• 1405 پنج‌شنبه 9 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6432 -
  • 1405 پنج‌شنبه 9 مهر

سالمندي؛ مساله‌امروز سرمايه فردا

حبيب راثي تهراني

ايران در آستانه يكي از مهم‌ترين تحولات جمعيتي خود قرار دارد؛ تحولي كه سالمندي را از يك موضوع صرفا جمعيتي به مساله‌اي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و ارتباطي تبديل خواهد كرد. آينده سالمندي ايران، تنها به تعداد سالمندان و ميزان منابع موردنياز براي درمان و بازنشستگي مربوط نيست؛ بلكه بايد ديد جامعه ما چگونه سالمندي را مي‌بيند و چگونه با آنها رفتار مي‌كند. اگرچه افزايش جمعيت سالمندان، چالش‌هايي جدي و جديدي براي نظام سلامت، صندوق‌هاي بازنشستگي، خانواده‌ها و سياستگذاري اجتماعي ايجاد خواهد كرد، اما نگاه صرفا «هزينه‌محور» به سالمندي مي‌تواند ما را از بخش مهم ديگري از واقعيت دور كند: سالمندان فقط نيازمند حمايت نيستند؛ آنان خود بخشي از سرمايه انساني و اجتماعي جامعه‌اند.
از «بار» به «سرمايه»- از چشم‌انداز ارتباطات سلامت، سالمند انساني است كه سال‌ها زيسته، تجربه كرده، آموخته و اندوخته‌اي از دانش و تجربه با خود به همراه دارد. در جامعه‌اي كه با سرعت در حال تغيير است، اين تجربه مي‌تواند پلي ميان نسل‌ها باشد. از اين رو، لازم است تا پارادايم‌هاي برنامه‌ريزي، سياستگذاري و اجرايي موجود از «نگهداري از سالمند» به «مشاركت سالمند» تغيير كند؛ از سالمند به عنوان دريافت‌كننده خدمات، به سالمند به عنوان شهروندي كه مي‌تواند همچنان بياموزد، بيافريند، آموزش دهد، كار كند، فعاليت اجتماعي داشته باشد و تجربه خود را به نسل‌هاي بعد منتقل كند. شايد واژه «جهان‌ديدگي» يكي از مناسب‌ترين واژه‌ها براي توصيف اين ظرفيت باشد. سالمند فقط انساني با سن بالاتر نيست؛ انساني است كه كوله‌باري از تاريخ و تجربه جامعه را با خود حمل مي‌كند.
تصوير و بازتاب سالمندي در رسانه‌ها- بايد توجه داشت كه آينده سالمندي فقط در بيمارستان‌ها و صندوق‌هاي بازنشستگي ساخته نمي‌شود، بلكه در رسانه‌ها نيز ساخته مي‌شود. وقتي سالمند در فيلم‌ها، سريال‌ها، تبليغات و حتي زبان روزمره، همواره به شكل فردي ناتوان فراموشكار، وابسته، ازكار افتاده يا «اضافه» نمايش داده مي‌شود، لاجرم اين تصوير به ‌تدريج به بخشي از ذهنيت عمومي تبديل خواهد شد. بايد نيك به ياد داشته باشيم كه كلمات و تصاوير بي‌اثر نيستند.

 آنها مي‌توانند برساخت واقعيت اجتماعي را رقم بزنند. از اين رو، جامعه ايراني به بازنگري در بازنمايي «سالمندي» در رسانه‌ها نياز دارد. در كنار تصاوير كليشه‌اي رايج، بايد سالمنداني را هم ببينيم كه ورزش مي‌كنند، مطالعه مي‌كنند، سفر مي‌روند، كار مي‌كنند، آموزش مي‌دهند، هنر مي‌آفرينند و در خانواده و جامعه همچنان مايه سرزندگي، افتخار توليد و نقش‌آفريني‌اند. اين البته به معناي انكار بيماري، ناتواني و نيازهاي واقعي سالمندان نيست؛ بلكه  به  اين معناست كه   نبايد تمام معناي سالمندي را به ضعف  و نياز  تقليل داد.
سالمند بيش از ترحم  به كرامت نياز دارد- يكي از ابعاد مغفول سالمندي، كيفيت ارتباط با سالمندان است. ممكن است براي سالمندان خدمات و امكانات فراهم كنيم، اما اگر شيوه ارتباط ما با آنان بر پايه ترحم، بي‌حوصلگي يا ناديده گرفتن استقلال‌شان باشد، در اين صورت بخشي از كيفيت زندگي آنان همچنان از دست خواهد رفت. خانواده‌ها، مراكز درماني، بانك‌ها، سازمان‌هاي خدماتي، نهادهاي عمومي و رسانه‌ها بايد بياموزند كه چگونه با سالمندان ارتباط موثر برقرار كنند. احترام، گوش دادن فعال، صبوري، حفظ استقلال و به رسميت شناختن انتخاب‌هاي سالمند بايد به بخشي از فرهنگ عمومي و هنجار جامعه تبديل شود. به عبارت ديگر سالمند بيش از آنكه به ترحم نياز داشته باشد، به كرامت نياز دارد. اگر شهري مناسب زيست سالمندي نباشد، سالمندي فعال در آن محيط ممكن نيست؛ سالمندي فعال فقط با توصيه براي حضور در جامعه محقق نمي‌شود. جامعه نيز بايد شرايط اين حضور را فراهم كند. پياده‌روهاي مناسب، حمل‌ و نقل عمومي، پارك‌ها، مراكز فرهنگي، فضاهاي عمومي، خدمات شهري و معماري ساختمان‌ها بايد با نيازهاي سالمندان سازگارتر شوند. اگر مي‌خواهيم سالمند از خانه خارج شود، شهر نبايد مانع خروج او باشد. شهر سالمندپذير بايد به سالمند بگويد: تو هنوز عضوي از اين جامعه‌اي؛ اين شهر براي تو نيز طراحي شده است.
فرهنگ سالمندي از جواني ساخته مي‌شود- يكي از خطاهاي رايج آن است كه سالمندي را از زماني آغاز كنيم كه فرد سالمند شده است. درحالي كه سالمندي مطلوب، حاصل سال‌ها انتخاب، آموزش و سبك زندگي است. اگر مي‌خواهيم سالمنداني سالم‌تر و فعال‌تري داشته باشيم، بايد از سال‌هاي جواني و ميانسالي درباره سلامت جسم و روان، ارتباطات اجتماعي، پيشگيري، سبك زندگي و آمادگي براي سالمندي آموزش بدهيم.  يكي از ايده‌هاي محوري در كارگروه ارتباطات سلامت انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات، دستيابي به چنين هدفي را تبيين مي‌كند: «هدف ارتباطات سلامت، جوان مردن در پيرترين سن ممكن است.» اين جمله درباره افزايش صرف طول عمر نيست، بلكه از كيفيت زندگي در طول عمر صحبت مي‌كند. اگر قرار است انسان‌ها سال‌هاي بيشتري زندگي كنند، بايد كاري كنيم اين سال‌هاي بيشتر با سلامت، استقلال، ارتباط، مشاركت و احساس مفيد بودن همراه باشد.
آينده سالمندي، نيازمند يك گفت‌وگوي ملي است- مساله سالمندي مساله‌اي چندوجهي است كه هيچ نهاد يا رشته‌اي به تنهايي نمي‌تواند پاسخگوي آن باشد. انجمن‌هاي علمي، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، نهادهاي دولتي و سازمان‌هاي مردم‌نهاد بايد در كنار يكديگر قرار گيرند و از منظرهاي مختلف، آينده سالمندي ايران را مورد بررسي قرار بدهند. روز جهاني سالمندان فرصتي است براي آنكه از خود بپرسيم: آيا سالمندي را صرفا مساله‌اي براي حل كردن مي‌بينيم يا سرمايه‌اي براي ساختن آينده؟ با پاسخ به اين پرسش، آينده‌اي را كه براي خودمان و نسل‌هاي بعدي مي‌سازيم، تا حد زيادي تعيين‌كننده خواهد بود. با مروري بر آفاق نظري ارتباطات سلامت مي‌توان گفت كه مسير حركت تقريبا روشن است؛ از «سالمند به عنوان مساله» به «سالمند به عنوان سرمايه»؛ از «نگهداري» به «مشاركت»؛ از «ترحم» به «كرامت»؛ از «كليشه» به «واقعيت» و از «طول عمر» به «زندگي سالم و باكيفيت در طول عمر.» شايد رسالت ما اين باشد كه كاري كنيم انسان‌ها نه فقط بيشتر زندگي كنند، بلكه بيشتر «زندگي» داشته باشند؛ زندگي‌اي همراه با سلامت، ارتباط، استقلال، مشاركت  و كرامت.
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي و رييس كارگروه ارتباطات سلامت  انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون