• 1405 پنج‌شنبه 2 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6426 -
  • 1405 پنج‌شنبه 2 مهر

مذاكره جرم نيست

غلامرضا ظريفيان

در اين روزها، همزمان با حضور هيات ايراني در نيويورك، بار ديگر عده‌اي اصل گفت‌وگو با امريكا را زير سوال برده‌اند. پرسش كرده‌اند چرا بايد با كشوري كه با ايران اختلافات بنيادين دارد، مذاكره كرد؟ چرا وزير امور خارجه از طريق ميانجي‌ها با نمايندگان امريكا گفت‌وگو مي‌كند؟ آيا اين كار نشانه عقب‌نشيني نيست؟ اين پرسش‌ها اگر از سر دغدغه منافع ملي مطرح شود، محترم است؛ اما پاسخ آن روشن است: مذاكره، امتياز دادن نيست؛ مذاكره كردن، تسليم شدن نيست و حرف زدن با دشمن، به معناي پذيرفتن خواسته‌هاي او نيست. اگر چنين معادله‌اي را بپذيريم، اساسا بايد بخش بزرگي از تاريخ ديپلماسي جهان را كنار بگذاريم. در نيويورك اتفاقي كه رخ داده، يك مذاكره مستقيم و بي‌قيدوشرط ميان تهران و واشنگتن نبوده است (هرچند اگر بود اشكالي بر آن وارد نبود) ارتباط از طريق ميانجي‌ها صورت گرفته و طرف ايراني شروط خود را منتقل كرده است. بنا بر گزارش‌هاي منتشر شده، تهران پايان جنگ، توقف اقدامات نظامي و فشار اقتصادي و رفع محاصره دريايي و آزادسازي دارايي‌هاي ايران را در چارچوب مواضع خود مطرح كرده است. پس سوال واقعي اين نيست كه چرا مذاكره كرديم؟سوال واقعي اين است: در مذاكره چه گفتيم، چه خواستيم، چه گرفتيم و چه چيزي را نپذيرفتيم؟ اين تفاوت كوچكي نيست. اين تفاوت ميان سياست خارجي حرفه‌اي و سياست خارجي شعاري است. مذاكره نكردن، گاهي خودش يك سياست است؛ اما چه جايگزيني دارد؟ منتقدان بايد يك سوال ساده را نيز پاسخ دهند: اگر مذاكره نكنيم، چه كنيم؟جنگ را ادامه دهيم؟ كانال‌هاي ارتباطي را ببنديم؟ امكان انتقال پيام را از بين ببريم؟ منتظر بمانيم طرف مقابل تصميم خود را بگيرد و ما فقط واكنش نشان دهيم. در شرايطي كه تهديد نظامي و فشار اقتصادي وجود دارد، قطع كانال ديپلماسي لزوما مقاومت نيست؛ گاهي واگذاري ابتكار عمل است. ديپلماسي دقيقا براي همين روزهاي دشوار است..

نه براي روزهايي كه همه با هم دوستند. اگر ميان ايران و امريكا اختلاف وجود دارد - كه وجود دارد - بايد بتوانيم اين اختلاف را هم در ميدان قدرت و هم در ميدان ديپلماسي مديريت كنيم. كشوري كه فقط مي‌تواند بجنگد، قدرت دارد؛ اما كشوري كه بتواند همزمان بجنگد، مقاومت كند، مذاكره كند و  از منافع خود دفاع كند، ابزارهاي بيشتري براي تامين منافع ملي در اختيار دارد. مگر مذاكره با امريكا ممنوع شده است؟ واقعيت اين است كه در سال‌هاي گذشته نيز كانال‌هاي مختلف ارتباطي ميان ايران و امريكا، مستقيم يا غيرمستقيم وجود داشته است. عمان، قطر، سوييس و ديگران در مقاطع مختلف نقش واسطه را ايفا كرده‌اند.
حتي در شرايط كنوني نيز قطر و پاكستان و ديگر ميانجي‌ها تلاش مي‌كنند راهي براي گفت‌وگو ميان تهران و واشنگتن باز كنند. قطر صراحتا بر نقش ميانجيگرانه خود و حل بحران از مسير ديپلماسي تاكيد داشته است. پس مساله نبايد «مذاكره يا عدم مذاكره» باشد. مساله اين است كه چه كسي مذاكره مي‌كند؟ با چه اختياري؟ بر اساس چه خطوط و مباني؟ با چه هدفي؟ و با چه سازوكار نظارتي؟ اگر پاسخ اين پرسش‌ها روشن باشد، مذاكره نه تنها تهديد نيست، بلكه يكي از ابزارهاي دفاع از منافع ملي است. از ديپلماسي نترسيم. گاهي در فضاي سياسي كشور چنان سخن مي‌گوييم كه گويي ديپلماسي خود يك خطر است. گويي اگر وزير امورخارجه با طرف مقابل گفت‌وگو كند، بخشي از قدرت ملي از دست رفته است. اين نگاه، ديپلماسي را با تسليم اشتباه مي‌گيرد. اتفاقا ديپلمات زماني ارزش دارد كه بتواند در شرايطي كه اختلاف عميق است، پيام كشورش را منتقل كند، خواسته‌هاي طرف مقابل را بشنود، اختلافات را دقيق‌تر بشناسد، امكان‌هاي جديد را كشف كند و در نهايت با دست پرتر به كشور بازگردد. اگر مذاكره‌اي به زيان منافع ملي باشد، بايد با آن مخالفت كرد. اما پيشاپيش محكوم كردن اصل مذاكره، بدون اطلاع از محتواي آن، نقد سياست خارجي نيست؛ تعطيل كردن يكي از ابزارهاي سياست خارجي است. عراقچي كه مورد وثوق اين نظام است بايد مذاكره كند؛ دفاع از اقدام عراقچي به اين معنا نيست كه هر آنچه در مذاكره مطرح مي‌شود بايد پذيرفته شود. اتفاقا برعكس. دفاع از مذاكره يعني دفاع از اين حق كه ايران پشت ميز باشد و بتواند مواضع خود را بيان كند. عراقچي اگر مذاكره مي‌كند، بايد با اختيار و پشتوانه نظام تصميم‌گيري كشور مذاكره كند؛ بايد بداند كجا مي‌تواند انعطاف نشان دهد و كجا حق ندارد از منافع ملي عبور كند.اما اينكه اصل حضور او در يك كانال ارتباطي را به عنوان «امتياز دادن» معرفي كنيم، منطقي نيست. در شرايط فعلي، گزارش‌ها نشان مي‌دهد اختلافات اصلي همچنان پابرجاست و هنوز توافقي حاصل نشده است. حتي در طرف امريكايي نيز مواضع سخت‌گيرانه درباره برخي مسائل همچنان مطرح است. بنابراين كساني كه از «توافق انجام ‌شده» يا «تسليم ايران» سخن مي‌گويند، بايد ميان تماس ديپلماتيك، مذاكره، توافق و اجراي توافق تفاوت بگذارند. اينها چهار مرحله متفاوتند. در سياست خارجي، «نه» گفتن كافي نيست. ايران بايد بتواند نه بگويد؛ اما سياست خارجي فقط هنر نه گفتن نيست. سياست خارجي همچنين هنر گرفتن، معامله كردن، زمان خريدن، ائتلاف ساختن، شكاف ايجاد كردن، پيام فرستادن و فرصت پيدا كردن است. گاهي ممكن است يك گفت‌وگوي دو ساعته مانع يك بحران چند ماهه شود. گاهي يك ميانجيگري، امكان انتقال يك پيام حساس را فراهم مي‌كند. گاهي مذاكره براي توافق نيست؛ براي فهميدن اين است كه طرف مقابل دقيقا چه مي‌خواهد و گاهي مذاكره براي اين است كه اگر توافقي ممكن شد، كشور از قبل مواضع و خطوط قرمز خود را روشن كرده باشد. اينها همه سياست خارجي است. اگر ديپلماسي را كنار بگذاريم، چه چيزي جاي آن را مي‌گيرد؟ اين سوال را بايد جدي گرفت. در شرايطي كه خود گزارش‌هاي بين‌المللي از ادامه تماس‌ها و تلاش براي يافتن مسير ديپلماتيك سخن مي‌گويند، آيا عاقلانه است كه ايران داوطلبانه از اين ميدان خارج شود؟ امريكا مذاكره مي‌كند، اروپا مذاكره مي‌كند، كشورهاي منطقه ميانجيگري مي‌كنند و حتي كشورهايي كه با يكديگر اختلاف دارند، كانال‌هاي ارتباطي خود را حفظ مي‌كنند. چرا ايران بايد از اين ابزار صرف‌نظر كند. مذاكره اگر از موضع ضعف باشد، خطرناك است؛ اما مذاكره نكردن نيز الزاما نشانه قدرت نيست. قدرت واقعي آن است كه كشور بتواند انتخاب‌هاي بيشتري داشته باشد و ديپلماسي، اگر درست به كار گرفته شود، يكي از ابزارهاي افزايش انتخاب‌هاست. امروز زمان محاكمه ديپلماسي نيست. امروز هنوز نمي‌دانيم گفت‌وگوهاي نيويورك به كجا خواهد رسيد. نبايد از اكنون براي آن جشن گرفت و نبايد از اكنون آن را شكست تلقي كرد. اما يك چيز را مي‌توان با صراحت گفت اينكه وزير امور خارجه ايران در نيويورك پيام ايران را به امريكا منتقل كند، ذاتا نه خطاست و نه عقب‌نشيني. خطا آنجاست كه بدون محاسبه مذاكره كنيم. خطا آنجاست كه بدون اختيار مذاكره كنيم. خطا آنجاست كه خطوط و مباني قابل قبول را نشناسيم و خطاي بزرگ‌تر آن است كه از ترس مذاكره، امكان مذاكره را از دست بدهيم. ايران در شرايط كنوني بيش از هر زمان ديگري به تركيب قدرت و ديپلماسي نياز دارد؛ نه به حذف يكي و نه به نفع ديگري. بايد قدرت دفاعي داشت، اما فقط با قدرت دفاعي سياست خارجي را اداره نكرد. بايد مقاومت كرد، اما مقاومت را با قطع ارتباط اشتباه نگرفت. بايد هوشيار بود، اما هوشياري را با بستن همه راه‌ها يكي ندانست و بايد مذاكره كرد، اما نه با ساده‌انديشي و نه با چك سفيدامضا. عراقچي بايد مذاكره كند، چون وظيفه وزير امور خارجه مذاكره براي تامين منافع كشور است. منتقدان نيز بايد او را بابت نتيجه، محتواي مذاكرات و ميزان صيانت از منافع ملي نقد كنند؛ نه بابت اصل نشستن پشت ميز مذاكره. در جهان سياست، مذاكره نكردن افتخار نيست؛ همان‌گونه كه مذاكره كردن شكست نيست. معيار فقط يك چيز است: آيا ديپلماسي مي‌تواند هزينه‌هاي ايران را كاهش دهد، تهديدها را مديريت و حقوق و منافع كشور را بهتر تامين كند يا نه؟ اگر پاسخ مثبت باشد، بايد از آن استفاده كرد و اگر پاسخ منفي باشد، بايد از آن خارج شد. اين يعني ديپلماسي مسوولانه؛ نه ديپلماسي تسليم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون