يادداشتي بر نمايش «يك شب، هزارشب» كاري از علي يدالهي
وامداري هوشمندانه از شهرزاد و شكسپير
ايرج افشاري
نمايش «يك شب، هزار شب» نمايش جذاب و موفقي است و اين موفقيت را مديون متن درست، بازيهاي پخته و جذاب، كارگرداني حساب شده و در نهايت اجراي كمنقص است. نمايش «يك شب، هزار شب» يك نمايش ايراني است كه از ظرفيتهاي نمايشگونههاي ايراني در جايجاي اجرا بهره برده و به موفقيت كلي اجرا كمك شاياني كرده است. در چند سال اخير در بين گروههاي نمايشي به ويژه گروههاي جوان موج كاذبي راه افتاده كه سعي دارند نمايشهاي ايراني را روي صحنه ببرند و به اشتباه با اين تفكر كه اگر به نمايشهاي ايراني روي بياورند، موفقيت و اقبال اجراهايشان تأمين و بيمه خواهد شد. اما نهتنها به استقبال مخاطبان از نمايشهاي ايراني كمكي نكردهاند، بلكه باعث ايجاد دافعه و حتي باعث دلزدگي از نمايشهاي ايراني شدهاند و از اين نكته غافل بودند كه اگر قرار است با رويكرد نمايشهاي ايراني، اجراهايشان را روي صحنه ببرند، بايد به چم و خم نمايشهاي ايراني وقوف كاملي داشته باشند و مخاطب امروزي تئاتر را نيز بهتر بشناسند و علي يدالهي علاوه بر شناخت خوبي كه از نمايش ايراني دارد، ذائقه مخاطب امروز تئاتر را نيز به خوبي ميشناسد. فرهاد نقدعلي، نويسنده متن نمايش «يك شب، هزار شب» با هوشمندي از قصههاي هزار و يك شب و نمايشنامه هملت شكسپير اقتباس خلاقانهاي كرده و قصه خود را به خوبي روايت ميكند و چون قرار است يك نمايش ايراني خلق شود، از هر عنصري كه وارد فضاي نمايش ميشود، از مابهازاي نمايش ايراني آن بهره ميبرد. از گروهي از زندانيان در بند استفاده ميشود تا با جادوي نمايش نجات پيدا كنند. از نمايشنامه هملت بارها اقتباس شده و همچنان اين فرآيند اقتباس ادامه دارد، اما فرهاد نقدعلي اقتباس خلاقانهاي از هملت در نمايش «يك شب، هزار شب» انجام داده است. در كل متن نمايش «يك شب، هزار شب» متني جذاب، روان و روايتي بدون اعوجاج دارد و مخاطب را تا پايان با خود همراه ميكند هرچند با پايان تلخ كه در نمايش روحوضي معمول نيست، اما به قدري اين امر در متن درست معماري شده است كه مخاطب آن را ميپذيرد. علي يدالهي در كارگرداني علاوه بر انتقال قصه فرهاد نقدعلي، سعي دارد با استفاده از تجارب چشمگيري كه از نمايش ايراني دارد، در كارگرداني از ظرفيتهاي نمايشهاي ايراني بهره كافي را برده و در طراحي ميزانسن، روايت قصه و هدايت بازيگران از آنها استفاده بهجا و مناسبي كند. نمايش «يك شب، هزار شب» گروه بازيگران موفقي دارد كه از آن ميان شهرام مسعودي و مرجان قمري با كولهباري از تجربه اتفاقا در حوزه نمايشهاي ايراني، در توفيق و موفقيت اجرا سهم عمدهاي دارند. در نهايت عمده موفقيت اجراي نمايش «يك شب، هزار شب» شيوه اجرايي آن است كه برآمده از نمايش-گونههاي ايراني و استفاده درست از بداهههايي است كه در جايجاي نمايش برگرفته از شرايط و معيشت روز و معاصر كشور است كه فاصله تماشاگر با نمايش را كم كرده و مخاطب از ابتدا تا انتهاي آن خود را همراه نمايش كرده و با لبخند و خندههاي خود بر درستي اجرا صحه ميگذارد. و نكته آخر اينكه راز مهم موفقيت هرگونه نمايشي درست عمل كردن و اهميت دادن به كيفيت اجراست و علي يدالهي و گروه اجرايي تلاش كردهاند كه اين مهم اتفاق بيفتد. نمايش «يك شب، هزار شب» نوشته فرهاد نقدعلي به كارگرداني علي يدالهي با بازي شهرام مسعودي، مرجان قمري، علي يدالهي، فرهاد شريفي، مهدي نوري، مهشيد ناصري، برديا يدالهي، محمودرضا پيرنيا، بهراد جاويد، مرسده قمري از 5 مهر اجراهايش را شروع كرده و تا يكم آبانماه 1405 ساعت 30: 19 در تماشاخانه سنگلج اجرا خواهد داشت.