• 1404 يکشنبه 3 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6268 -
  • 1404 يکشنبه 3 اسفند

تاريخ را خطي نخوانيم

نيوشا طبيبي

تاريخ‌نويسي ايراني، به خصوص درباره آنچه در دويست سال گذشته بر سر ما رفته، پر است از روايت‌هاي برساخته‌اي كه با واقعيت ماجرا چندان مطابقت نداشته و ندارد. آنچه درباره قاجارها گفته شده است، غالبا «ساختن كوهي از كاه» بوده و روايت‌هاي مجعول چنان جاي پايي در ذهن جمعي ما پيدا كرده كه تبديل به باوري قطعي و عمومي شده. آموزش تاريخ آن هم روايتي درست و عاري از قرائت‌هاي ايدئولوژيك از سنين دبستان، ضمن اينكه نسل‌هاي بعدي را با پيشينه ملي خود آشنا مي‌كند، در تربيت انساني‌هايي معتدل و منصف كه در بحران‌هاي پيش رو هم قادر هستند موضعي بر پايه عقلانيت و انصاف بگيرند، بسيار موثر است. سويه آموزش تاريخ در مدارس ما، از ابتداي كار، براساس قرائتي مصلحت‌جويانه از تاريخ بوده است. تاريخي كه روايت مي‌شود، بنا بر سليقه حاكميت - چه در اين دوره و چه در دوره‌هاي قبلي - با ديدگاه حاكميت و سليقه شخصي نويسندگان كتاب‌هاي درسي تاريخ هماهنگ مي‌شده. اين ديدگاه در نهايت به ضرر كشور و آينده آن است. تاريخ هيچ كشوري و به خصوص تاريخ ايران را نمي‌توان به صورت خطي و صرفا با استناد به هر منبعي كه انطباق بيشتري با روايت مالوف دارد، بازگو كرد. ژرف نگريستن به تاريخ نشان مي‌دهد كه هيچ حاكميتي مطلقا سياه و مطلقا سفيد نبوده. شاهد آن، سلسله ايلخانان مغول و تاريخ حكومتشان در ايران است. حتي اين اشغالگران كه در تاريخ ما به خرابكاري و وحشي‌گري و ايلغار و كشتار وسيع اشتهار پيدا كرده‌اند را نمي‌توان يكسره سياه و مخرب دانست. آنها وقتي بر تخت سلطنت تكيه زدند پس از قرن‌ها موفق شدند دوباره ايران را يكپارچه كنند، از شاخه‌هاي ديگر امپراتوري مغول فاصله گرفتند و روز به روز بيش از پيش صفات ايراني گرفتند و حتي در آباد كردن كشور و اعتلاي فرهنگ ايراني نقشي عميق و ماندگار برجاي گذاشتند. نشانه بارز آن درخشندگي هنر و ادبيات در قرن هفتم و پس از هجوم آنهاست. مغول‌ها، نام‌هاي ايراني بر فرزندان خود گذاشتند و اسلام آوردند و مشوق علم و هنر و ادب شدند. رشيد‌الدين فضل‌الله، طبيبي حاذق و سياستمداري وطن‌دوست و معمار فرهنگي ايلخانان و پايه‌گذار «ربع رشيدي» در تبريز و نويسنده «جامع التواريخ» بود. «ربع رشيدي» كه اكنون بقاياي آن در تبريز وجود دارد، نخستين شهر دانشگاهي جهان است - مانند آنچه امروز به آن «كمپوس» مي‌گويند. اداره اين شهر دانشگاهي حتي پيشرفته‌تر از شهرهاي دانشگاهي امروز جهان بود. در دنياي قديم اين مركز علمي از تمامي جهان متمدن آن روز دانشجو مي‌پذيرفت، مركز تحقيقات و بيمارستان خودش را داشت و براي ادامه حياتش، منابع مالي دقيقي بر اساس «نظام وقف» پيش‌بيني شده بود. تمامي آنچه استادان و دانشجوها نياز داشتند در يك‌جا، تجميع شده بود و حتي درباره جزييات تامين مواد اوليه و خوراك روزانه دانشجويان و استادان و بيماران هم تمهيداتي انديشيده شده بود تا آنجا كه مواد اوليه آشپزخانه آن از باغات و مزارع خود اين «كمپوس» تامين مي‌شد. كتابخانه اين شهر دانشگاهي بيش از شصت ‌هزار جلد كتاب در خود داشت، كارگاه كاغذسازي اين دانشگاه بي‌وقفه مشغول توليد بود تا نياز نويسندگان را براي توليد كتاب‌هاي جديد تامين كند.
درباره قاجارها هم سوءبرداشت‌ها و كج‌فهمي‌ها فراواني وجود دارد. عده زيادي آنها را مقصر قطعي جدا شدن سرزمين‌هاي ايراني قفقاز مي‌دانند، اما واقعيت اين است كه دندان طمع روس‌ها و عثماني‌ها، چند سال پيش از سقوط امپراتوري صفويه براي اشغال و تجزيه ايران، تيز شده بود. پتراول، سياست گسترش امپراتوري روس را اساس سلطنت خود قرار داده بود و حاكمان گرجي و ارمني ماوراء ارس محرمانه به روس‌ها ابراز وفاداري مي‌كردند و مي‌گفتند ما با آغوش باز از هم‌كيشان مسيحي خود استقبال مي‌كنيم و آماده‌ايم تا در لواي امپراتور روس زندگي كنيم. در واقع قرارداد تركمانچاي، نه سند تسليم كه صحه گذاشتن بر پايان كشمكشي بود كه در چندين دهه قبل و با استفاده خارجي از درگيري‌هاي داخلي دولت صفوي آغاز شده بود. دولت ايران با قرارداد تركمانچاي موفق شد قواي روس را به پشت ارس هدايت كند و ادعاهاي آنها را درباره تبريز و آذربايجان و خطر نفوذ عثماني را براي هميشه خنثي سازد. 
همچنين تامل در روايت مظلوميت و بي‌گناهي «لطفعلي خان زند» و قساوت و خونريزي «آقا محمد خان قاجار» نشان مي‌دهد كه لطفعلي خان قصد داشت كه بخشي از جواهرات گنج نادري را به «سرهارفورد جونز»، نماينده كمپاني هند شرقي بفروشد. آقامحمدخان قاجار و حسابگري او براي جمع‌آوري گنج نادري و سپردنش به خزانه سلطنتي، مانع او شد. جالب است كه افسانه مظلوميت و بي‌گناهي لطفعلي خان بيشتر توسط سه بريتانيايي يعني جونز، سرجان ملكم و سرپرسي سايكس روايت شده است.
اين نكته را داشته باشيد كه جنگ‌هاي بي‌وقفه خان قاجار به هشت دهه هرج و مرج و غارت خان‌هاي محلي پايان داد و ايران را كم و بيش در مرزهاي تاريخي‌اش تثبيت كرد. آغاز حكومت قاجار، دوره تثبيت و آرامش مردم پس از سال‌ها رنج و كشتار بود. دوره‌ آرامشي كه در سلطنت پادشاه نيك‌خو و فرهيخته‌اي چون ناصرالدين شاه به اوج رسيد. سپاسگزاري از دوره وفور و آرامش اين شاه از سوي مردم در نقش صورت او روي استكان و قوري خود را مي‌نماياند. دو ركعت نماز خواندن به نيت «شاه شهيد» در حرم شاه‌عبدالعظيم هم از سنت‌هاي يكي، دو نسل پيش از ماست. تاريخ را عاري از سوگيري سياسي بخوانيم تا فهمي واقعي از امروز داشته باشيم. شما را به خواندن كتاب ارزشمند «برآمدن قاجار» نوشته دكتر زرگري‌نژاد توصيه مي‌كنم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون