• 1405 جمعه 1 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6422 -
  • 1405 يکشنبه 29 شهريور

تبدیل دستاوردهای میدانی به قدرت سیاسی در گفت‌و‌گوی « اعتماد» با محمد عطريانفر

بحران خوب

مهدي بيك‌اوغلي

در كشاكش يكي از پيچيده‌ترين ادوار تاريخي غرب آسيا و در شرايطي كه كشورهاي مختلف منطقه ميان «سايه جنگ» و «اميد به تفاهم» دست‌ و پا مي‌‌زنند، ايران به ‌عنوان يك كنشگر كانوني در مركز اين تحولات قرار گرفته است. محمد عطريانفر، تحليلگر و سياستمدار باسابقه و عضو حقيقي شوراي اطلاع‌رساني دولت در گفت‌وگو با «اعتماد» از هندسه جديد قدرت در منطقه سخن مي‌گويد. او معتقد است «ميدان» و «ديپلماسي» نه دو مسير موازي يا متضاد، بلكه دو بازوي مكمل براي پيشبرد منافع ملي در دوران گذار به «جمهوري سوم» هستند. عطريانفر به يك اصل كلاسيك در روابط بين‌الملل اشاره دارد؛ «ژئوپليتيك انرژي». وقتي يك قدرت منطقه‌اي مانند ايران، بر گلوگاه‌هاي عبور انرژي مسلط است، «بازدارندگي» صرفا يك اصطلاح نظامي نيست، بلكه يك واقعيت اقتصادي است. شكست پروژه‌هاي جايگزيني كه عربستان و امارات براي دور زدن هرمز دنبال مي‌كردند، اثبات مي‌كند كه ايران توانسته است با هوشمندي، عمق استراتژيك خود را حفظ كند. نكته كليدي در صحبت‌هاي عطريانفر، گذار از دوگانه كاذب «ميدان يا ديپلماسي» به الگوي «هم‌افزايي ميدان و ديپلماسي» است. از منظر اين تحليلگر بدون قدرت ميدان، ديپلماسي ضعيف است و بدون ديپلماسي، قدرت ميدان، هدررفتِ منابع است. اين گزاره همان «رئال‌پوليتيك» (Realpolitik) است كه عطريانفر به عنوان يك استراتژيست به آن باور دارد. عطريانفر در اين تحليل، ضمن كالبدشكافي تحولات تنگه هرمز، يمن و مناسبات تهران - رياض، به الزامات داخلي توسعه و ضرورت تبديل قدرت سخت به دستاوردهاي پايدار ديپلماتيك مي‌پردازد. اين گفت‌وگو، تلاشي است براي درك راهبردهايي كه مي‌تواند ايران را از «مديريت بحران» به سمت «ساخت نظم جديد منطقه‌اي» هدايت كند.

 

    طي روزهاي اخير ايران در تنگه هرمز و باب‌المندب، ابتكار عمل را به دست گرفته و به اقتصاد امريكا فشار وارد مي‌كند و از سوي ديگر مسيرهاي جايگزين تنگه هرمز در امارات و عربستان هم از دستور كار خارج شده‌اند. اين تحولات را چطور مي‌توان ارزيابي كرد؟

آنچه امروز در منطقه شاهد هستيم، فراتر از يك رويارويي نظامي، آزموني براي سنجش ظرفيت واقعي ايران در تحمل فشار و تبديل قدرت بالقوه خود به قدرت موثر است. يكي از مهم‌ترين نتايج تحولات اخير اينكه سياست فشار حداكثري استكبار جهاني به نتيجه‌اي كه انتظارش را امريكاي جهانخوار داشت، منجر نشده است. ايران با وجود فشارهاي اقتصادي، سياسي و امنيتي، همچنان ظرفيت اثرگذاري بر معادلات منطقه‌اي را در اختيار دارد. تنگه هرمز در اين معادله اهميت ويژه‌اي دارد. جغرافيا را نمي‌توان با فشار سياسي تغيير داد. بخش قابل‌ توجهي از انرژي جهان همچنان از اين آبراه عبور مي‌كند و همين واقعيت، به ايران يك موقعيت ژئوپليتيكي منحصربه‌فرد مي‌دهد. استفاده مسوولانه از اين ظرفيت قدرت چانه‌زني ايران را افزايش مي‌دهد، گرچه تبديل آن به ابزار دائمي تنش، هزينه‌هاي اقتصادي و سياسي سنگيني براي ايران و منطقه ايجاد مي‌كند. باب‌المندب و درياي سرخ نيز نقش مهمي در امنيت انرژي و تجارت جهاني دارد. تلاش كشورهاي منطقه براي ايجاد مسيرهاي جايگزين براي صادرات انرژي، اهميت دارد، اما جايگزين كردن كامل يك مسير راهبردي مانند هرمز آسان و كم‌هزينه نيست. به همين دليل، وزن ژئوپليتيكي ايران همچنان قابل توجه است.

