فقط يك توران داريم
حامد ابوالقاسمي
بهتر است نوشته را با يك سوال آغاز كنيم؛ وقتي صحبت از حفاظت از يوزپلنگ است، دقيقا منظور چيست؟ يوز، يك گونه شديدا در معرض انقراض است كه از تمامي پهنه حضور خود در قاره آسيا، امروزه شايد كمتر از 40 فرد و فقط در بيابانهاي مركزي ايران مشاهده ميشود. سالهاست فعاليتهاي مختلفي براي حفاظت از اين گونه انجام شده كه البته در دو سال اخير اين فعاليتها تقريبا متوقف شده است. افراد و گروههاي مختلفي همواره سنگ حفاظت از اين گونه را به سينه ميزنند، اما بسياري از مواقع، برداشت عموم از اين تلاشها اين است كه اين افراد صرفا براساس علاقه شخصي يا زيبايي اين حيوانات براي حفاظت آن تلاش ميكنند، در حالي كه واقعيت چيز ديگري است. حفاظت از يوز به معني حفظ يك سرزمين است؛ سرزميني كه يوز در آن در كنار تمام اجزاي جاندار و بيجان زيست ميكند و انسان نيز بخشي از اين سرزمين است. براي حفظ يوز، نياز است كه همه اجزاي زيستگاه آن از خاك و سنگ و آب و هوا، گياهان و جانوران كوچك و بزرگ آن حفظ شوند؛ بومياني كه در ارتباط با يوز و زيستگاه آن هستند بايد معيشت پايدار داشته باشند. در يك كلام، يوز بهانهاي است كه يك طبيعت با همه اجزاي آن حفظ شود. بررسي و آگاهي از شرايط يوز، شاخصي است براي درك شرايط منطقه وسيعي از بيابانهاي مركزي ايران. متاسفانه شرايط اسفبار فعلي يوز، بيش از هر چيز نشاندهنده تخريب مناطق بياباني مركزي ايران و شرايط وخيم آن است. منطقه توران در شرق استان سمنان، به عنوان مهمترين زيستگاه و شايد تنها زيستگاه زادآور باقيمانده براي يوزآسيايي در جهان به حساب ميآيد. با وجود شهرت زياد اين منطقه، اقدام چشمگير و موثري در راستاي ترميم و بهبود شرايط آن كه درنهايت منجر به بهبود شرايط يوز خواهد شد، انجام نگرفته است. مهمتر از همه اينكه دود آتش بيتفاوتي نسبت به اين منطقه، در آيندهاي نهچندان دور به چشم همه مردم و بهخصوص ساكنان شهرهاي نزديك آن مانند كلانشهر مشهد نيز خواهد رفت. توران با وسعتي در حدود يك و نيم ميليون هكتار از بيابانهاي مركزي ايران، سالهاست كه تحت فشار چراي بيرويه دامهاي سبك و سنگين، تخريب زيستگاه و تخريب منابع آبي حساس قرار دارد. تاثير اين فشارها با شدت گرفتن خشكساليها دوچندان شده؛ به شكلي كه طبق مشاهدات و بررسيهاي ميداني انجام شده در طول سالهاي 1391 تا 1396 و دانش و اطلاعات محلي، تراكم و كيفيت پوشش گياهي در منطقه توران بهشدت كاهش يافته، دامنه كوير مركزي ايران در جنوب منطقه توران در حال گسترش به سمت شمال بوده و ميزان غبار و توفان و گرد و خاك بر اثر تخريب پوشش گياهي و فرسايش خاك به شدت افزايش يافته است. يوزآسيايي در ايران بالغ بر 10 ميليون هكتار زيستگاه دارد كه حفاظت موثر از آن، برابر است با حفاظت 10 ميليون هكتار از پهنه سرزمين و تمامي زيستمندان آن. در توران همه ساله دهها هزار راس دام سبك و كمتر از 10 هزار شتر چرا ميكنند كه اين چراي بيرويه، علاوه بر تخريب پوشش گياهي و خاك منطقه و نداشتن صرفه اقتصادي در شرايط موجود، عامل ايجاد ناامني براي حياتوحش و گسترش انواع بيماريهاست. كال شور به عنوان اصليترين رودخانه و منبع آبي توران كه از شمال تا جنوب اين منطقه كشيده شده است، جهت مصرف صنايع در بالادست مسدود ميشود كه اين خود عامل ديگري براي تشديد فشار خشكسالي و تخريب پوشش گياهي منطقه است. مثالهاي گفته شده شرايطي را ايجاد كرده كه با هر وزش باد كم يا زياد، گردوغبار و ريزگرد منطقه را فراميگيرد. اين شرايط كمابيش براي همه بيابانهاي مركزي ايران كه عمدتا روزي زيستگاه يوز بودهاند صادق است. يوز يك نشانه است، به اين معنا كه يوز اگر برود سلامت زيستگاه به شكل غيرقابل بازگشتي از دست رفته است. در اين صورت اگر هزاران يوز در اسارت تكثير شده باشند و بر فرض محال قابليت ورود به طبيعت را داشته باشند، ديگر طبيعتي نمانده كه در آن زيست كنند. از زيستگاه آنها مشتي خاك
باقي مانده كه حالا با هر وزش باد بر سر مامينشيند. روا نيست كه به بهانه توليد پروتئين يا استحصال معادن، امكان تنفس را از هموطنانمان سلب كنيم.