• 1405 سه‌شنبه 5 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6450 -
  • 1405 سه‌شنبه 5 آبان

تجربه كردن يا نكردن، متاسفانه مساله واقعا اين است

الهه فلاطوني

بزرگ‌تر عزيزي پستي فرستاد با اين مضمون كه «به بچه‌هاتون بگيد اينكه بهتون پيشنهاد مي‌دم يا نصيحت مي‌كنم براي اين نيست كه از تو باهو‌ش‌ترم. براي اينه كه من تجربه كردم و يك جاهايي زمين خوردم و شكست خوردم. من يك بار شكست خوردم و تجربه كردم براي اينكه تو كمتر شكست بخوري و زمين بخوري.»
هر چه بيشتر مي‌گذرد بيشتر متوجه اين مي‌شوم كه اين مدل برخورد با كوچك‌ترها چقدر مي‌تواند آنها را دست و پا چلفتي و بي‌اعتمادبه‌نفس بار بياورد. خواستن زندگي بدون خطا براي كوچك‌ترها در ظاهر خيلي خيرخواهانه و ارزشمند است، اما باطن و نتيجه‌اش انسان فاجعه‌اي است. كسي مي‌شود كه حتي اندازه يك ماشين‌رختشويي روشن كردن نمي‌خواهد ريسك خطا كردن را بپذيرد. صبر مي‌كند تا كسي كه يك بار اين كار را كرده و نتيجه خوبي به دست آورده از خواب بيدار شود و اين كار را بكند. معمولا بزرگ‌ترها در برخورد با اين مخالفت‌ها هم مي‌روند سراغ مفلوك‌ترين و زيانديده‌ترين مواردي كه نه تنها حرف آدم تجربه‌دار را گوش نكرده، بلكه حرف يك عقل سالم همسن‌وسال خودش را هم گوش نكرده. مثال‌هايي از تباه‌ترين آدم‌هايي كه مي‌شناسند، مي‌زنند به عنوان كسي كه خواسته همه‌چيز را خودش تجربه كند. 
اين بازي «بيا از تجربه من استفاده كن و همين كاري كه من مي‌گم را بكن.» آخرش مي‌شود انتظار كشيدن براي اينكه سرت به سنگ بخورد و با گردن كج برگردي و بگويي: «غلط كردم. از اين به بعد همان كاري را مي‌كنم كه تو گفتي.» اگر هيچ‌وقت اين را نشنوند باز هم به روش‌شان شك نمي‌كنند. شروع مي‌كنند از چيزي كه هست و تو هم از آن شكايتي نداري ايراد گرفتن. انگار رسالت بعدي خودشان را اين مي‌دانند كه نور بتابانند به تاريكي‌هايي كه از نظر آنها تاريك است. چه بسيار تاريكي‌هايي كه براي ديگري روشني است. چه بسيار بدي‌هايي كه براي ديگري خوبي است. چه بسيار بي‌راهه‌هايي كه براي ديگري راه دلچسب است. مطلق‌گرايي آفت ذهن اين‌جور بزرگ‌تري كردن است. 
اصلا شايد دوره اين تجربه‌بازي‌ها (اسمش را مي‌گذارم تجربه ‌بازي، چون از نظر من بازي است. بازي رواني با كوچك‌تر‌ها.) گذشته باشد. نمي‌دانم شايد در زمانه‌اي كه اينقدر سرعت تغييرات زياد نبود به كار مي‌آمد و مي‌شد با خيال راحت با تجربه بزرگ‌ترها زندگي را پيش برد. از روي دست آنها نگاه كرد و راه راست را رفت و به هدف رسيد. هدف چيست؟ هميشه هدف داشتن علاج است؟ خوب است؟ لازم است؟ ضروري است؟ در كتاب «تقويم بي‌هدفي» تام لاتس از اهميت بي‌هدف بودن مي‌گويد. از اينكه مي‌شود به جاي داشتن يك زندگي با هدف مشخص و در يك خط راست، زندگي كلاژگونه داشت و اوقات زيادي را بي‌هدف در كوچه‌پس‌كوچه‌ها و بي‌راهه‌ها پرسه زد. شايد چيزي آنجا پيدا شد كه همان چيزي باشد كه مي‌خواهيم. هزاران بار خواستني‌تر از تمام هدف‌هاي كلاسيك و سرراست.  اين بي‌هدفي و پرسه‌زدن را در مسافرت رفتن هم مي‌شود تجربه كرد. به جاي اينكه هر روز صبح كله سحر از خواب بيدار شويم و تا شب يكي يكي جاهاي ديدني را ببينيم و تيك بزنيم، خودمان را به جريان روز و حالمان بسپاريم. دست پشت سرمان كه مدام ما را به طرف هدف‌هاي مشخص و ليست‌شده هل مي‌دهد، قطع كنيم و به پاهايمان اجازه دهيم طبق غريزه يا كنجكاوي لحظه‌اي مسير را مشخص كند يا مثلا بي‌هدفي در نوشتن، تام لاتس مي‌گويد: «بهترين جستارها مدام از موضوعي به موضوع ديگر گريز مي‌زنند، كژراهه مي‌روند و دور خود مي‌چرخند و بازمي‌گردند تا دوباره به موضوعي ديگر گريز بزنند.» «بي‌هدفي روش جستارنويس است.» يكي از لذت‌هاي جستارنويسي همين بي‌هدفي است. نوشتن همراه با رهايي و بي‌توجه به اينكه هدف چيست و داريم به كجا مي‌رويم. تجربه من و خيلي‌ها اين است كه پاراگراف اول را با يك دغدغه يا تجربه شروع مي‌كنيم و همين‌طور پيش مي‌رويم و مي‌رويم و بند آخر از جايي سر در مي‌آوريم كه فكرش را هم نمي‌كرديم. به قول تام لاتس در جستارنويسي انگار داريم بلند بلند فكر مي‌كنيم.من شانس اين را داشتم كه بتوانم تا حدي بي‌هدف پرسه بزنم. پرسه زدن من بيشتر از جنس خواندن و يادگرفتن است. در خلال اين پرسه‌هايم رسيدم به نوشتن. نوشتن براي من يكي از بي‌راهه‌هايي بود كه شد راه دلچسبم. خواندن و نوشتن بي‌هدف، شد يكي از همان بي‌راهه‌ها و هرز گشتن‌ها كه الان نقطه اوج لذت من است. شانس رسيدن به اين لذت را بچه‌دار شدن به من داد. بچه‌دار شدن به‌‌رغم همه سختي‌ها و بيرون افتادن‌ها از جريان‌هاي زندگي فرصت مكث و بعد هم هرز گشتن را به من بيشتر از قبل داد. تنها راه پيدا كردن اين مكث بچه‌دار شدن نيست. از طرفي همه شرايط بازايستادن و پيدا كردن فرصت مكث را ندارند. اصلا شايد چنين مكث و بي‌هدف گشتن خواست و انتخاب همه هم نباشد.
اما اگر دنيا جايي بود كه به همه (يا حداقل به كساني كه دوست دارند) اجازه مي‌داد بلند بلند فكر كنند و بعدش هم عمل كنند خيلي جاي بهتري بود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
وب گردی
سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری رقابت فینالیست‌های تورنمنت گیمینگ همراه اول بر سر جایزه میلیاردی دیبا کارت؛ یک سال در مسیر توسعه خدمات اعتباری قدردانی وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از بانك ملت/ تاكید بر تقویت همكاری ها در حوزه زیرساخت های صنعت گردشگری سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی