با چراغ داغ دل
براي سفر آسماني محسن راستاني
گل ز كنج محبس گلدان به بستان ميرود
تنگدل از تنگناي جان، به رضوان ميرود
ره مگير اي خاك و در بر نازنين ما مگير
پيك ياران است و سوي بزم ايمان ميرود
با جهان آراست محسن را سخنها بعد ازين
با پيام دوستان سخت پيمان ميرود
داغ خرمشهر و ايران داشت عمري در دلش
با چراغ داغ دل نزد شهيدان ميرود
تا ببيند عكس خود بر شيشه لوح وجود
خسرو عكاسي ايران، شتابان ميرود
پشت و روي روح او چون صورت آيينه است
نزد يار، آيينه رخسار جانان ميرود
هر نسيمي دعوت وصلي است ياران! بيقرار
با نسيم كوي جانان، روح ريحان ميرود
دكتر محمدعلي محمدي (م.ريحان)