سلامتي نعمت است
مهدي دهقان منشادي
شوپنهاور، فيلسوف نامآور آلماني روزي گفته بود: «خوشبخت كسي است كه پا به اين دنيا نگذاشته است.» با اين وجود اگر تقدير پاي كسي را به اين دنيا كشاند باز از نظر او خوشبخت كسي است كه در سلامت كامل باشد. سالم بودن در اين دنيا نعمتي بيبديل است و كسي قدر عافيت را خواهد دانست كه به مصيبتي گرفتار آيد. باتوجه به بالا بودن هزينههاي دارو و درمان و ناكارآمدي بيمههاي پايه در ايران، سلامت آدمها نمود بيشتري در خوشبختي دارد. در يكي از شبهاي تابستاني كه اين دنده و آن دنده ميشدم احساس كردم به نفستنگي افتادهام، پس گاهي در بستر مينشستم و نفسي كامل ميكشيدم. صبح كه شد بيتوجه به اختلال تنفسي نيمه شب، زندگي روزمره را پيش گرفتم و به محل كارم رفتم. ميانه روز كه چند بار از پلههاي ساختمان اداره بالا و پايين رفتم باز اختلال تنفسي برگشت و اين نفستنگي چند شبانه روز همدم من بود. همان روزها بود كه مرتب ياد ديباچه گلستان سعدي ميافتادم و مدام در خلوت زمزمه ميكردم كه: «مِنّت خداي را عزّ و جلّ كه طاعتش موجبِ قُربت است و به شُكر اندرش مزيدِ نعمت. هر نفسي كه فرو ميرود مُمدِّ حيات است و چون بر ميآيد مُفرِّحِ ذات. پس در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شكري واجب.» ادامه تنگي نفس موجب شد تا يك روز گوشي تلفن را بردارم و به برادر همسرم كه فوقتخصص ريه است و در كرمان طبابت ميكند، تماس بگيرم تا من را راهنمايي كند. دكتر پيشنهاد داد چند روزي به كرمان بروم و خودش از نزديك معاينه و مشكل را بررسي كند. حوصله مسافرت تابستاني در پهنه كويري ايران مركزي را نداشتم پسايشان يكي از دوستانش را در همين يزد معرفي كرد كه او هم فوق تخصص ريه است. يك روز از سامانه نوبتدهي پزشكي نوبتي را گرفتم و يك بعدازظهر مسير مطب دكتر پيشنهادي را پيش گرفتم. مطب شلوغ بود و دوازده نفري قبل از من. مقدار زيادي معطل شدم تا نوبت به ويزيت من شد. قبل از رفتن پيش دكتر هزينه ويزيت به اضافه هزينه تست ريه را پرداختم. گويا تست ريه ضميمه لاينفك ويزيت بود. از عجايب روزگار اين است در دنياي ناپايدار فعلي كه همهچيز محكوم به خرابي و فناست، هر تعميركاري در صورت تعمير كردن جسم خراب شده مزد خود را دريافت ميكند اما تعميركاران بدن آدمي كه پزشك نام دارند با گرفتن حق ويزيت به ما ميفهمانند شايد آنقدر همديگر را ملاقات كنيم تا شما سلامتي خود را باز يابيد. دكتر پنج دقيقه من را معاينه كرد و به اتاق تست ريه ارجاع داد.
منشي دكتر ابتدا در چند كلمه ياد داد كه چطور در چُپُق تست ريه فوت كنم و اين آموزش حدود يك دلار براي من هزينه داشت چون در فاكتور بيمه تكميلي هزينهاي تحت عنوان آموزش قيد شده بود. چند بار نفسهايم را به درون دستگاهِ تست ريه ريختم تا ميزان دو نعمت دم و بازدم در شكلي بيضي مانند روي كاغذ نقش ببندد. دكتر تست ريه را نگاه كرد و گفت مشكلي نيست. چند سوال از من پرسيد و مقداري دارو تجويز كرد تا در صورتي كه بهتر نشدم مجدد مراجعه كنم و مشكل مجدد مورد بررسي قرار گيرد. نكتهاي كه در مطب دكتر مشاهده كردم اين بود كه همه بيماران مجبور بودند تست ريه را انجام دهند و هزينهاي حدود پنج برابر هزينه ويزيت بپردازند. خانوادهاي را ديدم كه از شهرستانهاي اطراف يزد مراجعه كرده بودند و موقع پرداخت هزينه سنگين تحميل شده از سه كارت بانكي اعضاي خانواده استفاده كردند. مردي را ديدم وقتي بعد از معطلي فراوان نوبت ويزيتش شد و مقدار هزينه را فهميد جا گذاشت و ويزيت نشده مطب را ترك كرد. بعدها با مطرح كردن اين موضوع با برادر همسرم متوجه شدم همه بيماران مراجعهكننده به فوق تخصص ريه، نيازي به انجام تست ريه ندارند و از هر 10 مورد شايد 2 يا 3 نفر به تست ريه ارجاع داده شود. يزد، بهشت پزشكان ايران است، چون براي نمونه، هزينه تست ريه حدود دو برابر اين هزينه در شهر كرمان است.
يزد، بهشت پزشكان ايران است، چون به نام گردشگري سلامت بيماران فراواني را از سراسر ايران به سوي خود جذب ميكند و هر مقدار هزينهاي كه بخواهد بر گرده بيماران بومي و غريب تحميل ميكند. يزد عليرغم گرماي طاقت فرسايش، بهشتي است كه در آن پزشك و منشي و دلالهاي نوبتگيري ويزيت و وقت جراحي و آدمهاي مختلف مرتبط با خدمات پزشكي به خاطر رنج بيماران به رستگاري دنيوي رسيدهاند. يك روز نزديك يكي از بيمارستانهاي يزد مسافري از هرمزگان از من آدرس بازار زرگري را گرفت كه متوجه شدم فلان دكتري از او خواسته است به عنوان هزينه زيرميزي به بازار برود و يك عدد سكه كامل بخرد و بياورد. برخي پزشكان داروهاي مكمل غيرضروري گرانقيمت را در نسخه مينويسند و تاكيد ميكنند كه فقط از همان داروخانهاي بگيرند كه آنها ميگويند. ميگويند خداوند آدم را خلق كرد و آدم توجيه را.
برخي پزشكان متاسفانه توجيه ميكنند كه حقالزحمه ما هميني است كه ما تعيين ميكنيم. كساني كه نميتوانند از پس اين هزينهها برآيند به مراكز درماني دولتي و ديگر پزشكان مراجعه كنند. واقعيت اين است كه هر يك از ما شهروندان ايراني آمال و آرزوهايي داريم. برخي آرزويشان سير شدن شكم و به رفاه حداقل رسيدن است، برخي جستن از بيماري و رسيدن به سلامتي را آرزو ميكنند و عدهاي ديگر به فكر برجسازي در فلان كشور و خريدن فلان جزيره در آن سوي جهان هستند. درست است آرزو و آمال مردم عادي با پزشكان متفاوت است.
در شرايطي كه هزينههاي زندگي عادي كمر طبقه متوسط و ضعيف را شكسته، تحميل هزينههاي اضافي و غيرمنصفانه درمان، باري اضافه بر جسمها و روانهاي رو به تحليل است.اي كاش در دانشگاههاي ايران اسلامي در دوران تحصيل پزشكي، دروس مختلفي چون جامعهشناسي و اخلاق پزشكي هم به تكرار به دانشجويان آموخته ميشد تا آنها هم جامعه خود را بهتر بشناسند و بدانند زير پوست جامعه چه ميگذرد و هم اخلاق پزشكي، واژه انسانيت را براي پزشكان آينده به خوبي تشريح كند.