• 1405 چهارشنبه 8 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6431 -
  • 1405 چهارشنبه 8 مهر

انتخاب عقلانی کدام است؟

مهرداد احمدی‌شیخانی

در مورد موش و گربه در فرهنگ‌های مختلف، داستان‌ها و تمثیلات بسیاری هست که همچنان هم در محاوره روزمره مردم در جریان است، از کارتون‌های موش و گربه غربی‌ها تا این استعاره معروف دنگ شیائو پینگ که «گربه باید موش بگیرد، سیاه و سفیدش مهم نیست» تا این ضرب‌المثل فارسی خودمان که «گربه برای رضای خدا موش نمی‌گیرد».  اما اشاره‌ام به داستان‌های موش و گربه در فرهنگ‌های مختلف برای چیست؟ در این چند سال هر وقت یادداشت و مطلبی در مورد اهمیت تعمیق روابط ایران با روسیه و چین نوشته‌ام و حتی از اینکه چقدر مهم است که این تعمیق بتواند قطعنامه‌های ضدایرانی را که امریکا و اقمارش علیه ایران در شورای امنیت طرح کرده‌اند، وتو کند، با این اتهام روبه‌رو شده‌ام که به سفارت روسیه و چین وصل هستی که امیدوارم این اتهام‌ها فقط از سر مزاح باشد و نه اعتقاد قلبی اتهام‌زنندگان، چون نمی‌توانم متوجه شوم، چگونه یک نفر می‌تواند از اینکه مثلا در آخرین مورد، قطعنامه بازگشت تحریم‌های سازمان ملل که امریکا طراح آن بوده و چین و روسیه وتویش کردند، بابت این وتو خوشحال باشد و بابت خوشحالی‌اش از این وتو، متهم به وابستگی به چین و روسیه شود؟ یعنی حقیقتا نباید از وتوی این قطعنامه خوشحال بود؟ بالاخره در سازمان ملل، پنج کشور هستند که حق وتو دارند. یکی از این پنج کشور که بنا به گفته دبیر کل ناتو به کمک دو کشور دیگر دارد بر سر ما بمب می‌ریزد و از دهه ۹۰ میلادی قرن بیستم، استراتژیست‌هایش گفته‌اند باید کنترل ایران را به دست بگیریم. از آغاز قرن بیست و یکم نیز که رسما اعلام شده برنامه کنترل ایران را شروع کرده‌اند و وسلی کلارک (فرمانده پیشين ارتش امریکا در اروپا) فاش کرد که پنتاگون طرح حمله  و اشغال هفت کشور را دارد و یکی از آنها ایران است و به هر هفت کشور نیز حمله شده و در بین این هفت کشور، فقط ایران است که با وجود حمله، اشغال اتفاق نیفتاده، هر چند تونی بلر (نخست وزیر اسبق انگلستان) در توضیح اینکه چرا با امریکا در حمله به عراق مشارکت کردی؟ گفت: «جنگ با عراق درختی است که میوه‌هایش را در ایران می‌چینیم.» خب این امید به چیدن میوه‌های درخت جنگ با عراق محقق نشد، چرا؟ 

مهم‌ترینش سیاستگذاری‌های ایران است که متوجه شد برای جلوگیری از این هدف، لازم است  استراتژی چندلایه‌ای را تعریف کند. یکی از این لایه‌ها گسترش ساتراپی‌های ایران در منطقه بود که در زمان خود و در تايید چنین راهبردی، در همین روزنامه اعتماد و همین ستون چسب و قیچی، یادداشت «کمی شیشه‌خرده داشته باشیم» را منتشر کردم و الحق در این یک‌سال و نیم جنگ تجاوزکارانه امریکا-اسرايیل علیه ایران، مهم‌ترین راهبرد دفاعی کشورمان، همین استراتژی گسترش و تحکیم ساتراپی‌های ایرانی بوده که هم در جانفشانی‌های حزب‌الله لبنان برای کاستن از فشار نظامی بر ایران، هم در تحرکات و ضربات نیروهای هم‌پیمان کشورمان در عراق و هم در آخرین حرکت، در یمن و باب‌المندب، اهمیت و ضرورت وجودی این ساتراپ‌ها را برای دفاع از تمامیت ارضی کشورمان شاهد بودیم. همان ساتراپی‌هایی که چه دشمنان این کشور و چه دوستانی در لباس دلسوزی، در همه این سال‌ها علیه آن سخن گفته‌اند و چه شعارها که علیه ساتراپ‌های ایرانی، به بهانه اولویت ایران سر داده نشد؛ از شعار «فلان و بهمان را رها کن، فکری به حال ما کن» تا «نه فلان و نه بهمان، جانم فدای ایران» که در بزنگاه معلوم شد همان‌هایي که علیه‌شان شعار داده می‌شد رهایشان کنید که ما جانمان را برای ایران فدا می‌کنیم، همان‌ها که خواستار رها کردنشان بودیم، جانشان را در راه ایران فدا کردند، ولی یکی از اینها که چنین شعاری می‌دادند، نه تنها برای ایران، جان فدا نکردند که حتی خواستار حمله به ایران و مشوق کشتار کودکان مینابی شدند. اما غیر از این لایه بسیار مهم، ارتباط نزدیک‌تر کشورمان به چین و روسیه بود. در تمام این سال‌ها، بسیاری علیه نزدیکی ایران به چین و روسیه گفتند و نوشتند و حتی «دلیل بدبختی ایران را روسیه دانستند»،  اما چند نکته بنیانی ایران را به این عقلانیت رساند که لازم است تا نگاه به چین و روسیه را در نظام تصميم‌سازی تغییر دهد. 
اول، انتقال تکنولوژی به داخل کشور؛ تجربه دوران پهلوی و داستان غمبار ذوب‌آهن که غرب ۴۰ سال ما را منتظر نگه داشت تا بالاخره محمدرضا پهلوی تصمیم گرفت ذوب‌آهن را از کشور شوروی بیاورد، درس عبرتی بود که غرب هیچ تکنولوژی‌ای به ما نخواهد داد و اگر تکنولوژی می‌خواهیم، لازم است که رو به شرق بیاوریم.
دوم، دفاع در شورای امنیت؛ داستان رای هر پنج کشور عضو شورای امنیت علیه ایران در ماجرای هسته‌ای، ما را به این تصمیم رساند که یا باید در این پنج کشور حامی پیدا کنیم یا منتظر اراده جهانی برای نابودی خود باشیم که منطقا راه اول را برگزیدیم و از آنجا که غرب قبلا اعلام کرده بود، برنامه‌اش برای ایران، تسخیر کشورمان است و ایران را به‌رغم کمک‌هایی که در افغانستان برای سرنگونی طالبان انجام داده بودیم، یکی از کشورهای محور شرارت اعلام کردند، راه نزدیکی به سه کشور غربی، از قبل بسته شده بود و می‌ماند چین و روسیه.
سوم، سوابق چین و روسیه با ایران؛ بعد از جنگ‌های ایران و روس، تجربه عملی و نه خیالبافی‌های غیرمستند نشان می‌داد که هم در ماجرای ترکمانچای که در مذاکرات صلح، روسیه به ‌عنوان کشور پیروز، حدود نیمی از متصرفاتش را به ایران به ‌عنوان کشور شکست‌خورده بازگرداند و بعد از جنگ جهانی دوم نیز، دو استان اشغال شده کشورمان را در مذاکره با قوام‌السلطنه به ایران بازگرداند، در حالی که انگلستان، نه‌تنها بحرین را که اشغال کرده بود به ایران بازنگرداند، بلکه آن را از ایران جدا کرد، تصمیم‌گیران را به این نتیجه رساند که در مذاکرات با روسیه می‌توان به نتیجه رسید ولی چشم‌انداز مذاکره با غرب بسیار تیره است و سرنوشت برجام و دوبار تجاوز حین مذاکره با ترامپ به ایران نشان داد که انتخاب روسیه بسیار هم عقلانی بوده، به خصوص حالا و در جنگ و تحریم و وتوی قطعنامه که اگر بتوانیم این نفرت عجیب نسبت به روسیه را کمی کنار بگذاریم، ارزشش آشکارتر می‌شود و مهم‌تر از آن، نزدیکی به چین که اولا با آنکه چین ۲۰۰ سال پیش از اروپا، توان استعمارگری داشت ولی هیچ‌ وقت چنین نکرد و ثانیا آینده اقتصاد جهان دراختیار چین است و حذف کامل اروپا از رقابت اقتصادی و افول قطعی امریکا، منطقا ایران را به این نتیجه رساند که اگر آینده را انتخاب می‌کند، لازم است تا به چین نزدیک شود، هر قدر هم که نخبگان و تحصیلکردگان ما دلبسته گذشته و غربی باشند که خودش هم دارد چین را انتخاب می‌کند.فقط می‌ماند که با وجود این شواهد، مخالفان نزدیکی ایران به چین و روسیه می‌گویند: «چین و روسیه، اگر هم به ایران کمک می‌کنند، به خاطر منافع خودشان است.» خب باید هم این‌طور باشد؛ به قول همان ضرب‌المثل فارسی که اول یادداشت آوردم؛ «گربه برای رضای خدا که موش نمی‌گیرد» و قطعا و حتما چین و روسیه برای منافع خودشان است که به ایران کمک می‌کنند و چه خوب هم هست که حمایت از ایران برای این دو کشور، نفع به همراه دارد، درست برعکس امریکا و اقمارش که نفعشان در بمباران ایران است و همین منافع چین و روسیه است که حمایتشان را واقعی می‌کند و برخلاف امریکا و غرب که جلوی انتقال تکنولوژی به ایران را می‌گرفتند، چنان در انتقال تکنولوژی به ایران همراهی کرده‌اند که در این جنگ توانسته‌ایم جلوی قدرتمند‌ترین ارتش تاریخ دوام بیاوریم و از آن مهم‌تر، نمی‌دانم چرا متنفرین از شرق اصرار دارند چشم بر آن ببندند، این موضوع است که قطعا بین آن که بر سر ما بمب می‌ریزد با آن که کمک می‌کند تا جلوی این بمب‌ها مقاومت کنیم، دومی حتما ضرر کمتر و بلکه بسیار کمتری برای ما دارد و البته نگويیم که همه بدبختی ما از روسیه است، وقتی امریکا کلا قصدش نابودی تمدن ماست.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون