• 1405 دوشنبه 4 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 4540 -
  • 1398 پنج‌شنبه 28 آذر

خط 11 و مسووليت شهروندي

سيد علي ميرفتاح

هوا آلوده است، اما چرا نباشد؟ باران و باد هنوز پاي‌شان را از تهران بيرون نگذاشته‌اند، آلودگي سريع سر جايش برمي‌گردد و زور و قوتش را دوچندان مي‌كند. درباره آلودگي حرف زياد مي‌زنيم، گلايه زياد مي‌كنيم، مقاله و سرمقاله هم  زياد مي‌نويسيم، اما آلودگي بيدي نيست كه به اين بادها بلرزد. صدمن نوشته و گفته به نيم جو عمل نمي‌ارزد، مع‌الوصف ما بيشتر به همين گفتن و نوشتن و پست گذاشتن و عكس گرفتن بسنده مي‌كنيم. براي اينكه راستگو باشيم، يك راه بيشتر وجود ندارد: پرهيز از دروغ. نمي‌گويم مقاله‌ها و سخنراني‌ها و سمينارها تاثيري در ترويج فرهنگ راستگويي ندارند، دارند اگرچه اندك. هرچه هست از هيچ كه بهتر است. براي ترويج فرهنگ پياده‌روي هم يك راه بيشتر وجود ندارد: پياده‌روي. يادتان هست چند سال پيش تلويزيون، دوربينش را به يك سمينار «پياده‌روي» برد و معلوم كرد كه همه مدعوين محترم با ماشين شخصي تشريف آورده‌اند؟ واعظ غيرمتعظ شاخ و دم كه ندارد. هركس حرفش با عملش نخواند، بخواهد يا نخواهد آلوده به نفاق است و شرمنده‌ام كه بگويم ما نيز به ميزان سهمي كه در آلوده كردن زمين و هوا داريم و به اندازه حرف‌ها و گلايه‌ها و اعتراض‌هايي كه از هواي ناپاك مي‌كنيم آلوده به نفاقيم. نمي‌شود من مدام در رسانه از هواي تيره و تار بنالم و عكس از مردمي كه نفس‌شان به شماره افتاده چاپ كنم اما به قدر مسووليت شهروندي حاضر نباشم پا از روي مار برندارم. هركجاي دنيا بود، كمپين راه مي‌افتاد كه از ماشين شخصي استفاده نكنيم، موتورهاي دودزا را بيرون نياوريم و گاز بي‌خودي به ماشين و موتورمان ندهيم. هركجا بود مردم بي‌آنكه كسي مجبورشان كند داوطلبانه سبك زندگي‌شان را تغيير مي‌دادند و بسياري از سفرهاي غيرضروري‌شان را كنسل مي‌كردند. هركجاي دنيا بود مردم در اين استفاده بي‌رويه از ماشين تجديدنظر مي‌كردند و جلوي آلوده‌تر شدن هواي آلوده را مي‌گرفتند. راحت‌ترين كار همين است كه توپ آلودگي را توي زمين شهرداري و دولت بيندازيم و قيافه طلبكار به خود بگيريم و بي‌كفايتي مسوولان را به رخ‌شان بكشيم. من وكيل مدافع مسوولان نيستم، كم‌كاري‌ و اهمال و خطاي‌شان را هم لاپوشاني نمي‌كنم اما خودم و شما را انذار مي‌دهم كه در اين ميان از مسووليت‌هاي شهروندي شانه خالي نكنيم و از اقدامات مردمي طفره نرويم. اصلا بياييد فرض كنيم كه مسوولان به فكر نيستند و آن‌قدر سمن سياسي و اقتصادي دارند كه ديگر ياسمن آلودگي و محيط زيست توجه‌شان را جلب نمي‌كند. اصلا فكر كنيم عمدي در كار است تا نگذارند، با خيال راحت نفس بكشيم و عين آدم سالم زندگي كنيم. آيا در اين وضعيت هم نبايد احساس مسووليت كنيم و قدري از اين ماشين‌سواري مسرفانه كم كنيم؟ حتي اگر هوا هم عين برگ گل پاك و منزه بود، اين روشي كه ما براي زندگي برگزيده‌ايم روش معقول و قابل‌دفاعي نيست. نان هم مي‌خواهيم بخريم ماشين آتش مي‌كنيم و با سوزاندن بنزين به نانوايي مي‌رويم. بچه ‌مدرسه‌اي‌ها از بس راه نمي‌روند گرفتار چاقي مفرط شده‌اند. دانشجوها از دم ماشين‌هاي‌شان را جلوي در دانشگاه بسته‌اند كه مبادا چهار قدم راه بروند و فوق و تحت‌شان يخ كند. كارمندها همه ماشين و موتور دارند، كارگران، مسوولان، روزنامه‌نگاران، بازاري‌ها و... با اين همه ماشين باز هم خدا پدر اكسيژن را بيامرزد كه به سختي راهي در ميان آلودگي مي‌گشايد و خودش را به دهان و دماغ ما مي‌رساند. خانه‌اش آبادان. سي سال پيش من در تحريريه‌اي كار مي‌كردم كه فقط يك نفر ماشين داشت. امروز برعكس فقط يك نفر ماشين ندارد. هر روز سر جاي پارك دعواست و هر روز راننده‌ها بايد با گاز و بوق و فحش و نعره راه خود را باز كنند و پيش بروند. از من بپرسيد مي‌گويم مشكل به سبك زندگي‌مان برمي‌گردد؛ سبكي كه با تنبلي و بي‌مسووليتي عجين است و تنه به تنه خودخواهي مي‌زند. آيا خيلي سخت بود كه ما  از سي سال جلوتر به فكر موتورهاي برقي مي‌افتاديم؟ خيلي سخت بود فرهنگ دوچرخه‌سواري را برادرانه و مشفقانه ترويج مي‌داديم؟ كسي مانع‌مان مي‌شد اگر به بچه‌هاي‌مان ياد مي‌داديم كه پياده يا با اتوبوس و مترو به مدرسه و دانشگاه بروند؟ دولت جريمه‌مان مي‌كرد اگر پياده‌روي در پاييز را روي برگ‌هاي خشك و زرد تبديل به عادت خوشايند مي‌كرديم؟ نيروي انتظامي گير مي‌داد اگر دختران و پسران بي‌حضور پرايد و پژو با هم راندوو مي‌گذاشتند؟ آيا مجبورمان كردند كه به عادت زشت و شرم‌آور اتواستاپ زدن رو بياوريم؟... اينها به كنار. آقاي من، برادر من، عزيز من، همشهري من، باور كن اگر هوا نباشد، هيچ چيز ديگر هم نخواهد بود. از صدقه سري هواست كه مي‌توانيم بحث سياسي كنيم و حق اعتراض را محترم بشماريم و با يكديگر گفت‌وگو كنيم. هوا كه نباشد، اينها هم نخواهد بود. پس هركس به سهم خود قدمي بردارد و به همان اندازه كه وجدانش آسوده مي‌شود، قدري از آلودگي بكاهد. من از خودم شروع مي‌كنم و تا آنجا كه بتوانم به خط 11 رو مي‌آورم. شما چطور؟

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
وب گردی
سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری رقابت فینالیست‌های تورنمنت گیمینگ همراه اول بر سر جایزه میلیاردی دیبا کارت؛ یک سال در مسیر توسعه خدمات اعتباری قدردانی وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از بانك ملت/ تاكید بر تقویت همكاری ها در حوزه زیرساخت های صنعت گردشگری سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی