• 1405 چهارشنبه 18 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6413 -
  • 1405 چهارشنبه 18 شهريور

پروين اعتصامي؛ وطن در آيينه خِرد و داد

علي‌اصغر شعردوست

در شعر پروين اعتصامي، جهان به گفت‌وگو درآمده است؛ گل با خاك سخن مي‌گويد، نخ با سوزن، كودك از رنج خود مي‌پرسد و زن، زبان به اعتراض مي‌گشايد. آدم‌ها و اشيا و جانوران، هر كدام در شعرهاي او صاحب صدا هستند. پروين آنها را روبه‌روي يكديگر مي‌نشاند و از برخورد صداها، حقيقتي انساني پديدار مي‌شود؛ حقيقتي كه با داد، دانايي و كرامت آدمي پيوند دارد. ايران نيز در ميان همين صداها، آرام‌آرام خود را آشكار مي‌كند.
رخشنده اعتصامي، مشهور به پروين، ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبريز‌زاده شد و ۱۶ فروردين ۱۳۲۰ در تهران درگذشت. پدرش، يوسف اعتصامي، نويسنده، مترجم و روزنامه‌نگار بود و مجله بهار را منتشر مي‌كرد. پروين از كودكي در فضاي ادبي خانه با زبان فارسي و عربي و انگليسي آشنا شد و بعدها در مدرسه امريكايي دختران تهران تحصيل كرد و به تدريس پرداخت. آشنايي او با علي‌اكبر دهخدا و ملك‌الشعراي بهار نيز در شكل‌گيري نگاه ادبي‌اش اهميت داشت.
براي فهم نسبت پروين با ايران، بايد به شبكه‌اي از انسان‌ها و اشيايي نگاه كرد كه در شعر او كنار هم قرار مي‌گيرند. زن، كودك، خانواده، شهر، خاك، دانش و فرهنگ، هر كدام بخشي از اين جهان را مي‌سازند. نام وطن گاه مستقيم بر زبان شاعر مي‌آيد و گاه در جزيياتي چون مدرسه، خانه، شهر و خاك حضور پيدا مي‌كند.
صريح‌ترين ورود ايران به شعر پروين در شعر «زن در ايران» اتفاق مي‌افتد: 
«زن در ايران، پيش از اين گويي كه ايراني نبود
پيشه‌اش جز تيره‌روزي و پريشاني نبود
زندگي و مرگش اندر كنج عزلت مي‌گذشت
زن چه بود آن روزها، ‌گر زآنكه زنداني نبود؟!
كس چو زن اندر سياهي قرن‌ها منزل نكرد
كس چو زن در معبد سالوس، قرباني نبود
در عدالت‌خانه انصاف،  زن شاهد نداشت
در دبستان فضيلت، زن دبستاني نبود
دادخواهي‌هاي زن مي‌ماند عمري بي‌جواب
آشكارا بود اين بيداد، پنهاني نبود
پا به راه راست بايد داشت، كاندر راه كج
توشه‌اي و رهنوردي جز پشيماني نبود»

تركيب زن در ايران از همان آغاز، جغرافيا را به سرنوشت انسان پيوند مي‌زند. پروين وضعيت زن را در متن جامعه بررسي مي‌كند و دو مكان دبستان و عدالت‌خانه را در برابر چشم خواننده مي‌گذارد. اولي با آموختن و دومي با دادخواهي و حضور اجتماعي ارتباط دارد. غيبت زن از اين دو فضا، محروميتي دوگانه را نشان مي‌دهد و مساله زن را به كيفيت زندگي اجتماعي در ايران مي‌كشاند. حركت شعر از ايران به زن و سپس به دبستان و عدالت‌خانه، جغرافيا را به مساله رشد و حضور انسان تبديل مي‌كند.
اشك يتيم اين نگاه را از فضاي اجتماعي به تجربه يك كودك مي‌برد: 
«آخر، تفاوت من و طفلان شهر چيست
آيين كودكي، ره و رسم دگر نداشت»

واژه شهر در اين دو مصراع اهميت دارد. كودك از من آغاز مي‌كند و بلافاصله خود را در برابر طفلان شهر قرار مي‌دهد. رنج شخصي به مقايسه‌اي اجتماعي تبديل مي‌شود. شهر نيز محيطي است كه اين تفاوت در آن ديده مي‌شود؛ بنابراين پرسش كودك، از محدوده زندگي خصوصي بيرون مي‌آيد و به نحوه زيستن آدم‌ها در كنار يكديگر مي‌رسد.
پروين در شعرهاي خانوادگي، اين تجربه را به خانه بازمي‌گرداند و خانه را موطن اصلي و نخستين ساختار شكل‌گيري شخصيت مي‌داند كه از دست رفتنش، تعادل اجتماعي و عاطفي كودك را برهم مي‌زند. او اين روابط انساني را به ارزش فرهنگي هم تبديل مي‌كند: 
«چو بگرويم به كرباس خود چه غم داريم
كه حُلّ حلب ارزان شده‌‌ست يا كه گران
از آن حرير كه بيگانه بود نسّاجش
هزار بار برازنده‌تر بود خُلقان
چه حليه‌ايست گرانتر ز حليت دانش
چه ديبه‌ايست نكوتر ز ديبه عرفان»

ساختار شعر از پارچه آغاز مي‌شود و به دانش و عرفان مي‌رسد. كرباس و حرير در ابتدا معيار ظاهري ارزش‌اند، اما پايان شعر معيار را دگرگون مي‌كند. حليه و ديبه كه به پوشش تعلق دارند، در دو مصراع پاياني جاي خود را به دانش و عرفان مي‌دهند. پروين با اين جابه‌جايي، ارزش فرهنگي را از كالا به سرمايه فكري منتقل مي‌كند و كرباس خود را در برابر تجمل وارداتي، نشانه‌اي از اعتماد به داشته‌هاي فرهنگي قرار مي‌دهد.
در گل و خاك، زمين خود به موضوع شعر تبديل مي‌شود: 
«همه از دولت خاك سيه است
كه چمن خرم و گلشن خوشبوست
همه طفلان دبستان منند
هر گل و سبزه كه اندر لب جوست»

دولت خاك تعبير محوري شعر است. خاك سياه منشأ چمن خرم و گلشن خوشبو مي‌شود و از دل آن، امكان رويش پديد مي‌آيد. سپس گل و سبزه طفلان دبستان نام مي‌گيرند؛ تصويري كه رابطه زمين و پرورش را به هم گره مي‌زند. سرزمين در اينجا از يك منظره طبيعي فراتر مي‌رود و به سرچشمه زندگي بدل مي‌شود.
در «سفر اشك»، پروين دوباره مقياس شعر را تغيير مي‌دهد. اشك يتيمان از نشانه‌اي فردي به تصويري جمعي تبديل مي‌شود و رنج، در حركت شعر گسترده‌تر مي‌گردد. اشك در اين ساختار فقط نشانه اندوه نيست؛ واسطه‌اي است كه تجربه يك انسان را به احساس ديگران منتقل مي‌كند. عاطفه از چهره فردي آغاز مي‌شود و در جمع امتداد مي‌يابد. مست و هوشيار از راه ديگري به ميراث ادبي ايران متصل مي‌شود. پروين دو صدا را روبروي هم قرار مي‌دهد و نتيجه را از خلال پاسخ‌ها و طعنه‌ها شكل مي‌دهد. همين ساختار مناظره، به جاي صدور حكم، امكان داوري را در خود گفت‌وگو ايجاد مي‌كند. اهميت شعر در اينجا با فرم آن گره خورده است؛ يكي از شيوه‌هاي ريشه‌دار تفكر در ادب فارسي، در دست پروين به ابزاري براي سنجش رفتار انساني تبديل مي‌شود. لطف حق نيز لايه ديني اين جهان فرهنگي را آشكار مي‌كند. روايت و مفاهيم اسلامي در كنار زبان فارسي و قالب‌هاي كلاسيك قرار گرفته‌اند و بخشي از حافظه‌اي را نشان مي‌دهند كه شعر پروين درون آن شكل گرفته است. حضور اين عناصر، چشم‌انداز فرهنگي ديوان را از تجربه اجتماعي روزمره فراتر مي‌برد.
پروين در دوره‌اي شعر گفت كه جامعه ايران دگرگوني‌هاي اجتماعي و فرهنگي مهمي را تجربه مي‌كرد. زبان كلاسيك او امكان مي‌داد موضوعاتي چون آموزش زنان، فقر، جايگاه اجتماعي و فرهنگ با قالب‌هايي ريشه‌دار در ادبيات فارسي بيان شوند. شعر او در فاصله ميان سنت ادبي و تجربه اجتماعي زمانه شكل گرفته است. پروين اين تجربه‌ها را در قلمروهاي جدا از هم نگه نمي‌دارد. زن، كودك، خانواده و شهر، سويه انساني ايران را شكل مي‌دهند؛ دانش، عرفان و مناظره لايه فرهنگي آن را مي‌سازند و خاك و رويش، تصوير طبيعي و زنده سرزمين را كامل مي‌كنند. زبان فارسي همه اين سطوح را به هم متصل مي‌كند و به آنها امكان ماندگاري مي‌دهد. وطن در ديوان پروين از يك نام فراتر مي‌رود و به شيوه‌اي از زيستن، انديشيدن و به‌يادآوردن بدل مي‌شود.
شايد ايران در شعر پروين از همين مسير ماندگار شده باشد: در صداي زني كه خواهان آموختن است، در پرسش كودكي كه سهم خود را از زندگي مي‌جويد، در دانشي كه معيار ارزش مي‌شود و در خاكي كه گل مي‌روياند. اين عناصر در كنار هم تصويري مي‌سازند كه در آن ايران هم سرزمين زندگي است، هم ميراث زبان و فرهنگ و هم حافظه‌اي انساني كه شعر آن را به آينده مي‌سپارد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون