گزارش «اعتماد» از يك پرونده آدمربايي در گفتوگو با افسر پرونده
آدم ربايي براي ۳۰ ميليارد پول نقد
گروه حوادث
اوايل شهريورماه جاري سه متهم پرونده آدمربايي توسط پليس شناسايي و دستگير ميشوند. بيستم مردادماه دو نفر كه خود را مامور معرفي ميكنند به خانه يك تاجر در غرب تهران حمله كرده و دست و پاي او را ميبندند و او را سوار ماشين دنا ميكنند و ميربايند. آدم ربايان سپس با خانواده اين فرد تماس ميگيرند و در ازاي آزادي او درخواست ۳۰ ميليارد تومان پول نقد ميكنند. خانواده ماجرا را به پليس اطلاع ميدهد و چند روز بعد متهمان در مخفيگاهشان دستگير ميشوند. افسر پرونده در مورد انگيزه آدمربايي به «اعتماد» ميگويد: «بيستم مردادماه حوالي ميدان پونك دو نفر با ماشين دنا تحت عنوان مامور امنيتي در محل حاضر ميشوند و با تخريب در، وارد خانه يك تاجر شده و به دست و پاي او دستبند ميزنند و با چشمبند چشمانش را ميپوشانند. او را سوار ماشين دنا كرده و به سمت شهرك گلستان حركت ميكنند. آدمربايان اين فرد را حدود 10 روز در حالي كه چشمبند داشته و به صندلي بسته شده، حبس كردهاند. در اين مدت آنها با خانواده تماس ميگيرند و تقاضاي ۳۰ ميليارد تومان پول نقد ميكنند.» افسر پرونده در ادامه ميگويد: «خانواده ماجرا را به پليس گزارش ميدهد و پليس موضوع را پيگيري ميكند و در نهايت چند روز بعد متهمان شناسايي و دستگير ميشوند. فرد ربوده شده نيز رهايي مييابد. اين فرد متهمان را نميشناخت؛ دو متهم پرونده توسط يك نفر ديگر جهت اخاذي اجير شده بودند. نفر اصلي قبلا مراودات مالي با فرد ربوده شده داشته و ميدانسته اين فرد از نظر مالي وضعيت خوبي دارد. به همين خاطر اين دو نفر را اجير كرده تا از خانواده فرد ربوده شده اخاذي كنند.»
جزييات حادثه
اواسط مردادماه سال جاري، خانواده يك تاجر جوان به اداره پليس ميروند و خبر ناپديدشدن او را گزارش ميدهند. بررسيهاي اوليه نشان ميدهد كه خانواده مرد تاجر شب حادثه براي شركت در مهماني از خانه خارج ميشوند. اين در حالي بود كه تاجر جوان همان شب با خانوادهاش تماس ميگيرد و ميگويد كه از محل كار راهي خانه است، اما وقتي اعضاي خانواده، شب از مهماني بازميگردند او در خانه نبوده است. تلفن همراه مرد جوان نيز خاموش بوده و هيچ يك از نزديكانش اطلاعي از سرنوشت او نداشتهاند. همين موضوع باعث ميشود تا خانوادهاش موضوع را به پليس اطلاع دهند و تحقيقات براي يافتن مرد گمشده آغاز شود. با ثبت گزارش مفقودي، پرونده به جريان ميافتد و كارآگاهان در نخستين گام سراغ دوربينهاي مداربسته اطراف محل سكونت مرد تاجر ميروند؛ كاراگاهان با ديدن اين تصاوير فرضيه ناپديد شدن عادي را رد ميكنند و وقوع يك آدمربايي را محتمل ميدانند. تصاوير نشان ميداد يك ماشين دنا مقابل خانه مرد جوان توقف كرده است. دو مرد از ماشين پياده شده و با ظاهري كه قصد داشتهاند آن را رسمي و ماموريتي نشان دهند، به سمت خانه فرد ربوده شده، رفتهاند. آنها پس از نزديك شدن به تاجر دستبند به دستش زده و او را سوار ماشين كرده و چند لحظه بعد هم ماشين از محل دور ميشود. بررسيهاي بعدي از وقوع جرم ديگري خبر ميداد؛ پلاك ماشين متعلق به يك ماشين سرقتي بود. اين سرنخ نشان ميداد ربايندگان براي اجراي سناريوي آدمربايي نقش مامور را بازي كردهاند تا بتوانند مرد تاجر را بربايند. كارآگاهان همزمان با بررسي تصاوير و رديابيهاي اطلاعاتي، تحقيقات ميداني را آغاز ميكنند. سرانجام چند روز پس از ربوده شدن مرد تاجر، سرنخهايي از محل اختفاي متهمان به دست ميآيد. تحقيقات كارآگاهان كه زيرنظر بازپرس جنايي ادامه داشت، آنها را به ساختماني در شهرك گلستان ميرساند. با شناسايي دقيق محل، عمليات براي ورود به ساختمان و نجات فرد ربوده شده انجام ميشود. در جريان اين عمليات، مرد تاجر در يكي از اتاقهاي ساختمان پيدا ميشود. او در تمام اين مدت در اتاقي تاريك با دست و پاي بسته در حبس غيرقانوني به سر ميبرد. ماموران پس از آزادي او دو نفر از متهمان را بازداشت ميكنند. با انتقال فرد ربوده شده و آغاز تحقيقات، ابعاد تازهاي از اين پرونده آشكار ميشود. مرد جوان گفته آدمربايان تنها به ربودن او بسنده نكردهاند و در مدتي كه در اسارت بوده، بخشي از موجودي حساب بانكياش كسر شده و متهمان با تهديد و ضربوشتم از او چك و سفته گرفتهاند. او همچنين اظهار كرده كه شب حادثه آدمربايان به او نزديك شده و به دستانش دستبند و به چشمانش چشمبند زدهاند، سپس او را سوار ماشين كرده و با خود بردهاند. متهمان در تحقيقات اوليه مدعي ميشوند كه طراح اصلي نقشه نبودهاند. آنها گفتهاند از سوي فردي براي اين كار اجير شده و در برابر دريافت پول، ماموريت ربودن مرد تاجر را پذيرفتهاند. شاكي وقتي نام فرد اصلي را ميشنود شوكه ميشود. او نه يك فرد غريبه، بلكه دوست صميمي و شريك كارياش بوده است. فرد ربوده شده فكر نميكرد كه پشت پرده اين ماجرا دوست صميمياش بوده باشد. پس از افشاي اين حقيقت، طراح اصلي نقشه آدمربايي بازداشت ميشود. او در بازجوييها اعتراف كرده كه با شاكي دچار اختلاف مالي ۵۰ هزار يورويي بوده و با شاكي در زمينه ارز ديجيتال فعاليت داشته است. طراح اصلي اين نقشه همچنين گفته مرد تاجر ۵۰ هزار يورو بدهكار بوده، اما پول را پرداخت نكرده است. از سوي ديگر چون با او رابطه صميمي داشته، نميتوانسته اين پول را بگيرد. ناچار شده دو نفر را كه در زمينه آدمربايي و بازي در نقش مامور قلابي تبحر و سابقه داشتهاند، اجير كند تا با خالي كردن حساب مرد تاجر با او تسويه حساب كند. طراح اصلي اين نقشه عنوان كرده كه فكر آن را نكرده موضوع لو برود، چون جوري نقشه كشيده كه مرد تاجر تصور كند با ماموران مواجه است، اما درنهايت پاي پليس به ماجرا باز شده است. با اين حال متهمان با قرار قانوني بازداشت شدهاند و تحقيقات در اين پرونده ادامه دارد.
جرم آدم ربايي
انتقال يك شخص بدون رضايت او از محلي به محل ديگر با استفاده از زور، تهديد يا فريفتن را آدمربايي ميگويند. عموم مردم تصورشان اين است كه آدمربايي جرمي است كه تحت شرايط سخت اتفاق ميافتد و به اين راحتي قابل تحقق نيست؛ درصورتيكه آدمربايي جرمي است كه بهراحتي اتفاق ميافتد. بر اساس ماده ۶۲۱ بخش تعزيرات قانون مجازات اسلامي، هركسي بهقصد مطالبه وجه يا مال يا به قصد انتقام يا به هر منظور ديگري به عنف يا تهديد يا حيله يا به هر نحو ديگري شخصا يا توسط ديگري، شخص را بربايد يا مخفي كند؛ به حبس از ۵ تا ۱۵ سال محكوم خواهد شد. درصورتيكه سن فرد ربوده شده كمتر از ۱۵ سال تمام باشد يا ربودن توسط وسايل نقليه انجام پذيرد يا به مجني عليه (بزه ديده) آسيب جدي يا حيثيتي وارد شود؛ مرتكب به حداكثر مجازات تعيينشده محكوم خواهد شد و در صورت ارتكاب جرايم ديگر به مجازات آن جرم محكوم ميشود؛ يعني اگر سن آدم ربوده شده كمتر از ۱۵ سال باشد يا ربودن توسط وسيله نقليه صورت بگيرد يا به فرد قرباني آسيب جسمي، حيثيتي يا آبرويي وارد شود؛ مرتكب به حداكثر مجازات يعني ۱۵ سال حبس محكوم ميشود. آدمربايي كه در اين ماده به آن اشاره ميشود؛ يكي اينكه به عنف باشد يعني فردي بهزور ديگري را سوار ماشين كرده و به محل ديگري ببرد. شكل دوم، تهديد است يعني فرد تهديد شود كه اگر به فلان مكان نيايد با او برخورد صورت ميگيرد و اگر فرد به آن محل بيايد، آدمربايي محسوب ميشود. همچنين در اين ماده قانوني با حيله و فريب كشاندن ديگري به محلي خاص ذكر شده است. به عنوان مثال فردي زنگ ميزند و شخصي را به بهانههاي مختلف به يك مكان ميكشاند، اما بعد مشخص ميشود كه فرد را به آنجا كشانده و مورد ضربوجرح قرار داده است؛ اين امر آدمربايي به حساب ميآيد. شايد تصور جامعه اين باشد كه اگر شخصي به قصد آزار و اذيت، شبانه وارد خانه ديگري شود و با دستوپاي بسته، فرد را با وسيله نقليه به مخروبهاي در يك باغ يا بياباني ببرد و مخفي كند به لحاظ قانوني مرتكب جرم آدمربايي شده و قانونگذار ۵ تا ۱۵ سال حبس برايش در نظر ميگيرد، اما اينگونه نيست و اگر فردي ديگري را برخلاف ميلش، حتي چند متر جابهجا كند؛ به راحتي جرم آدمربايي اتفاق افتاده و شخص به اين جرم سنگين متهم ميشود.