منزلت زن از نگاه بنيانگذار (۲)
احمد مازني
زن در دوره پهلوي- در مورد جايگاه زن در عصر پهلوي پدر و پسر جاي بحث و سخن بسيار است، چراكه از يك سو، اين دو پادشاه و حاميانشان مدعي احقاق حقوق زنان بودند و از سوي ديگر پژوهشهاي بسياري انجام شده كه حاكي از نگاه ابزاري به زن در اين دوره است. در يكي از مقالات پژوهشي در اين زمينه آمده كه: «دوره پهلوي (1357-۱۳۰۴) را ميتوان عصر تناقضهاي بنيادين در مسير هويت و جايگاه زن ايراني دانست؛ دورهاي كه پروژه «مدرنيزاسيون آمرانه» حاكميت، با شعار رهايي زن از قيد سنت آغاز شد، اما در عمل با تكيه بر اجبار، نمايشيسازي و ناديده گرفتن خواست خودجوش جامعه زنان، به بحراني عميق دامن زد. از كشف حجاب اجباري رضاشاه تا اعطاي حق راي نمادين محمدرضاشاه در چارچوب نظام تكحزبي، اين مسير پرپيچوخم نه تنها شكاف طبقاتي و فرهنگي ميان زنان را عميقتر كرد، بلكه با تبديل زن به «نماد تجدد» و ابزاري براي مشروعيتسازي رژيم، عملا جنبش مستقل زنان را به حاشيه راند.» (مدرنيزاسيون آمرانه و تناقضهاي آن، مروري بر جايگاه سياسي و اجتماعي زن در دوره پهلوي) و در مقالهاي ديگر گفته شد كه: «از ديدگاه امام خميني قدس سره، زنان در دوره پهلوي، بيش از مردان، از حقوق انساني و اجتماعيشان محروم بودند و مورد آزار و بيداد قرار گرفتند، زيرا كه زن تا مرز كالاي تجاري سقوط كرده و به ابزار سياستهاي استبدادي و استعماري وقت درآمده بود. تماس با غرب، فقط در بهرهگيري منفي و انحطاطي بود و هرگز زنان ايراني را از دستاوردهاي علمي و فكري معاصر در مغرب زمين آگاه و برخوردار نساختند.» امام خميني(ره) در تبيين ظلم مضاعف به زنان در عصر پهلوي ميگويد: «ميتوانم بگويم كه در زمان اين پدر و پسر به بانوان ما بيشتر ظلم شد تا به ساير اقشار. شما شايد اكثرا يادتان نباشد كه در زمان رضاشاه با بانوان چه كردند اينها. چه مصيبتهايي به بار آوردند با اسم اينكه ميخواهيم ايران را به نظير اروپا مثلا بكنيم، ايران را متجدد بكنيم، نصف از جمعيت ايران را ميخواهيم در جامعه بياوريم. با بانوان نميدانيد چه كردند اينها. دو طايفه را در آن وقت از همه بيشتر بهشان ظلم كردند: يكي بانوان بود كه با اين اسم آنقدر ظلم كردند و يكي هم روحانيون بود.
اين دو طايفه را شايد در زمان رضاشاه بيشتر از ساير مردم بهشان تعدي كردند. بانوان را الزام كردند به اينكه در مجالس كذايي كه داشتند، حاضر بشوند. مردها با زنهايشان، با دخترهايشان، در آن مجلسهاي فاسد، الزام داشتند كه حاضر بشوند. (صحيفه امام؛ ج ۸، ص ۳۵۴) امام خميني(ره) كشف حجاب اجباري رضاخان و به تبع آن ادامه همان برنامه به طريق ديگر توسط محمدرضا را چنين توصيف ميكند: «شايد شما هيچ كدامتان يادتان نباشد كه اون وقت چه كردند، كوچك بوديد، اما من تلخي اين كشف حجابي كه اينها كردند و اسمشان را بعدا «آزاد زنان» و «آزاد مردان» پسر رضاخان گذاشت من تلخيش باز در ذائقهام هست. شما نميدانيد چه كردند با اين زنهاي محترمه و چه كردند با همه قشرها. الزام ميكردند هم تجار را، هم كسبه جزء را، هم روحانيت را، به اينكه مجلس بگيريد و زنهايتان را بياوريد در مجلس، بياوريد در مجلس عمومي. آن وقت اگر اينها تخلف ميكردند كتك دنبالش بود، حرف دنبالش بود، همه چيزها و حرفها بود و اينها ميخواستند زن را وسيله قرار بدهند از براي اينكه سرگرمي حاصل بشود براي جوانها و در كارهاي اساسي اصلا وارد نشوند. طريقهاي مختلف آنها داشتند براي اينكه جوانهاي ما را، اين دانشگاهيهاي ما را، همه اين قشرها را نگذارند به فكر خودشان بيفتند، به فكر مملكتشان بيفتند. از آن طرف همان مساله كشف حجاب با آن فضاحتي كه آنها كردند و با آن رفتاري كه با زنهاي محترمه كردند... همچنين مراكز فحشايي كه اينها درست كردهاند كه از تهران تا آخر تجريش صدها مراكزي بود كه مال عشرتكده و امثال ذلك بود...» (صحيفه امام، ج192-191) و در جاي ديگر ميفرمايند: «به اسم فعال كردن نيمي از جمعيت دست به جنايت كشف حجاب زدند و با اين كار به جاي فعال كردن نيمي از جمعيت، نيمي ديگر را از كار انداختند. زنان را به صورت عروسكهايي درست كردند و در همه جا (در خيابانها، ادارات، بازارها و...) جا دادند و جوانهاي ما را فاسد كردند و با آن وضعي كه ساختند، تمدن بزرگ اسلامي را از بين بردند.» و خطاب به بانوان ميفرمايند: «اصل و اساس بر اين بود كه انحراف درست كنند. اساس بر اصلاحات نبود. اساس بر اين بود كه نگذارند يك مملكتي رشد بكند. لهذا از آن ميفهميم كه آن كشف حجابي كه رضاخان به تبع تركيه، به تبع غرب و ماموريتي كه داشت، آن برخلاف مصلحت مملكت ما بود و ما ديديم كه عضو فعالي كه كار از او برميآيد، شماها بوديد. با همين وضعي كه الان اينجور حضور داريد، با همين وضع به خيابانها ريختيد و به نهضت كمك كرديد.» (صحيفه امام، ج ۷، ص ۳۳۳)