• 1405 پنج‌شنبه 9 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6410 -
  • 1405 يکشنبه 15 شهريور

گزارشي از 250 سال امپرياليسم بريتانيا براي كشت و تجارت جهاني ترياك در آسيا - 1

انگليس بنيانگذاركشت و تجارت جهاني‌ترياك

مريم مهدوي‌اصل ٭

اشاره- كشت و تجارت جهاني ماده مخدر ترياك، پيش از آنكه ماده‌اي گياهي با اثر اعتيادآور در انسان باشد، در اصل ريشه در سياستگذاري بيش از 250 سال پيش امپرياليسم بريتانيا در «كمپاني هند شرقي انگليس» دارد كه براي نخستين‌بار در تاريخ بشر به عنوان سلاح سياسي استفاده شده تا علاوه ‌بر تسلط بر ذهن، انديشه و اراده انسان‌ها در جوامع باستاني آسيا، بيشترين درآمد اقتصادي را از تجارت جهاني اين كالاي مرگ به دست ‌آورد. انگليس به عنوان جزيره‌اي بسيار دورافتاده و كاملا ناشناخته، معروف به «لندن» درحاشيه امپراتوري‌هاي روم و يونان باستان كه در عصر امپراتوري صفويه، براي نخستين‌بار مبادرت به برقراري ارتباطات سياسي با ايران مي‌كند و هرگز از هيچ‌گونه امكانات نظامي و نيروي پياده نظام در مقايسه با جمعيت‌هاي باستاني در آسيا برخوردار نبوده، در سلسله گزارش حاضر، به رونمايي از بخش ديگري از هويت پنهان و ناشناخته برده‌داري خود و طبق اسناد ديپلماسي كشت و تجارت ماده مخدره ترياك ايران مي‌كند كه افكار عمومي معاصر ايران از آن بي‌خبر است. درنتيجه، در زمان نگارش سلسله گزارش‌هاي اسنادي-پژوهشي-روزنامه‌نگاري قالي‌بافي و سپس مسير جاده ابريشم آبي ايران باستان در دو سال اخير كه پيش از نگارش آنها، انتخاب اسناد ديپلماسي موادمخدر و ترياك در دوره قاجار را از تاريخ ۱۵/۲/۱۳۹۸ آغاز كرده بودم و براي نخستين‌بار مبادرت به استخراج چهار محور اسناد خطي دوره پهلوي از سال ۱۳۰۰ تا پايان ۱۳۴۶ خورشيدي كردم كه از تاريخ ۸/۱۰/۱۳۹۸ تا مهر ماه ۱۴۰۲ زمان برده بود، فهميده بودم كه هدف نقشه راه استعماري امپرياليسم بريتانيا براي ازبين بردن جاده راه ابريشم آبي ايران چيزي نبوده جز معكوس‌سازي كشت و تجارت جهاني ترياك به جاي ابريشم و البته تسلط به مسير جاده راه ابريشم آبي ايران باستان كه افكار عمومي جهان حداقل از صد سال پيش تا امروز تصور مي‌كند كه اين جاده آبي باستاني، مهم‌ترين راه تجارت جهاني انرژي نفت و گاز است. اين درحالي است كه از امروز و برپايه اسناد ديپلماسي حكومت‌هاي قاجار و پهلوي اول و دوم تا پايان سال ۱۳۴۶ش. پرده از اين حقيقت بر مي‌داريم كه در بين دو دوره تاريخي تجارت جهاني ابريشم و نفت ايران در «تنگه هرمز» خليج‌فارس، درحقيقت اين مركز تجارت جهاني به مهم‌ترين گذرگاه تجارت جهاني ترياك انگليس هم تبديل شده بود كه در پنج دهه اخير آن را از ذهن و حافظه تاريخي ما ايرانيان پاك كرده‌اند تا تبليغات سياسي نظريه‌پردازي‌هاي «جهان‌سومي»، «عقب‌ماندگي» و «توسعه‌نيافتگي» غربي آنچنان در ميان افكار عمومي ما ايرانيان و حتي افكار عمومي جهانيان ريشه بدواند كه هرگز ما نمي‌توانيم بدون وابستگي به مجموعه نظريه‌هاي غيرقابل فهم استعماري غرب به مرحله «توسعه‌يافتگي» دست پيدا كنيم. اين درحالي است كه ايران از دوران پيش از امپراتوري هخامنشيان تا حداقل دو قرن پيش از تجاوز چندجانبه‌گرايي استعمارگران اروپاي غربي نوظهور و به ويژه انگليس به ايران و البته انعقاد معاهدات ننگين استعماري در زمان حكومت فتحعلي‌شاه قاجار، از واقعيت «وحدت ساختاري» و «خودشكوفايي جمعي» برخوردار بوده كه طبق نظريه روانپزشكي «انگيزش و شخصيت» ابراهام اچ. مزلو، جهان غرب فعلا دارد روي «افراد خودشكوفا» كار مي‌كند، بدون اينكه جوامع آنها از وحدت ساختاري ايرانيان برخوردار باشند. درنتيجه، ايرانيان خيلي راحت و آسان مي‌توانند وقفه ۲۰۰ ساله پيش آمده ازسوي سياست‌ها و تجاوزهاي چندجانبه‌گرايي استعماري غرب نوظهور را با انگيزه و تلاش بيشتر ازبين ببرند تا با افزودن عناصر و ارزش‌هاي فرهنگي تازه‌ به هويت‌ فرهنگ باستاني خود، از نو آغازگر عصر طلايي فرهنگ و تجارت در تاريخ بشر باشند، همان‌طور كه در دوران تجاوز‌هاي سه‌گانه اسكندر مقدوني از يونان، اعراب باديه‌نشين شبه جزيره عربستان و همين‌طور مغولان، نسل پدران و مادران ما با موفقيت اين كار را انجام داده‌اند و آثار باستاني و تاريخي برجاي مانده از آن دوران طلايي فرهنگ و تجارت جهاني ايران، همچنان دارد از دوران خودشكوفايي جمعي ايرانيان كه در طول تاريخ باستاني خود همواره از وحدت ساختاري بهره‌مندند، سخن مي‌گويد.

 

آشنايي با كتاب «آفت زندگي»

از تاريخ ۸/۱۰/۱۳۹۸ كه همراه با انتخاب، استخراج و مطالعه محتواي اسناد موادمخدر و ترياك عصر قاجار تا پهلوي دوم تا سر سال ۱۳۴۷ش. همزمان به دنبال كتاب پژوهشي مي‌گشتم، به جرات مي‌توانم بگويم كه تنها منبع مرجع پژوهشي در اين‌ مورد خاص را براي نخستين‌بار در يك برگ سند ديپلماسي در آرشيو اداره اسناد وزارت امور خارجه در زمان حكومت پهلوي دوم و به تاريخ ۴/۲/۱۴۰۱ مشاهده كردم به نام كتاب «آفت زندگي» و به قلم حسنعلي‌ آذرخش كه البته پيش‌تر براي چندين‌ دفعه نام دكتر آذرخش و دكتر جهانشاه صالح وزير بهداري را در اسناد ديپلماسي و در كنار هيات مذاكره‌كنندگان ايراني در سازمان ملل ديده بودم. از آن روز تا به امروز، برخلاف همه تلاش‌هاي بسيار فراوان، متاسفانه كمتر از ۵ منبع پژوهشي را پيدا كردم و درنهايت متوجه شدم كه كتاب «آفت زندگي» كه برپايه اسناد ديپلماسي و تجربه مديريتي و همچنين حضور در مذاكرات سازمان ملل متحد به نگارش درآمده است، مهم‌ترين مرجع ايراني در زمينه تجارت ماده مخدره ترياك است كه با گذر زمان نه تنها محتواي آن دچار تغيير نشده، بلكه هر كتاب پژوهشي كه پس از آن به نگارش دربيايد ملزم به استناد به اين نخستين و معتبرترين منبع اسناد پژوهشي تاريخ ترياك در ايران و جهان است. بر همين پايه، لازم و ضروري است كه در نخستين بخش از گزارش حاضر ابتدا به دو برگ سند ديپلماسي وزارت بهداري در آرشيو اداره اسناد وزارت امورخارجه در زمان حكومت پهلوي دوم اشاره كنم و سپس در ادامه به محتواي تاريخي كشت و تجارت جهاني ترياك توسط كمپاني هند شرقي انگليس بپردازم.

بنابراين، در برگي از اسناد ديپلماسي پزشكي در آرشيو اداره اسناد وزارت امور خارجه در زمان حكومت پهلوي دوم نوشته شده است: «وزارت بهداري-اداره كل نظارت بر مواد مخدر- ۲۱/۸/۱۳۳۷ - وزارت امور خارجه - براي آنكه كليه امور مربوط به ترياك و ساير مواد مخدره كه تاكنون در قسمت‌هاي مختلف وزارت بهداري (اداره امور مبارزه با ترياك - سازمان منع كشت خشخاش - قسمت ادويه مخدره مركز درمان معتادين) انجام مي‌گرفت در يك‌جا تمركز يابد اداره‌اي بنام اداره كل نظارت بر مواد مخدره در وزارت بهداري تشكيل گرديده و آقاي دكتر آذرخش كه تاكنون با سمت سرپرست امور مبارزه با ترياك انجام وظيفه مينمودند [مي‌نمودند] برياست اداره مزبوره منصوب شده‌اند. خواهشمند است دستور فرمايند منبعد كليه مكاتباتي كه از هر جهت درباره ترياك و ساير مواد مخدره مي‌شود به عنوان اداره مزبور بنشاني خيابان لاله‌زار - كوچه مجمر انجام گيرد. خ - وزير بهداري.»

در ادامه و در برگي ديگر از همين اسناد ديپلماسي نوشته شده است: «وزارت بهداري - اداره كل نظارت بر مواد مخدره - فوري است- سفارت كبراي شاهنشاهي ايران در آنكارا -بموجب شماره ۲۱/۴۷۲۸/۲۳۱۳۳ - ۷/۱۲/۳۹ وزارت امور خارجه از اين اداره تقاضا شده بود كه از نشريات و كتب مربوط بطريق مبارزه با مواد مخدر و الكل در ايران نسخه‌اي بوسيله آن سفارت كبري براي جمعيت مبارزه با مواد مخدر و الكل «پيشل‌آي» در تركيه فرستاده شود اينك يك جلد كتاب آفت زندگي كه جهت منظور فوق مفيد بنظر ميرسد بضميمه اين نامه ايفاد مي‌گردد خواهشمند است دستور فرمايند كتاب مزبور را به جمعيت نامبرده تحويل داده و درصورتيكه احتياج به نسخ بيشتري باشد مراتب را اطلاع دهند تا فرستاده شود. خ - وزارت بهداري - ۲۹۲۸۵۱۱/ن - ۲۹/۱/۴۰ ---رونوشت عطف بنامه ۲۱/۴۷۲۸/۲۳۱۳۳ - ۷/۱۲/۳۹ جهت استحضار وزارت امور خارجه ايفاد مي‌گردد. خ - از طرف وزارت بهداري.»

 

چكيده‌اي از تاريخ ترياك در جهان

بر همين پايه، حسنعلي آذرخش، پزشك، نويسنده و يكي از كارشناسان همراه با مذاكره‌كنند‌گان ترياك در سازمان ملل متحد، در كتاب «آفت زندگي» كه در سال ۱۳۳۴ش. منتشر شده و از حمايت و امكانات وزارت بهداري در زمان وزارت جهانشاه صالح برخوردار بوده كه شخص وزير بهداري نيز بيشترين تاثير را بر مذاكرات موادمخدر و ترياك در سازمان ملل متحد و در جهت تامين منافع ملي ايران داشته، نوشته است: «در عهد باستان - گروهي را عقيده بر آن است كه افيون را خانه اصلي هندوستان بوده و هنديان از ادواري آنقدر كهن با آن آشنا بوده‌اند كه بايد گفت قدمت تاريخي بوته خشخاش در هند به دوران سلطنت داريوش (۴۸۵ - ۵۲۱ق.م) رسيده و زماني‌ كه شاهنشاه ايران اين كشور را مسخر كرده است هنديان آن را مي‌شناخته‌اند. باوجود آنكه توانسته‌اند تا اعصار ماقبل تاريخ از اين گياه در آن‌جا نشان گيرند معذلك نمي‌توان به تحقيق ادعا كرد كه خشخاش را براي شيره آن كشت مي‌نموده‌اند. در جمهوري قديم يونان، آسياي صغير، عربستان، مصر فراعنه نيز سندي وجود ندارد كه معلوم كند براي نخستين‌بار در يكي از آنها اقدام به كشت خشخاش شده است ولي افسانه‌هاي خدايان يونان، ايلياد و اديسه همر [هومر] حماسه‌سراي باستاني و برخي آثار تاريخي ديگر نشان مي‌دهد كه در دنياي قديم مردمي كه در سواحل شرقي مديترانه، قسمت مركزي آناطولي [آناتولي] ميزيسته‌اند يعني جاييكه امروز هم از مراكز توليد ترياك است خشخاش را به خوبي مي‌شناخته‌اند. بر يكي از سكه‌هاي قديم يونان تصوير كوكنار و در يك نقش برجسته آشور دسته‌اي گل خشخاش ديده شده است[...].»

همچنين، او در همين كتاب و در بخشي مرتبط با ترياك «در دست پزشكان» نوشته است: «از آنجا كه درد و الم از بدو خلقت شريك حيات آدمي بوده است بشر از ادوار خيلي كهن، در چيزهاي ساده به جست‌وجوي وسائل درمان خويش مي‌پرداخته و از اين راه به آثار نهفته در بوته خشخاش كه به حد وفور در سواحل شمالي و شرقي مديترانه مي‌روييده به مرور زمان پي برده و دارويي براي آرام كردن دردهاي خود پيدا كرده است. از آن تاريخ به بعد، خاصيت افيون نه تنها هرگز فراموش نشده، بلكه به تدريج كه دانش پزشكي ترقي كرده موارد استعمال جديد هم براي آن تجويز شده است - به سبب اثري كه طرز كشت، نحوه برداشت، نوع زمين و آب و هوا در كيفيت و چگونگي افيون هر منطقه دارد ترياك‌هايي كه قدما به كار مي‌برده‌اند باهم نظير امروز تفاوت‌هايي داشته، به‌ طوري ‌كه پزشكان قرون اوليه سعي مي‌كرده‌اند كه خواص انواع مزبور را تحت مطالعه دقيق قرار دهند - آنچه زنان شهر معروف تب [پانويس: معروفترين شهرهاي مصر فراعنه كه به نام شهر صد دروازه معروف بوده است] براي نشاندن خشم و زايل كردن اندوه به كار مي‌برده‌اند و به سبب خلوص و لطافتي كه داشته پيوسته ممتاز و مورد‌پسند بوده است، عصاره ترياك بوده كه جالينوس [پانويس: طبيب و تشريح‌دان معروف يونان (۱۳۱ - ۲۰۱م.) كه شايد پس از بقراط معروفترين اطباي قديم باشد] آن را مرغوبترين نوع مي‌دانسته و از آن زمان به نام عصاره تبائيك خوانده مي‌شود. با وجود اين عمر كهن كه ترياك در دست پزشكان دارد، مي‌توان گفت استعمال افيون در طب مرهون مطالعات دو دانشمند ايراني يعني رازي و ابن‌سينا است كه مقررات سلوك با آن يعني قوانين استعمالش را معين ساختند - زيرا افيون از نظر دارويي حكم شمشير براني را دارد كه منزلتش با مورد استعمالش فرق مي‌كند، اگر براي كشورداري و احقاق حق به كار رود آلتي است سودمند و اگر جز براي اين منظور باشد خطرناك و مزاحم - از نظر پزشكي يعني آن مواردي كه رازي و ابن‌سينا و ديگر پزشكان به كار مي‌برند كمتر دارويي در عمر و مقام خود به اندازه افيون به بشر خدمت نموده و هيچ دارويي تا به امروز به اندازه آن مورد تجربه و آزمايش قرار نگرفته است. تقريبا در تمام زبان‌ها و در كليه كشورها از نظر گياه‌شناسي، شيمي، زهرشناسي، درمان‌شناسي، فيزيولژي، علم‌الجتماع، سياست اقتصادي و غيره پيرامون افيون مطالعات فراوان شده است. دارويي است تسكين‌دهنده آلام و خواب‌آور كه اثر درماني آن بسته به وجود عواملي است كه مهم‌تر از همه مرفين مي‌باشد و بيشتر همين ماده خواب‌آور و تسكين‌دهنده است كه اثر ايجاد كيف و نشئه را به افيون داده است [...].»

 

هند چگونه مركز نفوذ انگليس شد؟

سپس، حسنعلي آذرخش در بخشي ديگر از كتاب «آفت زندگي» و در پانويس‌هاي موضوع «كمپاني هند شرقي انگليس» نوشته است: «پانويس۱- [...] يك كمپاني هند شرقي هلندي هم در ۱۵۹۴ [۱۰۰۳ق.] در هلند و يك كمپاني هند شرقي فرانسوي در ۱۶۶۴م. (۱۰۷۵ق.) تاسيس گرديده است كه با كمپاني انگليسي نبايد اشتباه كرد اينها همه با يكديگر رقابت مي‌كرده‌اند.-‌پانويس۲‌- اولين كسي كه از انگلستان به قصد ايجاد روابط بازرگاني به هندوستان رفت توماس استيونس [...] از شاگردان «نيو كالج» اكسفرد [آكسفورد] در سال ۱۵۷۹م. (۹۸۷ق.) بود كه در شهر «گوا» رييس مدرسه ژزوئيت‌ها شد - انتشار نامه‌هايي كه اين شخص از هندوستان به پدر خود در انگلستان نوشت آتش اشتياق تجارت مستقيم با هند را در تجار انگليس برافروخت - در سال ۱۵۸۷م. (۹۹۵ق.) ملاح معروف انگليسي فرانسيس دريك [...] كشتي سن‌فيليپ متعلق به دولت پرتغال را اسير كرد و اوراق و اسنادي در آن يافت كه از منافع سرشار تجارت هند اطلاعات كافي دراختيار مي‌گذاشت - انتشار آنها نيز محرك انگليس‌ها براي نفوذ در هندوستان شد [...].»

سپس او در ادامه نوشته است: «كمپاني هند شرقي انگليس يكي از مهم‌ترين عوامل ايجاد يا لااقل انتشار اين اعتياد در آسيا بوده به خصوص از ۱۷۷۳ تا ۱۸۵۷م. [۱۱۸۸ تا ۱۲۷۴ق. يعني از ۵ سال آخر وكيل‌الرعايي كريم‌خان زند (۱۱۶۳ -۱۱۹۳ق.) تا ۱۰ سال نخست حكومت ناصرالدين شاه قاجار (۱۲۶۴- ۱۳۱۳ق.) ] كه نقش مهمي در مساله ترياك برعهده داشته است. پس از آنكه جهانگردان انگليسي از راه‌هاي زميني و ملاحان انگليسي از طريق دماغه اميدواري [پانويس: در جنوب افريقا واقع و در قديم دماغه توفان‌ها خوانده مي‌شد...] به هندوستان راه يافتند و به كشور خود مراجعت نمودند از ثروت بي‌كران شرق افسانه‌ها ساختند و سخن‌ها گفتند كه تجار انگليسي را عاشق ديدار ممالك خاور زمين و تشنه بهره‌برداري از مكنت تمام نشدني اين كشورها و بيرون كشيدن آن از چنگ پرتقالي‌ها  [پرتغالي‌ها]نمودند - بدين‌ترتيب پاي آنها به هندوستان و بعد به ايران باز شد - براي تجارت با هند شركتي در ۱۵۹۴ [۱۰۰۳ق. حكومت شاه عباس صفوي اول در ايران (۹۹۶- ۱۰۳۸ق.)‌] در لندن تشكيل گرديد كه در ۱۵۹۹ [۱۰۰۸ق.] طرح آن براي استقرار در آسيا ريخته شد و در ۳۱ دسامبر ۱۶۰۰ ميلادي برابر ۲۴ جمادي‌الثاني ۱۰۰۹ از طرف ملكه اليزابت رسما اولين سازمان بازرگاني انگليس در هند به نام «شركت تجار لندن كه با هند شرقي تجارت مي‌كنند» شروع به كار كرد و تدريجا بنيان كار خود را محكم نمود - در ۱۶۰۲ [۱۰۱۱ق.] تجديدنظري در تشكيلات آن شد و در ۱۶۱۴ [۱۰۲۴ق.] كه نورالدين محمد جهانگير گوركاني سلطنت هند داشت نماينده‌اي از جانب جيمز اول پادشاه انگليس به هند آمد و اساس شركت را بيش از پيش مستحكم ساخت. اين كمپاني عامل نفوذ انگلستان در خاور دور و فاتح واقعي هندوستان مي‌باشد. هندوستان در آن عصر بر اثر ضعف خاندان گوركاني به شكل ملوك‌الطوايفي اداره مي‌شد و اوضاع داخلي آن‌جا بسيار مغشوش بود - كمپاني هند شرقي اگر هم اين اغتشاشات را دامن نمي‌زد لااقل از آن بزرگ‌ترين بهره‌برداري را مي‌نمود و دولت انگلستان به نام حفظ اموال و منافع كمپاني با جنگ و ستيز روزبه‌روز بر دامنه نفوذ و اعمال قدرت خويش در آن‌جا مي‌افزود. براثر اختلافاتي كه شركاء كمپاني باهم پيدا كردند در ۱۷۰۸م. [۱۱۲۰ق. حكومت شاه سلطان حسين صفوي در ايران] دولت انگليس پاي در ميان نهاد و آنها را باهم متحد نمود و «شركت تجار انگليس براي تجارت هند شرقي» به صورت كمپاني واحد و بزرگ درآمد و براي آنكه قدرت او افزون شود ازطرف پادشاه انگلستان به روساي شركت مقام قنسولي و سفارت اعطا گرديد. در ۱۷۷۳م. [۱۱۸۷ق. حكومت كريم خان زند در ايران (۱۱۶۳-۱۱۹۲ق.) ] به پيشنهاد لرد نورت نماينده مجلس عوام قانوني از پارلمان انگلستان گذشت كه به موجب آن دولت موظف گرديد يك قنسول و چهار كارمند براي حفاظت منافع اتباع انگلستان و مايملك كمپاني هند شرقي به هندوستان اعزام دارد و چون اينكار كافي نبود تصميم گرفته شد يك نفر فرمانرواي كل با تعداد كافي كارمند فرستاده شود - درنتيجه وارن هستينگز كه ابتدا يك كارمند ساده كمپاني بود و لياقت و شايستگي عجيب از خود نشان داده بود در ۱۷۷۴م. [۱۱۸۹ق.] به سمت نخستين فرمانرواي كل انگلستان در هندوستان منصوب شد - اين شخص با خون و پول فرانسوي‌ها را از قسمت اعظم هندوستان بيرون راند و سلطه انگلستان را در آنجا مستقر ساخت. در ۱۷۸۴ [۱۱۹۹ق. حكومت جعفرخان زند در ايران (۱۱۹۲- ۱۲۰۲ق.) ] قانوني به نام قانون پيت در پارلمان انگليس به تصويب رسيد كه به فرمانرواي كل هندوستان اختيارات وسيع داد و در لندن اداره‌اي براي رسيدگي به امور آنجا تشكيل شد كه بعدا تبديل به وزارت مستعمرات گرديد. به دنبال اين اقدامات عنوان فرمانرواي كل به نايب‌السلطنه تغيير يافت و انگلستان رسما مالك هندوستان شد و امور كمپاني هند شرقي كه نقش خود را در عرضه سياست به خوبي انجام داده بود زيرنظر مستقيم نايب‌السلطنه قرار گرفت. معذلك بازهم نفوذ فرانسويان و زدوخوردهاي محلي درنقاط مختلف همچنان ادامه داشت تا ۱۸۱۷م. [۱۲۳۳ق. حكومت فتحعلي شاه قاجار در ايران] كه قدرت انگلستان درسراسر هندوستان بسط يافت و مطلق‌العنان اين قسمت از جهان شد.»

عصر زنديه و آغاز تجارت ترياك انگليس

زنده‌ياد، عبدالرضا هوشنگ مهدوي، مورخ و ديپلمات دربخشي از كتاب «تاريخ روابط خارجي ايران» از ابتداي دوران صفويه تا پايان جنگ جهاني دوم در سال ۱۳۹۳ش. نوشته است: «درسال ۱۷۶۷ (۱۱۸۱ق.) انگليسي‌ها به فكر افتادند دامنه فعاليت خود را در ايران توسعه دهند و در شيراز و شهرهاي مهم ديگر نمايندگي داير كنند، به اين ‌جهت در ماه مارس آن سال هياتي را به شيراز فرستادند. كريم‌خان به تدريج نسبت به مقاصد سياسي و استعماري انگليسي‌ها مظنون مي‌شد و به اين ‌جهت از پذيرفتن اين هيات خودداري كرد.

همچنين، ابوالقاسم طاهري در بخشي از كتاب «تاريخ روابط بازرگاني و سياسي انگليس و ايران» از دوران فرمانروايي مغولان تا پايان عهد قاجاريه درسال ۱۳۵۴ كه از سلسله انتشارات انجمن آثار ملي است، نوشته است: «محمدهاشم دركتاب رستم‌التواريخ خود درباره آمدن ايلچي انگليس شرح بسيار درازي نگاشته كه به عقيده ما قطعا ارتباط با آمدن مجدد جارويس به شيراز و بي‌اعتنايي كريم‌خان [زند] دارد. محمد هاشم مي‌نويسد: «اتفاقا در آن حيص و بيص، ايلچي از جانب دولت خلود آيت انگليز به دربار معدلت مدار، والاجاه، كريم‌خان وكيل‌الدوله، جم اقتدار زند آمد. آن والاجاه مدتي او را طلب ننمود و به نزد خود او را حاضر نساخت. وزراء به خدمتش عرض نمودند كه ايلچي از جانب پادشاه انگليز آمد، چرا او را به حضور خود طلب نمي‌فرمايي؟ فرمود اگر با پادشاه ايران مهمي دارد ما پادشاه ايران نيستيم؛ ما وكيل دولت ايرانيم.... بعد از مباحثه بسيار به وزراي خود فرمود كه آنچه شما از ايشان احساس نموده‌ايد مطلب و حاجت ايشان چيست؟ عرض نمودند كه مطلب و حاجت ايشان آن است كه با پادشاه ايران بناي دوستي و آمد و شد گذارند و از نفايس فرهنگ و هندوستان ارمغانها و هديه‌ها و تحفه‌ها به حضرتش آورند..... و امور رواج يابد. از شنيدن اين سخنان بسيار خنديد و گفت دانستم مطلب ايشان را؛ مي‌خواهند به ريش‌خند و لطايف‌الحيل پادشاهي ايران را مالك و متصرف شوند؛ چنانكه ممالك هندوستان را به خدعه و مكر و تزوير و نيرنگ و حيله و دستان به چنگ آورده‌اند[...].»

درحالي كه كريم‌خان زند كه تا سال ۱۷۷۹ (۱۱۹۳ق.) در حيات بود، مانع از ترك‌تازي‌هاي انگليس در ايران مي‌شد، اما در هندوستان آن دوره تاريخي، وضعيت چگونه بود كه وكيل‌الرعاي ايران خطاب به وزرايش گفته بود: «[انگليس‌ها] مي‌خواهند به ريش‌خند و لطايف‌الحيل پادشاهي ايران را مالك و متصرف شوند؛ چنانكه ممالك هندوستان را به خدعه و مكر و تزوير و نيرنگ و حيله و دستان به چنگ آورده‌اند.»

در همين راستا، حسنعلي آذرخش در بخشي ديگر از كتاب «آفت زندگي» نوشته است: «اما از نظر ترياك، در قرن ۱۶ دوران سلطنت سلسله گوركاني [ادامه نسل تيموريان (مغول) است كه در آغاز امپراتوري صفويه از هرات به كابل و سپس هند فرار كردند و در آنجا حكومت خود را تشكيل دادند]، كشت خشخاش و تجارت آن در هند كه منحصرا به مصارف داخلي مملكت مي‌رسيد، يك حق فئودالي به شمار مي‌رفت كه اختصاص به عده كمي از افراد با نفوذ محلي داشت -پس از آنكه قدرت اين سلسله رو به انحطاط نهاد امتياز اين كار به دست كمپاني هند شرقي افتاد و بزرگ‌ترين استفاده‌ مادي و سياسي را از تجارت اين سم خطرناك نمود- زيرا همان‌طور كه خود انگليسي‌ها در كتاب تاريخ زندگاني لرد كلايو [پانويس: ژنرال انگليسي - كسي است كه پس از فتح بنگال [ثروتمندترين ايالت هند] از طرف كمپاني هند شرقي به سمت حاكم آن‌جا منصوب گرديد و با اقداماتي كه از ۱۷۶۵ تا ۱۷۶۷ [۱۱۷۹ تا ۱۱۸۱ق. حكومت كريم خان زند] نموده در حقيقت اساس نفوذ بريتانياي كبير در هندوستان به دست او گذارده شده است.] مي‌نويسند: «درآن ايام چپاول و غارت يگانه مقصود فرماندهان لشگري بري و بحري انگلستان بود.» «وارن هستينگز» در ۱۷۷۵م. [۱۱۹۰ق.] امتياز مزبور را به صورت ديگري درآورد و «انحصار تجارت خارجي ترياك هند و انگليس» را تشكيل داد و بهره‌برداري آن ازطرف دولت انگليس به كمپاني هند شرقي واگذار شد. از اين زمان، دامنه كشت خشخاش با مهارت تمام به كمك عاملين انحصار به نحو شايسته وسعت يافت و بدين‌ترتيب امپراتوري انگليس و هند تدريجا بزرگ‌ترين مركز توليد، مصرف و صدور ترياك جهان و مهم‌ترين محل بهره‌برداري مالي از افيون گرديد - تمام سواحل رودخانه گنك، دره مركزي بنگال، ايالت پنجاب و بعد تمام هندوستان و سواحل غربي هندوچين يعني در هر منطقه‌اي كه كمپاني سايه افكند خشخاش كاري شد. كثرت كشت خشخاش و وفور محصول ترياك، كمپاني را وادار كرد كه در كليه كشورهاي مجاور به خصوص كشور پهناور و پرجمعيت چين رخنه نموده و بازار تجارتي براي خود باز كند. سرازير شده سيل ترياك به چين اهالي را از افراط در مصرف آن و ازدياد روزافزون شماره معتادين متوحش ساخت - تنها در سال ۹۷ - ۱۷۹۶م. [۱۲- ۱۲۱۱ق.] [يعني ۳۰سال پس از اينكه لرد كلايو گفته بود: «در آن ايام چپاول و غارت يگانه مقصود فرماندهان لشگري بري و بحري انگلستان بود»]، تعداد ۶۵۶۴ صندوق ترياك بنگاله با كاروان‌ها از راه برمه با كشتي از راه دريا و از طريق جزاير مجاور مثل هونك كنگ كه مركزي براي قاچاق شده بود به چين وارد شد. [...] در سال‌هاي آخر قرن ۱۹ محصول ترياك هند به حد اعلاي خود رسيد. تجارت آن داراي منافع كثير و امپراتوري انگليس صاحب بزرگ‌ترين كارخانه‌هاي ترياك دنيا بود. در داخله هند و برمه به چندين ميليون ترياكي ترياك مي‌رسانيد و به چين، هندوچين، هند هلند (اندونزي)، سيلان و ساير مناطق خاور دور مقادير هنگفت ترياك مي‌داد[...].»  ادامه دارد...

منبع: كتابخانه‌هاي شماره يك

و ايرانشناسي مجلس

٭  روزنامه‌نگار و پژوهشگر

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون