نيره خادمي
پشت فرمان تاكسيهاي اينترنتي، زناني نشستهاند كه رانندگي را راهي براي استقلال مالي و عبور از كليشههاي جنسيتي يافتهاند يا حتي چنين كاري انتخاب ناگزير آنها پس از طلاق، بيماري، سرپرستي خانواده يا فشار اقتصادي بوده است. با وجود كاركردهاي مثبتي كه اين امكان جديد در يك دهه گذشته دراختيار زنان قرار داده هنوز هم محدوديتهايي بر آنها سايه انداخته است مثلا برخي از اين زنان تمايل به پنهان كردن اين شغل از ديگران دارند يا مجبورند به خاطر امنيت و مسووليتهاي خانواده در ساعات و جغرافياي محدودتري كار كنند و سفرهاي پردرآمد را ناديده بگيرند. يك پژوهش كيفي با عنوان «زيستجهان زنان راننده تاكسي اينترنتي» هم مضاف بر اين مطالب، نشان ميدهد كه الگوريتمها در چنين فضايي هم براساس مردانگي طراحي شدهاند يا دستكم كاركردي اينچنيني دارند و نابرابري را بازتوليد كنند. نتيجه، وضعيتي است كه پژوهشگر و عضو هيات علمي موسسه پژوهش و برنامهريزي آموزش عالي از آن با عنوان «عامليت محدودشده» ياد ميكند؛ زناني كه بيش از گذشته امكان كار و حضور در فضاي عمومي پيدا كردهاند، اما هنوز براي انتخاب زمان، مكان، ميزان درآمد و حتي آشكار كردن شغل خود با محدوديتهايي روبهرو هستند.
سميه فريدوني در نشست زيست جهان زنان در بازار كار غيررسمي كه از سوي مركز طرحهاي ملي پژوهشگاه برگزار شد، از نتايج تحقيقي کیفی در اين باره سخن گفت كه با جامعه آماري ۱۵ نفره انجام شده. اين پژوهش درباره زنان به حاشيه رانده شدهاي است كه صداي آنها در ساختارهاي قدرت كمتر شنيده ميشود و اگر چه بزرگترين قشر جامعه را تشكيل ميدهند سياستگذاريها بيشتر به سمت زناني ميرود كه وزن جمعيتي زيادي را در جامعه ايران تشكيل نميدهند ولي علاوه بر اختصاص منابع مالي بيشتر، شرايط براي شنيده شدن صداي آنها هم بيشتر است. بر همين اساس از نظر اين پژوهشگر عدالت از زماني آغاز ميشود كه دسترسي به فرصتهاي برابر براي تمامي زنان فراهم شود. بحث توليد و بازار توليد در حوزه اقتصاد، يكي از اين ماجراهايي است كه در دوره پيش از انقلاب صنعتي، با ويژگيهاي بازار كار سنتي كه وجود داشت، مطرح بود. مشاغلي كه مربوط به همان دوره بود، در قرن نوزدهم تلاش براي بهبود شرايط كار، باعث شكلگيري جنبشهاي كارگري و فمينيستي شد. اوايل قرن بيستم با افزايش فرصتهاي تحصيلي، دسترسي زنان به آموزش عالي و تبديل شدن آنها به مشتريان اول آموزش عالي در جهان همراه ميشود؛ پديدهاي كه در ايران هم با آن مواجه بوديم و بحث اشتغال زنان را به يك موضوع مهم تبديل ميكرد بنابراين اشتغال زنان از زماني كه آموزش به بحثي جدي در حوزه زنان تبديل شد، رنگ و بوي ديگري پيدا كرد و فضاي اقتصاد كار شكل گرفت. در ادامه جهان با شكلگيري اقتصاد پلتفرمي همراه شد كه در آن واسطهگري بين ارائه دهنده خدمات و كاربر، از انسان و سازمان خارج ميشود و به فضاي ديجيتال ميرود و اين فضاي ديجيتال فرصت براي شغلهاي موقت از زير مجموعههاي اقتصاد گيگ را بيشتر كرد؛ اقتصادي كه نه تعهد و قراردادي دارد و نه همراهي طولانيمدت. دقيقا چنين شرايطي در حال حاضر براي رانندگان اين پلتفرمها وجود دارد؛ بدون بيمه و اطمينان خاطر و حتي بدون داشتن ساز و كارهاي حمايتي، روزگار را سپري ميكنند. سميه فريدوني با چنين مقدماتي، موضوع رانندگي زنان را مطرح كرد كه حتي هنوز هم به عنوان شغلي كاملا مردانه قلمداد ميشود البته با اين توضيح تاريخي كه اشرفالسلطنه، دختر مظفرالدينشاه قاجار به خاطر شرايط مالي كه داشت، نخستين تاكسي را به ايران وارد كرد و بعد هم تاكسي ب ب راهاندازي شد تا سال ۱۳۸۶ كه تاكسي بيسيم زنان راهاندازي شد. در دهه ۹۰ هم با ظهور پلتفرمهاي اينترنتي دو شركت در اين زمينه به شهرت بالايي رسيدند و فرصت جديدي براي اشتغال غيررسمي آنان ايجاد شد.
از نبود امنيت شغلي
تا باز توليد الگوهاي جنسيتي
پژوهشگر در اين پژوهش به ۹ مضمون رسيد كه اين طور خلاصه ميشوند: فرصتها و مزاياي كار در پلتفرمها، پنهانكاري اجتماعي، بحثهاي مرتبط با محدوديتهاي فضايي و زماني، فشارهاي اقتصادي جديد براي زنان، بازتوليد الگوهاي جنسيتي در الگوريتم، شكاف درآمدي و نابرابري نتيجه، فقدان پشتيباني شغلي پلتفرم، كاستي در شبكههاي ارتباطي و سرمايه اجتماعي، راهبردهاي زنان براي مواجهه با چالشها.
او درباره اين موارد توضيح داد: «يكي از موارد، انعطاف زماني و مكاني، استقلال مالي و درآمدزايي شخصي و تجربه حضور و عبور از ارزشها و كليشههاي جنسيتي در مورد اشتغال زنان بود. يكي از اين زنان به من ميگفت كه قبلا فكر ميكردم همه چيزهايي كه درباره رانندگي و مكانيكي ميگفتند، بايد مرد انجام بدهد؛ اما الان خودم انجام ميدهم و مثلا خودم بنزين ميزنم.» مدت طولاني بسياري فكر ميكردند بعضي از كارها مردانه است، اما ميبينيم اين تجربهها منجر به بازانديشي ميشود و يك احساس توانمندي ايجاد ميكند. فشارهاي اقتصادي جديد براي زنان و نقش نانآوري چيز عجيبي بود كه با آن مواجه شدم. زناني كه اغلب سرپرست خانوار شدن، مجرد بودن يا سرپرستي پدر و مادر را داشتند، به سمت چندنقشي شدن ميروند؛ يعني تمام نقشهاي جنسيتي كه برايشان لحاظ شده را انجام ميدهند و نانآوري را هم به آن اضافه ميكنند، در صورتي كه مردان همچنان يك مسووليت دارند. بحث البته زن يا مرد بودن نيست مساله نامتوازن بودن نقشها و مسووليتها است كه ميتواند خانواده را با مشكل مواجه كند؛ ، مهارتهاي يك نفر را به شدت توسعه بدهد و مهارت سوي ديگر ماجرا را بهشدت كاهش بدهد.»
ما اغلب در صداي بلند سياستگذاري اين را ميشنويد كه زنان وقتي سر كار ميروند، تمايل به ازدواج كردن ندارند در حالي كه به گفته اين پژوهشگر اين سادهانگارانهترين خوانش از پديدهاي است كه در حال وقوع است و تبديل به مبناي سياستگذاري ميشود. «حرف ما اين نيست كه يك مسووليت جديد قرار است به درياي مسووليتهاي پيشين زنان اضافه شود. ما ميخواهيم به توزيع نقشها و مسووليتها و به انتخاب افراد، بر اساس موقعيتي كه در آن قرار ميگيرند، احترام بگذاريم و به اين باور برسيم كه نقشها فارغ از جنسيت توزيع ميشوند. توازن و توسعه اجتماعي به شدت دچار اختلال ميشود اگر اين موضوع مورد توجه قرار نگيرد.»
«بعد از طلاق هيچ پساندازي نداشتم. هرچند خرجم چند برابر شد، تنها چيزي كه ميتوانستم روي آن حساب كنم، مجبور شدم بروم دنبال رانندگي.» اين يكي از نقلقولهايي كه در پژوهش هم آمده است و نشان ميدهد فشارهاي اقتصادي چگونه ما را به سمت اشتغال ميبرد. از سوي بحث محرمانگي جنسيتي مطرح است به اين معنا كه زن اگر اين شغل را داشته باشند آن را پنهان ميكند اما براي مردي كه راننده تاكسي آنلاين است، اين محرمانگي وجود ندارد. فريدوني مثال ميزند: «موردي را ميشناسم كه هر دو فوقليسانس مكانيك و با هم در يك شركت همكار بودند، خانم به دليل هزينههايي كه به واسطه بيماري، هزينه درمان هم به آن اضافه شده بود بعد از كار، آن را انجام ميداد منتها سه كوچه پايينتر از محل كارش اما مرد همكار با افتخار در اداره اپليكشن را روشن ميكرد و ميگفت دارم سر شغل دومم ميروم. بنابراين در برخي از مشاغل مثل همين شغل، محرمانگي جنسيتي هست.» جمله مشاركتكننده دوازده اين پژوهش هم به خوبي چنين موضوعي را نشان ميدهد: «من هنوز به خانوادهام نگفتم... به پدرم و برادرم بگم ميگن مگه ما مرديم تو رفتي مسافركشي؟! براي همين پنهان ميكنم.»
فريدوني در توضيح موضوع بازتوليد الگوهاي جنسيتي و شكاف درآمدي ميگويد كه در اين شرايط منابع انساني حذف ميشود و يكسري الگوهاي پيشين و يكسري دادهها به عنوان دستور، در اين الگوريتم كار ميكنند. «مثلا شما چطور ميتوانيد سرويس قبول كنيد؟ اولويت پذيرفته شدن براي چه كسي است؟ اگر شما در ساعت پرترافيك سرويس قبول كنيد، بعدا چه اتفاقي برايتان ميافتد؟ اگر جاهاي خارج از شهر و ناامن را بپذيريد، چه اتفاقي برايتان ميافتد؟ همه اينها درآمد شما از اين فضاي كاري را تعريف ميكند و اين ساز و كار از اساس براي مردان طراحي شده است. اين مكانيزم الگوريتمي، ميتواند شكاف درآمدي جنسيتي را بازتوليد كند و در نتيجه درآمد راننده زن به يكسوم درآمد راننده مرد برسد چون زن در زمان پرترافيك نميتواند سرويس بگيرد. چون زمانش بايد با خانواده هماهنگ باشد.»
«به خاطر امنيتم سفرهاي پردرآمد شبانه يا خارج شهر رو لغو ميكنم در نتيجه درآمدم خيلي كمتر از رانندههاي مرد ميشه.» اين را مشاركتكننده شماره 10 توضيح داده است اگر چه لغوهاي متقابلي هم وجود دارد كه مسافري كه به محض اطلاع از اينكه راننده زن است، سفر را لغو كند و باز همچنين عملي در صرف زمان و انرژي و درآمد زنان اثرگذار است.
درباره مضمون محدوديتهاي فضايي و زماني مبتني بر نقشهاي جنسيتي نقل قول ديگري از مشاركتكننده دوم در پژوهش وجود دارد كه به خوبي هنجارهاي جنسيتي را نشان ميدهد. او كه زني مجرد و ۲۷ ساله است گفته. «غروب كه ميشه خورشيد ميرسه به افق ديگه استرس ميگيرم... با اينكه شبها درآمدش بهتره ولي اصلا شب كاري برام مقدور نيست.»
همچنين سخنان مشاركتكننده شماره ۴ در دستهبندي بازتوليد الگوهاي جنسيتي اشتغال در الگوريتمهاي پلتفرم جا گرفته است. «سيستم جوري طراحي شده كه فكر ميكنه همه رانندهها مرد مجرد بدون مسووليتن كه ۲۰ ساعت ميتونن تو خيابون باشن... وقتي من به خاطر بچهام نميتونم امتياز و سفرهاي خوب رو از دست ميدم.»
موضوع ديگري كه در اين سالها همزمان با افزايش حوادث براي زنان به عنوان مسافر در تاكسيهاي آنلاين مطرح شده بحثهاي امنيتي زنان راننده است و همان قدر كه مسافر زن در برابر راننده بيدفاع است، ممكن است راننده هم در برابر مسافر باشد اما شركتها كمتر به اين موضوع توجه ميكنند. به همين دليل هم بحث فقدان پشتيباني شغلي موثر از سوي پلتفرم براي محقق هم مهم شده و جملهاي را هم از مشاركتكننده شماره ۱۵ نقل كرده است: «يك بار مسافر تهديدم كرد زنگ زدم پشتيباني، فقط گفتن اگه خطري هست بزن كنار هيچ كمك واقعي نكردن...»
نبود پشتيباني موثر در مورد امنيت راننده، احراز هويت نشدن مسافر، نبود بيمه و خدمات رفاهي، بيتفاوتي نسبت به شكاف درآمد مردان و زنان، نبود پشتيباني نسبت به پرداخت مسافر و نبود ابزارهاي امنيتي هر كدام بازگوكننده شكافي است كه همچنان هم به صورت خودآگاه يا ناخودآگاه در جامعه وجود دارد.
عامليت محدود شده
با وجود اين هر از چند گاهي شركتها با تبليغات رسانهاي آمارهايي را درباره اشتغال زنان در اين پلتفرمها و سهم آنها در اشتغال منتشر ميكنند اما به گفته فريدوني بر همين اساس ممكن است به نقطهاي برسيم كه بگوييم زنان به عامليت رسيدهاند، اما اين عامليت محدود شده است و براي حل آن در دنياي امروز نياز بحث درباره بيطرفي فناوري داريم. «وقتي آگاهي جنسيتي وجود ندارد، فرقي نميكند شما كجا كار ميكنيد بنابراين آگاهي جنسيتي همچنان بزرگترين نقش را در حوزه مشاغل زنان ايفا ميكند. الگوريتمهاي ما توسط چه كساني طراحي ميشوند و آيا افرادي كه در اين حوزه قرار ميگيرند، نسبت به اين آگاهي جنسيتي خودشان را متعهد ميدانند، اهميت دارد. در برخي موارد اصلا اطلاعاتي در اين زمينه وجود ندارد، نه اينكه دشمني وجود داشته باشد. بنابراين قرار است حكمراني به اين سمت حركت كند. ما به افرادي نياز داريم كه متولي جريانهاي آگاهي جنسيتي باشند تا بتوانيم اميد داشته باشيم كه جلوي نابرابري و نابرابري در دسترسي به منابع و قدرت گرفته شود.»
بر اساس اين پژوهش، زنان راننده با راهبردهاي كنشگرانه، در برابر چالشهاي ميدان فعاليت خود، زمان و جغرافياي فعاليت را بهصورت آگاهانه انتخاب كرده و با محدود كردن كار به ساعات روز و مناطق شناختهشده و پرتردد، امنيت شخصي خود را مديريت ميكنند. همچنين از طريق غربالگري و گزينش مسافران، لغو سفرهاي مشكوك، حفظ فاصله رسمي و كنترل ارتباطات كلامي، مرزهاي حرفهاي خود را حفظ ميكنند. تنظيم ساعات رانندگي با مسووليتهاي خانگي و برنامه فرزندان هم نشاندهنده تلاش آنان براي هماهنگسازي نقشهاي شغلي و خانوادگي است. در كنار اين موارد، مديريت فضاي داخلي خودرو از طريق حفظ نظافت، نظم و ايجاد محيطي حرفهاي، به عنوان راهبردي براي كسب امتياز بالاتر و كاهش برخوردهاي نامناسب به كار گرفته ميشود.
در نتيجه الگوريتمهاي پلتفرمهاي تاكسي اينترنتي ذاتا خنثي نيستند و در صورت ناديده گرفتن تجربههاي زيسته و نيازهاي امنيتي زنان، ميتوانند به بازتوليد نابرابري جنسيتي منجر شوند بنابراين بازطراحي الگوريتمها با رويكرد جنسيتمحور، تقويت ساز و كارهاي امنيتي و پاسخگويي پلتفرمها و ايجاد بسترهاي رسمي براي شبكهسازي و مطالبهگري رانندگان زن ضروري است.
اين پژوهش پيشنهاد پشتيباني موثر و امنيت الگوريتمي را مطرح ميكند كه با ارتقاي ابزارهاي امنيتي احراز هويت واقعي مسافران و ايجاد پاسخگويي شفاف در سيستم پشتيباني پلتفرم اتفاق ميافتد. تشكليابي و سرمايه اجتماعي ديجيتال موضوع ديگري است كه در بحث و نتيجهگيري به آن اشاره شده تا با فراهمسازي بسترهاي رسمي شبكهسازي آنلاين براي رانندگان زن براي تبادل تجارب و مطالبهگري جمعي، بتوانند با اطمينان خاطر بيشتري فعاليت داشته باشند.
پژوهشگر در نهايت در سه سطح پيشنهادهای سياستي خود را مطرح ميكند: در سطح نهادي حكمراني نياز است كه وضعيت حقوقي مستقل براي رانندگان پلتفرمي به عنوان گونهاي جديد از اشتغال تعريف شود تا طراحي مدلهاي بيمهاي انعطافپذير و مشاركتي تنظيمگري حداقلي اما الزامآور براي پلتفرمها در دستور كار قرار بگيرد. در سطح سازماني ساختار و عملكرد پلتفرمها بايد الگوريتم تخصيص سفر با توجه به حساسيتهاي جنسيتي افزودن گزينههاي انتخاب جنسيتي در اپليكيشن مورد توجه قرار بگيرد و بازطراحي شود و در كنار آن به تقويت زيرساختهاي امنيتي درون برنامهاي، ايجاد كانالهاي نمايندگي و مشاركت رانندگان زن پرداخته شود. همچنين در سطح فرهنگي اجتماعي هم به توسعه و حمايت از كمپيهاي آگاهي بخشي درباره مشروعيت و اهميت اشتغال زنان و مشاركت موثر آنها در اقتصاد گيگ، همكاري با نهادهاي محلي و اجتماعي، گسترش آموزشهايي با هدف آگاهي جنسيتي براي مديران پلتفرمها و نهادهاي فرهنگي توجه شود.
زنان معمولي تاريخساز ميشوند
حميده دباغي، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي در اين نشست از محدوديتهاي تحقيقات كيفي سخن گفت و اينكه همواره بحثهاي مرتبط با ميدان مطالعه و گروه مورد مطالعه دشواريهايي وجود دارد. «اعتماد از سوي گروهي ميخواهيد آنها را بشنويد كم است و معمولا زنان فقط در مشاغل خاص وارد گفتوگو و تعامل ميشوند بنابراين تلاش كنيد تا سطحي از اعتماد متقابل ايجاد شود تا روايتها بازگو شوند.» او به تحقيقات و مقالاتي اشاره ميكند كه در اين زمينه در خارج از ايران انجام و منتشر شده است. «در چين محققي سه مقاله پشت سر هم در اين باره نوشته است و احتمالا منطق اهميت اين مساله در بافت چين هم به علت افزايش جمعيت است و اينكه بخش زيادي از نيروي كار آنها هم زنان هستند از سوي ديگر بافت فرهنگي آنها در آسياي شرقي به ما نزديك هست.» دباغي معتقد است كه اگر تاريخ زنان در يك بازه زماني تاريخي توسط ناموران زن به پيش رفته و جلو رفته است در عرصه و زمان كنوني، تاريخ زنان از طريق زناني نوشته ميشود كه شايد در نگاه خود بسيار معمولي هستند. «ما امروزه از زنان موتورسواري ياد ميكنيم كه شايد ايده آگاهانهاي در مورد تغيير فضاي زنان ندارند ولي به زيبا كردن شرايط زنان؛ به بهبود دادن و عادلانه كردن شرايط و فرصتهاي زنان كمك كردهاند بنابراين در اين مقطع تاريخي واقعا اين زنان كه از نظر خود بسيار معمولي هستند و از نظر خود شايد كار خاصي انجام نميدهند اما اتفاقا آنها در واقع تاريخسازان عصر كنوني هستند. زنان امروزه جسارت اين را دارند كه از كليشههاي جنسيتي پيرامون رانندگي كردن در سطح شهر فراتر بروند در شرايطي كه شايد در دو دهه گذشته يا كمتر ميشنيديم كه مثلا ماشين تو ماشين لباسشويي است؛ اگر چه به صورت مزاح. اين زنان راننده با باز انديشي در قدرت خود به صورت بسيار غيرمستقيم و نامحسوس چهره زن را در جامعه تغيير ميدهند و حتي لاستيك پنچر ماشين خود را هم كنار خيابان عوض ميكنند.» او به زنان موتورسوار اشاره ميكند كه پلاكاردي را پشت موتور خود ميگذارند با اين مضمون كه من تازه موتور گرفتم مراقب من باشيد و جالب اينكه مرداني هم بر اساس همين مفهوم محتوايي با اين مضمون توليد كردهاند: « دختر جون تو رانندگيتو بكن ما بايد مراقب باشيم.»
اين اضافه شدن زنان به حوزه عمومي و خروج آنها از آن نقطه امني است كه به گفته دباغي در گذشته به هر حال براي آنها فوايدي داشته است ولي امروزه در اين بستر اقتصادي ديگر نميشود انتظار داشت كه زنان در فضاهاي شغلي رسمي و قاعدهمندي كه ما تا قبل از اين ميشناختيم قرار بگيرند. «هر وسيله نقليه يا هر امكان وقتي در اختيار دو جنس قرار بگيرد حتما فرصتهاي جديدتري را فراهم ميكند مثلا اگر موتورسواري زنان مثل رانندگي پشت فرمان خودرو براي زنان جا بيفتد بسياري از دانشجويان در حين تحصيل ميتوانند با هزينه و زمان كم مشغول به كار شوند.» او البته با اشاره به بحث محرمانگي كه در گفتههاي سميه فريدوني بود اين را هم گفت كه بهرغم همه اينها در بلندمدت حتما شاهد خواهيم بود، زناني كه خود را معمولي ميانگارند تاريخسازان ما خواهند بود و ميتوانند در تغيير چهره شهر، جايگاه زنان و معناگذاري دوباره بر كليشههاي جنسيتي اثرگذار باشند. «حتما اين زنان با رانندگيهاي بهتري كه در شهر نمايش ميدهند، با همان احساس امنيت مادرانهاي كه به خانوادهها ميدهند، ميتوانند براي اين پلتفرمها، ساير تاكسيها و ساير مشاغل ارزش مجددي ايجاد كنند.»