• 1405 پنج‌شنبه 7 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6426 -
  • 1405 پنج‌شنبه 2 مهر

آزمون تبديل ظرفيت‌ها به قدرت متصل

عليرضا رجايي

مجمع عمومي هشتاد و يكم سازمان ملل را نبايد صرفا صحنه‌اي براي سخنراني، پاسخگويي يا وزن‌كشي سياسي قدرت‌ها دانست؛ اين رويداد همزمان ميدان حقوق بين‌الملل، ائتلاف‌سازي، روايت‌سازي، اقتصاد، رسانه و شبكه‌سازي ديپلماتيك است. مساله اصلي ايران در اين ميدان، صرفا اثبات «منزوي نبودن» نيست؛ مساله مهم‌تر، تبديل ظرفيت‌هاي پراكنده سياسي، اقتصادي، منطقه‌اي و بين‌المللي به قدرت متصل است.
چارچوب بحراني؛ چهار آزمون قدرت- افتتاحيه اين نشست در شرايطي برگزار شد كه سازمان ملل با مجموعه‌اي از بحران‌هاي همزمان در جنگ و امنيت، نابرابري، تغييرات اقليمي و تحولات فناوري، به‌ ويژه هوش مصنوعي، روبه‌رو است. در چنين فضايي، مساله اساسي فقط وجود بحران‌ها نيست؛ بلكه نحوه توزيع و اعمال قدرت براي مديريت آنهاست. اين چارچوب، براي ايران يك فرصت مهم ايجاد مي‌كند: پرونده ايران نبايد فقط در قالب مناقشه‌اي دوجانبه با امريكا تعريف شود؛ بلكه مي‌تواند در چارچوب پرسش بزرگ‌تر حاكميت قانون، برابري دولت‌ها، چندجانبه‌گرايي و حق ملت‌ها براي توسعه مطرح شود.
ايران در كانون؛ تهديد در تريبون، ديپلماسي در راهرو- دونالد ترامپ در سخنراني ۲۲ سپتامبر خود، ضمن دفاع از سياست امريكا در قبال ايران، تهديد به نابودي جمهوري اسلامي ايران در صورت شكست توافق كرد و خواستار فشار اقتصادي بر ايران شد؛ در عين حال، از ادامه تماس و گفت‌وگو با طرف ايراني سخن گفت. اين همزماني فشار و گفت‌وگو يك واقعيت مهم ديپلماتيك را آشكار مي‌كند: تريبون رسمي و كانال مذاكره مي‌توانند همزمان فعال باشند. بنابراين پاسخ ايران نيز نبايد صرفا رسانه‌اي و واكنشي باشد. هر موضع انتقادي بايد تا حد امكان به ابتكار حقوقي، ديپلماتيك يا سياسي قابل پيگيري تبديل شود.
در اين شرايط، حضور ايران در نيويورك نبايد صرفا مسابقه پاسخگويي به سخنان طرف مقابل باشد؛ بلكه بايد فرصتي براي تغيير دستوركار از «ايران به عنوان مساله» به «ايران به عنوان كنشگر و پيشنهاددهنده» باشد.
حق توسعه؛ بستر حقوقي دستوركارسازي- نشست عاليرتبه چهلمين سالگرد «اعلاميه حق توسعه» در ۲۳ سپتامبر برگزار مي‌شود. 

اين اعلاميه در سال ۱۹۸۶ در مجمع عمومي سازمان ملل تصويب شد و حق توسعه را به عنوان يك حق انساني و چارچوبي براي مشاركت، عدالت و فرصت برابر در توسعه مطرح كرده است. اين موضوع براي ايران اهميت ويژه دارد. مساله تحريم را مي‌توان از يك شكايت صرفا دوجانبه فراتر برد و نسبت آن را با توسعه، دسترسي به فناوري، انرژي، دارو، غذا، سرمايه‌گذاري، تجارت و ساير مولفه‌هاي توسعه بررسي كرد. البته بايد ميان اعلاميه سياسي-حقوقي و تعهد الزام‌آور بين‌المللي تفاوت گذاشت. همين محدوديت، ضرورت كار حقوقي و ائتلاف‌سازي را بيشتر مي‌كند. ايران مي‌تواند در اين چارچوب به جاي تكرار صرف مواضع گذشته، بر تشكيل يك گفت‌وگوي بين‌المللي درباره رابطه ميان اقدامات قهري يك‌جانبه، توسعه و حقوق بشر تمركز كند و از كشورهاي جنوب جهاني براي ايجاد يك دستوركار مشترك بهره گيرد.

چين؛ از «دوست سياسي» تا «ضريب قدرت»- در تعامل با چين بايد ميان حمايت سياسي و قدرت قابل تبديل به دستاورد تفاوت گذاشت. چين در سال‌هاي اخير بر چندجانبه‌گرايي، برابري حاكميتي، نقش بيشتر جنوب جهاني و مخالفت با يك‌جانبه‌گرايي تأكيد كرده است. شي جين‌پينگ نيز در نشست «سازمان همكاري شانگهاي پلاس» در سپتامبر ۲۰۲۶، بر چندجانبه‌گرايي، توسعه، افزايش نقش جنوب جهاني و تقويت نقش سازمان ملل تأكيد كرد. اين مواضع با برخي از موضوعات موردنظر ايران هم‌پوشاني دارد؛ اما هم‌پوشاني سياسي الزاما به معناي دستاورد عملي نيست. از اين رو، ايران در تعامل با پكن بايد از درخواست‌هاي كلي عبور كرده و بسته‌هاي مشخص تعريف كند:

۱. همكاري در پرونده حق توسعه و چندجانبه‌گرايي؛

۲. تقويت تجارت، سرمايه‌گذاري و همكاري‌هاي مالي؛

۳. توسعه كريدورهاي ترانزيتي و اتصال منطقه‌اي؛

۴. همكاري در انرژي و زيرساخت؛

۵. توسعه همكاري‌هاي فناوري؛

۶. هماهنگي بيشتر در پرونده‌هاي چندجانبه و سازمان‌هاي بين‌ا لمللي.

چين سپر ايران نيست؛ اما مي‌تواند ضريب قدرت ايران باشد؛ مشروط به اينكه ظرفيت سياسي به اقدام مشخص تبديل شود.در عين حال، ايران نبايد سياست خارجي خود را به چين تقليل دهد. روسيه يك شريك مهم، هند يك مسير مهم اتصال به جنوب و آسياي مركزي، كشورهاي عربي ظرفيت همكاري منطقه‌اي و اروپا يك كانال مهم براي پرونده‌هاي اقتصادي، انرژي، امنيتي و ديپلماتيك هستند.

بعد رسانه‌اي؛ از واكنش به طراحي-  مجمع عمومي فقط ميدان مذاكره نيست؛ ميدان توليد روايت نيز هست. ايران در برابر روايت‌هاي رقيب نبايد به واكنش‌هاي مقطعي بسنده كند. لازم است يك روايت منسجم و مستند درباره چندجانبه گرايي، حق توسعه، تحريم، امنيت منطقه‌اي و ضرورت اجراي برابر حقوق بين‌الملل طراحي شود. اين روايت مي‌تواند از طريق نشست‌هاي تخصصي، رسانه‌هاي بين‌المللي، ديپلماسي عمومي، دانشگاه‌ها و شبكه‌هاي اجتماعي دنبال شود؛ اما شرط موفقيت آن، فاصله گرفتن از شعار و حركت به سوي سند، استدلال، داده و پيشنهاد مشخص است.

فلسطين؛ از موضوع هويتي به پرونده‌اي در ميدان حقوق بين‌الملل- فلسطين همچنان يكي از مهم‌ترين موضوعات مجمع عمومي است. براي ايران، اين پرونده مي‌تواند علاوه بر ابعاد هويتي و سياسي، در چارچوب حقوق بين‌الملل، حمايت از غيرنظاميان، حق تعيين سرنوشت و مسووليت نهادهاي بين‌المللي نيز پيگيري شود. اين تغيير قاب‌بندي به ايران امكان مي‌دهد با كشورهايي فراتر از متحدان سنتي خود درباره اصول و قواعد مشترك گفت‌وگو كند. اما در عين حال، فلسطين نبايد تمام ظرفيت سياست خارجي ايران را در خود جذب كند. ديپلماسي چندوجهي يعني پيشبرد هم‌زمان چند پرونده با يك منطق مشترك.

هرمز؛ از ابزار فشار به پرونده امنيت جهاني- تنگه هرمز نمونه روشني از ضرورت تغيير قاب‌بندي است. اگر هرمز صرفا در قالب تهديد مطرح شود، مي‌تواند زمينه شكل‌گيري اجماع عليه ايران را تقويت كند؛ اما اگر در چارچوب امنيت انرژي، امنيت كشتيراني، آزادي ناوبري، ثبات منطقه‌اي و سازوكارهاي جمعي كاهش تنش مطرح شود، مي‌تواند به يك پرونده ديپلماتيك تبديل شود. گزارش‌هاي روز ۲۲ سپتامبر نشان مي‌دهد كه هم‌زمان با تشديد فشارهاي امريكا، درباره امكان بازگشايي هرمز در صورت كاهش فشار نظامي و رفع محدوديت‌ها نيز بحث شده است. بنابراين، حتي در سخت‌ترين پرونده‌ها نيز بايد ميان قدرت اعمال فشار و قدرت تبديل فشار به مذاكره تفاوت گذاشت.

آزمون اصلي؛ آيا «دوستان» به اقدام تبديل مي‌شوند؟ بزرگ‌ترين خطاي راهبردي مي‌تواند گرفتار شدن در توهم «تعداد دوستان» باشد. تعداد ديدارها، عكس‌ها، بيانيه‌ها و مواضع سياسي به ‌تنهايي دستاورد راهبردي محسوب نمي‌شود. سنجه واقعي اين است كه پس از پايان مجمع عمومي چه چيزي باقي مي‌ماند:

۱. سند: آيا موضع يا سند مشتركي شكل گرفته است؟

۲. ابتكار: آيا ايران پيشنهاد مشخص و قابل پيگيري ارايه كرده است؟

۳. ائتلاف موضوعي: آيا كشورهاي جنوب جهاني حول يك پرونده مشخص به همكاري نزديك‌تر شده‌اند؟

۴. پروژه: آيا ديدارهاي دوجانبه به پروژه اقتصادي، ترانزيتي، انرژي يا فناوري منجر شده است؟

۵. سازوكار: آيا براي هر توافق، مسوول پيگيري، زمان‌بندي و خروجي قابل اندازه‌گيري تعيين شده است؟

اين پنج سنجه مي‌تواند معيار واقعي ارزيابي عملكرد ديپلماسي ايران در نيويورك باشد.

از سنگر دفاع به سكوي ابتكار- مساله ايران در مجمع عمومي هشتاد و يكم نه «انزوا» به معناي مطلق است و نه برخورداري از قدرتي بدون محدوديت. واقعيت، مجموعه‌اي از ظرفيت‌ها، محدوديت‌ها، فرصت‌ها و ريسك‌هاي همزمان است.هنر سياست خارجي آن است كه اين ظرفيت‌هاي پراكنده را به شبكه، شبكه را به ائتلاف، ائتلاف را به اقدام و اقدام را به دستاورد تبديل كند. در اين ميان، چين مي‌تواند يكي از مهم‌ترين ضرايب قدرت ايران باشد؛ اما تنها زماني كه رابطه سياسي به پروژه، پروژه به سازوكار و سازوكار به نتيجه تبديل شود. شرق بايد يكي از ستون‌هاي سياست خارجي ايران باشد، نه سقف آن.حق توسعه مي‌تواند بستر حقوقي اين حركت باشد؛ چين مي‌تواند ضريب اقتصادي و سياسي آن را افزايش دهد؛ جنوب جهاني مي‌تواند ظرفيت ائتلافي ايجاد كند؛ منطقه مي‌تواند ميدان همكاري موضوعي باشد و سازمان ملل مي‌تواند سكوي دستوركارسازي قرار گيرد.بنابراين، فرمول عملياتي ايران بايد از اين مسير عبور كند: سخنراني، روايت‌سازي، ديدار، ابتكار، ائتلاف موضوعي، سند، سازوكار اجرايي و پيگيري مستمر. پس سخنراني نبايد پايان كار باشد؛ بايد آغاز يك عمليات ديپلماتيك چند ماهه باشد. هدف اصلي حضور ايران در مجمع عمومي نيز نبايد صرفا اثبات اين باشد كه «ايران منزوي نيست»؛ هدف بايد ساختن شرايطي باشد كه منزوي كردن ايران پرهزينه و همكاري با ايران سودمند شود. اين همان گذار ضروري از سنگر دفاع به سكوي ابتكار و از «قدرت پراكنده» به قدرت متصل است.

كارشناس روابط بين‌الملل

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون