• 1405 يکشنبه 22 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6416 -
  • 1405 يکشنبه 22 شهريور

به احترام اين مردم بايستيد و دست بزنيد

مرجان يشايايي

چند روز قبل در شبكه‌هاي اجتماعي فيلمي دست به دست مي‌شد كه در چشم هر بيننده‌اي اشك شوق مي‌آورد و از آنجا كه آنچه اغلب در اين شبكه‌ها مي‌بينيد، حكايت ناكامي و تلخي و فشارهاي اقتصادي و اضطراب به راه افتادن جنگي ديگر است، اين اتفاق يگانه به شمار مي‌آيد.
قضيه از اين قرار بود كه در يك روز كاري هفته گذشته، موتور يك پيك موتوري در ميدان امام خميني آتش مي‌گيرد و يكسره مي‌سوزد. ويديويي كه رهگذران گرفته بودند، از لحظه‌اي آغاز مي‌شد كه تقريبا چيزي از آن موتور‌سيكلت نمانده بود و شعله‌ها تماما آن را از بين برده بودند.
خوشبختانه به راكب آسيبي نرسيده بود، اما او حيران و درمانده به تنها وسيله امرار معاش خود و خانواده‌اش نگاه مي‌كرد. شغل پيك موتوري به دلايل متعدد از مشاغلي است كه بازار كار فراواني دارد. خواه به دليل ركود اقتصادي در مشاغل مولد يا ارزاني بنزين باشد يا گستردگي جغرافيايي تهران يا نبود يك سيستم فراگير جابه‌جايي شهري يا تعدد مراكز كسب و كار خرده‌پا يا ترافيك و دشواري عبور و مرور در كلانشهر تهران يا هر دليل ديگري، اگر بنيه‌اي سلامت و يك موتور و البته طاقت ساعت‌ها موتورسواري در گرما و سرما و خيابان‌هاي شلوغ تهران را داشته باشيد، به شرط آنكه مهارت و شانس داشته باشيد و با انواع وسايل حمل و نقل ريز و درشت تصادف نكنيد، مي‌توانيد در شغل پيك موتوري به يك درآمد نسبتا قابل‌قبول دل ببنديد.
اما صحنه‌اي كه در اين ويديو شاهدش بوديم، چيزي وراي آتش گرفتن يك موتور‌سيكلت بود. آنجا وسيله امرار معاش كه احتمالا از كل پس‌انداز يك خانواده خريده شده بود، خاكستر شد. نكته دلگرم‌كننده اما اتفاقات بعد از آن بود. جايي كه مردم به صورت خودجوش گرد اين اتفاق تلخ جمع شدند و براي آنكه خانواده‌اي زمين‌گير و محتاج نشود، در همان لحظه و بي‌آنكه راكب درمانده را بشناسند، براي خريد يك موتور نو پول به كارتش ريختند و خانواده‌اي را دوباره زندگي بخشيدند. نحوه كار هم بسيار جالب بود.
جواني بالاي يك بلندي رفت و با صداي بلند شروع به اعلام تك‌تك رقم‌هاي كارت راكب كرد و مردم گوشي به دست بدون آنكه منتي بگذارند و فكر كنند دارند كار عظيمي مي‌كنند، با خنده و شوخي هر يك مبلغي را به كارت فرستادند تا هزينه خريد يك موتور تازه تامين شد. اين يعني حد اعلاي سرمايه اجتماعي در بين مردم. يعني مردم ما در اوج جنگ و فشار اقتصادي و تحريم، هنوز براي رنج هموطن و همشهري كه نمي‌شناسند، دل‌نگرانند و بدون آنكه نمايشي از تقدير و تشكر در كار باشد و در شرايطي كه حتما بسياري از آنها در همان فشار اقتصادي و اجتماعي قرار دارند، به كمك مي‌آيند. اشتباه نكنيد! اين كمك‌ها قرار نيست جاي نهادهاي مدني سازماندهي‌شده را بگيرند يا وضعيت كلان اقتصادي را تغيير دهند و تورم بي‌مهار را مهار كنند، اما اگر آدم‌ها در شرايط دشوار به كمك هم مي‌آيند و اگر هزينه ساخت دوباره براي مدرسه موشك‌خورده و ويران ميناب ظرف چند ساعت از طرف مردم تامين مي‌شود، يعني ما مردم هنوز زنده و سرحاليم.
ترديد ندارم اگر جامعه‌شناسان به‌نامي چون بورديو و كلمن كه چند دهه قبل سرمايه اجتماعي در حد فردي را روابط اجتماعي مبتني براعتماد و همدلي تعريف كرده‌اند، آن روز در ميدان امام خميني بودند، به احترام اين مردم ايستاده دست مي‌زدند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون