• 1405 پنج‌شنبه 26 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6420 -
  • 1405 پنج‌شنبه 26 شهريور

چين در ميانه بحران

مرتضي مكي

سفر سيدعباس عراقچي، وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران به چين در شرايطي انجام شد كه تلاش‌هاي چند هفته گذشته براي كاهش تنش در منطقه هنوز به توافقي پايدار ميان ايران و امريكا منجر نشده است. عمان، قطر و پاكستان هر كدام در مقاطع مختلف تلاش كرده‌اند كانال‌هايي براي انتقال پيام و نزديك ‌كردن ديدگاه‌هاي تهران و واشنگتن ايجاد كنند، اما دامنه اين تلاش‌ها تاكنون از پيام‌رساني و رايزني فراتر نرفته است. در چنين شرايطي، سفر عراقچي به پكن اهميت متفاوتي پيدا مي‌كند، زيرا چين برخلاف ميانجي‌هاي پيشين، هم قدرت اقتصادي و سياسي بزرگ‌تري دارد و هم تجربه مشخصي از نقش‌آفريني در يك مناقشه حساس منطقه‌اي در پرونده ايران و عربستان دارد. اهميت اين سفر البته به معناي آن نيست كه پكن آماده پذيرش نقش يك ميانجي تمام‌عيار شده است. اظهارات اخير شي جين‌پينگ در حاشيه اجلاس بريكس نيز بايد دقيق خوانده شود. رييس‌جمهور چين از تلاش براي كاهش تنش و حل ‌و فصل سياسي بحران حمايت كرده است، اما ميان «حمايت از روند ديپلماتيك» و «پذيرش مسووليت ميانجيگري» فاصله زيادي وجود دارد. همين تفاوت واژگاني براي فهم سياست چين اهميت دارد. پكن در سال‌هاي اخير نشان داده است كه علاقه دارد در معادلات بحران‌هاي بين‌المللي حضور داشته باشد، اما لزوما حاضر نيست هزينه‌هاي سياسي و امنيتي مديريت مستقيم اين بحران‌ها را بپردازد. تجربه توافق ايران و عربستان در سال ۲۰۲۳ نمونه مهمي براي فهم اين رفتار است. چين در آن پرونده ميزبان و حامي گفت‌وگوها بود و دوطرف در پكن توافق كردند روابط ديپلماتيك خود را از سر بگيرند. در بيانيه سه‌جانبه نيز صراحتا از نقش چين در ميزباني و حمايت از مذاكرات سخن گفته شد. با اين حال، حتي درباره ميزان اثرگذاري چين در شكل‌گيري آن توافق نيز اختلاف وجود دارد. برخي پژوهش‌ها نقش اصلي را به محاسبات تهران و رياض نسبت مي‌دهند و نقش چين را بيشتر فراهم ‌كردن بستر و تضمين سياسي مذاكرات ارزيابي مي‌كنند. 

اين تجربه دقيقا نشان مي‌دهد كه چين چگونه مي‌تواند از وزن اقتصادي و سياسي خود براي باز كردن يك مسير ديپلماتيك استفاده كند. پكن اكنون يك تجربه ديگر نيز دراختيار دارد. در فروردين ۱۴۰۵، چين و پاكستان طرح پنج‌ ماده‌اي مشتركي براي كاهش بحران منطقه ارايه كردند كه بر آتش‌بس، آغاز مذاكرات، حفاظت از غيرنظاميان، امنيت كشتيراني در تنگه هرمز و رعايت منشور سازمان ملل تاكيد داشت. اين طرح نشان داد كه چين حاضر است درباره بحران منطقه‌اي موضع فعال‌تري اتخاذ كند، اما همزمان چارچوب آن همچنان بر اصول عمومي ديپلماسي چين استوار بود؛ گفت‌وگو، حاكميت ملي، مخالفت با استفاده از زور و راه‌حل سياسي. فاصله ميان چنين موضع‌گيري‌هايي و پذيرش مسووليت اجراي توافق، همچنان قابل توجه است. اين همان نقطه‌اي است كه بايد سياست چين را درك كرد. پكن بيش از آنكه بخواهد وارد جنگ‌هاي ديگران شود، به دنبال حفظ محيطي باثبات براي توسعه اقتصادي و افزايش قدرت ملي خود است. چين تنها يك متحد پيماني رسمي دارد و آن كره‌شمالي است و سنت راهبردي اين كشور بر پرهيز از درگير شدن مستقيم در منازعاتي است كه مي‌تواند منابع، اعتبار و ظرفيت نظامي آن را فرسوده كند. بنابراين احتياط چين را نمي‌توان صرفا به «فرصت‌طلبي» تقليل داد. منافع ملي چين تعيين مي‌كند كه كجا وارد شود، تا چه اندازه هزينه بدهد و در چه نقطه‌اي عقب بايستد. با اين حال، تحولات منطقه براي پكن فقط يك بحران خارج از حوزه نفودش نيست. جنگ ايران و امريكا، اهميت تنگه هرمز، آسيب‌پذيري مسيرهاي انرژي و جابه‌جايي بخشي از توان نظامي امريكا به خاورميانه، براي چين پيامدهاي مستقيم دارد. تنگه هرمز يكي از مسيرهاي مهم انرژي براي اقتصاد چين است و بي‌ثباتي در آن مستقيما با امنيت انرژي و اقتصاد اين كشور پيوند مي‌خورد. ازسوي ديگر، هر چه منابع و توجه راهبردي امريكا بيشتر در خاورميانه درگير شود، معادلات رقابت واشنگتن و پكن در شرق آسيا نيز تحت‌تاثير قرار مي‌گيرد، بنابراين چين نمي‌تواند بحران را ناديده بگيرد، حتي اگر نخواهد مسووليت كامل مديريت آن را بپذيرد. اجلاس اخير بريكس نيز همين تغيير تدريجي را نشان داد. بيانيه دهلي‌نو بر خويشتنداري، گفت‌وگو و راه‌حل چندجانبه براي بحران خاورميانه تاكيد كرد و شي جين‌پينگ نيز خواستار نقش فعال‌تر بريكس در كمك به صلح منطقه شد. اين موضع را بايد در چارچوب بزرگ‌تر سياست چين براي معرفي خود به عنوان قدرتي قابل پيش‌بيني و حامي چندجانبه‌گرايي ديد؛ سياستي كه در برابر تصوير مداخله‌گرايانه‌اي كه پكن از سياست خارجي امريكا ارايه مي‌كند، براي چين ارزش اعتباري دارد. از اين منظر، سفر عراقچي به پكن در فاصله كوتاهي پس از اجلاس سران شانگهاي و بريكس مي‌تواند آزموني براي سنجش ظرفيت چين در عبور از «ديپلماسي بي‌هزينه» باشد. تهران اكنون با تجربه چند هفته تلاش عمان، قطر و پاكستان، با واقعيتي روشن روبه‌رو است: انتقال پيام به‌ تنهايي براي كاهش تنش كافي نيست. نياز به بازيگري وجود دارد كه بتواند در كنار انتقال پيام، براي اجراي تعهدات نيز وزن سياسي ايجاد كند. چين، چنين ظرفيتي را دراختيار دارد، اما استفاده از آن به معناي تغيير سنت راهبردي پكن است. چين براي ورود جدي‌تر به اين پرونده بايد ميان سه ملاحظه تعادل برقرار كند: حفظ روابط خود با ايران، جلوگيري از بي‌ثباتي در مسيرهاي انرژي و تجارت و مديريت رقابت راهبردي با امريكا. همين محاسبه باعث مي‌شود پكن به احتمال زياد ميان «حمايت از گفت‌وگو» و «پذيرش مسووليت مستقيم ميانجيگري» مرز مشخصي حفظ كند. اكنون ماموريت اصلي عراقچي در پكن را مي‌توان در همين نقطه ديد: آيا تهران مي‌تواند چين را از سطح حمايت سياسي و ديپلماتيك به سطح مشاركت موثرتر در مديريت تنش بكشاند؟ پاسخ اين پرسش نه فقط به تمايل ايران، بلكه به محاسبه هزينه و فايده چين بستگي دارد. پكن زماني نقش بزرگ‌تري مي‌پذيرد كه احساس كند هزينه بي‌ثباتي منطقه براي منافع چين از هزينه ورود ديپلماتيك آن بيشتر شده است. بنابراين مساله اصلي سفر عراقچي، صرفا گرفتن يك موضع سياسي از چين نبود، مساله اين است كه آيا پكن حاضر است از «حمايت از صلح» به «كمك عملي به ساختن صلح» حركت كند. تجربه توافق تهران و رياض نشان داده است كه چين توان ايجاد يك ميز مذاكره را دارد؛ روند تحولات نشان خواهد داد كه آيا حاضر است براي حفظ آن ميز، هزينه سياسي بيشتري نيز بپردازد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون