آب، درهمتنيده با اقتصاد و سياست
مرجان يشايايي
هر كس كمي با موضوعات محيط زيست آشنا يا حتي دغدغه محيط زيست را داشته باشد، بيترديد كاوه مدني را ميشناسد. دكتر مدني، معاون اسبق سازمان محيط زيست ايران و رييس فعلي موسسه آب، محيطزيست و بهداشت دانشگاه سازمان ملل متحد و استاد موسسه سنجش از دور سامانههاي زمين دانشگاه شهري نيويورك در سيتيكالج نيويورك، يكي از مطرحترين دانشمندان مربوط به مديريت منابع آب در كره زمين به شمار ميرود. وي در مقالهاي در نشريه فوربس با عنوان «اقتصاد سياسي ورشكستگي آبي- چه كسي سود ميبرد و چه كسي ميپردازد؟» براي بار چندم و اينبار از زاويه اقتصاد سياسي به موضوع ورشكستگي آب پرداخته.
مدني در اين مطلب ورشكستگي آبي را بهطور ساده اينطور تعريف ميكند: ورشكستگي آبي به معناي شكلي از نظام ارتباطي بين آب و انسان است كه انسان بهطور مداوم فراتر از ظرفيت منابع آب تجديدپذير برداشت ميكند و در عين حال آنها را دچار آسيبهاي جبرانناپذيري ميكند.» يعني بيش از آنكه آب تجديد شود، مصرف ميشود.
در ادامه مطلب مدني توضيح ميدهد كه يكي از راههاي در امان ماندن از ورشكستگي آبي، پمپاژ كمتر آب از سفرههاي آب زيرزميني است و ميپرسد، چرا حالا كه انسان مشكل را به تمامي فهم كرده و راههاي حل مساله را هم ميداند، ما هنوز در هر گوشه جهان گرفتار ورشكستگي آبي هستيم و چگونه مصرف بيش از حد آب منافع كوتاهمدت اقتصادي و سياسي و به دنبال آن پس از مدتي هزينههاي زيانبار همراه ميآورد و در ادامه اينگونه توضيح ميدهد: « وقتي يك سفره آب زيرزميني در حال تهي شدن است، راهكار فني ممكن است ساده به نظر برسد: كمتر آب پمپاژ كنيد، اما چه پيش ميآيد وقتي معيشت هزاران كشاورز به همين پمپاژ وابسته شده است؟ وقتي ارزش زمينها، وامها، محصولات زراعي و تجهيزات، همگي بر پايه دسترسي مداوم به آب شكل گرفتهاند؟ وقتي برقِ مورد نياز براي پمپاژ شامل يارانه ميشود، سياستهاي كشاورزي توليد را تشويق ميكنند و دولتها دهههاست كه از همان نظامي حمايت كردهاند كه اكنون قصد كوچككردن آن را دارند؟»
براساس تخمينها، حدود 70درصد از آب سالم جهان در بخش كشاورزي مصرف ميشود و به همين دليل كشاورزان همواره وابسته به نظامهاي حكمراني هستند كه براي دههها سياستهاي عمومي، يارانهها، سرمايهگذاريها و انتظارات را شكل داده است.
به اين ترتيب روشن است كه تنها وجود راه حلهاي علمي و اراده دانشمندان براي فاصله گرفتن از ورشكستگي آبي چاره كار نيست. راهحل بسيار فراتر از روشهاي علمي است و بايد در نظامهاي سياسي و اقتصادي آن را جست. آبياري بيشتر به معني محصولات زراعي بيشتر، درآمدهاي روستايي، صادرات و شغل است. و هر قدر از آبهاي زيرزميني پمپ كنيد، يعني كشاورزان شاغل طي خشكسالي كمتر آسيب ميبينند. علاوه بر موارد بالا شركتها و صنايعي كه از تداوم وضع فعلي سود ميبرند مانند فروشندگان پمپهاي آب، شركتهاي سدسازي، شركتهاي دانشبنيان كه هر روز زيرساختها و فناوريهاي مربوط به پمپ كردن آب از سفرههاي آب زيرزميني را ارتقا ميدهند، همگي در جمع طرفداران وضع موجود هستند. در نظر دانشمنداني چون كاوه مدني، اما آسيبهاي جبرانناپذير اين سياستهاي به ظاهر حامي مردم، بعد از مدتي و به شكلي شديد و برگشتناپذير خود را نشان خواهند داد.
مدني در پايان مطلب راهحلهايي چندگانه را پيشنهاد ميكند كه همگي به اراده دولتمردان و سياستگذاران جامعه برميگردند، ارادهاي كه بتواند به صورتي خردمندانه و تدريجي و نه ناگهاني و آسيبزا پمپاژ و مصرف آبهاي زيرزميني در سراسر كره زمين را كاهش دهد.