• 1405 شنبه 28 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6421 -
  • 1405 شنبه 28 شهريور

استاد شهریار منظومه‌ای جاودانه در فرهنگ و ادب

علی‌اصغر شعردوست

۲۷ شهریور برای من، پیش از آنکه یک تاریخ در تقویم فرهنگی کشور باشد، یادآور جایگاه شعر در سرگذشت ایران است. کمتر فرهنگی را می‌توان یافت که در آن شعر چنین گستره‌ای از زندگی را دربرگرفته باشد؛ از تاریخ و حکمت و عرفان تا عشق و سوگ و شادی، از زبان رسمی و ادبی تا زبان مردم. ما بخش بزرگی از گذشته خود را با شعر به یاد می‌آوریم و بسیاری از تجربه‌های جمعی‌مان در حافظه شعر فارسی مانده است. فردوسی، سعدی، حافظ، مولانا و دیگر بزرگان ادب فارسی هر یک بخشی از این حافظه را ساخته‌اند و نسل‌های پیاپی از خلال شعر آنان با زبان، تاریخ و جهان فکری ایران آشنا شده‌اند. شعر در چنین فرهنگی، هم هنر زبان است و هم یکی از راه‌های شناخت ایران. هر دوره تاریخی، بخشی از خود را در شعر به یادگار گذاشته و هر شاعر بزرگ، به اندازه توان خویش، تصویری از زمانه و جامعه خود ساخته است. از همین رو، سخن گفتن از شعر فارسی مجال سخن گفتن از یک میراث زنده است؛ میراثی که در هر نسل، با صدای تازه‌ای به زندگی ادامه می‌دهد. در میان شاعران معاصر،استاد سید محمد حسین شهریار برای من درخشان‌ترین چهره‌ای است که این استمرار را به شکلی روشن نشان می‌دهد. او در سنت غزل فارسی ریشه داشت و در همان حال توانست زبان شعر را به زندگی مردم نزدیک کند. شعرش از موسیقی و صنایع ادبی بهره می‌برد و در عین حال، گرمای گفت‌وگوی روزمره را نیز در خود دارد. بسیاری از غزل‌های او راه خود را به میان مردم گشودند و ابیاتی از آنها در حافظه عمومی ماندگار شد. همین نزدیکی با مردم، یکی از پایه‌های جایگاه شهریار در شعر معاصر است. در کنار این وجه، زبان ترکی آذربایجانی نیز بخش مهمی از جهان شعری او را شکل می‌دهد. «حیدربابایه سلام» و «سهندیه» از برجسته‌ترین نمونه‌های این بخش‌اند. شهریار در زبان مادری خود به ظرفیت‌هایی دست یافت که تجربه آذربایجان را با ادبیات معاصر پیوند می‌داد و در شعر فارسی نیز جایگاهی گسترده در فرهنگ عمومی ایران پیدا کرد.

فارسی و ترکی در شعر او دو مسیر جداگانه برای بیان یک زندگی فرهنگی‌اند؛ دو زبانی که در وجود شاعر، هر یک بخشی از خاطره و عاطفه را حمل می‌کنند. این دوزبانگی وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که آن را در کنار آشنایی شهریار با فرهنگ و ادبیات اروپا قرار دهیم. او زبان فرانسه می‌دانست و با ادبیات فرانسه و جریان‌های ادبی آن آشنایی داشت. با این همه، این آشنایی در شعر او با ریشه‌های عمیق ادب فارسی، عرفان و فرهنگ دینی همراه شد. ارادت او به پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) و حضور پررنگ مضامین آیینی در شعرش، بخشی از شخصیت ادبی او را روشن می‌کند. شهریار می‌توانست از جهان جدید آگاهی داشته باشد و هم‌زمان زبان خود را در اعماق میراث فرهنگی ایران نگه دارد. تعلق او به تبریز و آذربایجان نیز در همین منظومه جای خود را پیدا می‌کند. تبریز برای شهریار، شهر خاطره و زبان مادری بود و ایران، افق گسترده‌تر تاریخ و فرهنگ. این دو ساحت در شعر او در برابر یکدیگر قرار نمی‌گیرند؛ هر کدام بخشی از جهان تعلق او را می‌سازند. شاید به همین دلیل است که وقتی به شعر شهریار نگاه می‌کنیم، با جغرافیایی مواجه می‌شویم که از تبریز آغاز می‌شود و در پهنه ایران امتداد می‌یابد.
ملک‌الشعرای بهار در سال‌های جوانی شهریار برای توصیف جایگاه او تعبیر «یک منظومه» را به کار برد. این تعبیر، به گمان من، هنوز هم یکی از دقیق‌ترین راه‌ها برای نزدیک شدن به شخصیت شعری اوست. شهریار در یک مدار واحد خلاصه نمی‌شود؛ شعر و ادب فارسی بویژه غزل فارسی، شعر و ادب ترکی، فرهنگ دینی، زبان مردم ،خاطره تبریز، آشنایی با ادبیات جهان و تعلق ایرانی در شعر و زندگی او در کنار هم قرار گرفته‌اند. هر یک از این عناصر بخشی از سیمای او را آشکار می‌کند و مجموعه آنها تصویری از شاعری می‌سازد که چند لایه از فرهنگ ایران را در خود جمع کرده است. شاید انتخاب شهریار برای روز شعر و ادب فارسی نیز از همین جا معنا پیدا می‌کند. شاعران کلاسیک ایران جایگاه خود را در تاریخ ادبیات یافته‌اند و بسیاری از آنان در تقویم فرهنگی کشور روزهای بزرگداشت دارند. مسئله، یافتن شاعری برای جایگزینی با بزرگان گذشته نبود؛ سخن از یافتن چهره‌ای معاصر بود که بتواند رابطه شعر با زندگی امروز ایران را نمایندگی کند. شهریار از این جهت ظرفیت ویژه‌ای داشت. او در غزل فارسی به میراث گذشته متصل بود، زبان مردم را می‌شناخت، در دو زبان فارسی و ترکی شعر آفریده بود و در شعرش بخش‌هایی از تنوع فرهنگی ایران در کنار یکدیگر قرار می‌گرفت.
پیشنهاد نام‌گذاری ۲۷ شهریور در سال ۱۳۷۹ مطرح شد. این پیشنهاد مسیر کارشناسی خود را در نهادهای فرهنگی طی کرد و پس از بررسی‌های لازم، ۲۷ شهریور به‌عنوان «روز شعر و ادب فارسی» و« روز بزرگداشت استاد شهریار »در تقویم کشور قرار گرفت. برای من، این تصمیم‌ بیش از افزودن یک عنوان به تقویم فرهنگی اهمیت داشت. شعر، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین حاملان زبان و حافظه تاریخی ایران، نیازمند فرصتی بود که هر سال نگاه عمومی را دوباره به سوی خود بازگرداند و این مناسبت می‌توانست چنین مجالی فراهم آورد. البته اهمیت یک مناسبت فرهنگی را باید در آنچه پس از نام‌گذاری در جامعه رخ می‌دهد جست‌وجو کرد. تقویم زمانی معنا پیدا می‌کند که به برنامه، پژوهش، کتاب، گفت‌وگو و حضور اجتماعی راه پیدا کند. بزرگداشت شهریار نیز طی سال‌ها از همین مسیر ادامه یافت و سال گذشته در قالب «کنگره بین‌المللی شهریار» به یکی از گسترده‌ترین شکل‌های خود رسید. کنگره سال گذشته برای من از این جهت اهمیت داشت که شهریار را در یک قاب واحد نگه نداشت. پژوهشگران از استان‌های مختلف آثار خود را به دبیرخانه فرستادند و بیش از صد مقاله به کنگره رسید. حاصل این پژوهش‌ها در مجموعه‌ای بیش از ۸۰۰ صفحه گرد آمد و بخشی از مطالعات تازه درباره زندگی و شعر شهریار در اختیار جامعه ادبی قرار گرفت.
 در کنار این بخش علمی، خانه‌موزه شهریار توسعه یافت و اسناد و آثار او در قالب نمایشگاه در معرض دید قرار گرفت. در این میان، موسیقی نیز به این جریان فرهنگی پیوست و آلبومی با محوریت شهریار منتشر شد. برنامه‌های فرهنگی در استان‌های مختلف برگزار شد و خشکناب، زادگاه پدری شهریار، نیز در این مجموعه برنامه‌ها جایگاه خود را پیدا کرد. رسانه‌ها نیز در انعکاس این رویداد حضور گسترده‌ای داشتند. بیش از ۱۴۰۰ نفر در برنامه‌های کنگره شرکت کردند و آیین‌های افتتاح و اختتام در دانشگاه تبریز و مرکز همایش‌های تبریز برگزار شد.برای من، اهمیت این مجموعه در کنار هم قرار گرفتن همین اجزاست. مقاله و کتاب، سند و موزه، شعر و موسیقی، دانشگاه و رسانه، هر کدام بخشی از حافظه شهریار را پیش چشم می‌آورند. شاعر هنگامی در حافظه فرهنگی یک ملت استمرار پیدا می‌کند که آثارش در نسل‌های تازه خوانده شود، درباره آنها پژوهش شود، اسنادش حفظ شود و زندگی و شعرش به شکل‌های گوناگون در فضای عمومی حضور پیدا کند. کنگره سال گذشته از همین جهت فراتر از یک گردهمایی علمی بود؛ فرصتی بود برای بازخوانی شهریار در چند زبان فرهنگی و هنری. امسال، هم‌زمان با یکصد و بیستمین سالروز تولد شهریار، این مسیر در شرایط دیگری ادامه پیدا می‌کند. مشکلات و دشواری‌های کشور، امکان برگزاری برنامه‌هایی در مقیاس کنگره سال گذشته را کاهش داده و بزرگداشت امسال با برنامه‌هایی محدودتر دنبال می‌شود. با این همه، تداوم این مناسبت اهمیت خود را حفظ کرده است. فرهنگ در روزهای دشوار نیز به نشانه‌های ماندگار خود نیاز دارد و شعر یکی از مهم‌ترین همین نشانه‌ها در زندگی ایرانی است.
یکصد و بیستمین سالروز تولد شهریار، فرصتی برای بازخوانی دوباره کارنامه او نیز هست. نسل امروز می‌تواند شهریار را از زاویه‌های تازه ببیند: از جایگاه او در تحول غزل معاصر تا نسبتش با زبان مردم، از شعر فارسی تا آفرینش‌های ترکی، از تبریز و آذربایجان تا ایران، و از حافظه دینی و عرفانی تا آشنایی با ادبیات جهان. چنین بازخوانی‌ای می‌تواند شهریار را از خاطره یک نسل فراتر ببرد و امکان گفت‌وگوی نسل‌های تازه با شعر او را فراهم کند. در این میان، ۲۷ شهریور فرصتی برای اندیشیدن به خود شعر نیز هست. شعر فارسی بخشی از تاریخ فرهنگی ماست و زبان فارسی یکی از مهم‌ترین ستون‌های این حافظه را شکل داده است. شهریار نیز یکی از حلقه‌های همین زنجیره است؛ شاعری که در زمانه جدید، میان سنت و زندگی روزمره رفت‌وآمد کرد و توانست زبان‌های گوناگون یک فرهنگ را در کنار یکدیگر بنشاند. هرگاه به شهریار می‌اندیشم، تعبیر «یک منظومه» برایم همچنان زنده است.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون