گروه گزارش| خبر بازگشت مسعود بهنود به ايران، در ظاهر خبر تصميم شخصي يك روزنامهنگار قديمي براي سفر به كشور است، اما انتشار آن خيلي زود دامنه بحث را گستردهتر كرد. بهنود در گفتوگويي با خبرآنلاين از قصد خود براي بازگشت به ايران گفته و توضيح داده است كه زمان سفر هنوز قطعي نيست و به پايان معاينات و اقدامات پزشكي و اجازه پزشكان بستگي دارد. همين خبر اما پرسش قديمي درباره وضعيت ايرانيان خارج از كشور را دوباره مطرح كرد؛ اينكه آيا شرايط براي بازگشت كساني كه سالها خارج از ايران زندگي كردهاند، تغيير كرده است؟
مسعود بهنود براي مخاطب ايراني چهرهاي ناشناخته نيست؛ روزنامهنگاري كه فعاليت حرفهاي خود را از دهه ۱۳۴۰ آغاز كرد و در چهار دهه گذشته، علاوه بر روزنامهنگاري، در حوزه تاريخ و روايت سياسي نيز فعال بوده است. با اين حال، سابقه او در ايران تنها به فعاليت مطبوعاتي محدود نميشود. در سالهاي پاياني دهه ۷۰ و ابتداي دهه ۸۰، نام او در پروندههاي قضايي مربوط به مطبوعات نيز مطرح شد.
پس از موج توقيف گسترده مطبوعات در سالهاي ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹، بهنود نيز مانند شماري از روزنامهنگاران و نويسندگان آن دوره با پرونده قضايي مواجه شد. در كيفرخواست و روند رسيدگي، اتهاماتي از جمله توهين و افترا، نشر اكاذيب، تبليغ عليه نظام و برخي اتهامات ديگر عليه او مطرح شد. در پرونده او همچنين موضوع كشف موادمخدر از ملكي كه بهنود درباره آن توضيحاتي ارايه كرده بود، مطرح شد. بهنود اتهام مربوط به اطلاع از موادمخدر را رد كرد و در دفاعياتش گفت كه آن محل، سكونت دايم او نبوده است. درنهايت، بهنود به حبس محكوم و مدتي را در زندان سپري كرد. گزارشهاي آن زمان نشان ميدهد كه او پس از گذراندن بخشي از محكوميت با قرار وثيقه آزاد شد. در سال ۱۳۸۱ نيز، زماني كه براي سخنراني در لندن حضور داشت، خبر صدور حكم جلب او براي اجراي ادامه محكوميت منتشر شد. خود بهنود در آن زمان گفته بود كه در صورت بازگشت به ايران، قصد دارد ادامه محكوميتش را سپري كند، هرچند اميدوار بود حكم در مرحله تجديدنظر تغيير كند. همين سابقه قضايي در كنار فعاليت طولاني او در مطبوعات، باعث شده است خبر بازگشت احتمالي بهنود صرفا يك خبر شخصي تلقي نشود. بهنود سالهاست خارج از ايران زندگي ميكند و بازگشت او، بهويژه در شرايطي كه دولت پزشكيان از تسهيل بازگشت ايرانيان خارج از كشور سخن ميگويد، ميتواند دوباره بحث درباره وضعيت حقوقي و امنيتي ايرانياني را مطرح كند كه سابقه پرونده يا فعاليت سياسي و رسانهاي در داخل كشور داشتهاند. اهميت اين خبر از آن جهت بيشتر ميشود كه بازگشت ايرانيان خارج از كشور يكي از موضوعاتي بود كه مسعود پزشكيان در جريان انتخابات رياستجمهوري درباره آن وعده مشخصي مطرح كرد. او در يكي از مناظرههاي انتخاباتي از ضرورت متوقفكردن موج مهاجرت و فراهم كردن شرايط بازگشت ايرانيان سخن گفت و حتي تصويري از خانوادههايي ارايه داد كه به جاي ديدار فرزندان و نوههايشان در ايران، ارتباط خود را از پشت صفحه تلفن و رايانه دنبال ميكنند.
در آن مقطع، بازگشت ايرانيان خارج از كشور در كنار مساله مهاجرت و سياست خارجي، به يكي از موضوعات مورد توجه دولت آينده پزشكيان تبديل شد. پس از تشكيل دولت نيز اين موضوع در اظهارات رييسجمهور و برخي اعضاي دولت ادامه پيدا كرد. سخنگوي دولت در هفتههاي اخير با تاكيد بر اينكه مسير بازگشت ايرانيان خارج از كشور بايد باز باشد، از پيگيري بازگشت چهرههايي مانند مسعود بهنود، عبدالكريم سروش و عطاءالله مهاجراني سخن گفته است. از اين منظر، بازگشت احتمالي بهنود ميتواند يكي از مواردي باشد كه سياست اعلام شده دولت درباره ايرانيان خارج از كشور را در عمل محك ميزند.
از وعده انتخاباتي تا دستور كار دولت؛ پزشكيان و ايرانيان خارج از كشور
بازگشت ايرانيان خارج از كشور يكي از موضوعاتي بود كه مسعود پزشكيان در جريان انتخابات رياستجمهوري ۱۴۰۳ درباره آن موضع روشني گرفت. او در مناظرههاي انتخاباتي از ضرورت كاهش موج مهاجرت و فراهم كردن زمينه بازگشت ايرانياني سخن گفت كه سالهاست خارج از كشور زندگي ميكنند. در آن مقطع، مساله بازگشت در كنار موضوع مهاجرت، سياست خارجي و تلاش براي كاهش تنشهاي بينالمللي، در شمار موضوعاتي قرار گرفت كه دولت آينده او درباره آنها وعدههايي مطرح كرد. پزشكيان مساله مهاجرت را تنها به خروج نيروي متخصص يا سرمايه انساني محدود نكرد و از پيامدهاي خانوادگي و اجتماعي آن نيز گفت؛ خانوادههايي كه اعضاي آنها در خارج از كشور زندگي ميكنند و ارتباطشان با ايران به ديدارهاي محدود يا ارتباطات مجازي خلاصه شده است. از اين زاويه، بازگشت ايرانيان بخشي از مساله بزرگتر مهاجرت و رابطه ميان جامعه ايراني داخل و خارج از كشور بود.
پس از تشكيل دولت، اين موضوع در اظهارات رييسجمهور و برخي اعضاي دولت نيز ادامه يافت. تاكيد بر اين بود كه ايرانياني كه قصد بازگشت دارند، بايد بتوانند با اطمينان بيشتري براي سفر و حضور در كشور تصميم بگيرند. پزشكيان نيز از ضرورت ايجاد سازوكاري سخن گفت كه ايرانيان خارج از كشور بتوانند با اطمينان بيشتري به ايران رفتوآمد كنند.
اما اجراي چنين وعدهاي تنها دراختيار دولت نيست. موضوع ورود و بازگشت برخي افراد، بهويژه كساني كه سابقه فعاليت سياسي، رسانهاي يا اجتماعي دارند، ميتواند با ملاحظات قضايي و امنيتي نيز ارتباط پيدا كند. پزشكيان نيز در اظهاراتش به ضرورت هماهنگي ميان دستگاههاي مختلف براي حل اين مساله اشاره كرده است.
در ماههاي بعد، بحث بازگشت برخي چهرههاي شناخته شده نيز مطرح شد و دولت اعلام كرد موضوع بازگشت ايرانيان خارج از كشور را دنبال ميكند. حالا خبر قصد بازگشت مسعود بهنود، روزنامهنگار باسابقه، اين وعده را دوباره در معرض توجه قرار داده است؛ چهرهاي كه سابقه فعاليت رسانهاي و همچنين پرونده قضايي در ايران دارد.
اين تفاوت مهم است؛ زيرا درباره ايرانياني كه براي تحصيل، كار يا زندگي شخصي از كشور خارج شدهاند، موضوع بازگشت عمدتا به مسائل اداري، اقتصادي و اجتماعي مربوط ميشود. اما درباره افرادي كه سابقه فعاليت سياسي، رسانهاي دارند، موضوع پيچيدهتر است و تصميم آنها براي بازگشت ميتواند به مسائل حقوقي نيز گره بخورد.
بهنود آغاز مسير است؟
تا امروز، سياست بازگشت ايرانيان خارج از كشور در دولت پزشكيان تنها به يك يا دو نام محدود نمانده است. در ماههاي گذشته، برخي مقامهاي دولتي از ضرورت فراهمكردن امكان بازگشت چهرههايي سخن گفتهاند كه سالها خارج از ايران زندگي كردهاند. فاطمه مهاجراني سخنگوي دولت بهطور مشخص از مسعود بهنود، عطاءالله مهاجراني و عبدالكريم سروش نام برده بود. طرح اين نامها از يك جهت اهميت دارد: سياست بازگشت، اگر قرار باشد به يك رويه تبديل شود، تنها درباره ايرانياني نيست كه براي تحصيل، كار يا زندگي شخصي از كشور خارج شدهاند. بخشي از ايرانيان خارج از كشور سابقه فعاليت سياسي، رسانهاي يا اجتماعي دارند و بازگشت آنها طبيعتا پرسشهاي بيشتري درباره شرايط ورود و ادامه فعاليتشان ايجاد ميكند.
مسعود بهنود از همين زاويه مورد توجه قرار گرفته است. يكي از مسائل مهم در اين مسير، تفاوت ميان «امكان ورود» و «اطمينان از شرايط پس از ورود» است. ممكن است فردي از نظر تابعيت و مدارك سفر، مانعي براي ورود به كشور نداشته باشد، اما درباره وضعيت حقوقي يا قضايي خود نگرانيهايي داشته باشد. اين موضوع درباره كساني اهميت بيشتري پيدا ميكند كه سابقه پرونده، اظهارنظر سياسي يا فعاليت رسانهاي در داخل كشور داشتهاند.
ازسوي ديگر، بازگشت پايدار فقط به عبور از مرز محدود نميشود. امكان زندگي، فعاليت حرفهاي، سرمايهگذاري و رفتوآمد نيز بخشي از تصويري است كه ميتواند بر تصميم ايرانيان خارج از كشور اثر بگذارد. به همين دليل، سياست بازگشت نيازمند سازوكاري روشن است تا فرد پيش از سفر بتواند از وضعيت حقوقي خود و شرايط احتمالي پس از ورود اطلاع داشته باشد. در اين ميان، نقش نهادهايي خارج از دولت نيز اهميت پيدا ميكند. دولت ميتواند براي تسهيل بازگشت سياستگذاري و پيگيري كند، اما موضوعات قضايي و امنيتي در حوزه اختيارات نهادهاي ديگري قرار دارد. ميزان هماهنگي ميان اين دستگاهها، درنتيجه، يكي از عواملي است كه ميتواند بر امكان عمليشدن سياست بازگشت اثر بگذارد. خبر بازگشت احتمالي مسعود بهنود، از همين منظر توجه عمومي را دوباره به سياست دولت در قبال ايرانيان خارج از كشور جلب كرده است.
درنهايت، سنجش وعده پزشكيان فقط با تعداد افرادي كه به ايران بازميگردند انجام نميشود. مساله اصلي شكلگيري مسيري روشن و قابل پيشبيني براي بازگشت است؛ مسيري كه در آن ايرانيان خارج از كشور بدانند در صورت بازگشت، وضعيت حقوقي و امكان ادامه زندگي و فعاليتشان چگونه خواهد بود.