بررسي دلايل زنجيره ناكامي تيم ملي از نگاه بهتاش فريبا
مشكل اصلي مديريت فوتبال است
روزبه دلاور
شكست دوباره تيم ملي فوتبال اينبار مقابل روسيه بار ديگر زخمهاي كهنه پيكره فوتبال ايران را سر باز كرده است. اين باخت نمادي از وضعيت آشفته و نگرانكننده اين روزهاي فوتبال كشورمان به شمار ميآيد. حالا موجي از انتقادات تند رسانهها و اعتراضات گسترده هواداران در فضاي مجازي با محوريت درخواست فوري براي تغييرات مديريتي و فني فضاي فوتبال را ملتهب كرده است. در همين راستا و براي بررسي چرايي اين افول نگرانكننده و واكاوي راهكارهاي عبور از اين بحران سراغ بهتاش فريبا، پيشكسوت فوتبال رفتهايم تا نظر او را درباره آينده تيم ملي و نيمكت جنجالي آن جويا شويم. در ادامه ماحصل گپ و گفت اختصاصي «اعتماد» با فريبا را ميخوانيد.
بازي ايران مقابل روسيه را تماشا كرديد؟
شايد با خود شما پنج، شش ماه قبل صحبت كردم و گفتم كه ما ديگر در آسيا رنك يك نيستيم، دو، سه و چهار هم نيستيم. نه فقط تيم ملي بزرگسالان، همان زمان هم گفتم در پايهها هم توانايي بردن ازبكستان و اردن و قرقيزستان را هم نداريم. ديديد كه ويتنام ميآيد جوانان ما را ميبرد يا كره شمالي، اميدهايمان را ميبرد. من بازي اميدها با كره شمالي را هم ديدم. بازي اينطور نبود كه ما ميخواستيم هفت تا بزنيم و حريف ضد حمله بزند. توپ و ميدان كاملا دست كره شمالي بود. رعايت تمام مسائل فني را ميكردند و معلوم بود كه كار كردند، اما فوتبال ما اگر عقبرفت نداشته باشد همان درجا زديم. تيمهاي ديگر برنامهريزي درستي روي پايههاي خود كردهاند و توانستند شرايطي را در آسيا به وجود بياورند كه ديگر هيچ كسي به لحاظ نتيجه امنيت ندارد. شما فكر ميكرديد اردن فيناليست جام ملتها شود؟ در مورد اردن و بحرين و كويت و امارات در زمان ما فقط صحبت اين بود كه پنج تا به اينها بزنيم يا شش تا! حالا ما ماندهايم و بقيه با سرمايهگذاري و برنامهريزي پيشرفت كردند و از ما جلو زدند. تيمهاي ديگر هم مربيان خوب در سطوح مختلف جذب كردهاند و هم به لحاظ سختافزاري خيلي از ما جلوتر هستند. ما هنوز يك استاديوم آزادي را نتوانستيم بازسازي كنيم. ساعت برگزاري بازيهاي پايه ما را در تابستان ساعت يك ظهر در چمن مصنوعي ميگذارند كه آدم نميتواند در آن زمان و مكان راه برود. خب يعني اهميتي به پايهها نميدهند و بعد تيمهاي ديگر مثل آب خوردن ما را ميبرند. ويتنام كجاي فوتبال بوده كه جوانان ما را ميبرد؟ حالا كره شمالي ميگوييم هميشه دونده بودند، اما مقابل اميدهاي ما واقعا فوتبال بازي كردند و همينطور ميرسد تا بزرگسالان ما ديگر.
سوژه اصلي ما تيم ملي بزرگسالان است. به نظر شما امسال ليگ ما جواناني دارد كه شايستگي پوشيدن پيراهن تيم ملي را داشته باشند؟
براي تيم خودم (استقلال) كه مثال ميزنم امسال يك توفيق اجباري بوده كه پنجره بسته شد و ما دوباره سراغ بازيكناني مثل جنپو و نازان و ...نرفتيم تا يك ميليون و پانصد هزار دلار پولشان را بدهيم. يك مربي هم استقلال دارد كه براي استفاده از بازيكن جوان جرات دارد و استفاده ميكند و نتيجهاش هم كه ديديم جلوي السد چطور بازي كردند يا هشت، نه بازي كردند و هنوز باختي ندارند. اين يك توفيق اجباري براي استقلال شد. آقاي قلعهنويي هم مرتب از شيبِ استفاده از جوانان ميگويد و ما هم مثل هميشه تاييد ميكنيم كه اين شيب بايد انجام شود و ديگر الان براي جام ملتها اين شيب را بايد خيلي تندش كرد! آخرين تيم ايران كه در جوانان در آسيا قهرمان شد، نسل ما بود در سال ۱۳۵۵. دقيقا ۵۰ سال پيش و اين سالها يكبار هم به سرمربيگري حميد درخشان به فينال رسيدند، اما شكست خوردند يعني قهرماني ديگر نيامده، چون هميشه هر رده پشتيبان رده ديگر بود. ما قبل از جام جهاني ۷۸ ميلادي به فرانسه رفتيم تا بازي دوستانه انجام دهيم و جوانان ما كان فرانسه بود و اميدها در كشوري ديگر براي بازي و در همين فاصله يك تيم از غنا آمد و ديگر هيچ ردهاي در ايران نمانده بود تا با آنها بازي كند و از باقيمانده ليگ، يك تيم تشكيل دادند كه سه تا به غنا با عبدي پله زدند. يعني پشتيباني بوده اما حالا سالهاست كه پايههايمان را رها كرديم.
با اين تفاسير شما مشكل اصل فوتبال ما را در مديريت فوتبالمان ميدانيد؟
قطعا، ما بايد يا كوتاهمدت فكر كنيم يا درازمدت. كشورهايي كه بلندمدت فكر كردند، برنده شدند ديگر همه بارها گفتيم كه ژاپنيها برنامهريزي كردهاند تا قهرمان جام جهاني شوند و الان هم دارند پيش ميروند. براي اينكه فوتبالمان باز هم درست شود بايد به پايهها اهميت دهيم، اما قبلش زيرساختها. چمنهايي كه در خارج خيلي از كشورها بازيكن ندارند تا تمرين كنند را در اختيار بچههاي نازيآباد و راهآهن و مازندران و تبريز و جنوب قرار دهيد، ببينيد چند تا بازيكن ميآيند. ما رها كرديم و نتيجهاش را هم داريم ميبينيم.
بسياري از هواداران و رسانهها خواستار استعفاي قلعهنويي هستند. نظر شما در اين باره چيست؟
اين ديگر نظر شخصي آقاي قلعهنويي است و من نميتوانم درباره استعفاي او نظري دهم. از دو منظر نگاه كنيد يا او را بردارند يا ادامه دهد. شما بفرما اگر قلعهنويي را بردارند چه كسي بايد جايگزين او شود؟ تا شروع جام ملتها هم دو ماه و نيم بيشتر نمانده است. ديروز هم با يك خبرنگار صحبت كردم جوابي به اين سوالم نداد، اما مربي خارجي كه ايران را نشناسد كه نميتوانيد بياوريد، چون تا سلام عليك كند و حسين و اكبر را بشناسد وقتش تمام شده! اما از منظر ديگر هم ميشود ديد كه قلعهنويي را حفظ كنند، اما تجديدنظر در انتخابهايش و با روي آوردن به جوانها كمك كند.
درباره عدم دعوت از برخي بازيكنان مثل قايدي چه نظري داريد؟
من اگر حرف بزنم، فوتبالي حرف ميزنم و به لحاظ فوتبالي جاي قايدي خيلي خالي است و به بقيه مسائلش كاري ندارم.