• 1405 دوشنبه 4 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6449 -
  • 1405 دوشنبه 4 آبان

نگاهي به نمايش «ديوانه‌خانه زري بوره» به نويسندگي و كارگرداني همايون غني‌زاده

بدن فرسوده يك شازده بينوا

اين اجراي نامتعارف كه «شازده احتجاب» گلشيري را به ياد مي‌آورد، صدايي تازه در ميدان فرهنگي تئاتر كشور است

محمدحسن خدايي

همايون غني‌زاده در تازه‌ترين پروژه تئاتري‌اش، فضايي نامتعارف از يك موقعيت انساني مي‌سازد كه كمابيش يادآور «شازده احتجاب» گلشيري است. يكي از همان شازده‌هاي رو به انحطاط دودمان قجري كه روزهايش را با گوشه‌نشيني در اندروني سپري مي‌كند و براي جبران ناكامي‌هاي فزاينده‌اش در عرصه زندگي، ابايي از عملي كردن هر شكلي از خشونت نسبت به زيردستانش ندارد؛ اما فرجام كار اين موجود سترون، طردشدگي از جانب جامعه است. پس جاي تعجب نخواهد بود كه در اين جغرافياي جدل، شاهد اشيا و آدم‌هايي باشيم كه دوره و زمانه‌شان سپري شده، اما همچنان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. وقتي از راديو، صداي «فردي مركوري» و برنامه «گل‌ها» پخش مي‌شود، مي‌توان حدس زد كه تقابلي مابين سنت و تجدد در اين خانه در جريان بوده و مشخص كردن تاريخ دقيق حوادث تاحدودي دشوار. به نظر مي‌آيد زمان براي افراد اين خانه، سير طبيعي خود را از دست داده و دچار سكون و ايستايي است. از اين باب مي‌توان گفت هر چند روايت اجرا در باب تاريخ معاصر روبه‌رو است، اما فضايي كه بازنمايي مي‌شود به مثابه امري گنگ و نامتعين، نشاني است از درهم‌آميزي زمان‌ها. تو گويي روند تاريخي متوقف شده و دوران قاجار تا امروز ادامه يافته است. 
 همايون غني‌زاده در مقام نويسنده و كارگردان، ترجيح داده از مناسبات توليد تئاتر كه در دهه نود شمسي پي مي‌گرفت، فاصله بگيرد و بيان شخصي اين روزهايش را بر صحنه احضار كند. نوعي از زيباشناسي كه بر بازيگران توانايي كه در اين سال‌ها با او كار كرده و به نوعي تربيت شده‌اند، استوار است. همان افراد با استعدادي كه چهره چندان شناخته‌شده‌اي نيستند و صادقانه دل به كار جمعي توليد تئاتر داده‌اند. از ياد نبايد برد كه در دهه نود شمسي، سالن‌ مجهزي همچون تالار وحدت دراختيار همايون غني‌زاده بود و بسياري از چهره‌هاي مطرح تئاتر و سينما در اجراهاي او حضور داشتند. اجراهاي آن دوره هزينه هنگفتي را طلب مي‌كرد و بر صحنه آوردن‌شان براي بسياري از كارگردانان تئاتر ممكن نبود. اما امروزه، دوران ديگري فرا رسيده و مناسبات ديگري آغاز شده است، بنابراين فاصله‌ گرفتن از تئاتر بدنه، زيباشناسي متفاوتي را ضرورت مي‌بخشد كه همايون غني‌زاده مدتي است سعي دارد آن را به واسطه شيوه توليد تئاترهايي كه در فضاهاي نامتعارف بر صحنه مي‌آورد، تحقق بخشد. در اين شكل از توليد تئاتر، تمرين‌هاي طولاني مدت و خصلت آزمايشگاهي‌، اهميتي ويژه يافته و به تبع آن، ارزش افزوده‌اي قابل اعتنا براي كليت تئاتر كشور حاصل مي‌شود. گواه اين مدعا تماشاي نمايشي است كه اين شب‌ها دور از هياهوي سالن‌هاي رسمي شهر در «كارگاه تئاتر همايون غني‌زاده» روي صحنه است و مفهوم «در خانه بودن» را يك‌بار ديگر براي اغلب تماشاگران اين اجرا زنده مي‌كند. يك خانه قديمي با اصالت كه صميميت و غريبگي را به شكل توأمان به تماشاگران انتقال داده و تجربه متفاوتي از «تماشاگري» را امكان‌پذير مي‌كند. به هر حال كلانشهري چون تهران با تمامي مكان‌ها و محلاتش، واجد فضاهاي مسكوني متكثري است كه مي‌تواند يك اجراي نامتعارف تئاتري را ممكن كرده و رابطه اجراگران و تماشاگران را سهولت بخشد. 
 همان‌طور كه گفته شد اجراي «ديوانه‌خانه زري بوره» يك گسست زيباشناسانه در روند كار هنري همايون غني‌زاده محسوب مي‌شود. حتي انتخاب يك خانه قديمي كه به دست بورژوازي مستغلات تخريب نشده، تاكيدي است بر اين فاصله‌مندي از منطق سرمايه. وقتي فضاي اندروني يك عمارت رو به زوال كه محل تلاقي تضادها و تنش‌هاي يك خاندان قجري است به عنوان محل اجرا انتخاب مي‌شود، تاكيد كارگردان به درستي اين خواهد بود كه دوران اين شكل از سبك زندگي به سر آمده و مقاومت شازده‌جماعت در مقابل تغييرات بنيان‌افكن تجدد، امري است مبتذل. به واقع كه اين لجاجت در مقابل امواج تحول دنياي مدرن چيزي نيست غير از تمناي محال بازتوليد مناسبات اقتدارگرايانه پيش از اين. پس مي‌توان گفت شيوه اجرايي «ديوانه‌خانه زري بوره» چه در اجرا و چه در انتخاب محل اجرا، گسستي است از مناسبات پرهزينه توليد تئاتر. همان تئاترهايي كه بر صحنه آمدن‌شان بازتوليد وضعيت موجود و تدوام سيطره تهيه‌كنندگان و اسپانسرهاي مالي بر گروه‌هاي اجرايي است. آن بنگاه‌هاي مالي كه با منطق انباشت سرمايه تصميم مي‌گيرند كدام چهره شناخته ‌شده بر صحنه‌ آيد و به چه سياق بازي كند. نتيجه اين فرآيند سرمايه‌سالار، به‌محاق رفتن استقلال هنري گروه اجرايي و اهميت روزافزون منطق سرمايه است. 
 به لحاظ اجرايي همايون غني‌زاده ترجيح داده با چيدن صندلي‌هاي قابل حمل، دور تا دور اين اتاق قديمي و با اصالت، تماشاگران را به ضيافتي دعوت كند كه تماشايي و هراس‌انگيز به نظر مي‌رسد. در اين آيين تماشا مي‌توان به‌صراحت مشاهده كرد كه چگونه خشونتي پنهان در تار و پود اين خانه تنيده شده و همه‌ چيز را از معنا تهي كرده است. اين شكل حضور در صحنه، پاياني است بر فاصله‌مندي اجراگران با تماشاگران. همه‌ چيز با وضوح تمام مقابل ديدگان تماشاگران به وقوع مي‌پيوندد و بهت آنان را از روابط انساني اين جماعت موجب مي‌شود. قصه نمايش مربوط است به مناسك تكرارشونده‌اي كه شازده، مراد و خسرو ترتيب مي‌دهند تا نظم خانه از نو برقرار و ادامه وضعيت موجود ممكن شود. عروسكي كه بر صحنه است، اتصال اين سه نفر با گذشته‌اي است باشكوه كه ديرزماني است زمانه‌اش سپري شده است. زري بوره، فيگوري است مهم كه ميل‌هاي سركوب‌ شده را آشكار مي‌كند و محافظت از جسم در حال پوسيدنش و ادامه دادن وضعيت شازده ‌بودن عمل مي‌كند. در اين بين، هر كدام از شخصيت‌ها ‌بايد علاوه بر هويت خويش، به وقت بازي هر روزه، بار ديگر، نقشي تازه اجرا كنند تا منطق بازي چنان ادامه يابد كه بهانه اين شكل از زيستن اشراف‌منشانه مهيا شود. در اين ميان بازيگراني چون ايمان فتاحي، حميدرضا كوهرنگ و اميرعلي بهبهاني به ترتيب نقش مراد، شازده و خسرو را بازي مي‌كنند و با مهارت از پس نقش خويش برمي‌آيند. مراد با آن هيبت نوكرمآبانه‌، از ابتدا تا به انتهاي نمايش، ميان نوكري و سركشي در نوسان است. مردي پا به سن گذاشته كه عمر خويش را در اين عمارت مستهلك اشرافي هدر داده و عاشق صداي فردي مركوري است و ملال‌زده از برنامه گل‌هاي راديو. او مدام عرض و طول صحنه را قدم مي‌زند و پرده‌ها را باز و بسته مي‌كند. از نظر او آب‌انبار آلوده است و پاكيزگي بدن‌ها ناممكن. يكي از صدها رعيتي كه سرنوشت، مسير زندگي‌ آنان را به خلوت شازده‌هاي بي‌كفايت قجري كشانده و نابود كرده است. در مقابل اما بازيگري چون اميرعلي بهبهاني است كه با حضوري متناقض‌نما، گويا فرزند زري بوره است و در غياب مادرش، با پوشيدن لباس‌هاي زنانه، گاهي اوقات كه شازده خود را به تغافل زده، نقش زنانه مادرش را مقابل شازده اجرا مي‌كند. خسرو را مي‌توان همان انسان مطرودي دانست كه مجبور است بنا بر شرايط پيچيده‌اي كه در آن زندگي مي‌كند، نقش جنسيتي خويش را تغيير داده و زنانه يا مردانه شود. از اين منظر، مي‌توان گفت اين فرد، كار سختي در پيش دارد و در طول اجرا، توانسته اين حضور دوگانه را به خوبي تفكيك و اجرايي كند. حميدرضا كوهرنگ، با فيزيك بدني منحصربه‌فردي كه دارد، بهترين انتخاب براي نقش شازده است. مردي بوالهوس كه اطرافش را به خوبي تشخيص نمي‌دهد و مشكل ادراكي دارد و ديگران را به درستي نمي‌شناسد. جالب آنكه وقتي اين بازيگر در مقام شازده از تختخواب پايين آمده و مشغول عقوبت كردن خسرو مي‌شود، اجرا وجه تماشايي‌تري يافته و فضامند مي‌شود. به نظر مي‌آيد نيمه اول اجرا، با روايتي كمابيش ايستا و تكرارشونده مواجه هستيم كه مي‌تواند موجب ملال و سردرگمي تماشاگران شود، اما از جايي كه شازده پا بر زمين گذاشته و قضاوت و شكنجه را آغاز مي‌كند، اجرا جان مي‌گيرد و از كلام كاسته شده و بدن‌ها فضا را اشغال مي‌كنند.
 درنهايت مي‌توان گفت كه اجراي «ديوانه‌خانه زري بوره» توانسته با تمام فراز و فرودهايش، صدايي تازه در ميدان فرهنگي تئاتر كشور باشد. يك اثر نابهنگام با بدن‌هايي گروتسك كه بي‌وقفه مشغول توطئه عليه يكديگر بوده و صحنه را بحراني مي‌كنند، بي‌آنكه بيش از اندازه اغراق كرده و فريادهاي گوشخراش بكشند. بدن‌هايي طبيعي كه در دل يك وضعيت غيرطبيعي، غريب و منزجركننده به نظر مي‌‌آيند. جايي كه جنون و اشرافيت در يك اتحاد نامقدس، زندگي‌ها را به مسلخ برده و بدن‌ها را فرسوده مي‌كنند.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
وب گردی
دیبا کارت؛ یک سال در مسیر توسعه خدمات اعتباری قدردانی وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از بانك ملت/ تاكید بر تقویت همكاری ها در حوزه زیرساخت های صنعت گردشگری سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی هزارمین کارآموز؛ نقطه عطف پنج سال فعالیت آکادمی همراه اول