• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6418 -
  • 1405 سه‌شنبه 24 شهريور

« اعتماد» در گفت‌وگو با امير عسگر بررسي می کند

بحران برون‌سپاری امنیت در خلیج فارس

تعويق نشست صلاله نشان داد شكلگيري يك چارچوب منطقهاي براي مديريت هرمز در شرايط كنوني با موانع جدي مواجه است، زيرا اختلافات ميان كشورهاي عربي، وابستگي امنيتي آنها به امريكا و تفاوت منافع بازيگران منطقهاي، دستيابي به اجماع را دشوار كرده است. در چنين شرايطي، ايران نيازمند حفظ ابتكار عمل در معادلات هرمز، تقويت مسيرهاي ديپلماتيك و مديريت مرحلهاي تنش است، چراكه واگذاري ابتكار افزايش فشار به طرف مقابل ميتواند هزينههاي امنيتي و راهبردي بيشتري ايجاد كند.امير عسگر، پژوهشگر و تحليلگر ارشد امنيت و مسائل راهبردي، در گفتوگو با «اعتماد» تعويق نشست صلاله عمان را فرصتي براي بازتنظيم ابتكارهاي ايران در پرونده تنگه هرمز دانست، اما در عين حال گفت چشمانداز شكلگيري همگرايي ميان كشورهاي عربي حاشيه خليجفارس در شرايط كنوني چندان روشن نيست. به گفته او، نشست صلاله كه قرار بود با محوريت ترتيبات كشتيراني در هرمز برگزار شود، به خواست وزير خارجه عمان براي فراهمكردن زمينه اجماع به تعويق افتاد؛ بحرين نيز پيشتر اعلام كرده بود در نشست حاضر نميشود.  اين كارشناس در ادامه افزود: «بحرين از ابتدا موضع خود را مشخص كرده و گفته بود تا زماني كه روابط ديپلماتيك ازسر گرفته نشود، در نشست شركت نميكند. عربستان نيز بر سر حضور در نشست و چارچوبهاي مربوط به تردد در تنگه هرمز چالشهايي دارد. بنابراين، همانطور كه پيشتر هم گفته شد، بعيد به نظر ميرسيد كشورهاي عربي در اين مقطع به پذيرش يك چارچوب مشترك دست يافته يا همگرايي جدي ميان آنها شكل بگيردعسگر در ادامه اين مصاحبه خاطر نشان كرد: «انشقاق ميان بازيگران عرب افزايش يافته و ميزان همراهيشان كاهش پيدا كرده است. تنشهاي مربوط به عربستان، امريكا، ايران و يمن نيز اين شكافها را تشديد كرده است.  به نظر ميرسد همگرايي يا همسويي اين كشورها با ايران در موضوع هرمز كمتر و اتفاقنظر بيشتري عليه ايران شكل گرفته باشد؛ هر چند اميدواريم شرايط تغيير كند.»  او ادامه داد: «كشورهاي عربي همچنان با مساله برونسپاري امنيت مواجهند و بهسادگي نميتوانند از اين وضعيت فاصله بگيرند. امريكا در معادلات امنيتي اين گروه از بازيگران اثرگذاري و نوعي قيوميت دارد و همين، شرايط را پيچيدهتر ميكند. البته اميدواريم دستگاه ديپلماسي ايران بتواند از اين وضعيت عبور كند، زيرا تعريف يك رژيم حقوقي موثر و تثبيتكننده در تنگه هرمز براي ايران اهميت بالايي خواهد داشت

ايران بايد ابتكار عملهاي خود را تقويت كند

اين تحليلگر مسائل راهبردي در ادامه يادآور شد: «ايران در كنار پيگيري مسير ديپلماتيك با كشورهاي حاشيه خليجفارس، بايد در حوزه يمن و مسيرهاي جايگزين انرژي نيز با سرعت و شدت بيشتري اثرگذاري خود را افزايش دهد؛ چه در حوزه نظامي و چه در حوزه ديپلماتيك.»  اين كارشناس تصريح كرد: «ايران بايد تعيينكننده اين باشد كه در تنگه هرمز چه اتفاقي رخ ميدهد. اگر ابتكار عمل از دست ايران خارج شود و نردبان افزايش تنش، چه در حوزه ديپلماتيك و چه در حوزه نظامي، دراختيار امريكاييها قرار گيرد، با چالشهايي روبهرو خواهيم شد. اين موضوعي نيست كه بتوان آن را صرفا با اين فرض كه در قالب مذاكره قابلحل است، سادهسازي كرد، زيرا با موضوعات امنيت ملي مواجهيمعسگر در پايان افزود: «تعويق اين نشست ميتواند فرصتي ايجاد كند تا ايران در مسيرهاي ديگر، مديريت افزايش تنش را دراختيار بگيرد؛ موضوعي كه براي كشورمان حياتي است

هرمز و امكان اجماع

اين كارشناس در ادامه، درباره امكان شكلگيري سازوكاري منطقهاي براي مديريت تنگه هرمز، با توجه به مواضع اخير عباس عراقچي، وزير امور خارجه ايران مبني بر مشروطبودن بازگشايي هرمز به احياي تفاهم اسلامآباد، به «اعتماد» گفت: «اين موضوع به شرايط بستگي دارد. مساله اين است كه جمهوري اسلامي معمولا در چنين موقعيتهايي همه پروندهها را در يك قالب تعريف ميكند؛ امريكا، كشورهاي منطقه، عمان، رژيم صهيونيستي و لبنان همگي در يك بسته قرار ميگيرند. اين رويكرد ميتواند ايرادهايي ايجاد كنداو ادامه داد: «ممكن است شرايط خروج برخي پروندهها از اين بسته فراهم شود، اما احتمال آن زياد نيست. اينكه كشورهاي منطقه با ايران همراه شوند و ائتلافي در اين زمينه شكل بگيرد، به نظر من دور از ذهن است. ممكن است بتوان موضوع را با عمان نهايي و حلوفصل كرد، اما درباره ديگر كشورها وضعيت متفاوت است.»  اين تحليلگر درباره چرايي كمرنگ بودن امكان اجماع با همه كشورهاي عربي در مقطع كنوني و در يك بازه زماني مشخص گفت: «هر كشور پرونده، روند، سطح همراهي و نوع تعامل مشخصي با ايران دارد و همه آنها در يك سطح قرار ندارند. به همين دليل، منافع آنها بايد در پروندههاي جداگانه بررسي شود و انتظار نتيجهگرفتن از يك سازوكار فراگير، بعيد به نظر ميرسد. با اين حال، توافق يا حلوفصل موضوع با عمان، دستكم از نگاه من، قطعيتر است

ترديد درباره بازگشت امريكا به تفاهم اسلامآباد

اين تحليلگر ارشد امنيت و مسائل راهبردي، در ادامه گفتوگو با «اعتماد» و در ارزيابي اينكه آيا ايالاتمتحده ممكن است موضع ايران درباره بازگشايي تنگه هرمز و بازگشت به تفاهم اسلامآباد را بپذيرد: «بازگشت واشنگتن به اين مسير را در شرايط فعلي دور از انتظار دانست
 به باور او «بعيد است امريكا در اين شرايط، بدون دستيابي به دستاورد، به سمت تفاهم بازگردد. با توجه به موضعگيريها و كنشهاي اخير واشنگتن در منطقه، از نگاه من بازگشت امريكا به تفاهم در شرايط كنوني بسيار دور از ذهن است

انصارالله نقش تعيينكنندگي در معادلات يمن تا عربستان دارد

اين كارشناس سپس با اشاره به گزارشها درباره پيشروي نيروهاي انصارالله در جزيره پريم و شهر ذوباب و نزديكشدن آنان به بابالمندب با تاكيد بر اينكه بهكار بردن تعبير «حوثيها» را دقيق نميداند، گفت: «واژه حوثيها اصطلاحي است كه غربيها براي تقليلدادن جريان انصارالله به يك خاندان به كار ميبرند؛ گويي با يك خاندان شورشي روبهرو هستند. درحالي كه انصارالله يك جنبش است كه در سالهاي اخير اثرگذاري جدي داشته استعسگر افزود: «نخستين دليل موفقيت انصارالله، نبود انسجام در ميان نيروهاي مقابل آن است. آنها در جنوب يمن با مجموعهاي از گروههاي متعدد روبهرو بودهاند كه وحدت و هماهنگي لازم را نداشتهاند. پس از تحولات حدود شش يا هفت ماه پيش نيز امارات عملا از صحنه يمن خارج شد و نيروهاي تحت حمايت آن در ساختار ديگري قرار گرفتند؛ نيروهايي كه اختلافها و چالشهاي جدي ميانشان وجود داشتاين تحليلگر مسائل راهبردي ادامه داد: «طارق صالح، كه در كرانه و ساحل غربي يكي از گروههاي اصلي مقابل انصارالله است، با نيروهايي مانند العمالقه و نيروهاي وابسته به شوراي انتقالي و مجموعههاي ديگر دچار اختلاف بوده است. اين اختلافها از سالهاي گذشته و ازجمله بر سر تركيب و جايگاهها در شوراي رياستي يمن ادامه داشته و به نبود اعتماد متقابل انجاميده استاو در ادامه تصريح كرد: «ازسوي ديگر، انصارالله توان ويژهاي كسب كرده است. پيشتر بخشي از جامعه يمن با اين جريان همراه نبودند و استدلال ميكردند كه نبايد با عربستان وارد جنگ شد، اما پس از تحولات اخير و جنگ ۱۲ روزه، اين مقبوليت افزايش يافت، زيرا انصارالله خود را در برابر دشمن اسلام قرار داد و بخشي از مخالفان و گروههاي ديگر نيز به آن نزديك شدنداين كارشناس افزود: «امروز انصارالله نيروي زميني قابلتوجهي دراختيار دارد؛ نزديك به يك ميليون و ۳۰۰ هزار نيروي آماده رزم. اين ظرفيت بالقوه، در كنار ديگر عوامل، اثرگذار است. علاوه بر اين در جنوب يمن، بخش بزرگي از توان نيروهاي مقابل انصارالله به پشتيباني هوايي عربستان وابسته بود. پس از پرواز ايران به صنعا در ايام مراسم تشييع پيكر رهبر شهيد، اين برتري هوايي شكسته شد و عربستان عملياتي را در صنعا انجام داد. انصارالله در واكنش، معادلهاي تازه تعريف كرد: اين جريان ديگر انصارالله سالهاي ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ نيست؛ توان موشكي و پهپادي دارد و اعلام كرد هر نقطهاي كه در منطقه هدف قرار گيرد، پاسخ متناسب دريافت خواهد كرد و حمله به مناطق راهبردي نيز بيپاسخ نخواهد مانداين عوامل در كنار هم باعث شد تحولات اخير با سرعت و ضربهآوري بيشتري رخ دهد. با اين حال، ارادهاي براي رفتن به سمت تصرف كامل مناطق وجود ندارد و فعلا هدف، واداشتن طرف مقابل به تسليم و تثبيت موقعيتهاي به دستآمده است.

بابالمندب؛ اهرمي براي بر تحت فشار قرار دادن امريكا

اين تحليلگر ارشد امنيت و مسائل راهبردي، در ادامه گفتوگو با «اعتماد» به ادعاهاي مطرحشده درباره مخالفت يا بهتر يگوييم عدم حمايت امريكا از رويارويي عربستان با انصارالله اشاره كرد و گفت: «جريان سعودي اكنون در حوزه صادرات با چالش جدي روبهرو است. مساله خط لوله گمبو و عملياتهاي اخير عليه تاسيسات نفتي، همراه با آنچه ميتوان از آن به عنوان محاصره نيمبندي ازسوي انصارالله ياد كرد، فشار زيادي بر حوزه انرژي وارد كرده است. نوسان قيمتها و آسيبهايي كه در بخش انرژي ايجاد ميشود، براي امريكاييها نيز هزينهزاست

 عسگر افزود: «موضوع مهمتر، تجارت جهاني است. مساله فقط ميزان انرژي يا كالاهايي نيست كه از يك گذرگاه عبور ميكند؛ بخش بزرگي از اقتصاد جهاني به زنجيرههاي صنعتي و تجاري وابسته به اين مسيرها متكي است. براي نمونه، اگر ۲۰درصد نفت از تنگه هرمز عبور كند، وابستگي اقتصادي به آن فقط ۲۰درصد نيست و صنايع وابسته نيز از اختلال در اين مسير آسيب ميبينند

اين تحليلگر مسائل راهبردي ادامه داد: «در گذشته، انصارالله ميتوانست در تنگه ناامني ايجاد كند، اما توان بستن مسير و تعيين تكليف درباره آن را نداشت. اكنون با نزديكشدن به دهانه بابالمندب و جزاير اين منطقه، ظرفيت اثرگذارياش افزايش يافته است. از نگاه من، وابستگي اقتصاد جهاني به مجموعه تنگه هرمز و بابالمندب حدود ۶۵درصد است و تشديد ناامني در اين دو گذرگاه براي امريكا بسيار خطرناك خواهد بود

اين كارشناس ارشد در ادامه تصريح كرد: «امريكا تمايل ندارد درگيري در اين حوزه تشديد شود؛ زيرا ممكن است در جريان جنگ با ايران، سياست محاصره بياثر شود. با اين حال تحولات بابالمندب، براي محور مقاومت يك اهرم ويژه ايجاد ميكند و ميتواند قدرت فشار اين محور را افزايش دهد.»  عسگر همچنين با اشاره به نقش مسيرهاي دريايي مرتبط با درياي سرخ و بابالمندب خاطرنشان كرد: «در سوي ديگر بابالمندب، درياي سرخ و كانال سوئز قرار دارد و اسراييليها در شمال اين مسير سرمايهگذاريهايي انجام دادهاند. اگر مسير از يك طرف مختل شود، امكان دارد كل مسير دچار اختلال شود و همين مساله نيز ظرفيت فشار را افزايش خواهد داداين كارشناس مسائل امنيت در بخش ديگري از سخنانش، احتمال تقويت توان امارات ازسوي امريكا براي رويارويي با انصارالله را بعيد دانست و گفت: «امارات اساسا از معادله يمن خارج شده است. اين كشور ديگر ظرفيت اجرايي و عملياتي مستقلي در يمن ندارد و نيروهايي كه دراختيار داشت، اكنون زير پرچم عربستان ميجنگند

عربستان از ترس انصارالله، مقاومت عراق را متهم كرد

اين تحليلگر ارشد امنيت و مسائل راهبردي، در بخش ديگر اين گفتوگو به حملات منتسب به گروههاي مقاومت عراق عليه خطوط نفتي عربستان و احتمال گسترش بحران در غرب آسيا پرداخت و گفت: «در حمله نخست كه به گروههاي مقاومت عراق منتسب شد، دو مساله مطرح بود. اما در هر دو مورد، انصارالله يمن رسما اعلام كرد كه عمليات را انجام داده است. در مقابل، دولت عراق و گروههاي مقاومت عراقي اين موضوع را رد كردند و گفتند كه حملهاي انجام ندادهاند؛ با اين حال، عربستان در هر دو مورد اعلام كرد طرف عراقي مسوول حمله بوده استعسگر در ادامه افزود: «در مورد نخست، به نظر ميرسد عربستان نميخواست در اين شرايط روياروي يمن قرار بگيرد؛ زيرا يمن ميتواند آسيب جدي وارد كند و اين رويارويي براي عربستان بسيار پرهزينه و خطرناك خواهد بود. موضوع دوم را نيز ميتوان در چارچوب امتيازگيري در تحولات جاري ارزيابي كرد. در ارتباط با گروههاي مقاومت، امتيازهايي به عراق داده شده و شرايطي براي آن ايجاد شده كه ميتواند دست بازيگران عراقي را بازتر كنداين تحليلگر مسائل راهبردي در ادامه تصريح كرد: «انتساب چنين عملياتي به گروههاي مقاومت عراق، دست دولت و حزب دموكرات عراق را براي اقدام سريعتر، ازجمله در موضوع خروج امريكاييها و خلع سلاح گروههاي مقاومت، باز ميگذارد، به همين دليل، اين انتساب ميتواند در جهت پيگيري آن اهداف باشد؛ درحالي كه انصارالله يمن مسووليت عمليات را رسما پذيرفته است

بازدارندگي؛ از نردبان تنش تا تابآوري داخلي

امير عسگر در جمعبندي گفتوگو با «اعتماد» راهبرد ايران براي تقويت بازدارندگي و مقابله با فشارها و محاصرههاي تحميلي را نه ورود فوري به يك درگيري سنگين، بلكه استفاده مرحلهاي از ابزارهاي فشار و همزمان تقويت تابآوري اقتصادي، اجتماعي و رواني در داخل كشور دانست. اين كارشناس خاطرنشان كرد: «حدود يك هفته پيش از آغاز درگيريها، در يادداشتي به موضوع نردبان افزايش تنش پرداختم. برخي معتقدند ايران بايد مستقيما حمله كند، ناو بزند يا وارد عمليات ويژه و نبرد مستقيم شود تا محاصره را بشكند، اما اگر شرايط فعلي را صلح ناپايدار يا آتشبس بدانيم، چنين اقدامي اشتباه خواهد بود

عسگر افزود: «با ورود زودهنگام به مرحله نهايي درگيري، اهرم آخر خود را مصرف ميكنيد و در مرحله بالاتر، ابزار ويژه ديگري براي اعمال فشار نخواهيد داشت. ايران در چهار دهه گذشته با دشمني روبهرو بوده كه توان جنگ نامتعارف دارد؛ به همين دليل، الگوي جنگ نامتقارن را تعريف كرده استاو ادامه داد: «اقدامهايي از جنس آنچه انصارالله انجام ميدهد، ميتواند يكي از پلههاي افزايش تنش باشد؛ زيرا مسيرهاي جايگزين را محدود ميكند و اقتصاد جهاني را تحت تاثير قرار ميدهد. در اين وضعيت، طرف مقابل ناچار ميشود هزينه و فايده رفتن به پله بعدي را محاسبه كند و ببيند آيا توان تحمل آن را دارد يا نه.»  اين تحليلگر مسائل راهبردي تصريح كرد: «پلههاي بعدي ميتواند به تعريف مناطق ممنوعه در تنگه هرمز و فراتر از آن، گسترش درگيريهاي نامتقارن و سپس شكلهاي ديگري از درگيري منجر شود. بنابراين، امكان احياي بازدارندگي با حركت مرحلهاي در نردبان تنش وجود دارد؛ زيرا در ميانه جنگ، بازدارندگي به معناي متعارف خود موضوعيت ندارد و بايد سطحهاي مختلف فشار را احيا كرداين كارشناس ارشد در ادامه گفت: «در شرايط فعلي، ضرورتي براي ورود به درگيري سنگين وجود ندارد و نيروهاي مسلح نيز اقدامات خود را بهخوبي انجام ميدهند. بايد طرف مقابل را در مسيرهاي مشخص محدود و متمركز كرد تا امكان اجراي عمليات در چارچوب نردبان افزايش تنش فراهم شود

عسگر در پايان تاكيد كرد: «تابآوري اقتصادي، امنيت اجتماعي، امنيت اقتصادي، امنيت عمومي و امنيت رواني جامعه در كنار يكديگر اهميت دارند. آسيبديدن امنيت رواني ميتواند حتي بر ذهن كساني كه از نظر معيشتي در شرايط بهتري قرار دارند، اثر بگذارد،به همين دليل، تقويت آرامش و امنيت رواني جامعه، در حوزههاي مختلف  از اهميت ويژهاي برخوردار است

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون