به وقت تماشاي اصالت و علم
مرضيه نگهبانمروي
برنامه «اكنون» در شصت و يكمين قسمت خود، ميزبان مردي بود كه گويي تمام جادههاي جهان را زير پا گذاشته تا در نهايت به همان «حسينآقاي» بيآلايش يزدي برگردد. حضور دكتر محمدحسين پاپلييزدي در برابر سروش صحت، تنها يك گفتوگوي تلويزيوني نبود؛ بلكه كلاسي فشرده از زندگي، جغرافيا و اخلاق بود كه در آن، مرز ميان علم پيچيده دانشگاهي و فهم عامه مردم به زيباترين شكل ممكن فرو ريخت. پاپلييزدي شخصيتي استثنايي است؛ فيلسوفي كه جغرافيا را نه در نقشهها، بلكه در لايههاي زيرين پوست جامعه جستوجو ميكند. او كه دانشآموخته سوربن است و يكي از بزرگترين جغرافيدانان جهان به شمار ميرود، هنوز با همان لهجه شيرين يزدي سخن ميگويد و حتي وقتي به زبان فرانسه صحبت ميكند، اصالت يزدياش در آواها طنينانداز است. اين وفاداري به ريشه، نخستين درسي بود كه او در «اكنون» به مخاطب داد: «بزرگي در فراموش كردن گذشته نيست، بلكه در صيقل دادن آن با علم است.» بخش عمدهاي از شهرت مردمي او مديون مجموعه سترگ «شازده حمام» است. در روزگاري كه حوصله نسل جديد به خواندن يك پيام كوتاه هم قد نميدهد، پاپلييزدي توانسته با هفت جلد كتاب (و هشتمين جلد در آستانه چاپ) كه به چاپ پنجاه و پنجم رسيده، معجزهاي رقم بزند. او علم جغرافيا و مردمشناسي را از حصار اتاقهاي تاريك دانشگاه بيرون كشيده و در قالب داستانهايي پركشش به سفره مردم آورده است. شازده حمام، در واقع تقطير سالها پژوهش در يزد و مشهد و كوچنشينهاي شمال خراسان، استوا و قطب است كه با زباني ساده، اما عميق روايت ميشود. در اين برنامه، پاپلييزدي فراتر از يك نويسنده، در قامت يك مصلح اجتماعي ظاهر شد. او با همان انرژي وصفناشدني، از «ديپلماسي آب» سخن گفت؛ اما نه با لحن هشداردهنده جنگ، بلكه با ادبيات صلح. او به درستي اشاره كرد كه به جاي ترساندن دنيا از جنگهاي آينده بر سر آب، بايد آموخت كه چگونه به خاطر آب با هم صلح كنيم. نگاه او به همزيستي مسالمتآميز اديان در ايران و هند، گواهي بر اين مدعا بود كه ايران همواره سرزمين صلح و مدارا بوده است. يك ساعت و نيم حضور او در برنامه، بمباراني از اطلاعات واقعي و تحليلهاي رئال بود. وقتي از اخلاقيات در شاهنامه ميگفت يا با تواضع از همراهيهاي همسرش، خانم فاطمه وثوقي، تشكر ميكرد، مخاطب احساس ميكرد با انساني روبهرو است كه تمام ابعاد زندگي را به شكلي موزون رشد داده است. تماشاي اين قسمت از برنامه «اكنون»، پيشنهادي است نه فقط براي مردم عادي كه به دنبال جرعهاي اميد و آگاهي هستند، بلكه براي مسوولاني كه بايد بدانند راهحل مشكلات كشور، نه در مفاهيم انتزاعي، بلكه در شناخت دقيق جغرافيا و فرهنگ اين مرز و بوم نهفته است. پاپلييزدي ثابت كرد كه ميتوان دانشمند جهاني بود، اما «حسينآقاي گاراژ» باقي ماند و با همين سادگي، دنيايي را تكان داد. كتاب «شازده حمام» و اين گفتوگو، ميراثي است كه نشان ميدهد چگونه ميتوان با چراغ علم، تاريكيهاي جهل و نااميدي را از ميان برد.