«اعتماد» در گفتوگو با سيد جلال ساداتيان بررسي میکند
امريكا در تله راهبرد تازه ايران
طرح پيشنهادي ايران كه دراختيار واشنگتن قرار گرفته از تغيير تاكتيكهاي تهران خبر ميدهد. بدين معنا كه مقامهاي رسمي كشورمان به دنبال مديريت همزمان بحرانهاي امنيتي و ديپلماتيك هستند. در چنين چارچوبي ايران تلاش دارد ابتدا سطح تنشها در ميدان را كاهش داده و سپس با دراختيار داشتن تضمينهاي قدرتمند مجوز رايزني درباره برخي از جنبههاي پرونده هستهاي كشورمان را صادر كند. تور ديپلماتيك سيد عباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان در ايستگاه مسكو و با ديدار طولانياش با ولاديمير پوتين، رييسجمهور روسيه به پايان رسيد؛ ديداري كه در آن، علاوه بر تاكيد بر تداوم شراكت راهبردي تهران-مسكو، آخرين تحولات جنگ، محاصره دريايي و سناريوهاي خروج از بنبست ديپلماتيك مورد بحث قرار گرفت. گفتني است عراقچي پس از اين رايزنيها از ايدههاي خوب براي همكاري و نيز اراده دو طرف براي عبور از شرايط كنوني سخن گفت؛ شرايطي كه بهگفته او، در آن امريكا به اهداف خود دست نيافته و اكنون ناگزير به بازگشت به مسير مذاكره است. با اين حال اين سفر، حلقه پاياني يك رفت و آمد فشرده ديپلماتيك بود؛ پيشتر، رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان دو بار به پاكستان و يكبار به عمان سفر كرده و در ديدار با مقامات اين كشورها، چارچوب پيشنهادي تهران براي پايان جنگ را تشريح كرده بود. به ادعاي برخي نشريات غربي محور مشترك اين رايزنيها، ارايه يك ابتكار مرحلهاي براي خروج از بنبست بود؛ طرحي كه بر اساس آن، ابتدا جنگ پايان يابد، محاصره دريايي لغو و وضعيت در تنگه هرمز تثبيت و سپس مذاكرات هستهاي در مرحلهاي جداگانه دنبال شود. اين پيشنهادات ادعايي كه به نوشته رسانههايي چون آكسيوس و وال استريت ژورنال از طريق ميانجيها به واشنگتن منتقل شده، با هدف دستيابي به يك توافق سريعتر در حوزههاي امنيتي مطرح گشت، هر چند به گفته اين منابع، ميتواند اهرم فشار دونالد ترامپ در مذاكرات هستهاي را كاهش دهد. با اين حال اختلافنظر در داخل دولت امريكا درباره پذيرش يا رد اين طرح شدت گرفته و حتي گزارشهايي از نارضايتي ترامپ از اين پيشنهاد منتشر شده است. با اين حال، برخي تحليلگران و مقامات سابق امريكايي، اين ابتكار را واقعبينانهتر و قابل تحققتر ميدانند؛ بهويژه در شرايطي كه هزينههاي اقتصادي و امنيتي ادامه بحران رو به افزايش است. در چنين فضايي برخي تحليلگران معتقدند تور منطقهاي و فرامنطقهاي عراقچي را ميتوان تلاشي براي آزمودن مسيرهاي تازه ديپلماسي دانست؛ مسيري كه اگرچه هنوز با ابهام همراه است، اما ميتواند نقطه شروعي براي خروج از وضعيت پرتنش فعلي باشد. به اين بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي ابعاد پيشنهاد جديدي كه ادعا شده از سوي تهران روي ميز مذاكره با واشنگتن قرار داده شده با سيد جلال ساداتيان، ديپلمات پيشين كشورمان گفتوگو كرده است. مشروح اين گفتوگو در ادامه ميآيد:
سيد جلال ساداتيان، ديپلمات پيشين كشورمان در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره اهميت تور ديپلماتيك وزير امور خارجه كشورمان كه با سفر ايشان به مسكو به پايان رسيد گفت: واقعيت اين است كه براساس شرايطي كه اكنون بر فضاي روابط ايران و ايالاتمتحده حاكم است، نميتوان از «آتشبس» به معناي كلاسيك آن سخن گفت؛ همانطور كه وضعيت موجود را نيز نميتوان يك جنگ تمامعيار تلقي كرد. آنچه شكل گرفته، نوعي وضعيت بينابيني و ناپايدار است؛ شرايطي كه در آن همزمان نشانههايي از تنش فعال و در عين حال پرهيز از درگيري مستقيم ديده ميشود. در چنين فضايي، هر لحظه اين احتمال مطرح است كه ايالاتمتحده امريكا، تحتتاثير اسراييل، دست به اقدام نظامي تازهاي بزند؛ احتمالي كه باتوجه به سوابق اخير، نميتوان آن را دور از ذهن دانست. به باور ساداتيان تحركات نظامي در منطقه، افزايش سطح آمادهباش و همزمان تشديد جنگ رواني، همگي در راستاي ايجاد فشار بر ايران ارزيابي ميشوند. اين اقدامات، بيش از آنكه نشانه تصميم قطعي براي جنگ باشد، تلاشي براي حفظ اهرم تهديد و مديريت فضاي رواني است. در اين ميان، نقش شخصيت و رويكرد دونالد ترامپ نيز قابل توجه است. او همواره تلاش كرده تصويري از اقتدار مطلق ايالاتمتحده ارايه دهد؛ اقتداري كه بر پايه توان اقتصادي، نظامي و فناوري اين كشور تعريف ميشود و انتظار دارد ساير بازيگران بينالمللي با آن همراه شوند. اين تحليلگر ارشد مسائل بينالملل در ادامه به «اعتماد» گفت: با اين حال، از نگاه تهران، اقداماتي كه از سوي واشنگتن صورت گرفته، در چارچوب «تعرض» تعريف ميشود و به عبارتي حتي در بستر گفتوگو نيز امكان بروز تنش نظامي وجود دارد. در اين چارچوب، پاسخ ايران صرفا محدود به اقدامات نظامي مستقيم نبوده، بلكه ابعاد ژئوپليتيكي و اقتصادي و تشديد تحركات ديپلماتيك براي كاسته شدن از سطح تنش نيز بوده است. به گفته ساداتيان در سطح كلان نيز به نظر ميرسد راهبردي كه ازسوي دونالد ترامپ و با پيگيري جديتر ازسوي بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسراييل دنبال ميشد، بر ايجاد يك شوك سريع و تعيينكننده استوار بود؛ سناريويي كه قرار بود در مدتزماني كوتاه، موازنه داخلي ايران را برهم بزند. اما ناكامي در تحقق اين هدف، طرف مقابل را به سمت تغيير تاكتيك سوق داد؛ از تشديد تهديدها، حتي در سطح طرح مباحثي چون استفاده از سلاحهاي غيرمتعارف، تا بازگشت به مسير پيشنهاد گفتوگو. اين ديپلمات اسبق كشورمان در ادامه به «اعتماد» گفت: در همين چارچوب، تلاشهايي براي آغاز مذاكرات با ميانجيگري پاكستان شكل گرفت. بستههاي پيشنهادي مختلفي نيز مطرح شد اما اختلافات اساسي، به ويژه درباره دامنه آتشبس، نحوه جبران خسارات و تعهدات متقابل، همچنان پابرجا بود. گفتني است در كنار اين مباحث، گفتوگوهاي فني در برخي حوزهها ازجمله آزادسازي منابع مالي ايران به طور موازي در جريان بود و حتي در برخي كميتههاي تخصصي پيشرفتهايي حاصل شد. با اين حال، اين پيشرفتها نتوانست به يك توافق جامع منجر شود. روند مذاكرات در دور اول كه به صورت فشرده و طولانيمدت دنبال ميشد، درنهايت به طور ناگهاني متوقف شد. اما در عين حال، تلاشهاي ديپلماتيك ازجمله سفرهاي آقاي عراقچي به اسلامآباد و مسقط و مسكو همچنان ادامه دارد و تبادل پيامها از طريق ميانجيها ازجمله پاكستان قطع نشده است. اين رفتوآمدها بيشتر با هدف تبيين شرايط ورود به مذاكرات احتمالي آينده انجام ميشود. در اين ميان، يكي از محورهاي اصلي اختلاف، همچنان موضوع برنامه هستهاي و سطح فعاليتهاي ايران در اين حوزه است؛ موضوعي كه به گفته مقامهاي ايراني، بايد براساس نيازهاي داخلي و در چارچوب حقوق شناخته شده بينالمللي تعريف شود، نه تحت فشار يا ديكته بيروني. ساداتيان در ادامه اين گفتوگو و در ارتباط با سرنوشت نقطه اختلافي ميان تهران و واشنگتن كه ادعا شده همچنان مساله هستهاي است به «اعتماد» گفت: ايران همواره تاكيد داشته است كه افزايش سطح غنيسازي تا ۶۰درصد، نه يك اقدام تهاجمي بلكه پاسخي تدريجي به نقض تعهدات ازسوي طرف مقابل بوده است. با اين حال، مقامهاي ايراني همزمان بر آمادگي براي بازگشت به چارچوبهاي قابل نظارت بينالمللي تاكيد دارند مشروط بر آنكه حقوق هستهاي كشور در چارچوب نيازهاي صلحآميز ازجمله تامين سوخت نيروگاهها به رسميت شناخته شود. از نگاه تهران، موضوع تسليحاتي شدن برنامه هستهاي، اساسا محل مناقشه نيست، چراكه هم گزارشهاي آژانس بينالمللي انرژي اتمي و هم ارزيابي بسياري از انديشكدهها و كارشناسان غربي، عدم انحراف برنامه هستهاي ايران به سمت سلاح را تاييد كردهاند. باوجود اين، فشارهاي سياسي و اقتصادي ادامه يافته و همين مساله، يكي از محورهاي اصلي انتقاد ايران است. به گفته ساداتيان در چنين شرايطي احتمالا پيامهاي جديدي ازسوي واشنگتن از طريق ميانجيها ازجمله پاكستان و همچنين كانالهاي مرتبط با عمان منتقل شده كه حاكي از تمايل به ازسرگيري گفتوگوهاست، بالاخص كه مسقط در موضوع مديريت تنگه هرمز بازيگري تعيينكننده است. همزمان، ديدارهاي ديپلماتيك در سطوح مختلف، ازجمله رايزني ميان مقامهاي پاكستاني با رييسجمهور ايران و ديگر مقامات ارشد، در همين راستا قابل ارزيابي است. با اين حال به نظر ميرسد تهران تاكيد دارد كه هرگونه گفتوگوي جديد بايد در چارچوبي روشن و مبتني بر تعهدات متقابل شكل بگيرد. از نگاه ايران، تجربههاي پيشين نشان داده كه ورود به مذاكرات بدون تضمينهاي عيني، ميتواند به تكرار همان چرخه بياعتمادي منجر شود؛ به ويژه در شرايطي كه همزمان با طرح پيشنهاد گفتوگو، اقداماتي مانند تشديد حضور نظامي در خليجفارس يا اعمال فشارهاي اقتصادي ادامه دارد. اين كارشناس ارشد مسائل سياست خارجي در ادامه خاطرنشان كرد: در همين راستا، ايران معتقد است وضعيت فعلي و به عبارتي نه جنگ و نه صلح و تداوم يك آتشبس نانوشته، به نفع هيچيك از طرفها نيست. گفتني است در سطح پيشنهادها، برخي ابتكارات نيز ازسوي ايران مطرح شده است. ازجمله ايدههايي درباره ورود به يك فازبندي جديد در مذاكرات يا حتي طرحهايي در حوزه هستهاي مانند تعليق موقت غنيسازي براي يك بازه زماني مشخص مثلا چند سال به منظور ايجاد اعتماد. اين پيشنهادها، به گفته منابع ايراني، در قالب گفتوگوهاي فني و در كميتههاي تخصصي بررسي شده و ميتواند مبنايي براي حركت به سمت كاهش تنش باشد. در عين حال، تهران تلاش دارد با فعالسازي ديپلماسي منطقهاي و بينالمللي از اسلامآباد و مسقط گرفته تا رايزني با ولاديمير پوتين در مسكو ابتكار عمل را در دست بگيرد و روايت خود را در سطح جهاني تقويت كند. ساداتيان در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درباره بسته پيشنهادي جديد ايران كه در مقابل واشنگتن قرار داده است، گفت: ادعايي كه برخي رسانههاي غربي از جمله آكسيوس مطرح ميكنند ناظر بر اين موضوع است كه تهران به جاي ورود فوري به پرونده هستهاي، ابتدا پايان جنگ، رفع محاصره و تثبيت وضعيت در آبراههاي منطقهاي را در دستور كار قرار داده و سپس به سراغ مذاكرات هستهاي ميرود. از نگاه برخي تحليلگران غربي، اين رويكرد ميتواند به معناي به تعويق انداختن يا دور زدن پرونده هستهاي تلقي شود، اما در روايت ايران، اين يك تغيير تاكتيكي براي مديريت همزمان بحرانهاي امنيتي و ديپلماتيك است. به باور اين ديپلمات پيشين كشورمان در اين چارچوب، ايران تلاش دارد ابتدا سطح تنش را در ميدان كاهش دهد از جمله در موضوعاتي مانند امنيت كشتيراني در تنگه هرمز و پايان فشارهاي نظامي و سپس در فضاي كمتنشتر وارد گفتوگوهاي پيچيده هستهاي شود. اما پرسش اصلي اين است كه آيا چنين پيشنهادي ميتواند ازسوي دونالد ترامپ پذيرفته شود يا نه. پاسخ قطعي به اين سوال دشوار است. ساداتيان در ادامه گفتوگوي خود با «اعتماد» خاطرنشان كرد: اما چند متغير كليدي در اين ميان نقش دارند؛ نخست، شرايط داخلي ايالاتمتحده است. فشار حزب دموكرات امريكا، انتقادات افكار عمومي نسبت به هزينههاي درگيري و نيز شكافهايي كه حتي در ميان جمهوريخواهان درباره ادامه مسير وجود دارد، ميتواند ترامپ را به سمت نوعي توافق موقت سوق دهد. در عين حال، او نياز دارد هر توافقي را به عنوان پيروزي عرضه كند. دوم، ملاحظات منطقهاي است. نارضايتي برخي كشورهاي منطقه از تبديل شدن به صحنه درگيري و همچنين برداشت فزايندهاي كه نشان ميدهد سياستهاي واشنگتن بيش از هر چيز در خدمت امنيت اسراييل قرار گرفته، فشار مضاعفي بر امريكا ايجاد كرده است. اين وضعيت ميتواند بر محاسبات كاخ سفيد تاثير بگذارد. سوم، هزينههاي تداوم بحران است. افزايش هزينههاي نظامي، بيثباتي در بازار انرژي و شكلگيري موجهاي اعتراضي چه در داخل امريكا و چه در سطح بينالمللي همگي عواملي هستند كه ادامه وضعيت موجود را براي واشنگتن پرهزينه ميكنند. به گفته اين تحليلگر ارشد روابط بينالملل با اين حال، يك مانع جدي نيز وجود دارد و آن شكاف ميان خواستههاي دو طرف است. ايران تاكيد دارد كه ابتدا بايد نشانههاي ملموسي از كاهش فشار ازجمله پايان محاصره و اقدامات نظامي ديده شود، در حالي كه امريكا معمولا ترجيح ميدهد اين امتيازات را در دل يك توافق جامعتر، به ويژه در حوزه هستهاي، بگنجاند.
بر همين اساس، ميتوان گفت اين پيشنهاد بالقوه ميتواند راهگشا باشد، اما نه لزوما تعيينكننده. اگر ترامپ به اين جمعبندي برسد كه يك توافق مرحلهاي ميتواند هم فشارهاي داخلي را كاهش دهد و هم دستاوردي سياسي براي او ايجاد كند، احتمال پذيرش آن وجود دارد. ساداتيان در ادامه و در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در ارتباط با سناريوهاي احتمالي ناشي از شكست مجدد ديپلماسي گفت: در چنين شرايطي، احتمال اقدام محدود يا نمايشي ازسوي واشنگتن نيز دور از ذهن دانسته نميشود؛ اقدامي كه ميتواند با هدف خروج از وضعيت فشار و نمايش ابتكار عمل صورت گيرد، بيآنكه لزوما به يك درگيري گسترده منجر شود. لذا خطر بازگشت به درگيري حتي در قالب اقدام محدود همچنان وجود دارد و از سوي ديگر، تداوم وضعيت فعلي «نه جنگ، نه صلح» نيز خود به مثابه يك فشار فرسايشي عمل ميكند. اين وضعيت هم براي ايالاتمتحده امريكا و هم براي ايران هزينهزاست؛ از فشارهاي سياسي و اقتصادي گرفته تا آثار رواني بر جامعه. اين ديپلمات اسبق كشورمان در ادامه به «اعتماد» گفت: در داخل ايران، اين بلاتكليفي به شكل نوعي اضطراب عمومي بروز ميكند؛ اينكه افق روشني از آينده ديده نميشود و پرسشهايي مانند احتمال وقوع جنگ، سرنوشت تحريمها و مسير توسعه اقتصادي، دايما در ذهن جامعه تكرار ميشود. با اين حال، او تاكيد ميكند كه اين شرايط به توقف كامل فعاليتهاي داخلي منجر نشده و پروژههاي بازسازي و توليد همچنان در حال پيگيري است؛ از تامين نيازهاي صنعتي تا تداوم فعاليت واحدهاي بزرگ مانند فولاد مباركه. با اين حال، تفاوت ميان اداره كشور در شرايط عادي و مديريت در وضعيت اضطراري قابلچشمپوشي نيست. اين تحليلگر ارشد روابط بينالملل در ادامه و در رابطه با نتايج احتمالي تشديد تحركات ديپلماتيك تهران به «اعتماد» گفت: در هر حال در اين ميان، سفرهاي منطقهاي و رايزنيهاي آقاي عراقچي به عنوان بخشي از تلاش براي يافتن نقطه خروج از وضعيت فعلي ارزيابي ميشود؛ تلاشي براي بازتعريف مسير گفتوگو و حركت بهسمت راهحلي كه نه مبتني بر فشار، بلكه بر پايه تفاهم و واقعگرايي باشد. از نگاه او، تجربه درگيريهاي اخير نشان داده كه گزينه نظامي نه تنها به نتيجه مطلوب نرسيده، بلكه بر پيچيدگي بحران افزوده است. به گفته ساداتيان از طرفي در سطح كلان نيز، نوعي اجماع نسبي در نظام بينالملل در حال شكلگيري است كه راهحل اين بحران، نه در تشديد تقابل، بلكه در فعالسازي ديپلماسي نهفته است. در همين راستا، نقش بازيگران ميانجي اهميت پيدا ميكند؛ كشورهايي مانند پاكستان و عمان كه تاكنون در انتقال پيامها نقش داشتهاند. ميتوان دايره اين رايزنيها را گسترش داد و از ظرفيت قدرتهايي مانند چين نيز بهره گرفت؛ كشوري كه به دليل وزن اقتصادي و جايگاهش در معادلات بينالمللي، ميتواند در كاهش تنش نقش موثرتري ايفا كند.