درفشهاي ايران زمين
«درفشهاي ايران زمين: از آغاز تا امروز» نوشته محمدرضا (كوروش) خرمي منتشر شد.در ابتداي كتاب آمده است: «ارزش درفش در فرهنگ ايران آن اندازه بالا بود كه در دوران ساساني پس از چيرگي بر يمن و گشايش شهر صنعا، هنگامي كه سپاهيان خواستند به شهر درون شوند، به «وهرز»، سپهسالار ايران گزارش داده شد كه دروازه شهر كوتاه است و بايد درفش را خميده به شهر اندر كنيم. وي در پاسخ گفت: «هرگز درفش من افتاده به درون نشود دروازه را ويران كنيد.» تاريخ طبري، جلد دوم.در بخشهايي از پيشسخن نيز ميخوانيم: درفش، پرچم، بيرق يا هر نام ديگري كه بر آن گذاشته شود، از جمله رمزگانها يا نشانهها به شمار ميرود. نشانه، مجموعهاي است از نظامهاي علامتي كه در آن پيام يا پيامهاي رازگونهاي نهفته است كه با مشاهده و دقت در آن نشانه و با به كارگيري قدرت انتزاعي خود ميتوان وجود آن پيام را درك و تا اندازهاي با آن ارتباط برقرار كرد. شناخت رمز و راز نشانهها براي كشف پيام آنها خواهد بود. همه افراد شكل و شمايل درفش را ميشناسند، حضور آن را در محيط، نشاني از نمايندگي ملت و دولت متبوع قلمداد ميكنند. برافراشتن آن را دليل بر وجود نمايندهاي از آن ملت يا دولت در سرزمين خود، با برعكس حضور نمايندهاي از ميهن خود در جايي ديگر ميدانند. بيشتر افراد بهگونهاي جنبه تقدس به آن ميدهند و احترام ويژهاي براي درفش و حتي مناسك آن قائلند. در مقدمه درباره پيشينه نام درفش آمده است: درفش علمي است كه در روز جنگ برپا كنند. علم، بيرق، علامت و رايت معادلهاي درفش هستند. «درفش پارچه قماش سه گوشهاي است كه به زر منقش كرده بر سر علم بندند و چون معني درفشيدن و لرزيدن است اين را نيز درفش از آن گويند كه از باد ميلرزد.» به تركي درفش را «دولغه» ميگويند و آن فوطه (پارچهاي) است كه در روز جنگ در بالاي دستار برند». اين كتاب در ۳۴۹ صفحه مصور با شمارگان ۵۰۰ نسخه در انتشارات «واژهآرا» راهي بازار كتاب شده است.