نيويورك؛ ميدان دفاع از منافع ملي ايران
نورالدين آهي
سفر رييسجمهور به نيويورك را نبايد صرفا يك سفر ديپلماتيك يا حضور تشريفاتي در مجمع عمومي سازمان ملل تلقي كرد. در شرايط امروز، نيويورك يك فرصت مهم براي دفاع از منافع ملي ايران، روايت ايران و باز كردن مسيرهاي جديد ديپلماتيك است. رييسجمهور پيش از عزيمت به نيويورك گفته است كه صداي ملت ايران و واقعيتهاي منطقه را به جهانيان خواهد رساند و از مظلوميت كودكان ميناب و لامرد سخن خواهد گفت، اين يعني ايران بايد از مهمترين تريبون بينالمللي براي بيان واقعيتهايي استفاده كند كه مستقيما با امنيت، عزت و آينده مردم ايران ارتباط دارد. اما دفاع از ايران فقط بيان مظلوميت نيست؛ منافع ملي زماني تامين ميشود كه روايت ايران به قدرت ديپلماتيك تبديل شود. ايران يك كشور معمولي در جغرافياي جهان نيست. پشتوانه ما فقط قدرت نظامي يا ظرفيتهاي اقتصادي نيست؛ ايران يك تمدن تاريخي است. ما در حافظه تاريخي خود، هم هنر صلح و گفتوگو داريم و هم سابقه دفاع از سرزمين و حقوق خود. ما اهل حمله به ديگران نيستيم؛ اما اهل واگذاري حقوق خود هم نيستيم. اين دو گزاره نبايد در سياست خارجي مقابل يكديگر قرار گيرند. ميتوان صلحطلب بود و مقتدرانه از منافع ملي دفاع كرد. ميتوان اهل مذاكره بود و در عين حال، خطوط منافع ملي را با صراحت تعريف كرد. از همين منظر، مذاكره نيز نوعي مبارزه است؛ مبارزهاي سياسي، حقوقي و ديپلماتيك براي تامين منافع ايران. پشت ميز مذاكره، نماينده ايران بايد با منطق، مستندات، قدرت و شناخت دقيق از طرف مقابل حاضر شود؛ نه براي تسليم، بلكه براي گرفتن حداكثر امتياز ممكن در چارچوب منافع ملي. امروز مساله مهمتر از يك مذاكره مشخص، جلوگيري از شكلگيري اجماع عليه ايران است.
ديپلماسي موفق فقط مذاكره با چند دولت نيست. بايد با همسايگان، كشورهاي منطقه، قدرتهاي جهاني، سازمانهاي بينالمللي، نخبگان و افكار عمومي جهان ارتباط برقرار كرد. اگر ديگران درباره ايران روايت خود را بسازند و ما فقط به واكنش اكتفا كنيم، بخشي از ميدان را از دست دادهايم. نيويورك بايد محل فعال شدن ديپلماسي ايران باشد، نه صرفا محل سخنراني ايران. هر ديدار، هر مذاكره و هر ابتكار ديپلماتيك بايد يك سوال روشن داشته باشد؛ سهم آن در تامين منافع ملي ايران چيست؟ مردم ايران از سياست خارجي يك انتظار روشن دارند: سياست خارجي بايد درنهايت به امنيت، ثبات، اقتصاد، سرمايهگذاري، كاهش فشار بر زندگي مردم و اميد به آينده منجر شود. منافع ملي مفهومي انتزاعي نيست. منافع ملي را بايد در زندگي مردم ديد؛ در سفره خانواده ايراني، در آينده جوانان، در امنيت كودكان و در امكان ساختن آيندهاي كه فرزندان ايران بتوانند با اميد در آن زندگي كنند. از همين منظر، تصوير كودكان شهيد ميناب در آستانه آغاز سال تحصيلي، فقط يك روايت تلخ از جنگ نيست؛ يادآوري اين حقيقت است كه سياست خارجي بايد براي آينده انسانها باشد. وقتي اول مهر فرا ميرسد، مساله اصلي ما بايد اين باشد كه چگونه صداي زنگ مدرسه از صداي جنگ بلندتر شود. ايران امروز بيش از هر زمان ديگري به يك گفتمان تمدنساز ملي نياز دارد؛ گفتماني كه نه بر نفي ديگران بنا شود و نه بر انفعال، بلكه بر عزت، عقلانيت، گفتوگو، منافع ملي و قدرت ايران تكيه كند. ما بايد مردانه از حقوق خود دفاع كنيم و مردانه نيز پشت ميز مذاكره بنشينيم. مذاكره ضعف نيست؛ اگر هدف آن دفاع از منافع ملت باشد، يكي از ابزارهاي قدرت ملي است. مسير آينده ايران از تقابل دايمي نميگذرد؛ همانطور كه از امتياز دادن يكطرفه نيز نميگذرد. مسير درست، استفاده همزمان از همه ظرفيتهاي قدرت ملي است؛ انسجام داخلي، اقتصاد توانمند، ديپلماسي فعال، روابط منطقهاي، قدرت دفاعي و سرمايه اجتماعي. اگر ميخواهيم در جهان شنيده شويم، ابتدا بايد صداي ايران را بهدرستي روايت كنيم. اگر ميخواهيم اجماعي عليه ايران شكل نگيرد، بايد پيش از شكلگيري آن، با جهان گفتوگو كنيم. و اگر ميخواهيم آينده ايران ساخته شود، بايد سياست خارجي را از يك موضوع صرفا حاكميتي به ابزار تامين منافع مردم ايران تبديل كنيم. نيويورك يك فرصت است؛ فرصتي براي اينكه ايران فقط از خود دفاع نكند، بلكه براي آينده خود مذاكره كند. آينده ايران را بايد با عقلانيت، اقتدار، گفتوگو و حداكثرسازي منافع ملي ساخت؛ همان ايران تمدنسازي كه در تاريخ خود بارها نشان داده است ميتواند هم اهل صلح باشد و هم در دفاع از حق خود محكم بايستد.