    رييس جمهور در عين ارائه تصويري مقتدرانه از ايران بر سياست تنش‌زدايي در منطقه و جهان پافشاري مي‌كند. پزشكيان در خفا و آشكار اعلام مي‌كند ايران آماده بازگشت به تفاهم است و از توافق قريب‌الوقوع با عمان و كشورهاي ديگري چون عراق و... سخن مي‌گويد. تداوم سياست تنش‌زدايي توسط دولت در عين برخي نشانه‌هاي توفيق در ميدان را چطور مي‌توان ارزيابي كرد؟

‌تداوم سياست تنش‌زدايي از سوي دولت پزشكيان و شخص قاليباف در مقام رييس هيات مذاكره‌كننده در تضاد با افزايش توان مقاومت و ايستادگي رزمندگان و سپاه سلحشور ايران در ميدان نيست. اگر اين دو مسير درست مديريت شوند، مي‌توانند مكمل يكديگر باشند. كشوري كه تنها به ميدان تكيه كند، ممكن است در كوتاه‌مدت بازدارندگي ايجاد كند، اما در بلندمدت با هزينه‌هاي اقتصادي و سياسي بيشتري روبه‌رو خواهد شد. ضمن آنكه ديپلماسي بدون پشتوانه قدرت نيز ممكن است به توافقي شكننده و نابرابر منجر شود. هنر سياست خارجي اين است كه ميان اين دو ظرفيت ميدان و ديپلماسي توازن ايجاد كند. سخنان رييس‌جمهور در اجلاس بريكس و تأكيد او بر آمادگي ايران براي بازگشت به تفاهم، از همين منظر قابل تحليل است. ايران در شرايطي كه از ظرفيت‌هاي منطقه‌اي برخوردار است، با اعتماد به ‌نفس بيشتري پاي ميز مذاكره خواهد نشست. رايزني با عمان، عراق و ديگر كشورهاي منطقه نيز اهميت بالايي دارد. اين كشورها مي‌توانند نقش پل ارتباطي ميان ايران و طرف‌هاي مختلف را ايفا كنند. در منطقه‌اي كه سرشار از بي‌اعتمادي تاريخي ميان بازيگران است ديپلماسي فعال و همگرايانه مي‌تواند به كاهش سوءتفاهم‌ها كمك كند. توافق‌هاي كوچك و مرحله‌اي نيز گاهي از يك توافق بزرگ موثرتر هستند؛ زيرا امكان اعتمادسازي تدريجي را فراهم مي‌كنند. جامعه ايراني انتظار دارد مذاكره‌كنندگان از منافع ملي دفاع كنند و هر توافقي بايد قابل توضيح براي افكار عمومي باشد. سياست خارجي موفق سياستي است كه همزمان امنيت، منافع اقتصادي و اعتبار بين‌المللي كشور را نيز تقويت كند. به نظر من، شرايط امروز مي‌تواند فرصتي براي تلفيق «ميدان» و «ديپلماسي» باشد. ايران اگر در ميدان از ظرفيت بازدارندگي برخوردار است، بايد از آن براي جلوگيري از تحميل اراده ديگران استفاده كند و اگر در ديپلماسي امكان گفت‌وگو وجود دارد، بايد از آن براي تبديل اين قدرت به دستاورد پايدار بهره بگيرد.

    ترامپ اما شرايط دشواري را در فضاي داخلي امريكا سپري مي‌كند. قيمت بنزين و گازوييل افزايش يافته و انتقادها از اين جنگ بي‌حاصل در درون جامعه امريكا بالا رفته. اين فشارها به ترامپ آيا به نفع ايران است؟

بايد كوشيد هزينه‌هاي اِعمال سياست خارجي به زندگي روزمره مردم كمتر منتقل شود. دولت ترامپ نيز از اين قاعده مستثني نيست. افزايش هزينه انرژي و نگراني قيمت سوخت و تبعات اقتصادي يك درگيري طولاني‌مدت، مسائلي نيستند كه بتوان آنها را با ادبيات امنيتي يا نظامي توضيح داد. شهروند امريكايي در نهايت به قيمت بنزين، هزينه حمل‌ونقل، تورم و قدرت خريد خود نگاه مي‌كند و همين مسائل مي‌تواند به يك موضوع سياسي تبديل شود. لذا، هر جنگي براي كاخ سفيد يك مساله دوگانه است: از يك سو بايد در برابر رقباي خارجي تصوير قدرت ارائه كند و از سوي ديگر، بايد پاسخگوي هزينه‌هايي باشد كه سياست خارجي بر اقتصاد داخلي تحميل مي‌كند. اگر اين هزينه‌ها افزايش پيدا كند و نتيجه ملموسي نيز براي افكار عمومي امريكا حاصل نشود، طبيعي است كه فشار سياسي بر رييس‌جمهور افزايش يابد. طبعا براي ايران هم، اين وضعيت مي‌تواند يك فرصت ديپلماتيك ايجاد كند؛ اما نبايد آن را به معناي فروپاشي سياست ترامپ يا پايان فشارها تلقي كرد. دولت‌هاي امريكايي در شرايط فشار داخلي گاهي به سمت مذاكره مي‌روند و گاهي براي نمايش قدرت، سياست زور را تعقيب مي‌كنند. بهترين راهبرد اين است كه تهران نشان بدهد ادامه تنش، براي همه طرف‌ها هزينه دارد، اما راه خروج از آن نيز وجود دارد. اگر امريكا بداند كه مي‌تواند بدون تحمل يك جنگ فرسايشي به اهداف حداقلي خود دست پيدا كند و در مقابل ايران نيز مطمئن باشد كه منافع اساسي‌اش مورد احترام قرار مي‌گيرد، زمينه براي يك توافق سياسي افزايش خواهد يافت. در اين شرايط، ايران بايد به جاي انتظار از فرصت موجود براي تقويت موقعيت خود استفاده كند. توسعه روابط با كشورهاي منطقه، كاهش وابستگي اقتصادي به مسيرهاي آسيب‌پذير بخشي از اين راهبرد است. نكته مهم‌تر اينكه تهران نبايد تصور كند هرچه فشار بيشتري بر ترامپ وارد شود، الزاما موقعيت ايران بهتر خواهد شد. اگر ايران بتواند خود را به عنوان طرفي منطقي، قدرتمند و آماده مذاكره معرفي كند، فشارهاي داخلي امريكا در نهايت به جاي تشديد تقابل، به تقويت مسير گفت‌وگو كمك  مي‌كند.

    با ورود يمن به عرصه منازعات منطقه‌اي و فتوحات اخير اين كشور، ايران دست بالا را در تنگه هرمز و باب‌المندب پيدا كرده. اما ايران چگونه بايد از اين كارت بهره بگيرد تا اولا منجر به بهبود رابطه با عربستان و بعد تثبيت دستاوردها در يمن شود؟

‌پرونده يمن را بايد يكي از پيچيده‌ترين پرونده‌هاي امنيتي خاورميانه دانست؛ پرونده‌اي كه سال‌هاست ميان مسائل داخلي يمن و رقابت قدرت‌هاي منطقه‌اي پيوند خورده است. به همين دليل، هر تحولي در يمن به سرعت بر روابط ايران و عربستان و حتي بر امنيت خليج فارس و درياي سرخ تأثير مي‌گذارد. واقعيت اين است كه عربستان به تجربه دريافته كه بحران يمن راه‌حل نظامي ندارد. سال‌ها درگيري نتوانسته يك نتيجه پايدار ايجاد كند و همين تجربه مي‌تواند زمينه‌اي براي نگاه واقع‌بينانه‌تر رياض به تهران را فراهم كند. ايران نيز اگر بخواهد از نفوذ خود در پرونده يمن بهره ببرد، بايد هدف اصلي خود را به سوي ايجاد‌ ترتيبات امنيتي پايدار تغيير بدهد. اين همان گام مهمي است كه منافع تهران و رياض به هم نزديك مي‌شود. عربستان به دنبال امنيت مرزها و كاهش تهديدات است و ايران نيز به يك محيط منطقه‌اي كم‌تنش‌تر نياز دارد. اگر اين دو نياز در يك چارچوب سياسي قرار بگيرد، يمن از يك ميدان رقابت به ميدان همكاري تبديل مي‌شود. ايران در اينجا يك فرصت مهم دارد: استفاده از ارتباطات و نفوذ خود براي تشويق بازيگران يمني به سمت گفت‌وگوي سياسي، تشكيل ساختار حكمراني فراگير و كاهش تنش‌هاي مرزي و منطقه‌اي. چنين رويكردي نه‌تنها مي‌تواند به تثبيت دستاوردهاي ايران در يمن كمك كند، بلكه نگراني كشورهاي عربي درباره نقش منطقه‌اي تهران را كاهش خواهد داد. ايران اگر بتواند به حل سياسي بحران كمك كند، عملا نفوذ خود رابه يك سرمايه ديپلماتيك تبديل كرده است. تهران و رياض در بسياري از مسائل رقيب هستند، اما اين به معناي دشمني دائمي نيست. هر دو كشور از ناامني گسترده منطقه آسيب مي‌بينند و هر دو به ثبات اقتصادي و امنيت انرژي نياز دارند. اگر تهران بتواند پرونده يمن را به پلي براي گفت‌وگو با عربستان تبديل كند، يكي از مهم‌ترين دستاوردهاي سياست منطقه‌اي ايران حاصل شده است.

    هر اندازه در عرصه بيروني، كشور دستاوردهاي بيشتري كسب مي‌كند در عرصه داخلي، تندروها فشار و توهين و تخريب عليه دولت را افزايش مي‌دهند. اين تنازعات داخلي تا چه اندازه مي‌تواند براي منافع ملي ايرانيان مخرب باشد؟

اختلاف سياسي وفتي از مرز رقابت سالم عبور كند و به دوقطبي‌سازي، تخريب سرمايه اجتماعي و تضعيف منافع ملي منجر شود. مصيبت‌ها از آنجا اغاز مي‌شود. ايران امروز در شرايطي قرار دارد كه فشار خارجي و حساسيت‌هاي منطقه‌اي، اهميت انسجام داخلي را بيشتر كرده است. در چنين شرايطي، اگر بخش مهمي از توان سياسي كشور صرف درگيري ميان جناح‌ها شود، عملا بخشي از ظرفيت ملي هدر رفته است. البته صداي واحد ملي نبايد به معناي جامعه بدون صداي مخالف تعبير شود. انسجام با حذف نقد به دست نمي‌آيد. به همين استدلال، انتقاد از دولت نبايد با تضعيف اصل دولت يا تخريب اعتماد عمومي برابر ديده شود. دولت بايد پاسخگوي عملكرد خود باشد و مخالفان نيز حق دارند آن را نقد كنند، اما نقد سازنده لاجرم بايد همراه با ارائه راه‌حل باشد. رسانه‌ها نيز در اين ميان مسووليت سنگيني دارند و نبايد بلندگوي هيچ جناحي باشند. بايد فضايي براي گفت‌وگو و نقد منصفانه و بررسي عملكرد مسوولان فراهم شود. جامعه امروز بيش از هر چيز به اطلاعات دقيق نياز دارد، نه تشديد هيجان سياسي. در عرصه خارجي نيز انسجام اهميت ويژه‌اي دارد. طرف‌هاي مقابل بايد بدانند كه در مسائل مربوط به تماميت ارضي، امنيت ملي و منافع حياتي كشور، اختلافات سياسي داخلي به معناي فقدان اراده ملي نيست. اين همان چيزي است كه مي‌توان آن را «وفاق بر سر منافع ملي» ناميد. بنابراين مي‌توان در سياست داخلي اختلاف داشت، دولت را نقد كرد و حتي به عملكرد مسوولان اعتراض كرد، اما در عين حال بر سر امنيت كشور، منافع ملي و ضرورت حفظ ثبات منطقه‌اي توافق داشت.

    تحليلگران از جمهوري سوم در دوره رهبري جديد سخن مي‌گويند، به عنوان يك تحليلگر دورنماي اين دوره را چطور مي‌بينيد؟ چطور مي‌توان مشاركت‌هاي عمومي را براي تحقق توسعه بيشتر كرد؟

آينده ايران را نبايد بر اساس يك رخداد نظامي يا يك توافق سياسي پيش‌بيني كرد. آنچه آينده كشور را تعيين مي‌كند، برآيند چند عامل است: وضعيت اقتصاد، ميزان انسجام اجتماعي، كيفيت حكمراني، روابط خارجي و مهم‌تر از همه، ميزان اعتماد مردم به ساختار تصميم‌گيري. ايران امروز هم با تهديدهايي جدي روبه‌روست و هم فرصت‌هايي در اختيار دارد. از يك سو رقابت قدرت‌هاي بزرگ و منطقه‌اي ادامه دارد و از سوي ديگر، بسياري از كشورهاي منطقه به اين نتيجه رسيده‌اند كه ادامه تنش‌هاي بي‌پايان به سود هيچ‌كس نيست. اين شرايط براي ايران فرصتي ايجاد مي‌كند تا سياست خارجي خود را از مديريت بحران به سمت ساختن نظم جديد منطقه‌اي هدايت كند. البته پيش‌شرط استفاده از اين فرصت، تقويت داخل است. هيچ كشوري با اقتصاد ضعيف، سرمايه اجتماعي پايين و بي‌اعتمادي گسترده نمي‌تواند براي مدت طولاني از موقعيت ژئوپليتيكي خود به بهترين شكل استفاده كند. افزايش مشاركت مردم بايد يكي از اولويت‌هاي محوري باشد. مشاركت تنها به معناي حضور در انتخابات نيست. صداي مردم و مطالبات آنان بايد شنيده شود، اطلاعات لازم براي قضاوت در اختيارشان قرار بگيرد. براي رسيدن به اين هدف، دولت و ساير نهادهاي تصميم‌گير بايد تا حد امكان درباره چرايي تصميم‌هاي مهم، هزينه‌ها و پيامدهاي آنها با مردم صادقانه گفت‌وگو كنند. دوم، احزاب و نهادهاي مدني بايد امكان فعاليت موثرتر داشته باشند تا مطالبات اجتماعي از مسيرهاي قانوني و سازمان‌يافته منتقل شود. سوم، رسانه‌هاي مستقل و حرفه‌اي بايد بتوانند نقش واسطه ميان جامعه و حاكميت را ايفا كنند. به باور من، راه عبور از شرايط فعلي، تنش‌زدايي در خارج، اصلاح و كارآمدي در داخل و افزايش اعتماد و مشاركت در جامعه است. كشوري كه از بحران درس مي‌گيرد و نهادهاي خود را تقويت مي‌كند، مي‌تواند از همان بحران براي ساختن آينده‌اي باثبات‌تر استفاده كند. به قول چرچيل خطاب به سياستمداران: سعي كنيد يك بحران خوب را خراب نكنيد.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
وب گردی
سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی هزارمین کارآموز؛ نقطه عطف پنج سال فعالیت آکادمی همراه اول انتصاب مدیران جدید چهار منطقه امور شعب / اکبری: چابک‌سازی و بهره‌وری، اولویت بانک ملی ایران است پذیره‌نویسی صندوق سرمایه‌گذاری ارزی «ملی کیمیا» از طریق شعب بانک ملی ایران