منزلت زن از نگاه بنيانگذار (۵)
احمد مازني
در يادداشتهاي قبلي به رويكرد دو پادشاه پهلوي به زنان اشاره شد. گفته شد كه اين پدر و پسر افتخارشان به كشف حجاب اجباري بود و محمدرضا نگاه تحقيرآميز به زنان دارد و معتقد است كه آنان جز دلربايي و تامين نيازهاي جنسي مردان قادر به انجام كار ديگري نيستند؛ دو مصاحبه فالاچي و باربارا والترز را ملاحظه كرديد، بد نيست به توصيف تاجالملوك مادر محمدرضاشاه نيز در اين زمينه توجه كنيد؛ وي در توصيف فرزندش ميگويد: «محمدرضا عاشق سينه چاك زن است؛ شوهردار يا بيشوهر، ايراني يا خارجي.» (فريده ديبا، دخترم فرح، ص۴۷۰) و ادامه ميدهد كه «ناگفته نگذارم كه محمدرضا در برابر دختران موطلايي تسليم محض بود. يك بار كه در جواني، با هواپيماي آلماني مسافرت ميكرد، عاشق مهمانداران موطلايي هواپيمايي لوفتهانزا شده بود... و همين مساله مدتها موجب بدبختي محمدرضا شده بود و پولهاي زيادي صرف مهمانداران لوفتهانزا ميكرد و يك قسمت از دربار مسوول دعوت و پذيرايي از اين ميهمانداران بود...!» (خاطرات ملكه پهلوي، تاجالملوك آيرملو، صفحه 264) اگر خواستيد در مورد هوسرانيهاي اين شاه بوالهوس بيشتر بدانيد، خاطرات اسدالله علم را در اين زمينه بخوانيد؛ از عجايب روزگار حمايت بازماندههاي رژيم پهلوي مشخصا «فرح پهلوي» و «رضاپهلوي» از اغتشاشات و موج سواري آنان در جريان اعتراضات مردمي و مطالبات بحق زنان ايراني است. محمدرضا كه به كشف حجاب اجباري توسط پدرش افتخار ميكند، ميگويد: «ايران پس از تركيه دومين كشور مسلماني بود كه رسما حجاب را ممنوع ساخت. پدرم بدوا به رفع حجاب زنان اقدام كرد و در اثر تشويق و تحريص وي در سال ۱۳۰۹ شمسي، نخستينبار بعضي از بانوان طبقه اول در خانههاي خود در مجالس مهماني به لباس زنان اروپايي درآمدند و عده كمي هم جرات كرده، بدون حجاب در خيابانها ظاهر شدند. در سال ۱۳۱۳ آموزگاران و دختران دانشآموز از داشتن حجاب ممنوع شدند... اقدام رضاشاه موفقيت كامل يافت.» اين درحالي است كه اكثريت مردم به ويژه زنان ايراني هيچگاه زير بار تحميل اين رفتار نرفتند و با فرار رضاشاه از اين حكم اجباري استنكاف كردند.
به اين سند توجه كنيد: «جناب آقاي وزير راه!... به طوري كه يكي از رييسان وزارت كشور كه اخيرا به وسيله قطار راهآهن، مسافرتي در اطراف تهران نموده است، اطلاع ميدهد كه در واگنهاي قطار عده زيادي از بانوان با چادرهاي مشكي و الوان ديده شدهاند، چون در اجراي قانون لباس متحدالشكل و جلوگيري از استعمال چادرهاي مختلف در مراكز شهرستانها دستورات اكيد به اداره كل شهرباني صادر شده است تصديق ميفرماييد كه سير قهقرايي به هيچوجه پسنديده و بهصلاح نيست، در صورتي كه موافقت داشته باشيد به مامورين انتظامي راهآهن در طول كليه خطوط دستور اكيد صادر شود كه از ورود بانوان و مرداني كه لباس آنها غير از لباس متحدالشكل بوده اكيدا جلوگيري نمايند.» در كنار اين رويگرداني عملي، مردم از هر نوع امكان مدني موجود براي اعلام نارضايتي استفاده ميكردند كه نمونه آن ارسال نامههاي اعتراضآميز به نمايندگان و علما بود! محمدرضاشاه در مورد دلايل به كارگيري شيوههاي نوين و ناكارآمدي روشهاي پدر نيز ميگفت: «اشغال نظامي ايران در دوره جنگ دوم جهاني و مهاجرت پدرم (فرار) طبعا اجراي برنامههاي وسيعي را كه او براي ترقي و تعالي زنان ايران طرح كرده بود، متوقف ساخت و به علاوه كمكم در افكار و عقايد ترقيخواهان نيز تحولاتي پديد آمد.
رضاشاه اصلاحاتي در وضع اجتماعي زنان ايراني به وجود آورده بود كه با اجبار نيروي مخالف پيش نميرفت، عاقلانه آن بود كه از آن پس اقدامات اصلاحي با رويه دموكراسي تعقيب شود تا نتيجه عاليتر عايد كشور گردد. مساله كشف حجاب نمونهاي از همان اقدامات اصلاحي بود و همين كه پدرم از ايران خارج شد، در اثر پاشيدگي اوضاع در دوران جنگ، بعضي از زنان مجددا به وضع اول خود برگشتند و از مقررات مربوط به كشف حجاب عدول كردند ولي من و دولت من از تخطي چشمپوشي كرديم و ترجيح داديم كه اين مساله را به سير طبيعي خودش واگذاريم و براي اجراي آن به زور متوسل نشويم.»