قمار رواني ترامپ براي تحريك افكار عمومي
محمدصادق جواديحصار
اول از همه بايد بگويم كه بسيار متاسفيم براي جانهايي كه در مراسم عروسي سيريك و ساير جنايات امريكا و اسراييل در ايران و منطقه از دست ميروند و خانوادههايي كه داغدار ميشوند. اين ضايعه انساني نه تنها يك فاجعه ملي، بلكه يك نقض آشكار و غيرقابل اغماض در قواعد جنگي است كه بايد جامعه جهاني و مجامع بينالمللي مرتبط با حقوق جنگ را به واكنش وادارد.اما متاسفانه شاهد هستيم كه در برابر اين رفتارهاي غيرانساني و نامتعارف جنگي از سوي عواملِ دخيل در منطقه، هيچ عكسالعمل مناسبي از سوي مدعيان حقوق بشر صورت نميگيرد. وقتي از اين وجه عبور ميكنيم، به لايههاي عميقتر ماجرا ميرسيم؛ اينكه آقاي ترامپ و تيم همراه او، برنامههاي كلان خود را در منطقه پيش بردهاند، اما در دستيابي به اهداف اصلي ناكام ماندهاند.آقاي ترامپ به دنبال سه هدف عمده بوده و هست؛ اولين و مهمترين بحثي كه ايشان دنبال ميكند، افزايش فشار بر جامعه ايراني در اشكال گوناگون است تا بتواند از اين طريق، مردم را عليه حكومت مركزي بشوراند. اين يك راهبرد كاملا حساب شده و هدفمند است. آنها با قطع شريانهاي حياتي؛ از برق و آب گرفته تا انرژي و مبادلات اقتصادي، تمام تلاششان را كردهاند تا اين هدف محقق شود، اما در عمل ديدند كه مردم با وجود همه اين فشارها، اعتراضي كه آنها طلب ميكردند را نشان ندادهاند و در مقابل، همراهي خود را حفظ كردهاند. آنها سعي ميكنند هر از چندگاهي با چنين اتفاقات تلخي، عاطفه جمعي جامعه را آسيبپذير كنند تا شايد مردم از ادامه ايستادگي خسته شوند. اين دقيقا مصداق همان ضربالمثل معروف است كه «الغريق يتشبس بكل حشيش» (آدم غرق شده به هر خاشاكي چنگ ميزند) . آنها در اوهام خود غرق شدهاند و چون به اهدافشان نرسيدهاند، به هر راهي متوسل ميشوند تا خود را از اين مهلكه نجات دهند. برخي رسانهها ادعا ميكنند اين حملات ناشي از خطاي محاسباتي است. شخصا معتقدم ادعاها به هيچوجه با واقعيتهاي فني سازگار نيست. برخي رسانههاي غربي مدعي شدهاند كه اين سيستمهاي هدفگيري خطاي فني دارند، اما وقتي ميبينيم نقطه هدفگيري با محل اصابت ۳۰۰ تا ۳۵۰ متر فاصله دارد، نميتوان پذيرفت كه يك خطاي سيستمي رخ داده است.
حداكثر خطاي محتمل براي موشكهايي با تكنولوژي روز كه مورد استفاده قرار ميگيرند، ۳ متر است؛ بنابراين نميتوان احتمال خطاهاي محاسباتي جنگي يا مكانيكي را در اين ابعاد گسترده پذيرفت. بايد قاطعانه گفت كه پشت اين قضيه يك عمد در كار بوده است؛ مگر اينكه خلاف آن ثابت و شواهد فني متقني ارائه شود.ما بايد فشار خود را بر جامعه جهاني و سازمانهاي ذيل سازمان ملل افزايش بدهيم. اين پرسش جدي وجود دارد كه چرا آنها در برابر اين كشتار فجيع سكوت كردهاند؟ در حالي كه اگر كوچكترين اتفاق مشابهي در نقاط ديگر جهان يا عليه منافع متحدان آنها رخ بدهد، با بوق و كرنا حقوق بشر را مطرح ميكنند. اين تعارض آشكار بايد به گوش جهانيان رسانده شود.اين نقض آشكار حقوق بشر است و بايد آنقدر تكرار شود تا افكار عمومي مردم امريكا و اروپا نيز نسبت به اين جنايات آگاه شوند. همانطور كه آنها انتظار دارند فشار داخلي بر حكومت ايران وارد شود، ما نيز بايد از طريق دستگاههاي تبليغاتي و روشنگري، جامعه بينالمللي را به اين سو ببريم كه صداي اعتراض عليه اين جنگافروزيها در خيابانهاي خودشان بلند شود. متاسفانه در جهان امروز، نقض قوانين عليه مسلمانان به كرات و وفور ديده شده، اما دريغ از يك كنش موثر و بازدارنده توسط سازمانهاي ذيربط. اين وضعيت لزوم خودباوري و تكيه بر ظرفيتهاي داخلي در جهت انعكاس واقعيتهاي تلخ جنگ و افشاي چهره واقعي آمران چنين جناياتي را بيش از پيش نمايان ميسازد.