• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6418 -
  • 1405 سه‌شنبه 24 شهريور

ماه هنر تهران - شهريور 1405

ترانه يلدا

رويدادي مبارك كه امسال در ماه آخر تابستان توانست اهالي هنر و فرهنگ تهران را بالاخره بعد از مدت‌ها گوشه‌گيري و بي‌اعتنايي، شاد و كنجكاو، در سطح شهر تهران بچرخاند و به كشف و شهود وادارد، ماه هنر تهران بود. بايد اعتراف كنيم كه جنگ و خمودگي ناشي از جو به وجود آمده در شهرهايمان، سرزندگي معمول و جاري در جامعه را براي بسياري گروه‌هاي اجتماعي در سال گذشته محدود كرده بود و نياز به يك تكان داشت و اين نمايشگاه‌ها و حركات جمعيت زيادي از جوانان علاقه‌مند در همه جاي شهر براي ديدن هنر و سيراب شدن از خلاقيت‌هاي جديد هنري، اين تكان را به شهر وارد كرد. با آنكه اين‌گونه رويدادها در شهرمان اولين‌بارشان نبود و اصولا سال‌هاست گالري‌گردي روزهاي جمعه در تهران به عادتي ديرينه تبديل شده است، اما امسال همه كوشش كردند اين رويداد بزرگ به خاطره‌اي به ياد ماندني تبديل شود. در واقع، ماه هنر تهران، هنر را به تجربه‌اي در مقياس شهري بدل كرد. اين رويداد از ۳۰ مرداد تا ۲۰ شهريور ۱۴۰۵ در بيش از ۱۰۰ نقطه از تهران برگزار شد و مجموعه‌اي از موزه‌ها مانند موزه هنرهاي معاصر، ده‌ها گالري‌ و فضاي فرهنگي، خانه هنرمندان، خانه اتحاديه و ديگرجاها را دربرگرفت. هدف اعلام ‌شده، شكل‌گيري يك اكوسيستم فرهنگي زنده در سطح شهر و دعوت مخاطبان به حركت، كشف، گفت‌وگو و تجربه عنوان شده است.
در بيانيه ماه هنر آمده بود: «هر شهري براي آنكه زنده بماند، نيازمند چيزي بيش از خيابان‌ها، ساختمان‌ها و زيرساخت‌هاست. شهرها با روايت‌هايي كه درباره خود مي‌سازند و با امكان‌هايي كه براي ديدن، انديشيدن و با هم ‌بودن فراهم مي‌كنند، معنا پيدا مي‌كنند. هنر يكي از مهم‌ترين نيروهاي شكل‌دهنده اين معناست. هنر صرفا توليد اثر نيست؛ شيوه‌اي براي مواجهه با جهان است... ماه هنر تهران بر اين انديشه استوار است كه هنرهاي تجسمي زماني بيشترين اثرگذاري خود را پيدا مي‌كنند كه به صورت مجموعه‌اي از نهادها، افراد، فضاها و تجربه‌ها ديده شوند؛ زماني كه هنرمندان، گالري‌ها، موزه‌ها، پژوهشگران، ناشران، مجموعه‌داران و مخاطبان در قالب يك تجربه فرهنگي مشترك با يكديگر مواجه شوند. ماه هنر تهران تلاشي است براي آشكار كردن اين پيوندها. نه براي ساختن رويدادي موقت، بلكه براي تقويت جرياني كه سال‌هاست در بطن شهر جريان دارد.» 
واقعا هم چنين بود. اين رويكرد از منظر گردشگري فرهنگي اهميت داشت. يعني مشتاقان ديگر صرفا به بازديد آثار نمي‌رفتند، بلكه تجربه زندگي فرهنگي يك شهر، آشنايي با هنرمندان، حضور در نمايشگاه‌ها، تماشاي آثار هنري، شناخت محله‌ها و كشف فضاهاي كمتر شناخته ‌شده نيز بخشي از اين حركت بود. به نظر ليلا صدقي، شايد مهم‌ترين ارزش ماه هنر تهران در اين باشد كه «شهر» را نه صرفا به عنوان محل برگزاري رويداد، بلكه به عنوان «بخشي از خود رويداد» تعريف مي‌كند. تهران در اين نگاه يك «پس‌زمينه» براي هنر نيست، بلكه خود شهر، محله‌ها، خيابان‌ها، بناها، فضاهاي عمومي و مراكز فرهنگي آن تبديل به اجزاي يك تجربه بزرگ هنري مي‌شوند.
براي من يكي از جذاب‌ترين بخش‌هاي اين ايونت نمايشگاه «دور از ديد» با كيوريتوري بهرنگ صمدزادگان در خانه هنرمندان بود كه كارهاي هنرمنداني ويژه را گرد آورده بود كه كارهايشان معمولا پنهان مي‌مانند. بهرنگ در توضيحاتش چنين نوشته بود: بازار هنر ايران زير فشارهاي اقتصادي و در غياب ارتباطي پايدار با بازار بين‌المللي، محدود و محتاط شده است. در چنين وضعيتي، بازار غالبا به جاي حمايت از تجربه‌هاي كمتر آزموده شده، به سليقه‌هاي تثبيت شده و گزينه‌هاي كم‌ريسك گرايش پيدا مي‌كند... در نبود حمايت‌هاي مالي و نهادي موثر از هنر، اين آثار اغلب در مسير تداوم، توسعه و تثبيت خود با وقفه روبه‌رو مي‌شوند. اينجاست كه صمدزادگان آثار نمايشگاهش را نه برمبناي فروش ناپذيري صرف، بلكه باتوجه به موقعيت آنها در حاشيه سازو كارهاي مسلط ارزش‌گذاري و ديده شدن انتخاب كرده بود، زيرا خانه هنرمندان مكاني بود كه مي‌توانست به دور از بازار متعارف هنر، اين آثار را از ناديده ماندن بيرون آورد و براي همگان به نمايش بگذارد. 
 تهران ثابت كرد كه مي‌تواند تجربه‌هاي فرهنگي متنوعي را در كنارهم در خود بپذيرد. اما از نظر من نشست‌هاي برگزار شده حول موضوعات مختلف حوزه هنر نيز در اين برگزاري‌ها بسيار مهم بودند. در اين جلسات هنرمندان مختلف از نقاش و مجسمه‌ساز تا موسيقي‌شناسان و معماران، گالري‌داران و منتقدين هنر، همه سعي كردند طي بحث‌هاي پرشور در مكان‌هاي زيبايي مانند باغ‌موزه هنرهاي ايران به كمبودها و شيوه‌هاي مفيدي مانند نهادسازي براي يك آينده هنري بهتر در شهر به بحث و گفت‌وگو بپردازند. كامران افشارنادري، كامبيز صبري، رزيتا شرف‌جهان، بهرنگ صمدزادگان و مريم مجد را از ميان سخنرانان در محافل مختلف مي‌شناختم، اما تعدادشان بسيار بود و ظاهرا مخاطبين را هم به وجد آورده بودند. در اين نشست‌ها، تاريخ هنر معاصر و شكل‌گيري جريان‌هاي هنر نو مخصوصا در دوران معاصر و نياز به ساختارهاي حمايتي براي رشد هنر و گالري‌ها و ديگر مكان‌هاي نمايش هنر به بحث درآمد.
نكته جالب ديگر تشويق ديگر شهرهاي بزرگ كشورمان به هم‌صدايي با تهران در اين حركت بود تا هنر در سطحي ملي مطرح شود. براي اين كار نقشه‌هايي از گالري‌هاي هنري و نيز مراكز فرهنگي مهم در شهرهاي شيراز با 18 گالري، اصفهان با 27 گالري ازجمله نگارخانه صفوي عزيز من و مشهد با موزه بزرگ خراسان با معماري بي‌نظيرش (كار داريوش ميرفندرسكي، فتانه نراقي و فريار جواهريان) همه با اسم و لوگوهايشان روي نقشه تهيه شده بود كه محل اين مكان‌ها را مشخص مي‌كرد، به‌طوري كه هنردوستان بتوانند هر روز به محله‌اي از شهر بروند و خود را از تهران در زمينه هنر كمتر ندانند.
معمار 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون