حداكثري» استوار است؛ رويكردي كه با مقاومت ايران روبهرو خواهد شد. اوتاكيد كرد: تا پيش از انتخابات مياندورهاي امريكا، احتمالا وضعيت مبهم و پرنوسان كنوني ادامه مييابد؛ وضعيتي كه در آن، امريكا گاه بر فشار نظامي و گاه بر ديپلماسي تاكيد ميكند، اما هنوز چارچوبي قابلقبول براي گفتوگو با ايران ارايه نداده است.

شكاف انتخاباتي در واشنگتن و تلآويو

كريمي در پاسخ به اين پرسش كه انتخابات مياندورهاي امريكا و انتخابات پارلماني اسراييل چه اثري بر رويكرد واشنگتن و تلآويو خواهد داشت، گفت: برخلاف ادعاي ترامپ مبني بر بيتاثير بودن انتخابات بر سياستهاي او، انتخابات مياندورهاي كنگره اثري «عميق و تعيينكننده» بر محاسبات كاخ سفيد دارد.تيم ترامپ نگران پيامدهاي سياسي جنگ براي انتخابات سوم نوامبر است و ميكوشد تا پيش از آن، از تشديد درگيري با ايران جلوگيري كند. هدف واشنگتن، كنترل سطح تنش است تا جنگ به موضوع مسلط فضاي خبري تبديل نشود و بر شانس جمهوريخواهان اثر منفي نگذارد. كريمي كاهش محبوبيت ترامپ در نظرسنجيها را يكي از عوامل اين احتياط دانست. اين كارشناس روابط بينالملل ادامه داد: پس از انتخابات، احتمال تشديد فشار نظامي عليه ايران منتفي نيست، اما هرگونه عمليات گسترده در شرايط كنوني، «قماري سياسي» براي ترامپ محسوب ميشود.

او در ادامه خاطرنشان كرد: معادله اسراييل متفاوت است. با نزديكشدن به انتخابات پارلماني، نتانياهو در موقعيت سياسي شكنندهاي قرار گرفته و به نظر ميرسد ادامه يا تشديد جنگ با ايران را ابزاري براي تقويت موقعيت انتخاباتي خود ميبيند، از اين رو، ميان منافع انتخاباتي امريكا و اسراييل شكافي شكل گرفته است. تيم ترامپ بهدليل فشار افكار عمومي و ملاحظات انتخابات مياندورهاي، به مهار موقت جنگ تمايل دارد، اما نتانياهو براي حفظ موقعيت سياسي خود ممكن است به تشديد تنش گرايش تمايل داشته باشد. حملات اسراييل در جنوب لبنان و تهديد به گسترش حملات، از نگاه او، در همين چارچوب قابل ارزيابي است.  او در پايان تاكيد كرد: ايران بايد در دو ماه آينده مراقب باشد در دام محاسبات متضاد امريكا و اسراييل قرار نگيرد و راهبرد خود را باتوجه به اين شكاف و پيچيدگيهاي آن پيش ببرد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون