سادهانگاري در مقابل نظام سلطاني جهاني
جعفر گلابی
آيا بشر پس از حدود ۷ هزار سال كه خود را يافت، پيشرفت كرده است؟ اساسا تعريف پيشرفت چيست و كي ميتوان از پيشرفت بشريت دم زد و از آن خرسند بود؟ اگر منظور از پيشرفت، دستيابي به ابزار گوناگون باشد، پاسخ به اين سوال مثبت است و جالب اينكه معمولا اول در بعد نظامي بيشترين و مدرنترين ابزارها ساخته ميشوند! ولي اگر ارتقاي كرامت انساني ملاك و معيار باشد پاسخ بسيار سخت خواهد بود و با ديدن مجموع شرايط جهان شايد كساني پيدا و مدعي پسرفت انسان شوند تا همين چند سال پيش يكي از مشكلات بشريت وجود و سيطره ديكتاتوريها در كشورهاي مختلف بود ولي حالا علاوه بر آن با پديده جديدي روبهرو هستيم كه هيچ نامي جز تلاش براي ايجاد نظام سلطاني جهاني نميتوان بر آن نهاد. امريكا با انباشت قدرت و ثروت و تكيه بر انواع ابزارهاي سياسي و رسانهاي درصدد بسط و يكجانبهگرايي بيسابقه در دنيا است و تلاش ميكند همه مناسبات بينالمللي را در جهت منافع خود تغيير دهد و به حاكم مطلق جهان تبديل شود. برخورد با ايران كه در نقطه جغرافيايي بسيار مهمي قرار دارد از اين زاويه قابل تعبير و تفسير است و همه دلايل ديگري كه مطرح ميشود بهانههايي بيش نيستند. ايران ظرفيت و اراده سرپيچي از چنين نظامي را داراست و براي همين هم تاكنون در دو نوبت و حين مذاكره مورد حمله قرار گرفته است. اين را همه دولتها ميدانند ولي تصور ميكنند كافي است تا 5/2 سال ديگر صبر كنند تا دوران ترامپ به پايان برسد و از خطرهاي يك ديكتاتوري جهاني خلاصي يابند. اشتباه اخلاقي و تاريخي همينجاست كه تصور شود ايران يا سد توسعه هژموني امريكا ميشود يا قرباني طغيان يك ابرقدرت كه در هر دو صورت خسارتي متوجه آنها نميشود. البته اين نگاه ماكياولي عمق درجا زدن بشر در زمينههاي انساني و اخلاقي را نشان ميدهد همانگونه كه سكوت يا بيعملي اغلب دولتهاي مدعي حقوق بشر در نسلكشي فلسطينیان نشان داده شد.
سادهترين سوال اين است كه اگر امريكا و اسراييل از سد ايران عبور كنند سراغ كدام كشور خواهند رفت و با ملتها چه معاملهاي خواهند داشت؟ اكنون ايران در كمال مظلوميت و در اوج دليري ميجنگد نه با يك كشور كه با يك ائتلاف گسترده از كشورهاي حوزه خليجفارس كه پايگاه به امريكا دادهاند و اسراييل كه معركهگردان تجاوز است تا ناتو كه اعتراف كرد فرودگاههايش را دراختيار امريكا قرار داده است، همانها كه پيشلرزههاي دستدرازي امريكا را حس كردهاند! افزون بر جنگ و تجاوز ايرانيان بيسابقهترين تحريمها را تجربه ميكنند چون كشور خود را دوست دارند و از استقلال و تماميت ارضي آن دفاع ميكنند و ميدانند كه در يكجانبهگرايي امريكا جايي براي كرامت انساني باقي نميماند. اما رنج و تهديد و بدفهمي از درون هم هست و اگر ايران لطمهاي بخورد، ممكن است از همين ناحيه باشد. در دو جنگ اخير مردم بسيار خوب و ميهندوستانه وارد شدند و هر كس كاري در دست داشت از جان و دل مايه گذاشت تا استحكام دروني تقويت شود و نيروهاي مسلح با فراغ بال از كشور دفاع كنند. ولي بودند كساني كه زهر نوميدي و سم تفرقه و تير سرزنش و خود تحقيري پراكندند. تجاوز را به نرمترين شكل ممكن محكوم كردند و بر اين محكوميت پاي نفشردند ولي از كوچكترين نابسامانيها نگذشته و نميگذرند! چنان وانمود ميكنند كه گويي با دشمني خردمند و عادل روبهرو هستيم و ميتوان با عقبنشيني از حقوق خود دلش را به رحم آورد! از نظر ايشان آقاي پزشكيان نه براي مصالح ملي كه براي رضايت ۵درصد از جمعيت ايران بر صراحتش افزوده و حقايق جنگ را بازگو كرده است! و به روي خود نميآورند كه درست يك روز پيش از آن رييسجمهور امريكا از نابودي ملت ايران و نه جمهوري اسلامي سخن به ميان آورده بود! واقعيتهاي برجسته نشان ميدهند كه در هر صورت و با هر موضعي ايران با تهاجم كنوني روبهرو و چهبسا اگر ضعفي از خود بروز ميداد با تجاوز گستردهتر همراه با خواستههاي بيشتر روبهرو ميشد و سخن را به آنجا ميكشيدند كه كدام استان نصيب كي و كدام ثروت توسط كدام كشور غارت شود؟! در هر حال اشتباه هميشگي و كنوني رضايتدهندگان به ستم و تجاوز اين است كه چشم بر حقايق آشكار ميبندند. اما امريكا تا همينجا مديريت نفت عراق و ونزوئلا را مستقيما در دست دارد و كافي است كه بر تنگه هرمز هم مسلط شود تا عمده كشورهاي صادركننده نفت را بيش از گذشته با اهداف خود هماهنگ كند. مقدمهسازي براي تصاحب گرينلند و چالش با كانادا هدف بزرگتري در بر دارد كه تضعيف اروپا ازجمله آن است. فعلا چالش با روسيه به حداقل خود رسيده است تا اروپا مشغول درگيري اوكراين بماند ولي روسيه كشوري نيست كه از دايره خصومت امريكا بيرون بماند. با اين همه صاحبنظران ميدانند و گفتهاند كه هدف اصلي چين است. استقبال غيرمعمول از شي جينپينگ ناشي از ميهماننوازي ترامپ نبود. چين بايد همچنان محافظهكار بماند و حساسيتش برانگيخته نشود تا امريكا خردهكاريهايش را بدون مزاحمت اين كشور به سرانجام برساند. احتمالا چين معتقد شده است كه ايران ميتواند در مقابل امريكا مقاومت كند و نيازي نميبيند كه از لاك محافظهكاري خود بيرون بيايد و هزينه بدهد. به هر حال همه سخن اين است كه ايران با تمدني بزرگ و پرسابقه با مردماني باشخصيت نميتواند از استقلال خود چشم بپوشد و به خطرات عظيم يكجانبهگرايي امريكا تن در دهد.