• 1404 سه‌شنبه 28 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6264 -
  • 1404 سه‌شنبه 28 بهمن

ایران ونزوئلا نیست

«اعتماد» در گفت‌وگو با مرتضي مكي زورآزمايي ديپلماتيك در ژنو را بررسی می‌کند

ايران با اتخاذ رويكرد فعال‌تر در مسير ديپلماسي و تاكيد بر مزاياي اقتصادي و امنيتي، تلاش دارد با لحاظ كردن خطوط قرمز دفاعي‌اش مسير را براي خروج از بحران حاكم فراهم كند
رزمايش «كنترل هوشمند تنگه هرمز»  نيروي دريايي سپاه برگزار شد

 

حديث روشني

 سيدعباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان، يكشنبه شب تهران را به مقصد ژنو ترك كرد؛ سفري كه با هدف شركت در دومين دور مذاكرات غيرمستقيم ايران و امريكا با ميانجيگري عمان انجام مي‌شود. عراقچي ضمن تشريح دستوركار سفر خود به ژنو اعلام كرد با ابتكارات واقعي براي دستيابي به توافقي عادلانه و متوازن به ژنو رفته و همزمان با رافائل گروسي، مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و نيز وزراي خارجه عمان و سوييس ديدار خواهد كرد.  به گفته رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان، تهران براي مذاكره آماده است اما تسليم در برابر تهديدها در دستور كار نيست. در هر حال اين مذاكرات در شرايطي برگزار مي‌شود كه سايه جنگ هنوز بر منطقه سايه افكنده است. تنها چند ماه از رويارويي مستقيم و بي‌سابقه ايران و اسراييل مي‌گذرد؛ درگيري‌اي كه با بمباران متقابل و آتش‌بسي شكننده پايان يافت و معادلات بازدارندگي را دگرگون كرد. همزمان، واشنگتن دومين ناو هواپيمابر خود را به منطقه اعزام كرده؛ نشانه‌اي دوگانه از آمادگي براي فشار نظامي و در عين حال اصرار بر ديپلماسي. در واشنگتن نيز پيام‌ها متناقض اما به ادعاي برخي ناظران معنادار ارسال مي‌شود. دونالد ترامپ مي‌گويد هنوز تصميم قطعي درباره اقدام عليه ايران نگرفته و ترجيح مي‌دهد مذاكرات به نتيجه برسد، اما همزمان بر مهار برنامه موشكي و نفوذ منطقه‌اي ايران تاكيد دارد. ديدار اخير او با بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير اسراييل نيز از وجود واگرايي‌هاي تاكتيكي حكايت داشت: اسراييل نسبت به هر توافقي كه غني‌سازي يا توان موشكي ايران را به ‌طور كامل مهار نكند بدبين است، در حالي كه ترامپ به‌ دنبال پيروزي سريع و ملموس از مسير مذاكره است. اكنون پرسشي كه مقابل برخي تحليلگران وجود دارد اين است كه آيا با لحاظ كردن اظهارات اخير معاونان وزارت امور خارجه درخصوص جزييات اين دور از مذاكرات، تهران اين‌بار با واقع‌گرايي بيشتري وارد ميدان شده است؟ در اين رابطه يك سفير پيشين فرانسه مدعي است ادعاي «تغيير رژيم» در دستور كار ترامپ نيست و گزينه نظامي بدون مداخله زميني، دستاورد سياسي تضمين‌شده‌اي نخواهد داشت. كشورهاي خليج‌فارس نيز نسبت به هرگونه جنگ گسترده هشدار داده‌اند. اين ارزيابي‌ها، فضاي تنفس محدودي براي ديپلماسي ايجاد كرده است. با اين حال برخي ناظران مدعي‌اند گره اصلي همچنان پابرجاست؛ واشنگتن خواهان محدوديت‌هاي گسترده‌تر از‌جمله بر حوزه موشكي است و تهران رفع تحريم‌ها را اولويت مطلق مي‌داند. در اين ميان هر دو طرف نيز بر اين باورند كه ديگري درنهايت عقب خواهد نشست.  به ادعاي اين گروه خطر دقيقا در همين يقين دوگانه نهفته است. ژنو اكنون صرفا محل يك مذاكره فني نيست؛ نقطه تلاقي محاسباتي است كه اگر بار ديگر دچار خطا شود، ممكن است منطقه را از لبه پرتگاه به درون آن سوق دهد. در همين راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي يكي از تعيين‌كننده‌ترين ادوار مذاكراتي تهران و واشنگتن طي ماه‌هاي اخير با مرتضي مكي، كارشناس روابط بين‌الملل گفت‌وگو كرده است. مشروح اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد: 

مرتضي مكي كارشناس مسائل بين‌الملل در پاسخ به پرسش «اعتماد» درخصوص نتايج احتمالي آخرين تحولات ديپلماتيك در آستانه دور دوم مذاكرات تهران و واشنگتن تشريح كرد: واقعيت اين است كه شخصيت دونالد ترامپ تغيير نكرده است؛ او همان مواضع تكراري و بعضا متناقض گذشته را مطرح مي‌كند. در عين حال كه از مذاكره سخن مي‌گويد، مطالبات حداكثري خود را به تعبير ايران روي ميز مي‌گذارد و حتي از احتمال تغيير رژيم (نظام) نيز صحبت مي‌كند. اين همان خواسته حداكثري امريكا و اسراييل است. تحولات دي ‌ماه و همچنين جنگ ۱۲روزه نيز در همين چارچوب قابل ارزيابي است؛ رخدادهايي كه از نگاه تهران، در راستاي براندازي نظام جمهوري اسلامي و با هدف كشته‌سازي، تحريك جامعه و ايجاد آشوب دنبال شد. به باور مكي در همين چارچوب، اعزام ناو امريكايي «يواس‌اس جرالد آر. فورد» نيز قابل تأمل است، ناوي كه اعزامش بيش از هر چيز با هدف تقويت نمايش قدرت امريكا و كسب امتيازهاي بيشتر از ايران در ميز مذاكره ارزيابي مي‌شود. واشنگتن تلاش دارد نشان دهد به همان ميزان كه از مذاكره سخن مي‌گويد، همزمان از ابزار فشار نيز استفاده مي‌كند؛ فشاري كه صرفا نظامي نيست، بلكه ابعاد رسانه‌اي و شناختي نيز دارد و مي‌كوشد با به جريان انداختن اين فشارها، حداكثر امتياز را از تهران اخذ كند. به واقع هر يك از مطالبات امريكا، متناسب به شكلي ابزار و روش خاصي را فعال مي‌كند؛ از تهديد به جنگ كنترل‌ شده گرفته تا عمليات رواني و فشار سياسي. 
اين تحليلگر روابط بين‌الملل در ادامه به «اعتماد» گفت: با اين حال، تهران نيز تلاش كرده است متناسب با اين شرايط، رويكرد فعال‌تري در پيش بگيرد. مواضعي كه ازسوي معاون اقتصادي وزارت امور خارجه مطرح شد، نشان مي‌دهد ايران در پي آن است كه نسبت به گذشته كنشگري فعال‌تري در مذاكرات با امريكا داشته باشد. تهران اين پيام را مخابره مي‌كند كه ايران نيز ظرفيت طرح موضوعات ديگر، به‌ ويژه در حوزه همكاري‌هاي اقتصادي را دارد. مكي در ادامه گفت‌وگوي خود با «اعتماد» خاطرنشان كرد: اينكه همكاري‌هاي اقتصادي در قالب مذاكرات با امريكا به‌ صورت مشخص و برجسته طرح مي‌شود، مي‌تواند نشانه ابتكار عمل جديدي ازسوي ايران باشد؛ ابتكاري براي آنكه نشان دهد مذاكره صرفا يك فرآيند سياسي بي‌نتيجه نيست و مي‌تواند براي طرف امريكايي نيز دستاورد داشته باشد.
 به بيان ديگر، تهران مي‌كوشد اين پيام را منتقل كند كه گفت‌وگو با ايران مي‌تواند براي واشنگتن چه در حوزه اقتصادي، چه امنيتي و چه در چارچوب اهداف منطقه‌اي امريكا آورده و امتياز ملموس ايجاد كند. از اين منظر، روند مذاكرات ايران و امريكا را مي‌توان نه صرفا در متن گفت‌وگوهاي رسمي، بلكه در حاشيه و لايه‌هاي مكمل آن نيز تحليل كرد؛ جايي كه همزمان با چانه‌زني‌هاي سياسي، بازي امتيازگيري، نمايش قدرت و طرح ابتكارهاي اقتصادي نيز در جريان است.
مكي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درخصوص انعطاف تهران در قبال مساله هسته‌اي به عنوان يكي از موضوعات رايزني‌هاي تهران و واشنگتن تشريح كرد: به هر حال، يكي از محورهاي اصلي اختلاف، ميزان غني‌سازي و سرنوشت اورانيوم ۶۰درصدي ايران است؛ مساله‌اي كه مي‌تواند در روند دستيابي به توافق يا تفاهم با امريكايي‌ها نقش تعيين‌كننده‌اي ايفا كند. از منظر تهران، انرژي هسته‌اي يك مطالبه ملي است و بارها تاكيد شده كه جمهوري اسلامي به دنبال سلاح هسته‌اي نيست. افزايش سطح غني‌سازي تا ۶۰درصد نيز، به گفته مقامات ايراني، در واكنش به قطعنامه‌هاي صادر شده ازسوي نهادهاي مرتبط با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و همچنين سياست‌هاي فشاري امريكا عليه ايران صورت گرفت. اكنون نيز به نظر مي‌رسد اصل موضوع قابل مذاكره است؛ ازجمله بحث رقيق‌سازي اورانيوم غني ‌شده، انتقال بخشي از آن به كشور ثالث يا حتي تشكيل كنسرسيومي براي غني‌سازي. اينها راهكارهايي است كه مي‌تواند زمينه رسيدن به توافق با امريكا را فراهم كند. با اين حال، اينكه امريكايي‌ها تا چه حد حاضر باشند در چارچوبي متوازن و با درنظر گرفتن خطوط قرمز ايران وارد گفت‌وگو شوند، محل ترديد است؛ به ‌ويژه آنكه واشنگتن همزمان از ابزارهاي فشار، ازجمله گزينه‌هاي نظامي، براي پيشبرد اهداف خود استفاده مي‌كند. 
به گفته مكي در چنين شرايطي، ايران ناگزير است ضمن حفظ آمادگي دفاعي حداكثري، مسير مذاكره را نيز به موازات آن دنبال كند تا بتواند در برابر فشارهاي شكل‌گرفته ازسوي امريكا، دست بالا را داشته باشد و از موضعي فعال عمل كند. نكته مهم اين است كه بايد از هر فرصتي براي جلوگيري از جنگ استفاده شود؛ چراكه در صورت وقوع جنگ، هيچ دستاورد و پيامد مثبتي براي ايران متصور نيست. اگر امريكايي‌ها بخواهند هزينه تعامل با ايران را به شكل تصاعدي افزايش دهند و خواسته‌هايي فراتر از چارچوب‌هاي متعارف مطرح كنند يا در قالب يك سياست گام ‌به ‌گام به دنبال تغيير رفتار يا حتي تغيير حاكميت در جمهوري اسلامي ايران باشند مسيري كه اسراييل آشكارا از آن حمايت مي‌كند طبيعتا رسيدن به تفاهم دشوارتر خواهد شد. 
اين كارشناس مسائل سياست خارجي در ادامه تصريح كرد: با اين حال، حتي با وجود اختلاف‌نظرهاي جدي در موضوعات مختلف، همچنان امكان دستيابي به يك تفاهم حداقلي وجود دارد؛ تفاهمي كه بتواند كم‌هزينه‌ترين راه عبور از پيچ تاريخي و وضعيت بسيار سخت و دشواري باشد كه ايران در سال‌هاي اخير با آن مواجه بوده است.
مكي در ادامه اين گفت‌وگو درباره اظهارات اخير معاون ديپلماسي اقتصادي وزارت امور خارجه درخصوص سرمايه‌گذاري در حوزه انرژي ميان تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: توجه داشته باشيد كه يكي از بهانه‌هايي كه در زمان خروج امريكا از برجام مطرح شد اين بود كه واشنگتن مدعي بود ايالات‌متحده هيچ آورده اقتصادي مشخصي از برجام نداشته است. اين گزاره البته دقيق و كامل نبود. يكي از مهم‌ترين مصاديق همكاري اقتصادي پس از برجام، قرارداد خريد بيش از ۸۰ فروند هواپيماي بويينگ از امريكا بود؛ قراردادي كه از منظر اقتصادي، توافقي قابل توجه و سودآور براي طرف امريكايي 
به شمار مي‌رفت و نشان مي‌داد ظرفيت همكاري اقتصادي ميان دو كشور وجود دارد. با اين حال، به نظر مي‌رسد در فضاي كنوني و به‌ويژه در دولت دوم ترامپ، اهداف امريكا از گفت‌وگو با ايران صرفا به همكاري اقتصادي محدود نمي‌شود، بلكه ابعاد سياسي و امنيتي پررنگ‌تري پيدا كرده است، ازجمله موضوعات مرتبط با برنامه موشكي ايران و مطالباتي كه همسو با خواسته‌هاي اسراييل مطرح است، به همين دليل، مذاكره در شرايط فعلي صرفا اقتصادي نيست، بلكه درهم ‌تنيده با ملاحظات ژئوپليتيكي و امنيتي گسترده‌تري است. 
به گفته مكي در چنين شرايطي، به نظر مي‌رسد ايران نيز بايد كنشگري فعال‌تري در قبال مذاكره با امريكا از خود نشان دهد. براساس آنچه از روند پنج دور مذاكره پيش از حمله و همچنين گفت‌وگوهاي اخير كه جزييات كامل آن هنوز منتشر نشده، برمي‌آيد ايران آمادگي دارد در حوزه‌هايي مانند سرمايه‌گذاري شركت‌هاي امريكايي، به‌ ويژه در بخش انرژي، وارد گفت‌وگو شود. باتوجه به ذخاير عظيم نفت و گاز ايران در خليج‌فارس و فلات قاره، اين ظرفيت وجود دارد كه پروژه‌هاي بزرگ انرژي براي شركت‌هاي خارجي، ازجمله شركت‌هاي امريكايي، سودآور باشد. اكنون بايد ديد واكنش امريكا به اين رويكرد چيست و آيا واشنگتن آمادگي دارد در چارچوبي متوازن وارد چنين مذاكره‌اي شود يا خير. اگر اين آمادگي و اراده سياسي شكل نگيرد، به نظر مي‌رسد مانع اصلي در مسير توافق، بيشتر در سمت امريكايي‌ها باشد. ايران به ‌صراحت اعلام كرده كه توپ اكنون در زمين امريكا است؛ اگر هدف واقعي، محدودسازي برنامه هسته‌اي در چارچوبي توافقي باشد، تهران آماده گفت‌وگو و رسيدن به تفاهم است. پرسش اساسي اين است كه آيا امريكا نيز چنين اراده‌اي دارد يا همچنان رويكرد فشار حداكثري را در اولويت قرار خواهد داد. 
مكي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درخصوص ارزيابي‌اش از محتواي دور دوم مذاكرات در ژنو تصريح كرد: پيش‌بيني درباره اين دور از مذاكرات بسيار دشوار است، چراكه ايران هنوز تمام جزييات محتواي گفت‌وگوها را به‌صورت رسمي بيان نكرده و ازسوي ديگر، محتواي مذاكرات ترامپ با نتانياهو نيز به شكل شفاف منتشر نشده است. 
علاوه بر اين، فضاي گفت‌وگو در امريكا نيز نسبت به دوره‌هاي قبل متفاوت به نظر مي‌رسد. برخي نشانه‌ها حاكي از آن است كه ترامپ با جديت بيشتري به دنبال مذاكره است، هر چند اين ارزيابي نسبي است و نمي‌توان با قطعيت و به‌ صورت مطلق درباره ميزان انطباق آن با واقعيت سخن گفت. با اين حال، نوع رفتار و كنشگري امريكايي‌ها نشان مي‌دهد كه آنها ملاحظات امنيتي بيشتري نسبت به گذشته در قبال واكنش ايران دارند. همين ملاحظات مي‌تواند حامل پيامي قوي براي همه طرف‌ها، به‌ويژه امريكا و دولت‌هاي اروپايي باشد؛ كشورهايي كه پيش‌تر مطرح مي‌كردند عباس عراقچي از پشتوانه لازم براي پيشبرد مذاكره برخوردار نيست و هرگونه توافق احتمالي ممكن است با تغييرات داخلي در ايران مواجه شود. به گفته مكي در اين چارچوب، حضور و نقش‌آفريني چهره‌هايي مانند علي لاريجاني كه گفته مي‌شود پيام‌هايي نيز ازسوي او به مقامات امريكايي منتقل شده اين معنا را القا مي‌كند كه شاكله حاكميت در تهران از مسير گفت‌وگو، مذاكره و دستيابي به تفاهم حمايت مي‌كند. اين امر مي‌تواند به عنوان مكمل تيم مذاكره‌كننده و تقويت‌كننده متني تلقي شود كه در دستور كار هيات ايراني قرار دارد. در مجموع، رويكردي كه در حال حاضر ازسوي ايران اتخاذ شده، نشان‌دهنده نوعي جديت در پيگيري مذاكرات است؛ جديتي كه مي‌كوشد همزمان با حفظ ملاحظات امنيتي و خطوط قرمز، مسير تفاهم را باز نگه دارد و اين پيام را منتقل كند كه تصميم براي مذاكره، تصميمي در سطح كلان حاكميت است نه صرفا يك ابتكار مقطعي از سوي تيم ديپلماسي.
اين كارشناس مسائل بين‌الملل در ادامه و درخصوص واكنش احتمالي اسراييل به كنش‌هاي امريكا و ايران در ميانه رايزني‌ها گفت: نمي‌توان فاكتور كارشكني اسراييل در روند مذاكرات ايران و امريكا را ناديده گرفت. اين متغير مهمي است كه مي‌تواند بر مسير گفت‌وگوها اثرگذاري جدي داشته باشد. چنين وضعيتي در دوره باراك اوباما نيز وجود داشت تا آنجا كه حتي برخي مقامات و بدنه سفارت امريكا نيز از جزييات مذاكرات اطلاع نداشتند و سطحي از پنهان‌كاري اعمال مي‌شد تا مانع از اخلال اسراييلي‌ها در روند گفت‌وگوها شود. اگر به ياد داشته باشيم، در جريان سفر بنيامين نتانياهو به امريكا در آن مقطع، او حتي در كاخ سفيد پذيرفته نشد و به سخنراني در كنگره بسنده كرد؛ اتفاقي كه نشان مي‌داد در آن دوره، ميان كاخ سفيد و اسراييل درباره نحوه مواجهه با ايران همسويي كامل وجود نداشت و اراده‌اي جدي در دولت اوباما براي رسيدن به تفاهم با تهران شكل گرفته بود. از اين منظر، ممكن است تفاوت‌هايي كه در ديدار اخير ترامپ با مقامات اسراييلي مشاهده شد، ناشي از همين نوع نگرش متفاوت باشد. بنابراين بايد تحولات پيشِ رو، ازجمله نشست‌هاي آتي، را با دقت بيشتري رصد كرد. به گفته مكي در موضوع ايران، پيام‌هايي كه ازسوي چهره‌هايي مانند علي لاريجاني در هفته‌هاي گذشته مطرح شده، حاوي اين نكته است كه اگر امريكايي‌ها واقعا از اعتبار، ضمانت و جديت لازم براي مذاكره و دستيابي به تفاهم برخوردار باشند و گفت‌وگوها را به نتيجه‌اي روشن برسانند، زمينه براي تنظيم و اجراي يك توافق فراهم است. طرح همكاري اقتصادي ميان ايران و امريكا نيز در همين چارچوب اهميت ويژه‌اي دارد. وقتي دو كشوري كه سال‌ها در تقابل بوده‌اند، آمادگي همكاري اقتصادي در سطوح بالا را مطرح مي‌كنند، اين مي‌تواند نشانه‌اي از آغاز مسير كاهش تنش و حركت به سوي مديريت اختلافات باشد. در اين ميان هرچه از ابتكار عمل‌هاي بيشتري ازسوي دو طرف در روند مذاكرات رونمايي شود تحركات مخرب تل‌آويو شدت خواهد گرفت.
مكي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درخصوص اهميت تصميم نهايي ترامپ در قبال ايران در آستانه انتخابات ميان‌دورده‌اي كنگره تشريح كرد: يكي از متغيرهاي تهديدآفرين براي ايران، موضوع انتخابات كنگره امريكاست. در برخي مقاطع، اين احتمال مطرح مي‌شود كه دولت‌هاي امريكا براي بهره‌برداري انتخاباتي، از «كارت حمله محدود و قابل‌كنترل» عليه ايران استفاده كنند. با اين حال، ايران نه ونزوئلاست و نه افغانستان. ساختار حكومتي جمهوري اسلامي، با وجود آسيب‌ها و فشارهايي كه در سال‌هاي اخير تجربه كرده، همچنان منسجم است و در بزنگاه‌هاي امنيتي، انسجام خود را حفظ كرده است. در تحولات سال گذشته نيز، با وجود نارضايتي‌ها و انتقاداتي كه در بخشي از جامعه وجود داشت، واكنش عمومي در چارچوب داخلي باقي ماند و به مداخله خارجي گره نخورد. ملت ايران نشان داد كه حتي در صورت طرح انتقاد، حاضر به پذيرش دخالت خارجي نيست. اين رفتار اجتماعي، در كنار توان دفاعي و نظامي ايران، يكي از مولفه‌هاي بازدارندگي در برابر تهديدات خارجي به شمار مي‌رود. از منظر محاسبات نظامي، هرگونه درگيري با ايران مي‌تواند به جنگي فرسايشي و پرهزينه براي امريكا تبديل شود. 
به گفته اين كارشناس مسائل سياست خارجي
 بر همين اساس، يكي از پيام‌هايي كه گفته مي‌شود در هفته‌هاي گذشته به طرف امريكايي منتقل شده، اين است كه هرگونه حمله به ايران، محدود و بدون تبعات نخواهد بود. تهران اين پيام را مخابره كرده كه پاسخ احتمالي مي‌تواند دامنه‌دار باشد و هزينه‌هاي قابل‌توجهي به همراه داشته باشد. افزون بر اين، حمله به ايران مستلزم پشتوانه نظامي گسترده و همراهي منطقه‌اي است؛ درحالي كه بسياري از كشورهاي منطقه تمايلي ندارند سرزمين يا پايگاه‌هايشان به سكوي حمله به ايران تبديل شود. در اين ميان، استقرار ناوهاي امريكايي در خليج‌فارس، درياي عمان و مديترانه نيز بخشي از همان معادله فشار و بازدارندگي متقابل است. حضور ناوهاي هواپيمابر امريكا، در كنار ساير تحركات نظامي، بيش از آنكه نشانه تصميم قطعي به جنگ باشد، مي‌تواند ابزاري براي حفظ سايه تهديد و افزايش فشار در مسير كسب امتيازهاي حداكثري تلقي شود.  با اين حال، بعيد به نظر مي‌رسد اين روش بتواند ايران را وادار به عقب‌نشيني از مولفه‌هاي اصلي قدرت دفاعي خود، ازجمله توان موشكي كند. در مقابل، پيشنهادهاي اقتصادي كه ازسوي ايران مطرح شده، مي‌تواند جنبه‌اي اميدواركننده در مسير خروج از وضعيت پرتنش كنوني باشد. تهران بايد از ميز مذاكره به عنوان يك دروازه ديپلماتيك براي دور كردن كشور از جنگ استفاده كند. مذاكره، اگرچه پرهزينه و پيچيده است، اما مي‌تواند از وقوع درگيري جلوگيري كند. بنابراين، حتي كوچك‌ترين ظرفيت‌ها نيز بايد براي پيشبرد گفت‌وگو و كاهش تنش به كار گرفته شود؛ مسيري كه هم مي‌تواند اميد را در جامعه تقويت كند و هم در سطح منطقه‌اي و بين‌المللي، از تشديد بحران جلوگيري نمايد.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون